|
دبير بخش مطبوعاتى وزارت خارجه ژاپن در گفت و گو با «ايران ديپلماتيك»
ديدگاه ژاپن وآمريكا درباره ايران مشترك ، ولى عملكردشان متفاوت است
گفت و گو از مهرداد جماليان داريانى
اشاره : بسيارى از مطالبى كه در مطبوعات ايران در مورد ژاپن به چاپ رسيده است و مى رسد بر روى مسائل اقتصادى و مديريت اين كشور تمركز يافته است. البته باتوجه به جايگاه اقتصادى ژاپن در عرصه بين المللى ، اين امر طبيعى به نظر مى رسد، و ما كمتر شاهد آن بوده ايم كه در مطبوعات به مسائل سياسى و سياست خارجى اين كشور پرداخته شده باشد. به همين دليل با «آكيرا چيبا» دبير بخش مطبوعات بين الملل وزارت خارجه ژاپن در «توكيو» در مورد مسائل گوناگون سياست خارجى اين كشور از جمله تلاش ژاپن براى ارتقاى سطح جايگاه سياسى خود در عرصه بين المللى ، تأثير حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آمريكا برسياست خارجى ژاپن، نقش وتأثير واشنگتن برسياست خارجى توكيو و همچنين ديدگاه ژاپن نسبت به فعاليت صلح آميز هسته اى ايران به گفت وگو پرداخته ايم كه متن آن از نظر خوانندگان گرامى مى گذرد: شاهد هستيم ژاپن تلاش فراوانى انجام مى دهد تا جايگاه سياسى خود را به جايگاه اقتصادى اش در عرصه جهانى برساند . از ديد شما ، جايگاه سياسى ژاپن در عرصه بين المللى چگونه است؟ خط مشى كلى سياسى ژاپن ، ايجاد صلح در سطح منطقه و جهان است و برهمين اساس تلاش مى كند در شوراى امنيت سازمان ملل متحد جايگاهى داشته باشد تا بتواند با قدرت ، نظريات خود را درمورد صلح اعلام و اعمال كند. اين موضوع خيلى مهم است كه ژاپن چه جايگاهى در سازمان ملل متحد پيدا كند و در آنجا به چه ميزان قدرت داشته باشد تا بتواند حرف خود را به كرسى بنشاند. همان طور كه مى دانيد، يكى از اهداف مهم سازمان ملل متحد، پايدارى صلح در جهان است و ژاپن هم تلاش مى كند به خاطر برقرارى صلح جهانى به عضويت دائم شوراى امنيت درآيد. اين حق مسلم ژاپن است كه به دليل قدرت اقتصادى خود و همچنين تلاشهايى كه براى برقرارى صلح انجام مى دهد، به عضويت دائمى شوراى امنيت درآيد. همان گونه كه مى دانيد، حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آمريكا نقطه عطفى در عرصه روابط بين الملل بود. تأثير اين حوادث بر سياست خارجى ژاپن چه بود ؟ ژاپن هم در اين حادثه قربانى داد و يكى از سياستهاى «توكيو» در برابر آن ، مبارزه با تروريسم جهانى بود و تأثيرى كه بر سياست خارجى ژاپن داشت ، اين بود كه بر روى مبارزه با تروريسم ، به صورت جدى تر ، فكر و عمل شود. به نظر من ، يكى از عوامل به وجود آمدن تروريسم ، فقر اقتصادى و همچنين بحث اختلافات فرهنگى و مذهبى است . ژاپن پس از حوادث ۱۱ سپتامبر و براى از بين بردن اين علل ، از قدرت اقتصادى خود استفاده كرده است و با پشتيبانى اقتصادى از كشورهاى فقير و با برقرارى روابط دوجانبه جهت آشنايى فرهنگهاى مختلف با فرهنگى ژاپنى و برعكس عمل كرده است. به صورت ريزتر مى توان به كمك هاى اقتصادى كه جهت بازسازى افغانستان و عراق انجام شده و مى شود ، اشاره كرد. در ارتباط با مبارزه عليه تروريسم، سياستها وهمكاريهاى ايران را بسيار مورد تأييد و ستايش قرار مى دهم و از سوى ديگر ، همان طور كه مى دانيد، آمريكا در ارتباط با مبارزه عليه تروريسم يكى از كشورهاى رده اول جهان است و چون توكيو متحد آمريكا مى باشد، در مبارزه با تروريسم به همان اندازه آمريكا سعى و تلاش خواهد كرد. با توجه به اين موضوع، تأكيدى آقاى «كوايزومى» نخست وزير و آقاى «ماچيمورا» وزير خارجه بر اين اصل داشته اند كه محور و اساس سياست خارجى و ديپلماسى ژاپن اتحاد با آمريكا است ، مى خواهم بدانم تأثير آمريكا بر سياست خارجى ژاپن تا چه اندازه است؟ همان طور كه قبلاً اشاره كردم ، يكى از خط مشى هاى اساسى و مهم سياسى ژاپن ، برقرارى و پايدارى صلح در منطقه و جهان است . خط مشى ديگر ، اتحاد با آمريكا براى حفظ صلح است . ژاپن در جنگ جهانى دوم پس از حمله به آمريكا، از آن كشور شكست خورد و پس از اين شكست متوجه شد كه براى حفظ امنيت خود نياز به اتحاد با آمريكا دارد. در ارتباط با مسأله امنيت و حفظ آن ، مسلماً با آمريكا نظراتمان مشترك است ، ولى اين به آن معنى نيست كه در ديگر مسائل سياست خارجى دنباله روى آمريكا بوده و با آن موافق باشيم . نكته هايى كه با يكديگر همخوانى هم نداريم، وجود دارد. براى نمونه مى توانيد به چند نكته اشاره كنيد؟ بله ، درمورد كشور ميانمار كه يك رژيم نظامى دارد ، طرز فكر آمريكا و ژاپن در ارتباط با اين كشور كاملاً متفاوت است. براى نمونه، آمريكا خواستار دخالت مستقيم همانند عراق درميانمار است، ولى ژاپن اعتقاد دارد تاجايى كه مى توان، بايد با آنها همكارى كرد و سپس اختيارشان را به دست مردم آن كشور بسپاريم. به عبارتى، همكارى بله و مداخله نه. در رابطه با ايران تقريباً ديدگاه و فكر ژاپن با آمريكا يكى است، ولى عملكردشان متفاوت مى باشد. درمورد آژانس بين المللى انرژى اتمى، نظرات توكيو ـ واشنگتن در رابطه با تهران يكسان است. ژاپن باتوجه به اينكه درمورد مسائل آژانس طرزتفكرش نسبت به ايران به عنوان يك كشور دوست است و به همين دليل سعى مى كند كه ايران تصميمات آژانس را بپذيرد. دررابطه با بحث فعاليت هاى هسته اى، ايران به بازرسان آژانس اجازه بازديد داده است و همچنين مسؤولان بلندپايه ايران هم به طوررسمى بارها اعلام كرده اند كه توليد سلاح اتمى در استراتژى جمهورى اسلامى ايران جايگاهى ندارد و هدف، تنها استفاده صلح آميز از انرژى اتمى است. اما درمورد اسرائيل كه همه مى دانند حدود ۲۰۰كلاهك هسته اى دارد و به هيچ بازرسى اجازه بازرسى نمى دهد، چرا هيچ فشارى روى اين كشور ازسوى اروپا، ژاپن، آمريكا و... صورت نمى گيرد؟ ژاپن يكى از كشورهايى است كه قربانى بمب اتم بوده و از مخالفين صددرصد سلاح هاى اتمى است و به نظرمن، هركشورى تصميم گيرنده خودش است كه اجازه بازرسى بدهد يا ندهد. نكته اينجا است كه اسرائيل به كسى اجازه بازرسى نمى دهد. درعين حال، نه تهديد به تحريم مى شود و نه فشارى روى آن وارد مى شود. اين درحالى است كه برعكس درموردايران كه همكارى خيلى خوبى هم با آژانس و جامعه جهانى دارد، فشارهاى زيادى وجوددارد. به عقيده من، براى اينكه يك كشور اعتماد جامعه جهانى را جلب كند بايد با آن همكارى و همفكرى كند، به عبارتى، اسرائيل دارد كار اشتباهى انجام مى دهد. بله، كار اسرائيل اشتباه است. ولى هيچ اعتراضى به آن نمى شود. درصورتى كه ايران سلاح اتمى ندارد و مى خواهد براى نيروگاهش سوخت تهيه كند و اين همه تحت فشار است. اين مسأله را چگونه تعبيرمى كنيد؟ درارتباط با ايران ما شاهد هستيم كه اجازه داده است بازرسى انجام پذيرد و اعلام هم كرده است كه سلاح اتمى ندارد و درصدد دستيابى به آن هم نيست و مسلماً تهران با اين عمل خود اعتماد جامعه جهانى را به خود جلب مى كند و اين عملى كه انجام مى دهد، مربوط به خود ايران است و مى تواند هم اين كار را نكند. قبول دارم كه هركشورى همكارى كند اعتماد سايركشورها را جلب مى كند، اما من جواب سؤال خود را نگرفتم. منظور من اين است كه ايران تمام همكارى ها را انجام مى دهد. بازهم تحت فشار است، ولى به اسرائيل با اينكه هيچ همكارى نمى كند، فشارى واردنمى شود. اينكه آژانس درارتباط با اسرائيل چگونه فكرمى كند و چرا بازرس نمى فرستد، من نمى دانم و نمى توانم هم جواب دهم. خيلى متشكرم، بازهم جواب سؤال خود را نگرفتم.
|