جمعه ۱۶ بهمن ۱۳۸۳ - ۲۴ ذيحجه ۱۴۲۵
Fri, Feb 4, 2005
سياسى
۳۰۵۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
سينما
گزارش
فرهنگ و هنر
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۷
ويژه ۸
ورزشى
اوقات شرعى
ادبيات
موسيقى
ارتباطات
ضميمه ۱
ضميمه ۳
آرشيو
هفته اى كه گذشت
رابطه ايران و آمريكا؛
يادداشت
انتخابات برگزارشد
هفته اى كه گذشت
اروپا
در مذاكرات جدى باشد
در هفته گذشته و در روز عيد سعيد غدير خم، مقام معظم رهبرى در ديدارهاى مردمى به مباحث مهم روز اشاره كردند و در خصوص تهديدات اخير مقامات آمريكايى گفتند: «دولتمردان آمريكايى در تصورى ابلهانه فكر مى كنند ملت ايران در مقابل تشر و تهديد آنها تسليم مى شود اما اين ملت امروز به مراتب نيرومندتر، مستحكم تر و مجهزتر از اول انقلاب است.» ايشان هم چنين درباره مذاكرات هسته اى ايران و اروپا افزودند: »ما در مذاكرات هسته اى با اروپا جدى هستيم اما اروپايى ها هم بايد در گفت و گوها جدى باشند و نشان دهند كه حقيقتاً به دنبال حل مسأله هستند كه تا امروز متأسفانه اين گونه نبوده است.» اين سخنان پاسخى صريح به سياستمدارانى تلقى شد كه در آخر هفته گذشته در داووس سوئيس گردهم آمده بودند. نظر رسمى ايران را مى توان مكمل نظر سياستمدارانى دانست كه در داووس حاضر شده و از آمريكا خواستند كه روش عملكرد خود را عوض كند و از رؤياى جنگ بيرون آيد. اروپايى هايى كه حاضر در مجمع جهانى اقتصاد بودند اعلام كردند كه دنيا و به ويژه منطقه خاورميانه تحمل جنگ و آشوب ديگرى ندارد و اروپا نيز به طور صريح به آمريكا اعلام كرد كه به فكر جنگ با ايران نباشد اما آمريكايى ها مغرورتر از آن هستند كه بخواهند با رويه اروپا تمام و كمال كنار بيايند به همين دليل بخشى از حاكميت آمريكا همراه اروپا است و بخشى ديگر هنوز بر سياست انزواطلبى تكيه مى كند. در هر حال در اجلاس داووس تمامى رهبران دنيا به صراحت از آمريكا خواستند رويه خود را تغيير دهد.
اما آنچه در داووس رخ داد و در نوع خود قابل توجه است، مجادله اى بود كه ميان سناتور بايدن آمريكايى و كمال خرازى وزير خارجه ايران رخ داد. عجيب اينكه ماجراى اين مجادله كه از سوى بسيارى از خبرگزارى هاى مطرح دنيا نقل شد، هيچ گونه انعكاسى در رسانه هاى داخل و خبرگزارى هاى ايرانى نداشت. طبيعى است خبرگزارى هايى كه نماينده خود را با هزينه وزارت خارجه روانه چنين سفرهايى مى كنند، منتظر بمانند تا خبر نهايى آنها با تأييد وزارت خارجه همراه باشد كه آنها نيز چنين تصميم گرفتند كه اصلاً چنين خبرى مخابره نشود و حتى وزير خارجه هم پس از بازگشت به ايران سعى كرد از كنار پرسش در اين باره بگذرد. اما بر اساس اخبار رسيده، سناتور »بايدن» (نماينده دموكراتى كه از جمله واقع گرايان سياسى خارجى آمريكاست و به فردى مشهور است كه علاقمند به كاهش تنش ميان آمريكا و ايران و داشتن روابط حسنه ميان دو كشور است)، گويا با لحن دوستانه اى از خرازى كمك خواسته تا هر دو تلاش كنند كه دولت هاى طرفين به سطح بالاترى از روابط - و به گفته او - درك واقعيت هاى بين المللى برسند كه در غير اينصورت پررنگ شدن گزينه اقدام نظامى محتمل خواهد بود؛ كمال خرازى در پاسخ به سناتور آمريكايى به صراحت مى گويد كه هيچ كس نمى تواند نه ايران را دست كم بگيرد و نه حقوق مشروع آن را حذف كند؛ و »بايدن» باز گفته بود كه بهتر است به جاى جنگ و مجادله به جايى برسند كه بتوان نقاط اشتراك را پيدا كرد. در هر حال اروپايى ها وارد گفت و گو با ايران شده اند و بايد با انگيزه بالاترى ادامه دهند چرا كه در حال حاضر فقط يك طرف مسأله يعنى ايران نيست و آنها از سوى ديگر با آمريكا نيز طرف حساب هستند.
اگر اروپا در ارتباط با ايران به اقدام مقطعى فكر كند، در حال حاضر به آن رسيده و ايران چرخه غنى سازى خود را به حالت تعليق درآورده است اما ايران براى هميشه اين كار را انجام نمى دهد و اروپايى ها نيز اين را مى دانند و بهترين راه حل براى اروپا اين است كه هر چه سريع تر به آن بخش از تعهدات عمل كند و در عين حال مذاكرات سازنده خود را دنبال كند تا تضمين هاى عينى بهترى پيدا شود و در يك مجموعه اقدام سنجيده بهترين اقداماتى كه مى تواند اطمينان لازم را به جامعه بين المللى در صلح آميز بودن اهداف هسته اى ايران بدهد را پيدا كنند.
اما در هفته اى كه گذشت افسانه نوروزى نيز پس از ۸ سال توانست از زندان رهايى يافته و با حكم آزادى نهايى به ميان خانواده خود بازگردد. وى كه دوبار تا حكم اعدام پيش رفت با مساعدت و نظر كارشناسى رئيس قوه قضائيه توانست با يك دادگاه ديگر در كيش رضايت اولياى دم را گرفته و با پرداخت ديه از مجازات اعدام رهايى يابد. پرونده افسانه نوروزى يك پرونده مهم بود كه خوشبختانه با حكمى مناسب پايان يافت.
رابطه ايران و آمريكا؛
در كشاكش جنگ و ديپلماسى
كامبيز توانا
كاندوليزارايس توانست رأى اكثريت سنارا با خود همراه كرده و بر مسند وزارت خارجه آمريكا تكيه زند. بوش نيز پيش از او مراسم سوگند به قانون اساسى را به جاآورده و رسماً به عنوان رئيس جمهور دور دوم، راهى كاخ سفيد شد. اوضاع سياسى بين بوش و رايس به مراتب بهتر است و ديگر نيازى نيست رايس پوشه ها را زير بغل زده و راهى كراوفورد تگزاس و مزرعه شخصى بوش شود تا با هم راهپيمايى كرده و تصميم هاى آينده را بررسى كنند. حالا ديگر رايس همراه كابينه بوش در وزارتخانه اى است كه بيشتر به شعبه دوم پنتاگون تبديل شده است. روزى كه ژنرال كالين پاول در آغاز دور اول رياست جمهورى بوش راهى وزارت خارجه مى شد، همگان اين خرده را مى گرفتند كه حضور يك ژنرال نظامى در دولت و به ويژه در وزارت خارجه كه در واقع وزارت مصالحه و گفت و گوست به اين معناست كه ديگر خبرى از ديپلماسى نخواهد بود. اما كالين پاول به مراتب بهتر رويه ديپلماتيك را به اجرا گذاشت و اينطور تصور نمى شد كه او دنباله رو همتاى خود در پنتاگون است. شايد هم اين تأثير حضور در وزارت خارجه باشد چرا كه رايس نيز تا پيش از حضور در وزارت خارجه به مراتب خصمانه تر موضع مى گرفت اما حالا به آرامى سخن مى گويد و كمتر از كوره درمى رود. رايس براى گرفتن رأى موافق بايد به كنگره مى رفت و به پرسش هاى نمايندگان سنا پاسخ مى داد.
200496.jpg
رايس در سنا
رايس در حالى وارد سنا شد كه نمايندگان از پيش پرسش هاى خود را مطرح كرده و از او خواسته بودند برنامه خود در خصوص عراق، ايران و آينده خاورميانه را توضيح داده و برنامه بلندمدت خود را شرح دهد. رايس درباره رسيدن به مواضع مشترك با ايران گفت: «مشكلات مربوط به روابط آمريكا و ايران را كاملاً مى شناسيم و هر بار كه نياز بوده يا از طريق كشور ديگر يا به طور مستقيم نظر خود را به مقامات ايران اطلاع داده ايم اما مسأله مهم درباره ايران در خاورميانه يك جا گره مى خورد و آن مسأله اسرائيل است. خيلى سخت است كه بتوان با ايران كه با حضور اسرائيل مشكل دارد بتوان به توافق رسيد و همين مسأله باعث مى شود نتوان خط سير مشترك و مفيدى براى جلب حمايت در خاورميانه مشخص كرد.»
رايس تمركز خود را به نقطه اى جلب كرده كه ايران در تمامى آنها نقش محورى و اساسى دارد. سياست خارجى آمريكا در منطقه چه در افغانستان، عراق و فلسطين به يك نقطه كليدى به نام ايران متصل است كه نمى توان بدون پيدا كردن موضع مشترك به آنها پرداخت و يا براى آن برنامه اى داشت.
آمريكا مطمئن بود كه با حمله سنگين نظامى به افغانستان و عراق آنقدر رعب و وحشت از خود در منطقه را افزايش مى دهد كه تمامى كشورهاى منطقه هر طور شده خود را به همراهى با  آمريكا ملزم مى كنند. واقعيت اين است كه اگر قضيه عراق ظرف دوماه حل مى شد، آمريكا مى توانست اميد زيادى به اين طرح خود داشته باشد اما اين اتفاق نيفتاد و روند معكوس حوادث در عراق باعث شد تا نه تنها ترس از آمريكا در منطقه شكل نگيرد، كه يك عامل ديگر به عوامل پيشين نفرت از آمريكا اضافه شود.
اما رايس در صحبت هاى خود سعى مى كند نشان دهد كه به دنبال يك فرصت مناسب است تا اشتراكات خود با ايران را به بحث گذارد. هفته گذشته رايس مصاحبه اى تفصيلى با فيگارو انجام داد و آن جا اعلام كرد كه سياست خصمانه را به كنارى گذاشته و بيشتر به اين مى انديشد كه چگونه مى توان به بهترين راه حل ممكن براى مسأله ارتباط با ايران رسيد. رايس در همان جلسه سنا نيز اعلام كرد كه آمريكا در فرصتى مانند بحث زلزله بم نشان داد كه نسبت به مردم ايران نگرش خصمانه ندارد بلكه به دنبال يك فرصت مناسب است تا نقاط اشتراك و اختلاف را روى ميز گذاشته و رودررو درباره آنها بحث كند. اما يك چيز باعث شده تا تمامى روند معادلات آمريكا در برابر ايران به هم بريزد يا به عبارت ديگر سرعت بگيرد و آن پرونده فعاليت هسته اى ايران است.
پرونده هسته اى ايران
رايس تصريح كرد كه پيش از اين علاقمند بوديم كه راههاى ممكن ارتباط و حل مسائل با ايران را بررسى كنيم اما بروز پرونده هسته اى ايران باعث شد تا تمامى اين راهها سرعت بگيرد چرا كه اگر برنامه هسته اى ايران با چرخش به سمت اهداف نظامى همراه باشد، منطقه از دست آمريكا خارج خواهد شد و ديگر نمى توان به دنبال برنامه بلند مدت بود.
حقيقت اينجاست كه ايران در تمامى صحبت هاى خود و از زبان تمامى مسؤولان عالى رتبه خود اعلام كرده كه هيچ علاقه اى يا برنامه اى براى دستيابى به سلاح اتمى ندارند، اما مسلم است كه در عرف روابط بين الملل هيچ وقت هيچ چيز تمام شده نيست و حتى اگر احتمال چرخش ايران به سلاح هسته اى يك درصد باشد، همان يك درصد احتمال باعث مى شود تمامى حساب و كتاب هاى دست اندركاران روابط بين الملل در اروپا و آمريكا به هم بخورد. به همين دليل هم تمامى سياستمداران اروپا و آمريكا مسأله «تضمين هاى عينى» را مطرح كرده اند و آن عبارت از يك اهرم مطمئن است كه نشان دهد فعاليت هسته اى ايران هيچ گاه قدرت چرخش به سمت و سوى فعاليت هسته اى نظامى را نخواهد داشت.
همان زمان كه بحث پرونده هسته اى ايران و به ويژه گزارش نيويوركر مطرح بود، بسيارى از تحليلگران آمريكايى اعلام كردند كه چنين تصميمى از سوى آمريكا بعيد نيست چرا كه در طول چند سال گذشته آمريكا بيشتر تهاجمى شده و طبيعى است كه رويكرد نظامى را در صدر دستور كار خود قرار دهد. اما رايس اين گزارش را غير دقيق دانسته و گفت كه اين گزارش به هيچ وجه بازگو كننده سياست هاى ما و يا سياست هاى مورد انتظار ما در قبال ايران نيست. همچنين رايس در اين باره زياد مورد پرسش قرار گرفت كه چرا هنوز آمريكا به روند مذاكرات سه كشور اروپايى با ايران ملحق نشده است رايس جواب روشنى نداد و فقط گفت كه اين ايرانى ها هستند كه به فرصت هاى ايجاد شده اهميت نمى دهند. اين در حالى است كه اگر آمريكا به طور رسمى وارد مذاكرات شود، يك پتانسيل خود را كه همواره بر آن تأكيد كرده را از كار مى اندازد و اين پتانسيل ارجاع پرونده ايران به شوراى امنيت سازمان ملل است. آمريكا حتى در جلسه اخير شوراى حكام آژانس كه با تصويب قطعنامه پايانى به نفع ايران پايان يافت، توسط نماينده خود در شوراى حكام، خانم جكى ساندرز اعلام كرد كه آمريكا هنوز متقاعد نشده و اگر هم هيچ همراهى با خود نبيند، رأساً براى ارجاع پرونده ايران به شوراى امنيت سازمان ملل اقدام خواهد كرد.
اگر در مقطع فعلى آمريكا به دور مذاكرات بپيوندد، نشان مى دهد كه اين گزينه را از دستور كار خود خارج كرده آنها به هيچ وجه مايل نيستند كه گزينه عملكرد تخاصم را از برنامه خود حذف كنند.
آمريكا در حال حاضر و از راه دور با شك و ترديد به مذاكرات هسته اى ايران و سه كشور اروپايى مى نگرد. برخى سناتورها رايس را مورد پرسش قرار دادند كه چرا به طور دقيق تر درباره اين مذاكرات جهت گيرى نمى كند و او در جواب گفت كه عدم حضور آمريكا به معناى به بن بست رسيدن مذاكرات نيست اما آمريكا فعلاً از ترديد به سرانجام رسيدن اين مذاكرات مطمئن نشده است.
مقارن با همين اوضاع بود كه آسوشيتدپرس با ارائه گزارشى از وين اعلام كرد كه مذاكرات ايران و سه كشور اروپايى به بن بست رسيده است. بلافاصله حسين موسويان، دبير كميته سياست خارجى شورايعالى امنيت ملى به اين گزارش پاسخ داد و اعلام كرد كه روند مذاكرات سير منطقى خود را طى مى كند. اما در حال حاضر اروپا ابتكار عمل عمده را از دست آمريكايى ها در پرونده ايران گرفته و به نتايج آن اميدوار است.
نگاه اروپا
با تمامى تغييراتى كه در لحن سخنان آمريكايى ها به وجود آمده، اروپا بر اين باور است كه اين تغيير لحن، تغيير عمده اى در سياست هاى اجرايى آنها را موجب نمى شود. تونى بلر، نخست وزير انگليس در سخنرانى اخير خود اعلام كرد كه آمريكا در دور دوم رياست جمهورى بوش رويه اى متفاوت را در نظر مى گيرد. نظر بلر با اين نكته قابل درك است كه تفاهم انگليس با آمريكا در خصوص عراق به پايان رسيده و انگليس با عمليات نظامى بيشتر در كنار آمريكا موافقت نمى كند. آمريكا نيز در اين شرايط مى داند كه آلمان و فرانسه در جنگ عراق كنار او نبودند و حالا اگر قرار باشد انگليس نيز كنار رود، ديگر جبهه قدرى در كار نخواهد بود و اگر آنها بخواهند بيشتر بر اقدام نظامى تأكيد كنند بايد هزينه سنگينى را براى عملكرد تنها جلو رفتن بپردازند. اروپايى ها كه به فكر گسترش اتحاديه خود هستند، عملاً با اين نكته مواجه هستند كه كشورهايى مانند ايران، تركيه و عراق همسايگان نزديك آنها هستند و هر چه دخالت نظامى در آن جا كمتر باشد، بهتر مى توانند روابط ديپلماتيك خود را افزايش دهند. ضمن اين كه عملكرد نظامى يك دوره آشوب و اغتشاش بعد از خود به همراه دارد كه با ز هم نيازمند عملكرد سياسى است و در آن بخش دوم ديگر عملكرد نظامى هيچ فايده اى ندارد. اينجاست كه دو راه ميان آمريكا و اروپا شكل مى گيرد كه آمريكا سردمدار قدرت سخت است و اروپا با قدرت نرم پيش مى آيد. نمونه بارز قدرت سخت، عراق و هزينه هاى سنگين آن است و نمونه بارز قدرت نرم، انقلاب نارنجى اوكراين و حمايت زيرپوستى اروپا است. در اوكراين به مراتب كار بهتر پيش رفت و آن نتيجه اى كه غرب مى خواست به دست آمد. همين قدرت نرم مهمترين گزينه پرونده هسته اى ايران است كه ايران نيز به شكلى با آن همراه شده است و در واقع به زبان ديگر به آمريكا پيام مى فرستاد كه از راه استدلال دو طرفه و همكارى هاى دوجانبه بهتر مى توان به تفاهم رسيد و يا به عبارت ديگر، زبان تهديد ديگر كاربرد لازم را ندارد. در واقع آمريكا و اروپا پس از حوادث يازدهم سپتامبر به اين نتيجه رسيدند كه براى امنيت آنها بهتر است امنيت و آزادى در خارج از مرزهاى آنها جارى باشد اما بر سر چگونگى رسيدن به اين امنيت تفاوت دارند و بيشتر دليل آن عملكرد و فاكتورهاى دوگانه اى است كه آمريكا براى خود در نظر مى گيرد. اگر آمريكا از حقوق بشر حرف مى زند، در خيلى جاها حرف خود را نقض مى كند. نمونه بارز آن عربستان است كه هيچ بهره اى از حقوق بشر نبرده و هيچ گونه مساوات و آزادى در آن كشور برقرار نيست اما آمريكا به عنوان متحد اصلى خود، هيچ فشار و يا انتقادى از زاويه حقوق بشر به آن وارد نياورده است. به نظر مى رسد كه اروپا در اين مورد سعى مى كند سنجيده تر عمل كند و واقع گرايى بيشترى در دستور كار خود قرار داده است، در حالى كه آمريكايى ها خود را هنوز مقيد به نوعى درگيرى با ايده آليسم مختلط با اتوريته گرايى مى دانند.
بوش در دور دوم وظيفه خود را اينطور طرح كرده كه امنيت آمريكا را با  آزادى و دموكراسى در ديگر كشورها به دست خواهد آورد و برخلاف دفعات گذشته اين بار نه تهديد مستقيمى داشته و نه بحثى از محور شرارت به ميان آورده است. اما اينكه او چقدر مى تواند عملكرد خود را با ايده آليسم خويش همراه كند را بايد در وقايع غيرقابل پيش بينى آينده ديد.
يادداشت
تفاوت راه آمريكا و اروپا
الين سولينو؛ نيويورك تايمز
دوره دوم رياست جمهورى بوش درحالى آغاز شد كه ايران بزرگترين چالش ديپلماسى خود را با همكارى اروپايى ها ادامه مى دهد اما لحن بوش وتيم امنيت ملى او بار ديگر ايران را برآشفته كرده درحالى كه اروپا بيشتر معقتد است آمريكا بايد به گزينه مورد نظر آنها نزديك شود.
به نظر دنياى بيرون، دستگاه ادارى بوش به دو جبهه تقسيم شده است. يك جبهه هنوز به تغيير رژيم وعملكرد نظامى درمورد ايران تأكيد دارد و دسته دوم معتقد است بايد به مانند اروپايى ها نزديك شد وسخن گفت وتشويق كرد. محمد البرادعى، دبير كل آژانس بين المللى انرژى اتمى هفته گذشته در داووس سوئيس گفت:  بايد كارى كرد كه تمامى طرفهاى درگير اين پرونده يك رويه را انتخاب كنند و درخصوص مسأله ايران عملكرد دوگانه جواب نمى دهد. البرادعى تأكيد كرد اين رويه با تلاش تنها اروپا به نتيجه نمى رسد و اگر آمريكايى ها از دور پيش بينى كنند كه اين مذاكرات نتيجه اى ندارد، به نوعى سياست خود ارضاگرى رسيده اند كه هيچ نتيجه عملى ندارد.
ميشل بارنيه، وزير خارجه فرانسه نيز همان روز درگفت وگويى اعلام كرد كه نمى تواند درباره سياست خارجى آمريكا اظهار نظر كند اما بدون اتكا به هيچ گونه غرور گفت: «ما اين كار را انجام مى دهيم و مذاكرات را پيش مى بريم اما عدم حضور آمريكا فقط فرضيه شكست را تقويت مى كند.»
فرانسه ، آلمان و انگليس با پشتيبانى اتحاديه اروپا مذاكراتى را با ايران آغاز كرده اند كه درصورت رسيدن به نتيجه ، هم ايران چرخشى به سمت عملكرد نظامى هسته اى نخواهد داشت وهم درعوض از حمايت سياسى ، اقتصادى وامنيتى اروپا بهره مند خواهد شد. ايران به طور داوطلبانه چرخه غنى سازى خود را به حالت تعليق درآورد تا با اروپا همكارى كند ولى بوش درعوض دور دوم خود را با اين سخنان آغاز كرد كه اگر مجبور شود با توسل به زور ايران را از رسيدن به سلاح هسته اى بازخواهد داشت.
درمجلس سنا هم كاندوليزارايس درحال گرفتن رأى اعتماد خود پاسخ منفى به اين پرسش كه آيا آمريكا به گزينه تغيير رژيم درايران مى انديشد، نداد و پس از آن ديك چنى معاون رئيس جمهورى آمريكا ايران را درصدر فهرست كشور هاى مسأله ساز قرارداد. درپاسخ به آن رئيس جمهور خاتمى به لغت «ديوانگى» درخصوص تهديد آمريكايى ها به حمله بسنده كرد و كمال خرازى، وزير خارجه نيز گزارش نيويوركر را «ابزار روانى » ناميد. انگليس كه در جنگ عراق با آمريكا همراه بود، حالا به سه كشور اروپايى پيوسته ومخالف هر گونه اقدام نظامى آمريكا يا اسرائيل عليه ايران است.
گرهارد شرودر، صدراعظم آلمان در داووس گفت: «منطقه خاورميانه خود منطقه اى پر التهاب است.
من تأكيد مى كنم كه همه بدانند جهت گيرى آلمان دراين خصوص مخالف هرگونه كنش واقدام نظامى است.»
جك استراو، وزير خارجه انگليس نيز بشدت هرگونه عملكرد نظامى را نقد كرده و آن را اقدامى غير قابل توجيه وغير عملى دانست. وى كه تازگى از مذاكره با همتاى آمريكايى خود بازگشته ، تأكيد كرد كه هيچ گونه احتمال حمله نظامى درقبال ايران وجود ندارد.
اروپايى ها معتقدند سيگنال هايى كه آمريكايى ها مى فرستند غيردقيق وغير شفاف است. رايس درجلسه خود در سنا گفت كه آمريكا از روند اروپايى ها دفاع مى كند اما منتظر مى ماند ببيند كه نتيجه چيست. اما درعين حال رايس اعلام كرد كه اگر اروپا با ايران به توافق برسد و حتى برنامه هسته اى ايران تماماً متوقف شود، باز آمريكا تحريم هاى ايران را لغو نخواهد كرد و درپاسخ به دلايل اين كار گفت كه پرونده هسته اى تمام مشكل ما و ايران نيست بلكه بحث تروريسم، گذشته روابط دو كشور و موقعيت حقوق بشر ايران دراين ميان هنوز وجود دارد. موضوع وقتى غامض تر و پيچيده تر مى شود كه به سخنان بوش دريك ماه گذشته بازگرديم. او يك بار اعلام كرد كه با تحريم ايران تمامى تأثير خود را بسته است ومجبور است به ديگران تكيه كند تا سياست موجه  و مناسب را در خصوص ايران به كار گيرند.
خاوير سولانا، مسؤول روابط خارجى اتحاديه اروپا درگفت وگويى تلفنى گفت كه راه مذاكره با ايران نه خيلى خوشبينانه است و نه خيلى بدبينانه بلكه بهترين راهى است كه درحال حاضر دردست است.
سخنان سولانا كه به نوعى ديگر پيش از اين ظريف، نماينده ايران در سازمان ملل متحد اعلام كرده بود.
