|
|
|
|
|
• ويژه نامه « حوادث » اين هفته را درصفحات ويژه بخوانيد.
|
|
|
|
با تلاش گروه جويندگان عاطفه روزنامه ايران صورت گرفت
|
|
|
|
|
كوتاه و خواندنى
آشپزى راهى براى پيدا كردن همسر
يك وب سايت آلمانى كه خدماتى نظير آشنا نمودن زنها و مردها براى ازدواج را انجام مى دهد بر اين اعتقاد است كه: «قلب درون شكم است.»براساس اين شعار او به اعضايش پيشنهاد مى كند كه سعى كنند ابتدا از آشپزى همديگر و سليقه يكديگر در مورد غذا و پيش غذا مطلع شوند سپس به مسائل ديگر بپردازند. اين وب سايت معتقد است «آشپزى كردن فقط براى خود احمقانه است.» در اين سايت از ۱۱ هزار عضو كه بين ۱۸ تا ۷۱ سال سن دارند خواسته مى شود كه مشخصات خود و عكس و مهارت هاى آشپزى و غذاهايى كه مورد توجه آنها را بفرستند تا براى آنها همسر پيدا كنند.
دزدى با شيشه آبجو
مردى با شيشه شكسته آبجو از يك بانك سرقت كرد سپس يك ماشين دزديده و باعث حداقل پنج تصادف در مسير فرارش به سمت آتلانتا، آمريكا شد. بابى تايرون هيل ۴۵ ساله، بدون هيچ مقاومتى توسط پليس دستگير شد. سه نفر در اين تصادف بخاطر جراحات سطحى راهى بيمارستان شدند.به گفته پليس فرد مظنون به شعبه نوركراس بانك آمريكا وارد شد و در خواست پول نموده و سپس شيشه آبجويى را كه در دستش داشته شكست. يكى از كارمندان بانك مقدارى پول نقد به او مى دهد كه مقدارى از آن را در حاليكه براى سرقت ماشين اقدام مى كرد روى زمين پاركينگ مى ريزد.
جريمه بخاطر خوردن سيب
پليس لندن براى اثبات مجرميت زنى كه در زمان رانندگى به سمت محل كارش سيب مى خورده متوسل به گشت هاى شناسايى مجهز به دوربين و هليكوپترهاى شناسايى پليس شد. پس از ۹ جلسه استماع دادرسى و يك دادگاه كه بيش از دو ساعت به طول انجاميد، پرستار پرورشگاه سارا مك كافرى پس از آنكه دادگاه تصميم پليس مبنى بر جريمه كردن وى را تأييد كرد ۶۰ پوند جريمه پرداخت كرد.پليس از هليكوپتر، هواپيما و اتومبيل براى فيلمبردارى از وضعيت جاده هاى مسير وى به تى نسياد، شمال غرب انگلستان پس از آنكه مأموران پليس او را به گوشه جاده كشانده بودند استفاده كرد.مك كافرى ۲۳ ساله به روزنامه سان گفت: اينكه براى چنين مسأله اى تا اين اندازه نيرو صرف كردند خنده دار است. «آيا فكر نمى كنيد كه آنان كارهاى بهتر ديگرى نيز مى توانستند انجام دهند؟»
احمق ترين خلافكار دنيا
آمريكا، مردى را كه اخيراً به همراه همدست خود زنى را كه مأمور بردن پيتزا به خانه ها بود دزديده بود نامزد مسابقه احمق ترين خلافكاران جهان معرفى كرد.به گفته پليس نيوكاسل، پس از آنكه دو مرد زن را دزديدند يكى از آنها با تلفن همراه قربانى تماس گرفت تا معذرت خواهى كند و همچنين از او تقاضا كند كه با وى قرار ملاقات بگذارد.قربانى ۱۸ ساله اين درخواست را رد كرد و در عوض شماره تلفن همراه را به پليس داد كه منجر به دستگيرى برنت برلون ۲۵ ساله شد. پليس همچنين آندره مور ۱۸ ساله را دستگير كرده و هنوز به دنبال يك جوان ۱۶ ساله است كه او نيز با اين آدم ربايى مرتبط مى شود.مأموران پس از جست وجوى خانه آنها دو جعبه پيتزا و رسيد خريد را در سطل آشغال پيدا كردند.براون و مور تحت باز داشت قرار دارند.
نجات مرد پس از ۳۵ روز سرگردانى در غار
يك مرد فرانسوى كه به مدت ۳۵ روز در پيچ و خم هاى غارى دور افتاده گم شده بود با خوردن گل و چوب خشك توانست زنده بماند. جين لوك ورجس ۴۸ ساله به يك روزنامه فرانسوى گفت كه براى خودكشى به اين منطقه دور افتاده رفته بوده و در حاليكه در راه هاى پرپيچ و خم غار مى گشته چراغش از كار مى افتد و او ديگر قادر نبوده كه راه خروج را پيدا كند. اتومبيل او ۳۵ روز بعد در بيرون غار توسط سه بچه مدرسه اى كه به علت اعتصاب معلمشان به مدرسه نرفته بودند پيدا شد. بچه ها به پليس اطلاع دادند تا او را از غار نجات دهد. بنابر گزارش روزنامه ها او ۱۸ كيلوگرم وزن كم كرده و بسيار ضعيف شده است.
دستگيرى نوجوان بخاطر عكس گرفتن با اسلحه
پليس پرتغال يك نوجوان را دستگير كرد كه در وب سايت طراحى شده به وسيله خودش عكس هايى از خود با مسلسل و پول هايى كه مدعى شده از راه جنايت به دست آورده ، گذاشته بود.اين در حالى است كه او نام كامل خود و شماره تلفن همراهش را نيز در آن قيد كرده بود.ماركو گورا ۱۷ ساله متهم به نگهدارى غير قانونى اسلحه و داشتن مواد مخدر است كه پس از جست وجوى پليس در اتاق او پيدا شد.او گفت: «آنها همه چيز را بردند: اسلحه، كامپيوتر و همه چيز و حالا من ديگر نمى توانم به اينترنت دسترسى داشته باشم.»
خطرات پيغام فرستادن با تلفن همراه
پزشكان ايتاليايى معتقدند پيغام فرستادن با تلفن همراه آن هم به ميزان زياد ممكن است براى شما يا انگشتانتان بد باشد.آنان اين مطلب را به مردم بخصوص به جوانان مى گويند كه تايپ كردن با گوشى هاى تلفن همراه مى تواند منجر به حساس شدن تاندون ها شود.گزارشى از اين نظريه را برخى روزنامه هاى ايتاليايى در هفته گذشته انتشار داده بودند.بنا به اين گزارش ها يك دختر ۱۳ ساله در شمال ايتاليا بخاطر آنكه در يك روز حداقل ۱۰۰ پيغام كوتاه را تايپ كرده بود دچار ناراحتى در ناحيه انگشتان و دستش شد و توسط پزشك ارتوپد تحت معالجه قرار گرفت.حدود ۳۷ درصد از كودكان ايتاليايى به تلفن همراه «اعتياد» پيدا كرده اند.
كودك و آكاردئون سر گردان در تاكسى
بر اساس تحقيقات به عمل آمده در شش ماه گذشته بالغ بر ۱۱/۳۰۰ كامپيوتر لپ تاپ، ۳۱/۴۰۰ كامپيوتر دستى و ۲۰۰/۰۰۰ تلفن همراه در تاكسى ها در سراسر دنيا جا گذاشته شده اند.همچنين راننده هاى تاكسى در شش شهر گفته اند كه وسايل ديگرى را كه توسط مسافرا نشان جامانده بود، پيدا كرده اند كه در بين آنها يك آكاردئون، ۳۷ شيشه شير، دندان هاى مصنوعى و اندام هاى مصنوعى ديده مى شود. يك راننده نيز گفته است كه او حتى يك كودك را در تاكسى اش پيدا كرده است.در اين بين اهالى لندن در مورد لپ تاپ هايشان سهل انگارتر هستند.
|
|
|
|
|
بچه هاى رعد
|
|
|
در آگوست سال ۲۰۰۰ كيسه هاى ضخيم مشكى در سطح رودخانه موكليوم ظاهر شدند.اين رودخانه زيبا كه از بين دره عميق گرانيت و جنگل انبوه صنوبر رد مى شود يك محل زيبا و دوست داشتنى براى مردم شمال كاليفرنياست كه از گرماى سوزان تابستان براى استراحت به آنجا مى روند. مردى كه با جت اسكى در رودخانه حركت مى كرد، اولين كيسه را پيدا كرد و از روى كنجكاوى آن را باز كرد ولى يك جسد انسان در آن يافت. چند ساعت بعد يكى از مأموران ساحلى كيسه ديگر را كه بر آب شناور بود نيم مايل دورتر پيدا كرد. در اين كيسه سر يك انسان بود. كيسه سوم توسط يك زيست شناس در حال تحقيق در رودخانه يافت شد. ۹ كيسه سرانجام پيدا شد كه بعضى از آنان توسط گروه غواصان از رودخانه خارج شد.كيسه ها شامل قسمت هاى مختلف اعضاى بدن سه نفر بود، يك زوج مسن ويك زن جوان. بيش از يك هفته مأموران پليس ساكرامنتو كانتى تلاش نمودند تا توانستند اعضاى بدن اين سه نفر را از هم جدا كنند و كنار هم بچينند. اين كشف هولناك اوج قتل هاى وحشيانه اى بود كه توسط يك گروه سه نفره از اعضاى سابق فرقه مذهبى مورمن انجام شده بود كه در آن پنج نفر را به عنوان نقطه شروعى براى آغاز فعاليت گروهى خود كه با هدف گسترش «خوشحالى، صلح وعشق» بود كشته بودند. گلن هلرز ۳۰ ساله، برادرش جاستين ۲۸ ساله و دوست جاستين به نام داون گادمن ۲۶ ساله در همان روز كه اولين كيسه پيدا شد دستگير شدند. حدود چهار سال طول كشيد تا هيأت منصفه جزئيات در هم و برهم پرونده را مرتب كرده و آخرين نفر از سه عضو گروه را به خاطر جنايت زندانى كنند. قربانيان سلنيا بيشاپ ۲۲ ساله كه دختر گيتاريست سبك بلوز الوين بيشاپ بود، مادر بيشاپ جنيفر ويلارين وهمراه او جيمز گامبل، ايوان وآنت اشتانيمن كه ۵۵ سال بود زن و شوهر بودند. اشتانيمن اولين كسى بود كه كشته شده بود البته پس از آنكه اين گروه صدهزار دلار براى سرمايه گذارى جهت گروه خود به زور گرفته بودند. سه قربانى ديگر به خاطر آنكه از جزئيات اين زورگيرى با خبر بودند كشته شدند. اين گروه سه نفرى خود را كودكان رعد مى ناميدند و معتقد بودند كه نقشه قتل هايشان عملى خداپسندانه است. < كودكان عادى تمام كسانى كه برادران هلزر را مى شناختند هرگز تصور نمى كردند كه آنان تبديل به چنين قاتلينى شده باشند. آنان در خانواده اى با مذهب مورمن و در منطقه اى به نام مارتينز كه شهر كوچكى نزديكى سانفرانسيسكو قرار داشت،بزرگ شده بودند. برادران هلزر كودكى عادى داشتند كه اين امر را خانواده، دوستان و تمام افرادى كه آنان را مى شناختند تأييد مى كردند. گلن هلزر كه به تيلور معروف بود برادر بزرگتر بود كه جذاب واجتماعى بود. جاستين بيشتر درون گرا بود اما يكى از اعضاى تيم كشتى مدرسه اش بود و رهبر گروه جوانان در كليسايشان به شمار مى رفت. جاستين پيرو برادر بزرگترش بود و سعى مى كرد كه تأييد و موافقت او را جلب كند. تيلور اين احساس را در او تقويت و تشويق مى كرد و همواره به او مى گفت: «من فرد اول هستم و تو دوم» . پس از فارغ التحصيلى از دبيرستان پسرها به عنوان اعضاى گروه مورمن شروع به فعاليت نمودند. تيلور به برزيل و جاستين به تگزاس رفت. وقتى كه آنان به كاليفرنيا بازگشتند جاستين به عنوان سيم كش و تيلور به عنوان حلال سهام در سانفرانسيسكو مشغول به كار شدند. < ازدواج در همان زمان تيلور با زنى آشنا شد كه در سال ۱۹۹۳ با وى ازدواج كرد. آن دو صاحب دو دختر شدند اما سه سال بعد از هم جدا شدند چون تيلور احساس مى كرد كه از همسر و يك مورمن خوب بودن خسته شده است.او مى خواست كه زندگى اش را فراتر از كليسا ببرد. اين را همسر سابق او ، آن هلزر در جريان دادگاه قتل تيلور به قاضى گفت.
• بقيه در صفحه ويژه ۴
|
|
|
|
|
خشونت عليه زنان
• ويژه نامه « حوادث » اين هفته را درصفحات ويژه بخوانيد.
|
|
|
عليرغم اهميت كودك آزارى و بروز رو به فزونى سالمند آزارى، اين زنان هستند كه به شكل همسر، همسر ترك شده، همسر مطلقه، نامزد، دختر و خواهر، اكثريت قربانيان خشونت هاى خانگى را تشكيل مى دهند.براى هزاران سال مردان بر همسران خويش كه در واقع دارايى آنان تلقى مى شدند سلطه اى بى چون و چرا داشته اند. ممكن است گمان رود كه سلطه و مالكيت مردان بر زنان مربوط به جوامع شرق است - هر چند كه برخى اديان به ويژه اسلام در جهت احقاق حقوق زنان تأكيد ورزيده اند - اما واقعيت اين است كه چنين امرى در كشورهاى غربى تا همين ايام سابقه طولانى دارد. براى نمونه، قاعده اندازه انگشت شست در انگلستان به اين امر اشاره داشته است كه يك مرد تا جايى كه تركه اى كه براى تنبيه زن خود به كار مى برد كلفت تر از انگشت شستش نباشد، به اين كار مجاز است. در انگلستان قرون ميانه، مرد مجاز به تنبيه بدنى، حتى كشتن زن خود به قصد تأديب او مى بود. درايالات متحده آمريكا، تا سال ۱۹۱۳ ميلادى، تنبيه بدنى زنان توسط شوهرانشان جنبه قانونى داشت. اطلاعات در مورد زن آزارى در ايالات متحده آمريكا حكايت دارد كه از هر شش زن در اين كشور، دست كم يكى از آنان در سال كتك سختى از شوهرش مى خورد. برخى پژوهشگران ترجيح مى دهند از «خشونت عليه جنس زن» صحبت كنند و اعتقاد دارند كه اين موضوع دامنه اى گسترده دارد، از وادار كردن زنان به روسپيگرى، باردارى ناخواسته زنان، نقص عضو زنان به شكل ختنه كه در برخى كشورهاى عربى و آفريقايى رايج است، تا كشتن زنان به دست پدر، برادر، عمو، شوهر يا هر مرد ديگر خانواده به عنوان زير پا گذاشتن قواعد قبيله اى و عشيره اى (براى نمونه ازدواج يا تمايل ازدواج زن نسبت به مردى كه خانواده اش نمى پسندند). از نظر تاريخى، شوهر حق دسترسى نامحدود جنسى به زن خود را داشته است و از زن انتظار مى رفته است به خواسته هاى جنسى شوهر خويش بدون قيد و شرط گردن نهد. اما امروزه حتى صحبت از تجاوز در چارچوب رابطه جنسى است، به اين معنى كه مرد به زور و برخلاف خواسته زن بخواهد با او رابطه جنسى برقرار كند. در برخى كشورها اين امر قابل تعقيب كيفرى شده است و واقعيت هم آن است كه مجبور كردن زن به رابطه جنسى با زور و اجبار توسط شوهر، عموماً به قصد تحقير و توهين زن و انتقام جويى از او صورت مى گيرد. به نظر مى رسد سه متغير عمده مشخص كننده مردانى باشد كه به زنان خود آزار جسمى مى رسانند: ناكامى و سرخوردگى و فشار روانى ناشى از رويدادهاى محيطى، رفتار آموخته شده يا نقش مردانه به عنوان يك هنجار فرهنگى و استفاده از الكل و مواد مخدر. احساس سرخوردگى و ناكامى و فشار روانى مردان ممكن است به دلايل گوناگونى روى دهد. براى نمونه، احساس ناشايستگى و بى كفايتى شوهر به عنوان يك مرد، به عنوان روزى آور، به عنوان پدر، به عنوان شوهر، يا به عنوان عاشق در اين مورد نقش دارد. احساس ناايمنى در مرد كه منجر به خشونت او نسبت به زنش مى شود ممكن است ناشى از وابستگى بيش از حد او به زنش باشد كه با ترس از دست دادن او همراه مى شود. نقش هاى جنسيتى، كه از طريق روند اجتماعى شدن آموخته مى شود، مى تواند مرتبط باخشونت به همسر باشد. مردان مى آموزند كه پرخاشگر و سلطه گر باشند و از زنان متوقع اند كه مطيع و منفعل باشند. هر نمايشى از برترى به وسيله زن - براى نمونه،شاغل بودن زن در حالى كه شوهر بيكار است و يا اگر هر دو شاغل باشند زن درآمد بيشترى داشته باشد - ممكن است منجر به برانگيخته شدن خشم شوهر نسبت به زن گردد. (در شماره آتى به دنباله موضوع مهم خشونت عليه زنان خواهيم پرداخت)
|
|
|
|
|
با تلاش گروه جويندگان عاطفه روزنامه ايران صورت گرفت
ديدار۳ برادربعداز۵۰ سال
|
|
|
۲۷ دى ماه سالجارى با چاپ خبرى در مورد جست وجوى مرد جوانى براى يافتن برادرش ابوالفضل در صفحه حوادث روزنامه ايران، نوشته بوديم: فروردين سال ۷۳ با مرگ مردى به نام اسماعيل باقريان پسر ۱۵ ساله اش از حرف هاى اطرافيان جسته و گريخته متوجه شد كه پدرش قبل از ازدواج با مادر او دو بار ازدواج كرده بود. او بعد از جست وجوى زياد موفق شد كه خواهرش صديقه را پيدا كند. ارتباط صميمانه اين خواهر و برادر تا سال ۸۲ ادامه داشت تا اينكه «صديقه» نيز به پدرش پيوست.پسر نوجوان كه حالا براى خود جوانى شده بود در طول سالها رفت و آمد با خواهرش از زبان او شنيده بود كه برادرى به نام ابوالفضل دارد. او تنها عكسى از ابوالفضل دردست داشت و مى دانست كه ابوالفضل صاحب چند دختر است... ذهن اين پسر جوان با ديدن رؤياى پدر و درخواست او براى يافتن ابوالفضل بيشتر درگير شد. او اين بار براى آرامش پدر و يافتن برادرش با وجود تلاش بسيار با آدرسى كه صديقه به او گفته بود خيابان نظام آباد تهران را جست وجو كرد، ولى جست وجوى او به نتيجه نرسيد و او ناچار براى يافتن «ابوالفضل» به بخش جويندگان عاطفه روزنامه ايران مراجعه كرد و درخواست كمك و يارى نمود. با چاپ مطلب جست وجوى اين پسر جوان بود كه چند تن از نزديكان ابوالفضل با ديدن عكس دوران جوانى او با ما تماس گرفتند و ابوالفضل را كه بى خبر بود در جريان قرار دادند. وقتى ابوالفضل با اضطراب پاى به تحريريه روزنامه ايران گذاشت تا پس از ۵۰ سال برادران و خواهرانى را كه هرگز از وجودشان اطلاعى نداشت، ديدار كند نگاه پر از انتظار اين مرد بر در تحريريه دوخته شده بود.وقتى دو برادر ابوالفضل او را براى لحظاتى در آغوش گرفتند او در ميان آنان جاى گرفت و درحالى كه دو دستش را در دستان آنان قفل كرده بود گفت: در اين لحظه آنقدر خوشحال هستم كه نمى توانم آن را توصيف كنم. انگار دوباره متولد شده ام. ۴۸ سال تنها بودم. در اين ۴۸ سال با روزگار ساختم، ولى حالا كه دو برادر دارم، احساس مى كنم كه پشتم به پشت آنها گرم است.وى اضافه كرد: سال ۶۳ بود كه صديقه و پدر و عمه به خانه ما آمدند، از آن سال تا پايان جنگ جبهه بودم. زندگى مان در جنگ نابود شد و من پس از پايان جنگ دوباره از صفر شروع كردم تا زندگى ام را بسازم. از همان سال بود كه ديگر صديقه را نديدم.وى افزود: به يكى از اقوام نزديك گفته بودم كه اگر صديقه را ديد يا صديقه با او تماس گرفت هرطور شده شماره مرا به او بدهد يا شماره او را به من بدهد ولى او گفت: صديقه تلفن ندارد.از او خواستم من و او را به هم برساند ولى تا سال ۷۴ خبرى نشد. همه اقوام را مى ديدم ولى هيچ كس به من نگفته بود پدرم پس از مادر من و مادر صديقه همسر ديگرى گرفته و از او صاحب چند فرزند است. در تمام اين سال ها چشم انتظار تلفن صديقه يا آمدن او بودم.تا اينكه از طريق يكى از اقوام نزديك متوجه شدم كه عكس من را در روزنامه چاپ كرده اند و برادرانم به دنبال من مى گردند. باورم نشد تا اينكه روزنامه را خواندم. همه چيز درست بود عكسى كه از خودم به صديقه داده بودم در روزنامه چاپ شده بود. خوشحال بودم از اينكه بعد از ۴۸ سال از تنهايى بيرون مى آيم و برادرانى دارم ولى خواندن خبر مرگ صديقه در همان مطلب براى من كه هنوز چشم انتظار ديدار صديقه هستم خيلى تلخ است.دو برادر چشم به ابوالفضل دوخته اند. همه شاد و خوشحال هستند اما آنان نيز آرزو مى كنند كه اى كاش صديقه زنده بود و اين لحظه را مى ديد.سه مرد دست در دست هم از تحريريه روزنامه ايران خارج مى شوند و من صداى ابوالفضل را مى شنوم كه رو به دو برادرش مى گويد: ديگر دستتان را رها نمى كنم، مى ترسم كه دوباره از شما دور بمانم.
|
|
|
|