چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۳ - ۲۲ ذيحجه ۱۴۲۵
Wed, Feb 2, 2005
ويژه ۴
۳۰۴۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
گزارش
با دعوت رسمى نخست وزير تركيه صورت گرفت
ارزيابى سياست تحريم اقتصادى دولت آمريكا عليه ايران
جواد دليرى
مشكلات اجتماعى تهديدى براى رشد اقتصادى چين
ايرنا: رشد اقتصادى چين در يك دهه گذشته چشمگير بوده و درسال گذشته ميلادى نيز  با توجه به اتخاذ تدابير كلان اقتصادى و مؤثر بودن سياست هاى مالى و پولى  رشد اقتصادى اين كشور به ۹‎/۵ درصد رسيده است.  رشد فزاينده اقتصادى چين در سال هاى اخير گرچه روند مطلوب و خوشبينانه اى  داشته است ، اما چالش هاى اجتماعى همچنان تهديدى براى توسعه اقتصادى اين كشور در آينده به حساب مى آيد.
  چالش هاى موجود در بخش كشاورزى و تشديد فاصله درآمد بين روستاييان و شهر نشينان ومسايلى از اين قبيل كه در حيطه مسايل اجتماعى مى گنجد ، در واقع  از موانع رشد اقتصادى چين محسوب مى شود.  گرچه يك دهه گذشته را مى توان بهترين ودرخشانترين دوران براى رشد اقتصادى  چين محسوب كرد ، اما اين كشور براى حفظ و استمرار اين روند بايد محور تلاش  هاى خود را برحل مسايل اجتماعى در بخش ها و مناطق مختلف اين كشور متمركز  كند.
  ازميان مشكلات عديده اجتماعى درچين، مواردى چون فاصله درآمدميان شهرنشينان  وروستاييان ومشكلات بخش كشاورزى و بيكارى را بايد جزو مهمترين موارد قلمداد كرد.
  در حالى كه روند شهرى شدن و صنعتى شدن در چين توسعه مى يابد ، بسيارى  از زمين هاى كشاورزى اين كشور در حال از بين رفتن است و تخريب زمين هاى  كشاورزى در بلندمدت نه تنها بيكارى در ميان كشاورزان را افزايش مى دهد، بلكه  پديده هاى مختلف منفى اجتماعى را نيز به دنبال خواهد داشت.   آماررسمى منتشره درمطبوعات چين نشان مى دهد كه نزديك به ۴۰ ميليون كشاورز  در چين زمين هاى خود را از دست داده اند.  آماررسمى نشان مى دهد كه ۲۴ ميليون نفر در زمان حاضر در چين بيكار هستند  كه بايد۱۲۰ ميليون مهاجر روستايى و كشاورز در شهرها را نيز به اين رقم  افزود.  مسأله فقرزدايى نيز از ديگر مسايل اجتماعى است كه دولت چين براى حفظ رشد  اقتصادى خود به توسعه آن نياز مبرم دارد.  گرچه شمار فقيران اين كشور بر اساس آمار دولت چين از ۲۵۰ ميليون نفر به  حدود۳۰ ميليون نفر كاهش يافته است ، اما بسيارى از اين فقيران در زير خط  استاندارد فقر قرار دارند و از درآمد سرانه بسيار پايينى برخوردارندو كفاف  پرداخت هزينه هاى امرار معاش ، تحصيل فرزندان و بهداشت و غيره را ندارند.  دولت چين در عين حال با مشكل رشد فساد در بخش هاى مختلف دولتى و حزبى  اين كشور روبرو است و تشكيل نشست هاى مختلف دولت در خصوص مبارزه با فساد،  اجراى عمليات مبارزه با فساد مالى و اصلاحات در مؤسسات دولتى و تأكيد دولتمردان  چين بر مبارزه با فساد بويژه در ميان مقام هاى اين كشور حاكى از ريشه دواندن  فساد در نظام دولتى و حزبى چين دارد. 
چين براى حفظ و تداوم رشد اقتصادى خود به منابع ، انرژى و بهبود محيط  زيست نياز دارد . در حالى كه منابع معدنى اين كشور پاسخگوى نيازها نيست و  بخش اعظم انرژى آن نيز وارداتى است و توسعه صنعتى شدن نيز وضعيت محيط  زيست چين را وخيم تر كرده است كه با توجه به اين وضعيت اگر تدابير لازم و  مؤثر اتخاذ نشود ، نمى توان به استمرار رشد اقتصادى چين در آينده خوشبين  بود . 