ايران درحال حاضر رابطه خوبى با آژانس بين المللى انرژى اتمى دارد و بازرسان آن به تازگى از تأسيسات نظامى پارچين ديدار كرده اند. همچنين ايران متعهد به پيمان هاى بين المللى مقابله با سلاح هاى كشتار جمعى است. بارنيه وزير خارجه فرانسه گفت: «نمى توان يكراست سراغ ايران رفت و گفت كه بايد فعاليت خود را متوقف كنيد. راهى كه ما انتخاب كرده ايم، موفقيت براى هر دو طرف است.»
انتخابات برگزارشد
نخستين حركت مردمى عراق
200556.jpg
مردم عراق درحدود ۵۰سال گذشته كمتر توانسته اند نعمت آزادى و انتخاب طبيعى را تجربه كنند. آخرين بارى كه خواستند لذت حضور در پاى صندوقهاى رأى را تجربه كنند، زمانى بود كه صدام حسين به زور تمامى آنها را به پاى صندوقها فراخواند تا در يك نمايش انتخاباتى اعلام كنند كه ۹۸درصد مردم كشور ازحكومت صدام راضى هستند.
انتخابات عراق اين هفته درحالى برگزارشد كه بيشتر رأى دهندگان قصدداشتند نخستين حضور آزاد پاى صندوق هاى رأى را تجربه كنند و اوج اين احساس زمانى فرارسيد كه يك پيرمرد كرد اهل سليمانيه كه به عارضه قلبى مبتلا بود، لحظاتى پس از انداختن رأى به صندوق درگذشت. قلب اين پيرمرد ديگر نمى توانست اضطراب حاصل ازخوشحالى را تحمل كند و پس از به صندوق افتادن برگه رأى، ديگر نزد. رسانه هاى خبرى بهترين بخش پردازش اخبار و تحليل و تفسير اوضاع انتخابات عراق را به عهده گرفتند و حتى سى.ان.ان ويژه برنامه انتخابات عراق را به نمايش گذاشت و نشان داد كه در شمال عراق مردم خوشحالند و دركنار محل اخذ رأى به رقص و پايكوبى مى پردازند. اما درتمامى عراق اوضاع اينگونه نبود. آخرين خبرها حاكى از اين بود كه به طور متوسط ۷۲درصد مردم عراق پاى صندوق ها رفته اند كه در برخى مناطق اين آمار به ۹۰ درصد هم مى رسيد. در بيشتر مناطق رأى گيرى با آرامش انجام شد.
اما در برخى مناطق مركزى سنى نشين و نزديك بغداد به دليل ناآرامى و عدم امنيت، مراكز رأى گيرى به روى مردم گشوده نشد. باوجود تدابير امنيتى شديد برخى گروههاى تروريستى با خمپاره انداز برخى مناطق رأى گيرى را موردحمله قراردادند. عراق اين روزها به سمت روزهايى بهتر مى رود كه بهتر بتواند بوى خود بودن را استشمام كند. براى بسيارى از كشورهاى منطقه و به ويژه همسايگان عراق بحث اصلى اين است كه هرچه زودتر امنيت درعراق حاكم شده و اوضاع به دست عراقى ها سپرده شود و البته از آن مهمتر هرچه سريعتر نيروهاى حاضر درعراق از اين كشور خارج شوند.
برخى چهره ها هنوز در اين واكنش انتخاباتى تغييرموضع نداده اند و عده اى ديگر با حدس نتيجه به روزهاى بهتر مى انديشند. مهمترين نمونه اين افراد حازم شعلان است كه با سخنان تكرارى خود بسيار معروف است. اين شيعه سكولار بعثى ساعتى دم از زدن اتهام برنمى دارد و حتى روزانتخابات اعلام كرده كه دخالت همسايگان در امور داخلى عراق زياد است اما با اين حال دولت آينده عراق سعى خواهدكرد روابط دوستانه و مسالمت آميزى با همسايگان خودداشته باشد.
چرخش در انتهاى حرف شعلان نشان مى دهد كه او نيز با ديدن حركت پرشور مردم عقل سليم يافته و اين را درك كرده كه مردم خود بهترين تصميم گيرنده درامورداخلى عراق هستند.
بوش رئيس جمهورى آمريكا برگزارى انتخابات را ستود و كاندوليزا رايس وزيرخارجه جديد آمريكا استقبال مردم عراق از انتخابات را بيش ازحدانتظار توصيف كرد.
باتوجه به فهرست هاى انتخاباتى و نتايج اوليه شمارش آرا فهرست سيدعبدالعزيزالحكيم درصدر قراردارد و به نظرمى رسد كه نخست وزير آينده عراق از شيعيان باشد كه بالاترين و نزديكترين پتانسيل آن ابراهيم الجعفرى ، رئيس حزب الدعوه عراق است. نزديكترين فهرست در رقابت با حكيم، فهرست اياد علاوى است. در مناطق كردنشين حزب اتحاديه ميهنى كردستان عراق و حزب دموكرات كردستان عراق اكثريت آرا را به دست آورده است. با اين حساب رياست جمهورى و رياست پارلمان بين كردها و اهل سنت تقسيم مى شود. حال كه ابراهيم الجعفرى شانس اول تصدى نخست وزيرى را دارد ، بحث اسلام و سكولاريسم نيز مطرح مى شود كه دغدغه بسيارى پيش از انتخابات بوده است. در حين شمارش آرا جعفرى با خبرگزارى فرانسه گفت وگو كرده و نظر خود را درباره اسلام و دولت بازگو كرده است. الجعفرى گفت: «سكولاريسم در كل مخالفت با هرگونه حضور مذهب است اما در اوضاع فعلى خيلى از مفاهيم عوض شده است. » اين سياستمدار شيعه كه چندبار ميهمان دولت ايران بوده تأكيد كرد كه در قانون اساسى عراق به مذهب اسلام اشاره شده اما دليلى ندارد كه به سرعت عراق را با همسايه اش ايران مقايسه كنيد. غازى عجيل الياور رئيس جمهورى دولت موقت نيز در برابر دوربين خبرنگاران حاضر شده و نظرات خود درباره انتخابات را مطرح كرد. وى با تشكر از تمامى گروهها و احزاب اعلام كرد كه نتيجه انتخابات تاريخى درخشان را در عراق رقم خواهد زد و ضمن اينكه ياور به مهم ترين موضوع نيز پرداخت، موضوع خروج نيروهاى نظامى از عراق؛ اين مسأله اساسى موردتوجه همسايگان عراق از زبان ياور مورد بررسى قرار گرفت و او گفت كه در حال حاضر هيچ دستورى براى خروج نيروها صادر نشده و فعلاً چنين مسأله اى طرح نخواهد شد.
غازى الياور تأكيد كرد كه هنوز در بسيارى از مناطق ناآرامى و ناامنى وجود دارد كه بهتر است نيروهاى نظامى هنوز در آنجا مستقر باشند. در حالت طبيعى نيز بعيد است دولت نوپا بخواهد به سرعت دستور خروج نيروها را صادر كند. مقامات عراقى نيز اعلام كردند كه هرچه عراق بيشتر بر اوضاع مسلط شده و صاحب نيروهاى امنيتى قدرتمندتر شود، امكان درخواست خروج نيروها افزايش مى يابد.
در هرحال انتخابات عراق به نتيجه نهايى خود نزديك مى شود و همسايگان عراق خود را آماده مى كنند كه وارد دور جديدى از روابط با كشورى شوند كه هنوز بنيانى نو و جوان دارد كه البته خالى از اشكال نيست و بايد با اين دولت مدارا كرد تا رشد كرده و بزرگ شود. از ميان مقامات ايرانى اين وزير خارجه كمال خرازى بود كه در بازگشت از سوئيس و شركت در اجلاس مجمع جهانى اقتصاد اعلام كرد كه احتمال مى دهد شيعيان اكثريت را در عراق به دست آورند. تا لحظه تنظيم اين گزارش هنوز اظهارنظرى از سوى مقامات ايران اعلام نشده اما به طور اتوماتيك اوضاع عراق به سمتى مى رود كه ايران نيز خواهان آن است. بايد ديد چقدر نتيجه انتخابات موردقبول احزاب ، گروهها و قدرتهاى خارجى حاضر در عراق خواهد بود.

|   صفحه اول   |   سياسى   |   سينما   |   گزارش   |   فرهنگ و هنر   |   ويژه ۱   |   ويژه ۲   | 
|   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   ورزشى   |   اوقات شرعى   | 
|   ادبيات   |   موسيقى   |   ارتباطات   |   ضميمه ۱   |   ضميمه ۳   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |