|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
جويندگان عاطفه
|
|
|
|
|
مردى كه به جاى يك زن دفن شد
وابستگان يك مرد مرده نيشابورى، هنگامى كه براى تحويل جنازه متوفى خود به سردخانه مراجعه كردند، متوجه شدند جسد مرده آنها گم شده است. به گزاش ايسنا وابستگان اين مرده كه از اقوام و اطرافيان براى انجام مراسم تشييع جنازه متوفى دعوت كرده بودند، پس از گم شدن جنازه، مجبور به برهم زدن مراسم تشييع شدند. اين خانواده نيشابورى سپس به سردخانه شهرشان رفتند و زمانى كه جسد متوفى خود را براى انجام مراسم تدفين خواستند، مسؤول سردخانه، جنازه يك زن را به آنها نشان داد و از وجود جنازه متوفى اين خانواده كه يك مرد بود اظهار بى اطلاعى كرد. با پيگيريهاى انجام شده مشخص شد خانواده زن متوفى به اشتباه جنازه پدر آنها را تحويل گرفته و طى مراسمى وى را در گور دفن كرده اند. يكى از بستگان مرد متوفى به ايسنا گفت: به سراغ بستگان زن متوفى رفتيم كه جسد پدرمان به جاى وى دفن شده بود و مشاهده كرديم كه آنها هم از اين جابه جايى اطلاع نداشته اند و گمان كرده اند كه جنازه به خاك سپرده شده متعلق به مادر آنها بوده است. محمد نيكفر، معاونت خدمات شهرى شهردارى نيشابور نيز به ايسنا گفت: اين موضوع در حال بررسى است و درصورت واقعيت داشتن اين قضيه با خاطيان برخورد مى شود. وى احتمال بروز اين اشتباه را در بخش كارگرى سردخانه دانست. گفتنى است خانواده زن فوت شده، حوالى ظهر ديروز به سردخانه بهشت فضل مراجعه كرده و جسد مادرشان را براى به خاكسپارى تحويل گرفتند.
|
|
|
|
|
كلاهبردارى پيرمرد فالگير با پيراهن ۲۷ ميليون تومانى
گروه حوادث - پيرمرد فالگيرى براى اغفال مردى كه در حسرت پدر شدن بود، پيراهنى به او داد و در ازاى آن ۲۷ ميليون تومان پول كلاهبردارى كرد. اين رمال با چرب زبانى و با استفاده از اعتقادات مذهبى به شكار طعمه هايش مى پرداخت و به بهانه بازسازى مسجدى كه در حال تخريب بوده است از آنان پول هاى ميليونى مى گرفت. يكى از شكارهاى اين فالگير كه پس از مدت ها جست و جو او را در بازداشتگاه پليس پيدا كرده بود در تحقيقات به كارآگاهان گفت:« براى يك مأموريت ادارى از شهر خارج شده بودم هنوز ظهر نشده بود كه در برابر رستورانى توقف كردم بعد از استراحت كوتاهى وقتى خواستم سوار خودرو ام شوم صداى پيرمردى را شنيدم، ديدم مردى كه چهره اش به دلم نشست روبه رويم است، خواست او را به نخستين شهرى كه در مسيرم است برسانم.مردخوش صحبتى بود، خود را سيد معرفى كرد و از عبادت هايش گفت و از كارهايى كه مى تواند انجام دهد به ياد آرزوى خودم و همسرم افتادم چند سالى كه ازدواج كرده بودم حسرت پدر شدن در دلم مانده بود، پيرمرد وقتى شنيد من مى خواهم پدر شوم لبخندى زد و گفت: اين مشكلى نيست كه حل نشود، وقتى در برابر مسجدى از خودروام پياده شد شماره تلفنى به من داد تا با او تماس بگيرم. وى افزود: همسرم با شنيدن اين ماجرا خيلى خوشحال شد و من با پيرمرد تماس گرفتم، او ادعا مى كرد با دعا و يارى از معصومين مى تواند من را به آرزويم برساند، وقتى نزدش رفتم گفت بچه دار شدن شما نياز به رياضت، تلاش و دعاى خودم دارد تا ۱۶ روز چند دعا را روزى سه بار مى خواندم، هميشه وضو داشتم و گوسفند سفيدى نيز نزد او بردم تا قربانى كند، وقتى همه دستورات را انجام دادم نزد پيرمرد رفتم او پيراهنى به من داد و گفت: «اگر همسرت اين پيراهن را بپوشد بعد از سه ماه باردار خواهد شد.« او هيچ پولى نگرفت و هر چه اصرار كردم نپذيرفت.» اين مرد با اشاره به اينكه همسرش با پوشيدن پيراهن شور و نشاط خاصى پيدا كرده بود. گفت: چند روزى از اين ماجرا نگذشته بود كه پيرمرد به من زنگ زد و گفت مسجدى در حال تخريب است و ۵۰ ميليون تومان هزينه دارد كه ۲۰ ميليون تومان را خيرين پرداخت كرده اند و نياز به ۳۰ ميليون تومان است و خواست اگر مى توانم در بازسازى اين مسجد كمك كنم. من زمين كشاورزى داشتم كه فروخته بودم، طلاهاى همسرم را نيز فروخته و ۲۷ ميليون تومان به پيرمرد دادم پس از ۸ ماه وقتى ديدم همسرم باردار نيست و آرزوهايم بربادرفته است به جست و جوى او پرداختم تا اينكه متوجه شدم پيرمرد به اتهام كلاهبردارى، رمالى و دعانويسى دستگير شده است. بنابه گزارش سايت پليس پيرمرد فالگير به كلاهبردارى ۲۷ ميليون تومانى اعتراف كرد و مالباخته با توجه به اينكه پول هايش خرج نشده بودند توانست به پول ميليونى خود برسد اما به آرزوى پدر شدنش نرسيد.
|
|
|
|
|
ضرب و جرح دختر جوان از سوى كيف قاپان
گروه حوادث: پسر جوانى كه هنگام كيف قاپى از يك دختر جوان او را مورد ضرب و جرح قرار داده بود، دستگير شد.اين حادثه ساعت ۱۹ و ۲۰ دقيقه عصر روز چهارشنبه در غرب تهران رخ داد.سارق كيف قاپ كه پس از به هم خوردن تعادلش روى زمين افتاده بود و به جدول كنار خيابان برخورد كرده بود، از سوى مأموران گشت كلانترى باغ فيض دستگير شد. دختر جوان كه پس از مداوا در بيمارستان به دادسرا آمده بود، درباره چگونگى وقوع حادثه به بازرس قيصرى از شعبه ششم دادسراى جنايى تهران گفت: داشتم به خانه مى رفتم كه دو جوان موتورسوار به من نزديك شده و كيفم را قاپيدند.بند كيف زير بازويم گير كرده و مرا روى زمين انداخت. آنها بدون اعتنا حدود ۱۰۰ مترى مرا روى آسفالت خيابان كشاندند، تمام لباسهايم پاره و دست و پايم زخمى شد تا اينكه تعادل موتور آنها به هم خورده و با جدول كنار خيابان برخورد كردند.درحالى كه متهم بازداشت شده ادعا مى كند در يك پيك موتورى كار مى كند و از سوى متهم فرارى، موتورش كرايه شده بود، تحقيقات پليسى از وى آغاز شده است.
|
|
|
|
|
سرنوشت مبهم پرونده جنايت قيطريه
|
|
|
گروه حوادث: براى نخستين بار ادعاهاى يك مرد اعدامى او را از پاى چوبه دار به زندان برگرداند. پرونده اين مرد ۳۵ ساله در حالى از سوى قاضى دادگاه جزايى تهران تحت بررسى مجدد قرار مى گيرد كه مدتى قبل طناب دار در محوطه زندان اوين به دورگردنش حلقه شد ولى لحظاتى قبل از صدور دستور اجراى حكم، وى را از سكوى محوطه پايين آوردند. ابهامات درباره اعدامى اين پرونده جنجالى كه در آن ۵ زن و مرد قربانى تير اندازى فرد يا افراد ناشناسى در خانه ويلايى خود در منطقه قيطريه شده اند، از زمانى مطرح شد كه عامل جنايت پس از گذشت ۱۸ ماه از بازداشتش ادعاهاى تازه اى را مطرح كرد. هم اكنون پرسشى كه ذهن همه را به خود مشغول كرده اين است كه آيا به راستى اين مرد كه حكم اعدامش صادر شده و از سوى قضات ديوان عالى كشور مورد تأييد قرار گرفته است، مى تواند قاتل نباشد؟ اين پرونده در حالى بار ديگر از سوى رئيس دادگاه جزايى بعثت براى تحقيق مجدد به شعبه ۱۱۵۷ فرستاده شد كه تاكنون هيچ مقام قضايى حاضر به صحبت در باره علت واقعى توقف اجراى حكم نشده است. به راستى دليل اين سكوت از سوى مقامات قضايى چه مى تواند باشد؟ آيا نكته هاى ناگفته اى در پرونده مطرح بوده كه از ديد مأموران پليس آگاهى تهران و قضات با تجربه پنهان مانده بود و اينكه چگونه مرد اعدامى وقتى حلقه طناب دار را دور گلوى خود احساس كرد ناگهان اعترافات تازه اى را مطرح كرد. اين ابهامات فرضيه هايى را نزد افكار عمومى مطرح مى كند كه شايد مرد اعدامى بر اين باور بود افرادى كه او را ترغيب به جنايت كرده اند با نفوذ خود مى توانند او را از مجازات برهانند و او وقتى مرگ را در يك قدمى خود ديده به ناچار نام متهمان ديگرى را مطرح كرده است. براساس اطلاعات به دست آمده متهم اعدامى از سه نفر ديگر صحبت به ميان آورده كه به نوعى در قتل عام خانواده كارخانه دار تهرانى دست داشتند. البته اين احتمال هم وجود دارد كه او با اين ترفند خواسته باشدچند وقتى اجراى حكم قصاص خود را به تأخير بيندازد. < از حق خود كوتاه نمى آييم يكى از اعضاى خانواده قربانيان حادثه در تماس خبرنگار ما گفت: زمان اعدام متهم روز ۲۵ مهرماه سال جارى در نظر گرفته شده بود، آن موقع نامه اى براى قاضى دادگاه نوشت. پرونده از اجراى احكام بازگردانده شد. روز۳۰ دى ماه با رفع ابهامات متهم پاى چوبه دار رفت. آنها بارها سعى كردند با ما تماس بگيرند تا اينكه پيغام گذاشتند قاضى پرونده مى خواهد صحبتى با ما داشته باشد، با او تماس گرفتيم، قاضى در محل اعدام حاضر بود. گفت شما موافقت بكنيد ۱۵ روز اعدام به تعويق بيفتد چون يكسرى ابهامات برايم در اين پرونده به وجود آمده است و فكر مى كنم اين ابهامات در رابطه با انگيزه متهم در قتل است، پذيرفتيم. حالا مى گويند اين ماه اعدام نداريم. ما به هر حال روى نظر اوليه خود مبنى بر اعدام متهم هستيم. سيستم قضايى و پليس بنابر وظيفه شان عامل جنايت را پيدا و معرفى كرده اند. ما هم تابع قانون هستيم به هيچ وجه هم از حق مان كوتاه نمى آييم. وى در پاسخ به اين سؤال كه آيا اطلاعى از سه متهم جديد در نامه متهم داريد، گفت: چنين چيزى نبوده، متهم با ضد و نقيض گويى هايش به نظر مى رسد به دنبال راهى براى به تأخير انداختن اجراى حكمش بوده است. «عليرضا» مرد ۳۵ ساله متهم است ظهر روز دوشنبه يكم ارديبهشت ماه سال ۸۲با انگيزه اى نا معلوم به خانه ويلايى مهدى كبيرى ـ كارخانه دارـ در خيابان قيطريه حمله كرده و ۵ زن و مرد را از پاى درآورده است.
|
|
|
|
|
بازداشت زن مسافر كش به خاطر گواهينامه تقلبى
گروه حوادث: يك زن كه با گواهينامه جعلى اقدام به مسافركشى درخيابان هاى شمال تهران مى كرد، بازداشت شد. راز استفاده از مدرك تقلبى توسط اين زن تنها هنگامى فاش شد كه در جريان تصادف درخيابان ، مأمور راهنمايى و رانندگى از وى گواهينامه خواست . يك مأمور راهنمايى و رانندگى وقتى ازطريق مركز پليس ۱۱۰ درجريان برخورد دو خودرو در خيابان شريعتى تهران قرار گرفت پس از حضور در محل حادثه از رانندگان دو خودرو خواست تا مدارك شناسايى خود را تحويل او بده ند. مأمور وظيفه شناس درحالى كه سرگرم يادداشت كردن مشخصات طرفين تصادف بود تا كروكى اين حادثه رانندگى را طراحى كند متوجه غيرعادى بودن گواهينامه زن جوان شد. با بررسى هاى تخصصى مأموران نيروى انتظامى مشخص شد گواهينامه اين راننده جعلى بوده وفاقد اعتبار است. با توجه به اين وضعيت مدارك زن جوان براى پيگيرى هاى قضايى به دادسراى شميران ارجاع شد. بازپرس رئيسى ازشعبه اول دادسراى شميران زن جوان را براى اداى توضيحات به دادسرا احضار كرد. وى دراين باره ادعا كرد؛ چند سال قبل پدرم با پرداخت مبلغى به يك مرد اين گواهينامه را برايم تهيه كرد. من رانندگى بلد بودم ولى هر بار كه براى امتحان مى رفتم به دليل استرس بالا موفق نمى شدم . تا اينكه پدرم به شخصى كه ادعا مى كرد مى تواند با پرداخت پول برايم گواهينامه واقعى تهيه كند، مبلغى داد. او پس از چند روز اين گواهينامه را برايم آورد. فكر مى كردم اين مدرك واقعى است واز جعلى بودن آن اطلاعى نداشتم. اكنون مدت زمانى طولانى است كه به خاطر تأمين هزينه زندگيم با همين مدرك مسافركشى مى كنم وهيچ وقت هم با مشكلى روبرو نشده ام. بازپرس پرونده با توجه به ضرورت انجام تحقيقات تكميلى تا مشخص شدن واقعيت ماجرا اين زن را با صدور قرار قانونى آزاد كرد.
|
|
|
|
|
جويندگان عاطفه
وقتى برادرم احمد را مار گزيد
سال ۱۳۳۹ احمد ستوهى در حالى كه ۳۲ سال داشت از روستاى سالارآباد (شمعون) به علت مارزدگى همراه برادرش به تهران اعزام شد و در بيمارستان شوروى آن زمان بسترى شد. برادر احمد بعداز بسترى كردن او به روستا برمى گردد و به دليلى كه مشخص نيست به اقوام و آشنايان اعلام مى كند كه احمد فوت شده است. اين درحالى بوده كه ۵ ماه بعد مبلغ ۶۰ تومان از طرف احمد براى خانواده اش در روستا ارسال مى شود.
< 44 سال بعد
سال گذشته در بيمارستان سينا يكى از اقوام احمد بسترى مى شود در اتاقى كه او بسترى بوده است بيمارى بوده است . آنها پس از صحبت و درددلهاى پيرمرد، متوجه مى شوند كه او نشانه هايى از گمشده مان احمد دارد. خانواده ما هرچه جست و جو مى كنند نمى توانند آن پيرمرد را كه احمد بوده پيدا كنند و اكنون پس از اين همه سال ما باز به دنبال احمد مى گرديم و دوست داريم يك بار ديگر او را پيدا كرده و در آغوش خود جاى دهيم. كسانى كه مى توانند اطلاعاتى از اين شخص در اختيار ما قرار دهند با تلفن ۸۷۶۱۶۲۱ بخش جويندگان عاطفه گروه حوادث روزنامه ايران تماس حاصل كنند.
|
|
|
|