عليرضا كيوانى نژاد
بدون هيچ شك و شبهه اى مى توان اذعان كرد كه روزنامه هاى ژاپن در بين كشورهاى آسيايى، بالاترين تيراژ را از آن خود كرده اند . در ميان اين روزنامه ها اما روزنامه اى وجود دارد با تيراژى بيش از ۱۵ ميليون نسخه در روز. باورش كمى سخت است اما اين روزنامه همان روزنامه اى است كه روزگارى تيراژش در حدود ۱۰۰۰ نسخه بود . روزنامه «آساهى» كه زمانى غول بى رقيب مطبوعات ژاپن بود درباره اين غول كاغذى مى نويسد: داشتن ۴ بوئينگ اختصاصى تنها براى پخش در سراسر ژاپن از آن روزنامه اى است كه تيراژ آن در سال ،۲۰۰۲ همزمان با رقابتهاى جام جهانى كره و ژاپن به ۲۰ ميليون نسخه در روز رسيد.
با اين نشانه ها سخت است پنهان كردن نام يوميورى شيمبون ، غول روزنامه هاى جهان. عده اى از كارشناسان عرصه ارتباطات بر اين باورند اگرچه يوميورى آنقدر پرتيراژ و تأثيرگذار است كه مى تواند نخست وزير ژاپن را تعيين كند اما به لحاظ حرفه اى ، فاصله زيادى با روزنامه هاى معتبرى چون گاردين، لوموند، نيويورك تايمز، اينديپندنت ، لوپاريزين و ... دارد.
در اين بين حتى گفته مى شود روزنامه هاى ژاپنى هم در چند سال اخير، فاصله خود را با يوميورى به حداقل رسانده باشند . اما اين جا نقل تيراژ و صفحه آرايى نيست كه ويژه نامه ادبى اين روزنامه با تنوع خاصش، سوژه اى دندانگير و جذاب به نظر مى رسد، حتماً .
گاه گدارى ، روزنامه ها و ايضاً هفته نامه هاى ژاپنى ، با انتشار ضميمه هايى ادبى، ورزشى ، هنرى و ... سعى در جذب مخاطب بيشتر دارند . اگر چه امروز مى دانيم به ازاى هر ژاپنى، هر روز ۴ روزنامه منتشر مى شود و بازهم مى دانيم هر ژاپنى چشم بادامى به طور متوسط روزى يك ساعت روزنامه مى خواند، اما اين ضميمه ها نيستند كه تيراژ را بالا مى برند، بلكه محتواى حرفه اى مطالب گنجانده شده در اين ضميمه ها هستند كه گويى تلنگرى مى زنند به ذهن جست وجوگر اهل فن .
بدون شك ، ضميمه ۸۰ صفحه اى روزنامه يوميورى شيمبون در اين بين از جايگاه خاصى برخوردار است . قبل از آنكه از چند و چون اين ضميمه آگاه شويد بد نيست اطلاعاتى ولو گذرا درباره آن داشته باشيد .
درست است كه اين ضميمه با لوگوى يوميورى در سراسر ژاپن توزيع شده و به كشورهاى ديگر نيز ارسال مى شود اما اين دست اندركاران ديلى يوميورى هستند كه ناشر ادبى و حقيقى اين ضميمه به شمار مى روند . ديلى يوميورى درواقع به رويدادهاى ادبى و هنرى ژاپن و اقصى نقاط دنيا مى پردازد اما آنهايى كه در آن قلم مى زنند لزوماً ساكن ژاپن نيستند . اين ويژه نامه در كشورهايى نظير اسكاتلند و ايرلند، نوشته و مطالب در لندن به دست ناشران اصلى سپرده مى شود .
اين جاست كه پاى يك لوگوى انگليسى به ميان كشيده مى شود . يعنى هرالد تريبيون و شما تحت تأثير اين لوگوى مشهور، مى توانيد مطالب ادبى مورد نياز خود را پيدا كنيد و احتمالاً مطالعه . روزنامه آساهى نيز با همين لوگو در كشورهاى اروپايى و آمريكا توزيع مى شود !
اما اين صفحات پربار، قطعاً نام يك سردبير آشنا به ادب و هنر را نيز طلب مى كند . او كسى نيست جز «كازو ايشى گورو» ى خوش فكر! ايشى گورو متولد ۱۹۵۴ است . در شهر ناكازاكى متولد شده و اينك در لندن زندگى مى كند . كازو شهرش را اينگونه توصيف مى كند: يك روز ابرها، آسمان شهر را تيره كردند اما به جاى باران، بمب اتم باريد! تصوير خاكسترى او از زادگاهش به صورت نوستالژى درآمده و او اين روزها تنها يك آرزو دارد: «دوست دارم روزى به ژاپن برگردم.»
كازو روزنامه نگار ، شاعر، نويسنده و منتقد برجسته اى است كه حالا انگليسى ها نيز قلم او را صاحب بن مايه اى متقن و صاحب سبك مى دانند . از اين رو بود كه سردبيران يوميورى بر آن شدند تا ارزشمندترين ضميمه خود را به دست تواناى او بسپارند ، حتماً.
اما برگرديم به پشت و پسله هاى ديلى يوميورى و خواندن چيستى و چگونگى مطالب به روايت كازو : «ادبيات قله اى است كه پير و جوان در آرزوى فتح قله هايش شانه به شانه با هم تلاش مى كنند . وقتى شما به قله اى مى رسيد، تازه در مى يابيد كه قله بعدى، بالاتر و ارزشمندتر است. پس تلاش مى كنيد كه به آن هم برسيد و اين قطار، اگرچه در هر ايستگاه مى ايستد و مسافرى را سوار و پياده مى كند، اما هرگز از حركت باز نمى ايستد. اين چنين است كه در تمام ادوار ادبى هرگز نتوانسته ايد بگوييد بزرگترين نويسنده دنيا كيست و يا شاعر و حتى منتقد. آنچه در ضميمه ادبى يوميورى مى خوانيد تلاشى است در عرصه ادبى ژاپن و ساير كشورها. البته با ديدى فراگستر و همه جانبه.»
معروف است كه كازو به شدت تحت تأثير «ژان پل سارتر» است و سعى مى كند حتى اين تأثير را نيز در نوشته هايش نشان دهد: «مى دانم كه مردم از علاقه من به «ژان پل سارتر» آگاهند ولى من يكسونگر نيستم.» او اينگونه از خودش و مكتب فكرى اش دفاع مى كند اما نوع مطالبى كه در اين ضميمه به اهتمام او گردآورى مى شوند، تا حدودى تأييدكننده ادعايش است.
در صفحات اوليه اين ضميمه اخبار ادبى رامى خوانيد. فرقى نمى كند كه خبر درباره «آرتيموكروز» نوشته «كارلوس فوئنتس» باشد يا «كيمياگر» «پائولوكوئيلو» . از ديد نويسندگان و منتقدان اين ضميمه، خبر، تعريف خاصى دارد. پس زحمت جنجال به پا كردن را به خود نمى دهند، با جا انداختن خبرى مهم.
بيشتر صفحات بين ۲۰ تا ۵۰ را، نقدهاى تكنيكى ادبى به خود اختصاص مى دهند. در يكى از اين نقدها مى خوانيد: «اگرچه «رابرت فراست» توانسته «هايكو»هاى خوبى را به انگليسى ترجمه كند اما پيداست كه او اين اشعار را از زبانى غير از ژاپنى ترجمه كرده چرا كه هجاهاى آن، آنطور كه بايد و شايد رعايت نشده و...»
اى حلزون، اى حلزون
از كوه فوجى بالا برو
اما آرام آرام...
قطعه بالا، همان هايكوى معروفى است كه «رابرت فراست» به انگليسى ترجمه كرد و احتمالاً شما براى اولين بار آن را در فيلم پرى داريوش مهرجويى شنيديد! اما تعجب مى كنيد اگر بدانيد كه در اين ضميمه، حتى داستان هم نوشته مى شود اما براى كودكان. كازو كه دوران كودكى سختى را پشت سر گذاشته، به اين امر توجه خاصى دارد. او درباره دوران كودكى اش گفته: «آرزو داشته و دارم كه موزيسين شوم ولى وقتى اولين قطعه موسيقى خود را ساخته و به دست يك تهيه كننده دادم، او آن را به من برگرداند و گفت كه بروم و گم بشوم! و ديگر چيزى شبيه آن نسازم.» سالها بعد اين خاطره دستاويز داستانى مى شود كه كازو آن را مى نويسد ونام كتابش را مى گذارد: «يك سطلى از جهنم» .
كميك استريپ، شعر، نمايش، سينما و بخشهايى نظير مراسم گل از جمله ساير بخشهاى اين ضميمه هستند.
وقتى ضميمه شما با حمايت يك روزنامه معتبر جهانى با قدمتى بيش از يكصد سال ـ هرالد تريبيون ـ در اروپا توزيع شود، مى توانيد انتظار كانون توجهات شدن را هم داشته باشيد. از اين رو ديدن نام نويسندگان و منتقدان معروف انگليسى، فرانسوى، آلمانى و... در اين ويژه نامه ، چندان هم مايه تعجب نيست.
در شماره جديد اين ويژه نامه مطلبى به چشم مى خورد از «سالى باومن» . اين خانم نويسنده، هم اكنون ركورد پرفروش ترين كتاب روز انگلستان با عنوان «هوسرانى حومه شهر» را به خودش اختصاص داده. «باومن» يكى از منتقدان خوب و شناخته شده است كه البته در ايران حداقل تا زمان نگارش اين مطلب، نامى از او به ميان نيامده است! يا آمده و من اطلاع دقيقى از آن ندارم، متأسفانه.
صفحه آرايى اين ويژه نامه نيز در لندن صورت مى گيرد. شايد يكى از دلايل عمده آن، حضور كازو در لندن است. تمام صفحات از بهترين و تكنيكى ترين صفحه آرايى ها سود مى برند. اين ويژه نامه هر دو ماه يك بار منتشر مى شود. زياد هم شك نكنيد كه چطور امكان دارد روزنامه اى با اين تعداد صفحه منتشر شود! اين اسم را به خاطرتان بسپاريد: «آركانزاس دموكراسى» اين روزنامه ۱۳۶ صفحه دارد، هر روز!
نكاتى ديگر از اين ويژه نامه
اين نكات را مثل ديالوگهاى يك نمايشنامه بخوانيد:
ـ يوميورى تنها روزنامه ژاپنى است كه ضميمه ادبى اش با اين گستردگى توزيع مى شود.
ـ از نويسنده هاى مورد علاقه كازو مى توان، داستايوفسكى، پروست، آستن و هنرى جيمز را نام برد.
ـ اين ويژه نامه، رايگان است. يعنى پول اضافى بابت آن نمى پردازيد.
ـ مطالب آن در سايت اصلى يوميورى شيمبون آن لاين هم وجوددارند.
و اما نكته آخر كه شايد جذاب ترين نكته اى باشد كه در مورد «كازو ايشى گورو» وجود دارد. او تا به حال دو فيلمنامه نوشته كه اولى توسط «آرتور جى ميسن» در سال۱۹۸۴ تبديل شد به فيلم «خوراك شناس» براى« channel4 » و ديگرى در سال۱۹۸۶ به كارگردانى گروه «مرچنت ايورى» با نام «بقاياى روز» با بازى اما تامسون و سر آنتونى هاپكينز! لازم به توضيح است مرچنت و ايورى يك گروه تهيه و كارگردانى هستند كه نام كوچك ايورى، جيمز است.