جمعه ۱۶ بهمن ۱۳۸۳ - ۲۴ ذيحجه ۱۴۲۵
Fri, Feb 4, 2005
سينما
۳۰۵۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
سينما
گزارش
فرهنگ و هنر
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۷
ويژه ۸
ورزشى
اوقات شرعى
ادبيات
موسيقى
ارتباطات
ضميمه ۱
ضميمه ۳
آرشيو
سينماى جوان
از حاشيه و متن جشنواره بيست و سوم فيلم فجر
باشگاه مشتزنى
200529.jpg
با آغاز جشنواره اكران سينماهاى تهران تقريباً شكل تعطيل به خودش گرفته است حتى اگر مسؤولان سينمايى معتقد باشند كه دو گروه سينمايى فيلم هاى اكران را نمايش مى دهند و اتفاقى براى اكران فيلم ها نخواهد افتاد اما به هرحال فيلم هايى كه در چندهفته گذشته حتى كاركرد متوسط هم در گيشه نداشته اند در كوران جشنواره كاملاً فيلم هايى خنثى و خاموش خواهند بود.
در آن سوى آب ها اما اكران فيلم تازه رابرت دنيرو او را بدل به يك ستاره پولساز درجه يك كرده است. درست دو ماه پس از اكران ملاقات با فوكرها كه دنيرو در آن نقشى محورى برعهده داشت حالا فيلمى اكران شده كه دنيرو تنها بازيگر مطرحش است و فيلم توانسته در سه روز نخست اكران بيش از ۲۲ ميليون دلار بفروشد. رقمى رؤيايى براى فيلمى كه كاركرد هفته اولش در حدود ۱۵ ميليون برآورد شده بود. پنهان و بيمار كه جز دنيرو بازيگر مهمش داكوتا فانينگ دختركوچولوى محبوب هاليوود است، با اين رقم فروش، فعلاً يكى از پرفروش هاى آغاز سال ۲۰۰۵ است.
در رتبه هاى بعدى اما همان فيلم هاى هفته هاى قبل حضور دارند. ما آنجاييم كه هفته قبل فيلم اول جدول بود با فروش ۱۷ ميليون دلارى اش توانست خود را به مرز ۴۰ ميليون دلار نزديك كند؛ محبوب ميليون دلارى در نخستين هفته از اكران گسترده و پس از نامزدى در چندين رشته اسكار توانست تا رتبه سوم جدول خودش را بالا بكشد و به اين ترتيب مجموع فروشش را به ۲۱ ميليون دلار برساند و مربى كارتر هم پس از چند هفته بالانشينى حالا فروش كلى اش از مرز ۵۰ ميليون گذشته كه براى اين فيلم، يك پيروزى مطلق در گيشه است.
در رتبه هاى بعدى جدول هم دو فيلم خودنمايى مى كنند. ملاقات با فوكرها كه از مرز ۲۵۹ ميليون گذشته و هوانورد كه توانسته ۷روز اين هفته اش مرز ۶۸ميليون را پشت سر بگذارد تا با اميدوارى به فروش ۱۰۰ ميليون دلارى در آمريكا، سودش را از بازارهاى جهانى به دست آورد.
۲۱ گرم خبر
در ايران اخبار توليد همچنان داغ است و جشنواره تنها روى اين بخش از حركت بدنه سينماى ايران سايه نيفكنده است. «حكم» كه فيلمبردارى اش چند هفته قبل تمام شده، اين روزها قرار است تدوينش آغاز شود و با اينكه گفته مى شد قرار نيست پناهى فيلم را تدوين كند اما گويا جعفر پناهى اين روزها بار ديگر به ديدن راش ها مشغول شده است.
يك بوس كوچولو هم فيلمبردارى اش را به پايان برد تا فيلم بهمن فرمان آرا هم آهسته و پيوسته آماده شود. فيلم سامان مقدم با نام نفس تو حبس كن و فيلم مازيار ميرى با عنوان به آهستگى هم به پايان فيلمبردارى رسيدند و حالا به نظر مى رسد سينماى ايران در ايام نوروز هم روند سال گذشته را با پروژه هاى آماده فيلمبردارى اش حفظ كند. خط توليد پرقدرت به كارش ادامه مى دهد و به شرايط كنونى و حاشيه ها هم توجه چندانى ندارد.
در آن سوى آب ها همه چيز معطوف به اسكار است. نامزدها يكى پس از ديگرى مصاحبه مى كنند و نامزدهاى تمشك برعكس، هيچ يك واكنشى نسبت به اين مسأله نشان نمى دهند.
سينماى جوان
اين قصه را من تعريف مى كنم
حرف ساده، روايت پيچيده
200493.jpg
مرجان رياحى
«اين قصه را من تعريف مى كنم» هفتمين فيلم كوتاه كيارش اسدى زاده است؛ يك روايت غيرخطى از ماجراى مرگ يك زن جوان معتاد در جاده اى دورافتاده و رويارويى مردى جوان با اين حادثه: «اصل ماجرا اين است كه در حال حاضر روايت غيرخطى بخصوص در فيلم هاى كوتاه ايران بسيار رايج است . ولى شايد بتوانم به جرأت بگويم اصلى ترين دغدغه من در ساخت هر فيلمى بيان حرفى ساده ولى با شيوه متفاوت و دور از ذهن است» .
او براى نمايش حركت آزاد در طول زمان به جلو و عقب از علائم گرافيكى ويدئو مانند FWD ، REW ، PAUSE و... استفاده مى كند و رخدادها را پس از حك شدن اين نشانه ها نشان مى دهد. اين تمهيد اين شائبه را به وجود مى آورد كه اسدى زاده براى تفهيم فرم روايى اش به تماشاگر از آن استفاده مى كند: «تصور مى كنم تماشگر سينماى ما در حال حاضر بسيار فهميده تر از آن است كه من بخواهم از بكار بردن چنين علائمى براى اثبات موضوع فيلمم استفاده كنم . اين علائم گرافيكى كاملاً در خدمت فيلمنامه فيلم هستند، چون از ابتدا من با تماشاگرم شرط مى كنم كه قصه اى را خواهد ديد كه ثمره تعريف دستگاه ويدئو است . چه بسا مى توانستم از عقب و جلو بردن فيلم بر روى تصوير استفاده كنم ولى شايد بتوانم بگويم كه قطع قصه فيلم و نمايش علامتهاى ويدئو مربوط به همان روايت متفاوت خواهد بود» .
داستان «اين قصه را من تعريف مى كنم» در شب مى گذرد و جنس تصاوير و نورپردازى قانع كننده است؛ منابع نورى لو نمى روند و قاب هاى دوربين بديع و متفاوت هستند: «شايد اگر دليل واقعيش را توضيح دهم احتمالاً خواهيد خنديد يا باور نخواهيد كرد؛ در اكثر سكانس هاى فيلم تصويربردار فيلم صحنه را آنگونه كه توضيح من بود با حضور بازيگر نور پردازى مى كرد و در انتهاى كار با مشورت با او ، من ميزانسن و جاى بازيگر را چيزى در حدود ۶۰ تا ۷۰ درجه نسبت به دوربين تغيير مى دادم، اين بود كه نورها از حالت خطى و برنده خارج مى شد و ما را به فضاى يكدست ترى نزديك مى كرد. در مورد تصويربردارى فيلم هم تنها مى توانم بگويم كه خوشبختانه تصويربردار من كه در اغلب كارهاى من حضور دارد خيلى خوب سليقه نور و دكوپاژ مورد علاقه و فضاى ذهنى مرا مى شناسد و اين شايد مهمترين علت تكنيك قابل قبول فيلم است».
كنش اصلى داستان اين فيلم را حضور زن معتاد در جاده و حادثه مرگ او ايجاد مى كند كه در ادامه به ماجراهاى بعدى مى انجامد. اما منطق حضور او براى تماشاگر چندان جا نمى افتد و او بى هيچ مقدمه وارد داستان مى شود: «شايد فضاى فيلم جاى دور افتاده و ساكتى باشد، ولى همانطور كه يك خودروى ماتيز از آن راه عبور مى كند ، همانطور كه زن و مردى در داخل ماشين در همان راه مشاجره مى كنند و همانطور كه مردى عصا به دست در حال عبور از همان راه است ، پس يك زن معتاد هم وجود دارد. جدا از اين كشته شدن زن معتاد كاملاً مشخص است كه يك حادثه نيست و تصميم گيرى از سوى خود زن است . پس حالا مى تواند در يك نقطه دور افتاده مشغول رفع نيازش باشد و در انتهابر اثر استيصال خود را قربانى ذهن در گيرش كند» .
«اين قصه را من تعريف مى كنم» در بخش مسابقه فيلم هاى كوتاه داستانى بيست و سومين جشنواره فيلم فجر پذيرفته شده كه مى تواند فرصت خوبى براى ديده شدن آن باشد. اسدى زاده پس از اين فيلم، «آتاشه» را ساخته است.
از حاشيه و متن جشنواره بيست و سوم فيلم فجر
بادها خبر از تغيير فصل مى دهند
200538.jpg
صبا شادور
مراسم افتتاحيه بيست و سومين جشنواره بين المللى فيلم فجر يكشنبه شب در شرايطى آغاز شد كه در اين سال ها كمتر چنين روزهايى را تجربه كرده بود. در واقع پس از يك سال پر افت و خيز براى سينماى ايران كه بزرگترين حاشيه اش ماجراهاى جشن خانه سينما و به تبعيت از آن استعفاى دسته جمعى هيأت مديره خانه سينما بود، در هفته هاى اخير روزى نبود كه شايعه توقيف فيلمى دهان به دهان نچرخد و سازندگان آنها از مطبوعات و رسانه هاى گروهى نخواهند فعلاً چيزى منتشر نشود تا تكليف فيلم هايشان روشن شود.
در چنين شرايطى است كه حتى فجر هم نمى تواند از همه پتانسيل حضور نيروهاى نسل دوم و انقلاب بهره ببرد و طيف متنوعى از فيلمسازان كه با ابراهيم حاتمى كيا آغاز و به محمدعلى سجادى ختم مى شود در اين جشنواره حالا ديگر غايبان اصلى اند.
مشكلات جانبى
هنوز چندهفته اى به جشنواره مانده بود كه اعلام شد چند فيلم براى دريافت پروانه نمايش با مشكلات جدى روبه رو هستند. اين در زمانى بود كه هنوز مشكلات پيش آمده بر سرنمايش گل يخ هم حل نشده بود و از ابتداى سال فيلم هايى چون شارلاتان هم به دليل ابتذال مطلق از گردونه رقابتى كنار رفته بودند.
مهم ترين فيلمى كه در اين مقطع از حضور در جشنواره محروم شد و نام يكى از فيلمسازان مهم نسل دوم را از فهرست بلندبالاى نام هاى اين چهره ها در جشنواره خارج كرد، تردست محمدعلى سجادى بود كه گفته شد به دليل نوع پوشش براى دريافت پروانه نمايش با مشكل روبروست. جز اين فيلم بودند فيلم هاى ديگرى هم كه البته از كارهاى متوسط امسال سينماى ايران محسوب مى شوند اما به هرحال حضورشان مى توانست به جشنواره رونق دهد.
با چنين پيش زمينه اى جشنواره به آغازش نزديك شد و گفته مى شد فيلمسازانى چون مجيد مجيدى و ابراهيم حاتمى كيا اصلى ترين چهره هايى هستند كه در اين رويداد جايزه خواهند گرفت اما اين مسأله هم منتفى شد چرا كه در آخرين روزها ابراهيم حاتمى كيا به همراهى تهيه كننده فيلمش، به رنگ ارغوان را از جشنواره بيرون كشيد.
به رنگ ارغوان
شفق يكى از عوامل گروهك هاى سياسى اوايل انقلاب كه پس از سال ها تصميم مى گيرد براى ديدن دخترش ارغوان كه دانشجوى دانشكده جنگلدارى است، مخفيانه به ايران بازگردد. همزمان يكى از مأموران امنيتى به نام بهزاد در پوشش دانشجو وارد دانشكده شده و از تمامى امكانات مدرن امنيتى استفاده مى كند تا با كنترل ارغوان، شفق را به دام بيندازد. در اين ميان بين او و ارغوان رابطه اى عاطفى به وجود مى آيد. از سوى ديگر همكاران سابق شفق نيز قصد ترور او را دارند تا به دام نيروهاى امنيتى نيفتد. اين داستان سيزدهمين فيلم بلند ابراهيم حاتمى كيا است كه قرار بود در جشنواره امسال به نمايش درآيد.
آنها كه در نمايش هاى خصوصى پيش از جشنواره فيلم را ديدند معتقد بودند كه حاتمى كيا در پرداختى دقيق يكى از خوش ساخت ترين فيلم هاى اين سال هايش را ساخته و گامى بلند در تكنيك برداشته است اما همين داستان ملتهب همه چيز را به هم ريخت. درست يك هفته مانده به شروع جشنواره شنيده شد كه حاتمى كيا بايد اصلاحاتى در فيلمش انجام دهد و بعد هم كم كم زمزمه توقيف فيلم به گوش رسيد. با اين پيش زمينه تعطيلات طولانى آخرهفته آغاز شد و روز شنبه يعنى در آخرين روز اين تعطيلات همه چيز شكل ديگرى به خودش گرفت. وقتى يكى از خبرگزارى ها اعلام كرد كه به رنگ ارغوان توقيف شده، تهيه كننده فيلم در گفت و گويى از كناركشيدن فيلم از جشنواره سخن گفت و روابط عمومى جشنواره هم اعلام كرد كه جشنواره نقشى در اين حركت نداشته است.
بعدازظهر همان روز حاتمى كيا در نامه اى خطاب به وزير اطلاعات نوشت: «شايد به رنگ ارغوان گل سرخ خاردارى باشد كه دل ياران را ريش كرده است، ولى شما مى دانيد كه من نيتى جز تقديم گل نداشتم. شهادت مى دهم كه به عنوان پدر معنوى به رنگ ارغوان با ميل و خواست شخصى خودم فيلم را از شركت در جشنواره فجر محروم مى كنم. مى گويم محروميت و اين سخت و دردناك است. مى دانم كه شما نيز همچون من از اينكه حاصل يك سال زحمت اهالى هنر در دولت هنردوست خاتمى چنين سرنوشتى پيدا كرده است، متأسف هستيد. با اطمينان و با صداى رسا مى گويم كه اجازه به هيچ خناسى نخواهم داد كه اين رود ارادت را بركه اى ساكن تصور كند كه مى تواند ماهيان نامشروع خود را پرورش و صيد كند. من و يارانم منتظر روزى خواهيم بود كه به رنگ ارغوان در فضايى صرفاً فرهنگى به همراه شما و يارانتان، در منظر نگاه مخاطبان اصلى آن قرار گيرد.»اما در روز دوشنبه وزير اطلاعات هم به برنامه حاتمى كيا پاسخ داد و تلويحاً از او به خاطر شعورى كه در نامه اش بود تشكر و قول مساعد براى حل مشكلات بوجود آمده را داد.
يك افتتاحيه بد
به رنگ ارغوان كنار رفت اما بيدمجنون مجيد مجيدى با بادها نلرزيد و در واقع حالا مجيدى يكه تاز جدول پيش بينى سيمرغ هاست. كارگردانى كه جشنواره فجر در اين سال ها نشان داده تا چه حد او را دوست دارد. به اين ترتيب با چند تغيير جزئى در برنامه ها، همه چيز صبح روزى كه قرار بود در شامگاهش مراسم افتتاحيه بيست و سومين جشنواره برگزار شود آماده شد و جشنواره به شكل طبيعى اش بازگشت.
مراسم افتتاحيه هم همان چيزى بود كه همه انتظار داشتند. پس از جنجال هاى جشن خانه سينما ديگر چيزى به خود سينمايى ها سپرده نشده بود. مراسم تالار وزارت كشور را داريوش كاردان مجرى موفق تلويزيون در كمال جديت و بدون هيچ كدام از آن شوخى هاى معروفش اجرا كرد، در تمام طول اجرا جز در بخش قطعات موسيقى و نوازندگان زن، هيچ زنى روى سن اصلى مراسم حضور پيدا نكرد و حتى بخشى از بزرگداشت هاى از پيش اعلام شده هم شكل نگرفت تا همه چيز زودتر از موعد به پايان برسد. تغيير و تحولات در ميان سازندگان كليپ ها هم شكل مطلوبى نداشت. كليپ هاى سال هاى قبل كه عمدتاً توسط مهدى كرم پور ساخته مى شد با آنكه ديگر قالبى تكرارى پيدا كرده بود اما از شكل بى درو پيكر امسال حداقل بهتر بود؛ كليپ هايى كه تنها نوآورى شان استفاده از چهره هاى ديگر براى معرفى چهره اصلى كليپ بود كه انتخاب بد گزينه ها و صدابردارى بسيار بدتر اين كليپ ها تقريباً هيچ نشانه شناسى و ذوق هنرى دربرنداشت.
سالى كه نكوست...
جشنواره فجر با اين شرايط آغاز شد تا همه آنها كه از سالن وزارت كشور بيرون آمدند آرزو كنند جشنواره مصداق مثل معروف سالى كه نكوست... نباشد. به اين ترتيب نمايش فيلم ها از صبح روز دوشنبه به شكل رسمى آغاز شد تا ماراتن يازده روزه سينماى ايران شكل بگيرد.
به اين ترتيب و در شكل فعلى عمده اميدها به چند فيلم معطوف شده است. رستگارى در هشت و بيست دقيقه سيروس الوند به عنوان تنها نماينده نسل اول فيلمسازى كه على رغم چند اصلاحيه و تغييراتى جزئى همچنان فيلم گرم و روانى است، بيد مجنون مجيد مجيدى كه به هرحال مطرح ترين كارگردان نسل دوم در حال حاضر است، ديشب باباتو ديدم آيدا از رسول صدرعاملى كه پايان بخش سه گانه اش درباره دختران نوجوان است، زن زيادى تهمينه ميلانى كه قرار است جنجال هاى نيمه پنهان را يادآور باشد، بيدارشو آرزوى كيانوش عيارى كه يك فيلم تلخ درباره بم و زلزله اين شهر است و البته سالاد فصل فريدون جيرانى كه يك تريلر ايرانى با بازيگران مطرح است،فيلم هاى ديگرى هم در جشنواره به نمايش درمى آيند كه مى توانند غافلگير كننده هاى امسال باشند.
بادها خبر از تغيير فصل مى دهند
با تغيير در شكل مميزى و سخت گيرى هاى بيشتر در بخش پروانه نمايش به نظر مى رسد همه چيز شكلى تازه به خودش خواهد گرفت.
در تغيير مسير و جاى خط قرمزها، بادها خبر از تغيير فصل مى دهند و اگر فيلمسازان ايرانى اين موضوع را درنيابند سال آينده با ركورد تازه اى در اصلاحيه ها و احياناً توقيف ها روبرو خواهيم بود. اتفاقى كه چندان براى سينماى ايران خوشايند نيست.

|   صفحه اول   |   سياسى   |   سينما   |   گزارش   |   فرهنگ و هنر   |   ويژه ۱   |   ويژه ۲   | 
|   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   ورزشى   |   اوقات شرعى   | 
|   ادبيات   |   موسيقى   |   ارتباطات   |   ضميمه ۱   |   ضميمه ۳   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |