|
در گفت و گو با يك جامعه شناس
خودكشى تابلوى تمام نماى زوال انسان ها
|
|
|
فهيمه خضر حيدرى زنى ۵۰ ساله در پى مشاجره با همسر و فرزندانش، خود را به آتش مى كشد و بر اثر شدت سوختگى در بيمارستان جان مى سپارد. مردى ۵۷ ساله پس از بحث و جدل با اعضاى خانواده اش منزل مسكونى خود را در بلوار دهكده به آتش مى كشد و سپس خود را از طبقه بالا پايين مى اندازد و مى ميرد. اين اخبار هولناك را ايسنا در هفته اى كه گذشت اعلام كرد. به همين انگيزه و به هدف تجزيه و تحليل چنين حوادثى با دكتر مجيد ابهرى، جامعه شناس و متخصص علوم رفتارى گفت و گوى كوتاهى داشته ايم. علاقه اصلى و تخصص دكتر ابهرى مقوله آسيب شناسى اجتماعى است و چهارده سال است كه در اين زمينه فعاليت مى كند. علل و عوامل بروز آسيب هاى اجتماعى و راهكارهاى مقابله با آن از جمله آثار منتشر شده دكتر ابهرى است. * آقاى دكتر ابهرى دليل بروز و تكرار چنين حوادث را در چه مى دانيد؟ - فشارهاى مادى نظير گرانى، تورم، بيكارى و همين طور اعتياد و نوميدى نسبت به آينده موجب پايين آمدن آستانه تحمل افراد شده بسترهاى ايجاد رفتارهاى نابهنجار را فراهم مى كند. توليد و توسعه خشونت در سطح خانواده ها به صورت كشمكش هاى لفظى و كلامى يا برخوردهاى فيزيكى و همين طور در سطح جامعه به صورت بيان مكرر اخبار و حوادث خشونت زا و يا در فيلم ها و سريال هاى تلويزيونى مملو از خشونت كه امروز به وفور شاهد آن هستيم نتايج شومى مثل اين اخبار و يا اخبار قتل و... را به دنبال خواهد داشت. * زن و مردى كه در هفته گذشته خودكشى كرده اند هر دو سن نسبتاً بالايى داشته اند و از روش هاى خشن و غيرقابل كنترلى نيز براى خودكشى استفاده كرده اند، آيا اين مسأله نشان از پديده خاصى دارد؟ - خودكشى تابلوى تمام نماى زوال تحمل انسانها است. از ديدگاه آسيب شناسى اجتماعى نوع و وسيله اى كه فرد براى خودكشى انتخاب مى كند بيانگر وضعيت روحى در لحظه اى است كه اقدام به اين حركت غير منطقى مى كند. هر چه خودكشى خشن تر باشد، مثل خودسوزى، حلق آويز كردن و يا استفاده از سلاح، بيانگر آشفتگى روحى شديدتر و ميزان اعتراض بيشتر به جامعه اطراف است. چنين فردى هم در يك وضعيت روحى بسيار نامناسب قرار دارد و هم به شدت اعتراض دارد و از آنجا كه از نظر روان شناسى و پژوهش هاى رفتارى، خودكشى غيرمنطقى ترين و عجولانه ترين روش حل مشكلات قلمداد مى شود، افرادى كه اين وسيله را براى پايان زندگى خويش انتخاب مى كنند، معمولاً در شرايط روحى بسيار بحرانى قرار دارند. * چه عواملى مى تواند باعث افزايش آمار چنين خودكشى هايى شود؟ - توليد و توسعه خشونت در جامعه در هر شكل و اندازه به افزايش روند خودكشى ها كمك مى كند. بنابراين سن فرد، شرايط مادى و اقتصادى، شرايط روحى و وابستگى هاى عاطفى، اعتياد به مواد مخدر و استفاده مقطعى از مواد روان گردان شيميايى تأثير بسزايى در ارتكاب به اين اعمال دارد. در موردى مشابه فردى را داشته ايم كه بر اثر استفاده از قرص هاى اكستازى مادرش را كشته و بعد هم خودكشى كرده است. از طرفى كمرنگ شدن ارزش هاى معنوى و باورهاى دينى، تزلزل در اعتماد به نفس و اتكا به قدرت خالق هستى، سست شدن اركان خانواده و بنيان هاى رفتارى در جامعه، انزواى فرد به وسيله خودش يا اطرافيانش و سقوط مادى نيز عوامل و فاكتورهاى قابل توجه در خودكشى هستند. * براى پيشگيرى از چنين اتفاق هايى يا دست كم جلوگيرى از افزايش آن چه راهكارهايى پيشنهاد مى كنيد؟ - رسانه ها در اين ميان نقش مهمى دارند. رسالت رسانه ها در مقطع حساس كنونى جلوگيرى از گسترش و نشر خشونت است. از طرفى دلايل ارتكاب به جرايم بايد كالبد شكافى شوند و متوليان امور فرهنگى و اجتماعى نيز بايد ضمن ايجاد و افزايش روحيه نشاط و شادى اجتماعى و ممانعت از تنش هاى رفتارى در جامعه به هر شكل ممكن اعم از آموزش هاى فردى و گروهى و ارائه مشاوره و روان كاوى، از توليد و نشر خشونت جلوگيرى كنند. از طرفى جريان ارائه عريان خشونت در فيلم ها و سريال هاى تلويزيونى نيز بايد كمرنگ شده و اصولاً از بين برود تا به اين ترتيب جامعه به سوى يك آرامش فكرى نسبى پيش برود و زخم هاى عاطفى افراد التيام پيدا كند. * آقاى دكتر خودكشى كه در قانون جرم محسوب نمى شود؟ - نه جرم به حساب نمى آيد چون فرد مرتكب ديگر وجود ندارد كه محاكمه شود. البته از نظر اخلاقى و شرعى خودكشى يك جرم و قتل نفس است و از نظر قانونى هم گر چه جرم نيست ولى خلاف است و ما هم تا به حال مواد قانونى اى نداشته ايم كه بر اساس آن افرادى كه خودكشى ناموفق داشته اند را بازجويى كنيم. * پس به اين ترتيب، خانواده، اطرافيان و در مجموع آدم هايى كه عامل تحريك كننده چنين اقدامات خشنى هم مى شوند قابل پيگرد نيستند؟ - البته دلايل خودكشى فرد از نظر علمى و پژوهشى بايد مورد بررسى قرار گيرد. مجموعه عواملى كه فرد را به اين تصميم رسانده اند خيلى مهم هستند و افرادى كه به نوعى موجب وقوع اين حادثه شده اند بايد بازخواست قانونى شوند چون اين اقدام در حد تهيه مقدمات وقوع يك جرم است. كسى كه عامل تحريك كننده فرد به خودكشى است در حكم فردى است كه به دزد اسلحه مى دهد يا برايش نردبام مى گذارد و با اين تفاوت مهم كه خودكشى يك انسان نسبت به دزدى لطمه هاى انسانى - اجتماعى و اخلاقى بيشتر و شديدترى را به دنبال خواهد داشت و مى توان گفت كه عدم بازخواست قانونى عوامل محرك خودكشى فرد، از ضعف ها و خلأهاى قانون ماست و امرى است كه در قانون پيش بينى نشده است.
|