توسعه اقتصادى چين در سال هاى گذشته همچنين باعث افزايش بهاى كالاها و  خدمات در اين كشور شده است كه اين روند براى خانواده هاى كم درآمد نگران  كننده مى باشد و آنها رااز دستيابى به بسيارى از خدمات اجتماعى محروم مى سازد.
  اعتقادبر اين است كه چالش هاى اجتماعى در چين موانع اصلى بازدارنده رشد  اقتصادى اين كشور بشمار مى آيد و تبديل شدن هريك از چالش هاى فوق به بحران،  سراسر اين كشور را به مخاطره خواهد انداخت و بر اين اساس دولت چين همزمان  با اتخاذ تدابير لازم براى رشد اقتصادى چين ، بايد سياستگذارى هاى خود را  براى مقابله با چالش هاى اجتماعى نيز اصلاح كرده و مؤثرتر سازد.
پيش بينى نرخ رشد اقتصادى در سال۲۰۰۵
گزارش
ادغام ها واقتصادهاى بزرگ دنيا
اقتصاد جهان روز به روز گسترده تر مى شود بطوريكه نقش شركتهاى چند مليتى در اين ميان وسيع تر و حياتى تر مى شود. براساس آخرين آمارهاى مؤسسات بين المللى جهان اكنون وسعت و اندازه شركتهاى چند مليتى به قدرى بزرگ شده كه جلوتر از بسيارى از كشورها قرار گرفته اند.در اين بررسى ها اقتصاد ۱۰۰ كشور و بنگاه جهان به بحث و چالش گذاشته شده است. محور اين بررسى ميزان فروش بنگاهها و يا توليد ناخالص داخلى كشورها بوده است. براساس اين محور اندازه اقتصادى شركت جنرال موتورز، براى مثال، بزرگتر از دانمارك، نروژ و لهستان و يا اندازه اقتصادى سونى بزرگتر از پاكستان بوده است.با توجه به همين مقياس از ۱۰۰ اقتصاد بزرگ جهان ۵۱ اقتصاد متعلق به شركتها و بنگاهها و۴۹ باقيمانده ديگر به كشورها اختصاص دارد. به گفته يك كارشناس اقتصادى «با ادامه اين روند در آينده نزديك بنگاهها جا را براى كشورها تنگ خواهند كرد و مديران اين بنگاهها هستند كه به جاى سياستمداران تصميم خواهند گرفت.»
از سال ۱۹۹۵تا كنون تعداد بنگاهها و اندازه اقتصادى آنها بسيار فرق كرده است. در اين مدت با توجه به ادغام هايى كه ميان شركتها صورت گرفته باعث جابه جايى در ميان رده بنديها و بزرگتر شدن اقتصاد آنها شده است. براى نمونه در سال ۱۹۹۵ شركت ميتسوبيشى ژاپن رده ۲۲ را در ميان رده بندى آن زمان به خود اختصاص داده بود، اما در آخرين رده بندى اين شركت به رده ۳۸ تنزل يافت و شركت جنرال موتورز كه در سال ۱۹۹۵ در رده ۲۶ بود به رده ۲۳ ارتقا يافت. نكته جالب توجه در اين رده بنديها به شركت نفتى اكسان موبيل بر مى گردد. اين بنگاه پيش از ادغام در دو شركت مجزا اكسان و موبيل فعاليت مى كرد. در سال ۱۹۹۵ شركت اكسان با ۱۰۸ ميليارد دلار در رده ۳۸ و موبيل با ۶۴‎/۷ ميليارد دلار در رده ۵۹ بود. در آخرين رده بندى كه بر مبناى فروش سال ۲۰۰۰ صورت گرفته اكسان موبيل با ۱۶۴ ميليارد دلار به رده ۲۶ صعود كرد.
ادغام ديگر به دايملر كرايسلر برمى گردد. در سال ۱۹۹۵ شركت دايملر با ۷۲‎/۲ ميليارد دلار رده ۵۱ و كرايسلر با ۵۳ ميليارد دلار رده ۶۸ را داشت. اما در آخرين بررسى اين بنگاه با ۱۶۰ ميليارد دلار به رده ۲۸ ارتقا يافت.
بى پى اموكو بنگاه ديگرى است كه در آخرين بررسى با ۸۳‎/۵ ميليارد دلار رده ۵۶ را به خود اختصاص داده بود. بى پى در سال ۱۹۹۵ با ۶۰ ميليارد دلار فروش رده ۶۶ و اموكو در ميان ۱۰۰ اقتصاد بزرگ جهان نبود كه نشان مى دهد ميزان فروش آن كمتر از ۳۶‎/۵ ميليارد دلار بوده است.
توتال فينا الف بنگاه نفتى ديگرى است كه توانسته با ادغام بين سه شركت نفتى توتال، الف و فينا اندازه اقتصاد خود را به ۴۵ميليارد دلارارتقا دهد و به رده ۹۸ برساند. از ميان سه شركت ادغام شده فقط شركت الف بود كه در سال ۱۹۹۵ در ميان ۱۰۰ اقتصاد بزرگ دنيا وجود داشت. در آن سال الف با ۴۱‎/۷ ميليارد دلار در رتبه ۹۰ قرار گرفته بود. اين امر نشان مى دهد كه اگر اين ادغام صورت نمى گرفت الف هم در آخرين بررسى در ميان ۱۰۰ اقتصاد بزرگ دنيا هم قرار نمى گرفت.

ايران در چه جايگاهى قرار دارد؟

در اين بررسى ايران با ۱۰۱ ميليارد دلار در رده ۴۵ اقتصاد دنيا قرار گرفته است. جلوتر از ايران بنگاههاى رويال داچ ‎/ شل، ايتوچو، جنرال الكتريك، تويوتا موتور، ميتسوبيشى، ميتسوئى، دايملر كرايسلر، فورد موتور؛ اكسان موبيل، وال - مارت، و جنرال موتورز قرار دارند. به عبارت ديگر اندازه ۱۱ بنگاه اقتصادى بيش از ۱۰۱ ميليارد دلار در سال است و با ميزان فروش خود قادر هستند اقتصاد ايران را يك ساله بخرند.
افزايش شديد جمعيت بيكاران آلمان
وزير اقتصاد آلمان اعلام كرد كه شمار بيكاران اين كشور در ماه جارى ميلادى افزايش يافته و به پنج ميليون نفر رسيده است .
وولفگانگ كلمنت گفت:  در آغاز سال تعداد بيكاران به خاطر درجه حرارت زمستان در حدود ۳۵۰ هزار نفر افزايش يافته است . به گفته وى در پى اصلاحات انجام گرفته در بازار كار ۲۰۰ هزار بيكار ديگر نيز به بيكاران پيشين پيوستند . به گزارش شبكه خبرى دويچله آلمان، اين عده را تاكنون آمار رسمى ثبت نكرده بود، چون آنان از كمك اجتماعى دولت استفاده مى كردند و نامشان در آژانسهاى كاريابى قرار نداشت.
عربستان به دنبال خريد سهام شركت نفت هند است
دولت عربستان سعودى به شركت نفتى آرامكو اين كشور اجازه داد تا نسبت به خريد ۱۰ تا ۱۵ درصد سهام شركت نفت هند اقدام كند.شركت نفت هند در قالب دو پيشنهاد يكسان ، درخواستى را مبنى بر خريد بخشى از سهام اين شركت به دو شركت آرامكو عربستان و شركت ملى نفت ايران ارائه داده است .
ين پيشنهاد در جريان كنفرانس اخير انرژى در دهلى نو به عبدالله جمعه مدير شركت نفتى آرامكو و نماينده شركت نفت ايران ارائه شده است .
شركت نفت هند به منظور تأمين نيازهاى فزاينده انرژى خود قصد دارد اقدام به مذاكره با دو شركت نفتى ايران و عربستان نمايد تا با واگذارى بخشى از سهام شركت نفتى هندوستان پتروليوم و باهارات پتروليوم انگيزه آنان را در تداوم عرضه بلندمدت انرژى به اين كشور افزايش دهند . هم اكنون شركت آرامكو با تأمين يك چهارم يعنى ۹۰ ميليون تن از تقاضاى انرژى كشور هند و شركت نفت ايران با صادرات ۱۱ ميليون تن نفت در سال، نقش بسزايى در تأمين نيازهاى اين كشور دارند.
با دعوت رسمى نخست وزير تركيه صورت گرفت
ديدار تاريخى مغز متفكر ارتباطات با اردوغان
200289.jpg
«بيل گيتس» سهامدار اصلى شركت نرم افزارى «مايكرو سافت» و ثروتمندترين مرد جهان به دعوت «رجب طيب اردوغان» نخست وزير تركيه وارد آنكارا شد.
بيل گيتس در اين سفر چند ساعته به تركيه، با اردوغان ديدار خواهد كرد. در اين ديدار نخست وزير تركيه در مورد طرح دولت آنكارا براى استفاده گسترده از فناورى رايانه اى در مدارس تركيه با بيل گيتس گفت وگو خواهد كرد.
دولت تركيه براى پيشرفت دانش آموزان در استفاده از رايانه طرحى را تحت عنوان «طرح حمله فناورى در آموزش» به اجرا گذاشته است.
طبق اين برنامه كه دولت تركيه با همكارى شركت «مايكروسافت» تدوين كرده و در دست اجرا دارد، ميزان استفاده آموزگاران اين كشور از رايانه در سطح مدارس افزايش خواهد يافت.
حدود سه هفته پيش اعلام شد كه رئوس اين برنامه را «بيل گيتس» و «رجب طيب اردوغان» بطور مشترك اعلام خواهند كرد.
بر اساس اين برنامه ۶۵۰ هزار دستگاه رايانه «لب تاپ» با شرايط آسان در اختيار آموزگاران تركيه قرار داده خواهد شد و تعداد رايانه در مدارس سراسر تركيه هم افزايش خواهد يافت.
همچنين آموزگاران امكان استفاده رايگان از شبكه جهانى اينترنت را دارا خواهند بود.
هم اكنون براى هر ۶۰۰ دانش آموز يك رايانه در مدارس تركيه موجود است كه اين رقم در كشورهاى پيشرفته براى هر ده دانش آموز يك رايانه است.
هم اكنون شركت «مايكروسافت» با همكارى وزارت آموزش ملى تركيه برنامه آموزشى براى آموزش رايانه به ۱۰۰ هزار آموزگار در سطح تركيه را با هزينه ۵۰ ميليون دلار در دست اجرا دارد.
اين برنامه، از مهمترين برنامه هاى دولت اردوغان در راستاى اهداف آموزشى و گسترش استفاده از فناوريهاى جديد در تركيه ارزيابى مى شود و به نوشته روزنامه هاى تركيه شخص رجب طيب اردوغان نيز براى اين طرح اهميت بسيارى قائل است. در ديدار چهارساعته بيل گيتس با اردوغان قرار شد كه يك شعبه اصلى از مايكروسافت در استامبول به نام «تكنوكنت» داير شود كه به ۷۳ كشور خدمات ارائه كند.
ارزيابى سياست تحريم اقتصادى دولت آمريكا عليه ايران
چهار سال ديگر
بر مدار تحريم؟
جواد دليرى
200265.jpg
«جورج واكربوش» چهل و سومين رئيس جمهورى تاريخ ايالات متحده آمريكا در چهارسال دوم رياست جمهورى خود در عرصه سياست بين الملل، كدام سياست را در برابر ايران تنظيم مى كند؟ آيا بوش با تكيه بر يكجانبه گرايى در عرصه سياست بين الملل همچنان بر استفاده از راه حلهاى نظامى و كوتاه مدت پافشارى خواهد كرد و يا در يك رويكرد سياسى، فشارهاى ديپلماتيك را از راههاى مختلف از جمله تحريم اقتصادى بر ايران تداوم مى بخشد؟
اينكه قدرت اول اقتصادى، سياسى جهان، كدام رويكرد سياسى، نظامى و اقتصادى را برمى گزيند بحثى تكرارى وهميشگى بوده است، اما همين بحث تكرارى و هميشگى همواره توجه زيادى را برانگيخته است و بسيارى از تحليلگران را به نگارش صدها تحليل واداشته است.
< سياست ديروز، امروز و فرداى آمريكا
آرمانها، اصول و ارزش هايى كه از زمان بوش پدر، كلينتون وبوش پسر براى منطقى جلوه دادن دخالت آمريكا در جهان بعد از جنگ سرد به آن متوسل شدند، به طور خيره كننده اى مشابه آنهايى است كه «ترومن» به منظور تحريك مردم آمريكا براى مبارزات جنگ سرد به كار برد. با آنكه جهان تجديد سازمان سياسى مهمى را تجربه كرده است، مؤلفه هاى اساسى سياست خارجى آمريكا در برابر تغيير، مقاوم هستند. به باور ناظران امور بين المللى، نكات اصلى سياست خارجى آمريكا كم و بيش دائمى است. به همين دليل، تغيير در سياست خارجى آمريكا بى پايان به نظر مى آيد، چرا كه عنوان خبرها اغلب از ابتكارهاى شجاعانه  سياست خارجى آمريكا خبر مى دهند و اين موضوع در دوره هاى پى درپى همواره مطرح بوده است كه هر رئيس جمهورى مى خواهد به طرح نوآوريهاى سياسى دست بزند كه به پيدايش عصر نوينى در روابط خارجى آمريكا منجر شود.
ارزشها و منافع سياست خارجى آمريكا دائمى و شامل «صلح و رفاه» ، «ثبات و امنيت» ، «دموكراسى و دفاع» و «آزادى» ، اينها ارزشها و منافع دائمى سياست خارجى آمريكا هستند. آزادى از اجبار ديگران، مزيت بازرگانى، ترويج افكار و آرمانهاى آمريكايى از جمله اهداف ثابت سياست خارجى وابسته به آن منافع هستند. الگوى تاريخى رفتار سياست خارجى آمريكا بيشتر با ترجيح تعديل تدريجى شناخته مى شود تا تعيين جهت كلى بنيادى، سياست خارجى آمريكا، سياستى پارادوكسيكال و اجماعى است از افكار و مقاصد نومحافظه كاران و دموكراتها در اينكه چگونه ايالات متحده در صدد تطبيق با اوضاع و احوال خارجى و در تأمين منافع ملى خود بكوشد؟
در اين راستا است كه «بوش پسر» در مراسم سوگند خود براى چهارسال آينده برنامه هايش را در قالب تعابيرى آرمانگرايانه و بدون ذكر جزئيات اعلام كرده است. نقطه كانونى اين برنامه بحث آزادى بود. به اعتقاد تحليلگران اين جمله بوش كه «آزادى آمريكايى ها در گرو آزادى ملتهاى ديگر است» تهديد غيرمستقيم كشورهايى چون ايران بوده است. اين برداشت تا حدودى مبتنى بر سخنان ديك چنى معاون بوش بود كه با صراحت ايران را چالش پيش رو سياست خارجى آمريكا در چهارسال آينده ناميد.از نگاه ناظران بيرونى شايد اين تهديد طبيعى باشد اما وراى اين افزايش تهديد، سياستى پنهان نهفته است. آنچه باعث تندتر شدن لحن آمريكايى ها در برابر ايران همزمان با آغاز كار دولت دوم بوش شده در واقع تلاشى براى نزديك تر شدن به ايران از طريق نشان دادن هزينه هاى رويارويى و پرهيز دادن ايران از مواجهه با اين هزينه است.
آمريكايى  ها، در فاصله سالهاى۱۹۹۱ تا ،۲۰۰۳ با برگزيدن سياست خصومت با ايران، ميدان اقتصادى را در ايران به رقيبان اروپايى، روسى و چينى واگذار كرده اند.
به همين دليل اكنون بايد از اين دو روش خصومت مقطعى همچون جنگ عراق با ايران و فشارهاى ديپلماتيك فاصله بگيرند. چرا كه نه حمله به ايران جواب مى دهد و نه بى توجهى به ايران. از اين ملاحظات و قرائن اينگونه برمى آيد كه آمريكايى ها در چهارسال آينده به جاى جنگ نامحدود يا جنگ محدود به فشار ديپلماتيك براى تغيير نگرش در ايران روى خواهند آورد. اما اين روش آمريكايى ها هم در عمل با مشكلاتى مواجه است.
< سياست اقتصادى تحريم؛ مرده اى دفن نشده
يكى از مهمترين سياست هاى اعمال شده آمريكا عليه ايران طى ۲۳سال گذشته، سياست اقتصادى «تحريم» بوده است. تحريم ها اغلب به عنوان جانشين «زور نظامى» محسوب مى شوند كه آمريكا تاكنون از اين طريق خشم خود را در قبال برخى اعمال خاص ابراز و سعى كرده حداقل رفتار ايران را تغيير دهد. از اين رو، تحريم ها راه ميانه اى ميان اقدام ديپلماتيك نسبتاً آرام از يك سو و مداخله شبه نظامى قهرى با مداخله نظامى پنهانى، از سوى ديگر است. اما شايد حتى مسؤولان آمريكا هم نتوانند به اين سؤال پاسخ درستى بدهند كه آمريكا تا چه حد در رسيدن به اهدافش در تحريم اقتصادى ايران موفق بوده است؟
آمريكا در هر دوره به بهانه اى، ايران را همچون برخى ديگر كشورها تحريم كرده است. از اوايل دوران جنگ سرد، كشورهاى بلوك شرق، دهه هفتاد، رژيم هاى ماركسيست و از اواخر دهه هشتاد، كشورهاى به ادعاى آمريكا حامى تروريست، هدف اصلى اين تحريم ها بوده اند. طرح تحريم اقتصادى ايران كه محتواى آن بيشتر صادرات نفتى ايران را مدنظر دارد، از همان پيروزى انقلاب اسلامى ايران توسط دولت وقت آمريكا جيمى كارتر آغاز و در هر دوره به تناسب تشديد يا در همان سطح قبلى باقى ماند. شديدترين تحريم اعمال شده عليه ايران در زمان دولت بيل كلينتون و از سوى «كينگ» ، نماينده مجلس نمايندگان و سناتور «آلفانسو داماتو» رئيس كميسيون بانكدارى سنا در سال۱۹۹۵ به تصويب كنگره ايالات متحده رسيد.
بر اساس اين طرح، در وهله نخست تحريم هاى تجارى عليه ايران اجرا و در مرحله بعد، شركتهاى خارجى از معامله با ايران منع مى شدند. هدف اصلى در وراى اين طرح قانونى اين بود كه تحريم واحدهاى خارجى كه در زمينه محصولات مربوطه به انرژى با ايران وارد معامله مى شوند، روشى مؤثر در جلب همكارى بين المللى براى منزوى كردن ايران است، چرا كه نفت، رگ حياتى ايران است. بهانه اين تحريم ها در مورد ايران تلاش براى دستيابى به سلاح ها كشتار جمعى، حمايت از تروريسم بين الملل و ممانعت از پيشروى روند صلح خاورميانه بود. براساس اين قانون، شركتهاى آمريكايى و غيرآمريكايى از سرمايه گذارى سالانه بيش از ۴۰ميليون دلار در صنايع نفت و گاز ايران منع مى شدند در سال۱۹۹۷ اين مبلغ به ۲۰ميليون دلار كاهش يافت.
اما اين تحريم هيچ اثرى نداشت. در همان ايام كه «داماتو» در حال بررسى بود شركت فرانسوى توتال براى توسعه ميدانهاى نفتى سيرى قراردادى به ارزش ۶۰۰ميليون دلار با ايران منعقد كرد.
اين قرارداد در اصل به شركت آمريكايى كونوكو پيشنهاد شده بود، اما در مارس ۱۹۹۵ شركت كونوكو تحت فشار دولت آمريكا مجبور به برهم زدن اين معامله شد . در همان ايام ، رياست شوراى اتحاديه اروپا اعلام كرد: «جامعه اروپا با كاربرد فراسر زمينى حاكميت آمريكا كه در تجارت اتحاديه اروپا با كشورهاى ثالث محدوديت هايى ايجاد مى كند، آشكارا و سخت مخالف است . اين يك موضوع حقوقى و سياستگذارى است و آمريكا براساس حقوق بين الملل نمى تواند ادعا كند كه حق دارد اشخاص خارجى با شركت هاى خارجى را تحريم كند كه تجهيزات توسعه نفتى در اختيار ايران قرار مى دهد . اين موضوع به ويژه درباره تجارت محصولاتى است كه هيچ ارتباطى با توسعه فناورى ندارد . به هر حال ، چند سال بعد امضاى قراردادى به ارزش دو ميليارد دلار براى توسعه ميدان پارس جنوبى با كنسرسيومى متشكل از شركت هاى توتال فرانسه ، گاز پروم روسيه و پتروناس مالزى، اولين اقدام مؤثر و اساسى در شكستن تحريم آمريكا و ابراز بى توجهى به قانون فرامرزى تحريم ايران بود. پس از آن ، شركت هاى« الف »و« آجيپ »ايتاليا قراردادى به ارزش ۹۹۸ ميليون دلار با شركت ملى نفت ايران امضا كردند .
در نوامبر ۱۹۹۹ شركت رويال داچ شل قراردادى به ارزش ۱‎/۴۵ ميليارد دلار براى توسعه ميدان هاى سروش و نوروز به امضا رساند و بدين ترتيب هر روز يك قرارداد جديد. در آخرين مرحله نيز در ماه گذشته هارليبرتون يك شركت آمريكايى در پارس جنوبى مناقصه را برد . اكنون آمريكاييان به خوبى مى دانند كه تعيين مؤثر بودن تحريم ها دشوار است ، زيرا ارتباط ميان فشار اقتصادى و تغييرات در رفتار سياسى يا نظامى به ندرت مستقيم است . از سوى ديگر ، تحريم ها اغلب شكست مى خورند، زيرا چون ساير دولت ها آنها را اجرا نمى كنند.
< تصميم آينده آمريكا؛ باقى ماندن ابرهاى تيره يا ...
بدون شك سياست تحريم، فشار و خصومت واشنگتن، روابط دو دولت ايران و آمريكا را از حوزه سياست و ايدئولوژى وارد چرخه زندگى كرد و اقتصاد و معيشت مردم را آماج اين تضاد قرار داد . اما امروز ، پرسش جارى محافل تهران و واشنگتن اين است كه نشانه ها و تحركات تازه كاخ سفيد به چه تصميم و سياستى از سوى آمريكا منجر خواهد شد؟ تصميم آينده آمريكا از دو حال خارج نيست.
سياست اول، بر سياق تصورات پيشين كاخ سفيد، با توجه به تيمى كه سكان دار سياست خارجى آمريكا را برعهده خواهد داشت، ابرهاى تيره همچنان در آسمان روابط تيره واشنگتن ـ تهران حكمرانى خواهند كرد .
سياست دوم، اما از آنجا كه معمولاً رؤساى جمهورى ايالات متحده در دوره دوم نسبت به دوره نخست قاطعانه تر عمل مى كنند چون مى دانند كه براى بار سوم در معرض قضاوت افكار عمومى قرار نخواهند گرفت . به نظر مى رسد جورج بوش نيز به عنوان بخشى از نومحافظه كاران در برخورد با ايران شيوه قاطعانه ترى را در دستور كار خود قرار دهد. بدون شك آمريكا در برخورد با ايران سه رويكرد سياسى ، (افزايش فشارهاى ديپلماتيك) ، اقتصادى (ادامه تحريم ها) و نظامى را مدنظر دارد . در اين بين ، به نظر مى رسد آمريكا اقدام نظامى انجام ندهد و از دو رويكرد سياسى ، اقتصادى استفاده كند با اين حال درباره ادامه تحريم ها دو ديدگاه كاملاً متفاوت در بين صاحبنظران آمريكايى وجود دارد؛ ديدگاه اول، ادامه تحريم ها و اعمال فشارهاى بيشتر به كشورهايى همچون روسيه و چين براى كاهش روابط تجارى با تهران است، اما ديدگاه دوم تحريم ها را ابزار مناسبى براى تحقق تغييرات نمى داند.به هر حال، ايران و آمريكا،  چهار سال ديگر بر مدار گذشته خواهند بود . « مخاصمه با ادامه حالت نه جنگ نه صلح؟.» آمريكا بدون شك به سياست يك بام و دو هواى خود ادامه مى دهد.
سريع ترين و كندترين
كشورهاى جهان
قاره آفريقا در سال جارى ميلادى شاهد سريع ترين و در عين حال كندترين رشد اقتصادى جهان خواهد بود.براساس گزارش اكونوميست، بررسى هاى انجام شده از طرف واحد اطلاعاتى آن مؤسسه، رشد اقتصادى گينه نو در سال جارى ميلادى به ۱۹‎/۴ درصد خواهد رسيد. بعد از گينه نو، ليبريا با نرخ رشد ۱۵ درصد قرار دارد.در اين بررسى كه تحت عنوان ۱۲ سريع ترين كشورها در دستيابى به نرخ رشد اقتصادى بالا نام دارد. الجزاير با حدود ۸درصد در رتبه آخر قرار گرفته است.در ۱۲ آهسته ترين رشد اقتصادى جهان، زيمبابوه با ۳درصد نرخ رشد اقتصادى منفى در رده آخر قرار گرفته است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |