جمعه ۱۶ بهمن ۱۳۸۳ - ۲۴ ذيحجه ۱۴۲۵
Fri, Feb 4, 2005
گزارش
۳۰۵۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
سينما
گزارش
فرهنگ و هنر
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۷
ويژه ۸
ورزشى
اوقات شرعى
ادبيات
موسيقى
ارتباطات
ضميمه ۱
ضميمه ۳
آرشيو
يك روز برفى
پرتيراژترين ضميمه ادبى جهان در يك نگاه
يك روز برفى
يك جالباسى به نام واقعيت
200514.jpg
نيما امجد
من روزنامه مى خوانم، «سى.ان.ان» مى بينم و فكرمى كنم. اين يعنى فتح تمام دروازه ها.
شما هرچيزى را درديدن پيدامى كنيد.
تام كلنسى (گاردين)
وقتى نويسنده پرآوازه اى مثل تام كلنسى به اهميت ديدن اشاره مى كند، بيشتر به اين فكر مى افتيم كه صحت گفته امثال او و مانگو ـ فيلسوف بزرگ ـ  را پيداكنيم. مانگو هم جمله اى معروف دارد كه مى گويد: «نصف هنر، درخوب ديدن است.»
انتشار يك ضميمه ادبى ۸۰صفحه اى آن هم در بالاترين تيراژ و كيفيت تنها ماحصل خوب ديدن است و خوب ديدن. چرا كه خوب ديدن است كه ذهن را وادار مى كند به فكركردن و به تبع آن ذهنى كه فكركردن را پيشه كند، موفق است. بد نديديم حالا كه سردبير اين ويژه نامه از عاشقان سينه چاك «ژان پل سارتر» است و خود نيز بدان معترف، نكته اى را از اين متفكر بزرگ قرن بازگو كنيم.
نكته اما در باب مكتب «اگزيستانسياليسم» نيست كه برمى گردد به داستانى يا بهتر است بگوييم كتابى باعنوان «نكراسوف» . چندى پيش، شبكه ۴سيما كه تله تئاترهاى پرطرفدارى را پخش مى كند، اقدام به پخش تله تئاترى كرد با عنوان «نكراسوف» . حتماً بازى فرهاد آئيش را درنقش نكراسوف به يادداريد ـ  اگر اين برنامه را ديده باشيد ـ سارتر دراين نمايشنامه سعى كرد تا آنجا كه مى تواند قدرت ديدن و فكركردن را به مخاطب نشان دهد. اگرچه ديالوگهاى ساده شده اين تله تئاتر توسط رحمانى ـ نويسنده و كارگردان ـ  تاحدودى به تلطيف فضا كمك كرده بود اما اين نگاه و تفكر سارتر بود كه تا آخر داستان، جارى و سارى باقى ماند.
درجايى از اين كتاب، نكراسوف خطاب به يكى از روزنامه نگاران مى گويد: «شباهت چمدان من با بقيه چمدانها چيست؟» روزنامه نگار كه گويى بهره از هوش و ذكاوت نبرده، مى گويد: «چمدان شما، چهارگوش است و مستطيل» و نكراسوف مى گويد: «نه. تنها شباهتش اين است كه مثل بقيه چمدانهاست.» ديدن ادامه نمايشنامه يا بهتر بگوييم، خواندن آن، شما را به اين باور مى رساند كه چهره پردازى هاى نكراسوف براى گول زدن اهل قلم و درنهايت ملت فرانسه و در افقى دورتر، اروپا، فراتر ازيك چمدان است با ابزار و آلات گريم، ولو اين كه چمدان مذكور مثل بقيه چمدانها باشد!
سارتر خوب ديدن را حتى مقدم مى داند بر خوب فكركردن. دوباره برمى گرديم به ويژه نامه ادبى يوميورى. براى آنهايى كه عاشق ادبيات هستند، ديدن مطالب متنوع اين ويژه نامه دروازه اى است به سوى فكركردن درباره خلأهاى موجود. خلأيى كه شايد در ظاهر شبيه چيزى است كه ديگران آن را كم و كاست مى نامند، ولى در باطن، فقرى ديگر را فرياد مى زند. به تعبيرى ديگر مطالب اين ويژه نامه نه صرفاً خاص است نه عام محض. پس هردوطيف علاقه مند را به خود جلب و جذب مى كند.
درمتن مطلب اصلى صفحه اشاره اى شد به «سالى باومن» . در هفته هاى آتى از اين نويسنده و نوع قلمش بيشتر مى نويسيم تا حداقل پا را از نويسنده هاى مورداقبال عام اندكى فراتر گذاشته باشيم.
مطلب خود را با جمله اى از «تام كلنسى» شروع كرديم و با جمله اى از او به پايان مى بريم.
جمله اى كه خود توضيحى است به سراچه نويسنده و گوينده آن: «من كلاهم را به مكتب واقعيت مى آويزم.»
پرتيراژترين ضميمه ادبى جهان در يك نگاه
«يوميورى» در دل «هرالد تريبيون»
عليرضا كيوانى نژاد
بدون هيچ شك و شبهه اى مى توان اذعان كرد كه روزنامه هاى ژاپن در بين كشورهاى آسيايى، بالاترين تيراژ را از آن خود كرده اند . در ميان اين روزنامه ها اما روزنامه اى وجود دارد با تيراژى بيش از ۱۵ ميليون نسخه در روز. باورش كمى سخت است اما اين روزنامه همان روزنامه اى است كه روزگارى تيراژش در حدود ۱۰۰۰ نسخه بود . روزنامه «آساهى» كه زمانى غول بى رقيب مطبوعات ژاپن بود درباره اين غول كاغذى مى نويسد: داشتن ۴ بوئينگ اختصاصى تنها براى پخش در سراسر ژاپن از آن روزنامه اى است كه تيراژ آن در سال ،۲۰۰۲ همزمان با رقابتهاى جام جهانى كره و ژاپن به ۲۰ ميليون نسخه در روز رسيد.
200499.jpg
با اين نشانه ها سخت است پنهان كردن نام يوميورى شيمبون ، غول روزنامه هاى جهان. عده اى از كارشناسان عرصه ارتباطات بر اين باورند اگرچه يوميورى آنقدر پرتيراژ و تأثيرگذار است كه مى تواند نخست وزير ژاپن را تعيين كند اما به لحاظ حرفه اى ، فاصله زيادى با روزنامه هاى معتبرى چون گاردين، لوموند، نيويورك تايمز، اينديپندنت ، لوپاريزين و ... دارد.
در اين بين حتى گفته مى شود روزنامه هاى ژاپنى هم در چند سال اخير، فاصله خود را با يوميورى به حداقل رسانده باشند . اما اين جا نقل تيراژ و صفحه آرايى نيست كه ويژه نامه ادبى اين روزنامه با تنوع خاصش، سوژه اى دندانگير و جذاب به نظر مى رسد، حتماً .
گاه گدارى ، روزنامه ها و ايضاً هفته نامه هاى ژاپنى ، با انتشار ضميمه هايى ادبى، ورزشى ، هنرى و ... سعى در جذب مخاطب بيشتر دارند . اگر چه امروز مى دانيم به ازاى هر ژاپنى، هر روز ۴ روزنامه منتشر مى شود و بازهم مى دانيم هر ژاپنى چشم بادامى به طور متوسط روزى يك ساعت روزنامه مى خواند، اما اين ضميمه ها نيستند كه تيراژ را بالا مى برند، بلكه محتواى حرفه اى مطالب گنجانده شده در اين ضميمه ها هستند كه گويى تلنگرى مى زنند به ذهن جست وجوگر اهل فن .
بدون شك ، ضميمه ۸۰ صفحه اى روزنامه يوميورى شيمبون در اين بين از جايگاه خاصى برخوردار است . قبل از آنكه از چند و چون اين ضميمه آگاه شويد بد نيست اطلاعاتى ولو گذرا درباره آن داشته باشيد .
درست است كه اين ضميمه با لوگوى يوميورى در سراسر ژاپن توزيع شده و به كشورهاى ديگر نيز ارسال مى شود اما اين دست اندركاران ديلى يوميورى هستند كه ناشر ادبى و حقيقى اين ضميمه به شمار مى روند . ديلى يوميورى درواقع به رويدادهاى ادبى و هنرى ژاپن و اقصى نقاط دنيا مى پردازد اما آنهايى كه در آن قلم مى زنند لزوماً ساكن ژاپن نيستند . اين ويژه نامه در كشورهايى نظير اسكاتلند و ايرلند، نوشته و مطالب در لندن به دست ناشران اصلى سپرده مى شود .
اين جاست كه پاى يك لوگوى انگليسى به ميان كشيده مى شود . يعنى هرالد تريبيون و شما تحت تأثير اين لوگوى مشهور، مى توانيد مطالب ادبى مورد نياز خود را پيدا كنيد و احتمالاً مطالعه . روزنامه آساهى نيز با همين لوگو در كشورهاى اروپايى و آمريكا توزيع مى شود !
اما اين صفحات پربار، قطعاً نام يك سردبير آشنا به ادب و هنر را نيز طلب مى كند . او كسى نيست جز «كازو ايشى گورو» ى خوش فكر! ايشى گورو متولد ۱۹۵۴ است . در شهر ناكازاكى متولد شده و اينك در لندن زندگى مى كند . كازو شهرش را اينگونه توصيف مى كند: يك روز ابرها، آسمان شهر را تيره كردند اما به جاى باران، بمب اتم باريد! تصوير خاكسترى او از زادگاهش به صورت نوستالژى درآمده و او اين روزها تنها يك آرزو دارد: «دوست دارم روزى به ژاپن برگردم.»
كازو روزنامه نگار ، شاعر، نويسنده و منتقد برجسته اى است كه حالا انگليسى ها نيز قلم او را صاحب بن مايه اى متقن و صاحب سبك مى دانند . از اين رو بود كه سردبيران يوميورى بر آن شدند تا ارزشمندترين ضميمه خود را به دست تواناى او بسپارند ، حتماً.
اما برگرديم به پشت و پسله هاى ديلى يوميورى و خواندن چيستى و چگونگى مطالب به روايت كازو : «ادبيات قله اى است كه پير و جوان در آرزوى فتح قله هايش شانه به شانه با هم تلاش مى كنند . وقتى شما به قله اى مى رسيد، تازه در مى يابيد كه قله بعدى، بالاتر و ارزشمندتر است. پس تلاش مى كنيد كه به آن هم برسيد و اين قطار، اگرچه در هر ايستگاه مى ايستد و مسافرى را سوار و پياده مى كند، اما هرگز از حركت باز نمى ايستد. اين چنين است كه در تمام ادوار ادبى هرگز نتوانسته ايد بگوييد بزرگترين نويسنده دنيا كيست و يا شاعر و حتى منتقد. آنچه در ضميمه ادبى يوميورى مى خوانيد تلاشى است در عرصه ادبى ژاپن و ساير كشورها. البته با ديدى فراگستر و همه جانبه.»
معروف است كه كازو به شدت تحت تأثير «ژان پل سارتر» است و سعى مى كند حتى اين تأثير را نيز در نوشته هايش نشان دهد: «مى دانم كه مردم از علاقه من به «ژان پل سارتر» آگاهند ولى من يكسونگر نيستم.» او اينگونه از خودش و مكتب فكرى اش دفاع مى كند اما نوع مطالبى كه در اين ضميمه به اهتمام او گردآورى مى شوند، تا حدودى تأييدكننده ادعايش است.
در صفحات اوليه اين ضميمه اخبار ادبى رامى خوانيد. فرقى نمى كند كه خبر درباره «آرتيموكروز» نوشته «كارلوس فوئنتس» باشد يا «كيمياگر» «پائولوكوئيلو» . از ديد نويسندگان و منتقدان اين ضميمه، خبر، تعريف خاصى دارد. پس زحمت جنجال به پا كردن را به خود نمى دهند، با جا انداختن خبرى مهم.
بيشتر صفحات بين ۲۰ تا ۵۰ را، نقدهاى تكنيكى ادبى به خود اختصاص مى دهند. در يكى از اين نقدها مى خوانيد: «اگرچه «رابرت فراست» توانسته «هايكو»هاى خوبى را به انگليسى ترجمه كند اما پيداست كه او اين اشعار را از زبانى غير از ژاپنى ترجمه كرده چرا كه هجاهاى آن، آنطور كه بايد و شايد رعايت نشده و...»
اى حلزون، اى حلزون
از كوه فوجى بالا برو
اما آرام آرام...
قطعه بالا، همان هايكوى معروفى است كه «رابرت فراست» به انگليسى ترجمه كرد و احتمالاً شما براى اولين بار آن را در فيلم پرى داريوش مهرجويى شنيديد! اما تعجب مى كنيد اگر بدانيد كه در اين ضميمه، حتى داستان هم نوشته مى شود اما براى كودكان. كازو كه دوران كودكى سختى را پشت سر گذاشته، به اين امر توجه خاصى دارد. او درباره دوران كودكى اش گفته: «آرزو داشته و دارم كه موزيسين شوم ولى وقتى اولين قطعه موسيقى خود را ساخته و به دست يك تهيه كننده دادم، او آن را به من برگرداند و گفت كه بروم و گم بشوم! و ديگر چيزى شبيه آن نسازم.» سالها بعد اين خاطره دستاويز داستانى مى شود كه كازو آن را مى نويسد ونام كتابش را مى گذارد: «يك سطلى از جهنم» .
كميك استريپ، شعر، نمايش، سينما و بخشهايى نظير مراسم گل از جمله ساير بخشهاى اين ضميمه هستند.
وقتى ضميمه شما با حمايت يك روزنامه معتبر جهانى با قدمتى بيش از يكصد سال ـ هرالد تريبيون ـ در اروپا توزيع شود، مى توانيد انتظار كانون توجهات شدن را هم داشته باشيد. از اين رو ديدن نام نويسندگان و منتقدان معروف انگليسى، فرانسوى، آلمانى و... در اين ويژه نامه ، چندان هم مايه تعجب نيست.
در شماره جديد اين ويژه نامه مطلبى به چشم مى خورد از «سالى باومن» . اين خانم نويسنده، هم اكنون ركورد پرفروش ترين كتاب روز انگلستان با عنوان «هوسرانى حومه شهر» را به خودش اختصاص داده. «باومن» يكى از منتقدان خوب و شناخته شده است كه البته در ايران حداقل تا زمان نگارش اين مطلب، نامى از او به ميان نيامده است! يا آمده و من اطلاع دقيقى از آن ندارم، متأسفانه.
صفحه آرايى اين ويژه نامه نيز در لندن صورت مى گيرد. شايد يكى از دلايل عمده آن، حضور كازو در لندن است. تمام صفحات از بهترين و تكنيكى ترين صفحه آرايى ها سود مى برند. اين ويژه نامه هر دو ماه يك بار منتشر مى شود. زياد هم شك نكنيد كه چطور امكان دارد روزنامه اى با اين تعداد صفحه منتشر شود! اين اسم را به خاطرتان بسپاريد: «آركانزاس دموكراسى» اين روزنامه ۱۳۶ صفحه دارد، هر روز!
نكاتى ديگر از اين ويژه نامه
اين نكات را مثل ديالوگهاى يك نمايشنامه بخوانيد:
ـ يوميورى تنها روزنامه ژاپنى است كه ضميمه ادبى اش با اين گستردگى توزيع مى شود.
ـ از نويسنده هاى مورد علاقه كازو مى توان، داستايوفسكى، پروست، آستن و هنرى جيمز را نام برد.
ـ اين ويژه نامه، رايگان است. يعنى پول اضافى بابت آن نمى پردازيد.
ـ مطالب آن در سايت اصلى يوميورى شيمبون آن لاين هم وجوددارند.
و اما نكته آخر كه شايد جذاب ترين نكته اى باشد كه در مورد «كازو ايشى گورو» وجود دارد. او تا به حال دو فيلمنامه نوشته كه اولى توسط «آرتور جى ميسن» در سال۱۹۸۴ تبديل شد به فيلم «خوراك شناس» براى« channel4 » و ديگرى در سال۱۹۸۶ به كارگردانى گروه «مرچنت ايورى» با نام «بقاياى روز» با بازى اما تامسون و سر آنتونى هاپكينز! لازم به توضيح است مرچنت و ايورى يك گروه تهيه و كارگردانى هستند كه نام كوچك ايورى، جيمز است.

|   صفحه اول   |   سياسى   |   سينما   |   گزارش   |   فرهنگ و هنر   |   ويژه ۱   |   ويژه ۲   | 
|   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   ورزشى   |   اوقات شرعى   | 
|   ادبيات   |   موسيقى   |   ارتباطات   |   ضميمه ۱   |   ضميمه ۳   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |