شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۳ - ۲۵ ذيحجه ۱۴۲۵
Sat, Feb 5, 2005
گزارش ويژه
۳۰۵۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
آرشيو
خواب تلخ
گزارش شبانه
زن زيادى
خواب تلخ
به سوى سبكى جديد
مهرزاد دانش
موضوع مرگ يكى از جدى ترين و دغدغه آميزترين مسائل فكرى انسان است و بازتاب آن در آينه هنر و انديشه غالباً از لحنى خشك و تلخ برخوردار بوده است و بيشتر واجد مايه هاى فلسفى و عرفانى بوده است. اين نكته در خصوص حواشى مرتبط با مرگ نظير قبرستان و غسالخانه نيز صادق است و از همين رو معمولاً مردم از حضور در چنين جايگاههايى جز در موارد ضرورت اجتناب مى كنند و هنگام يادآورى آنها نيز سعى مى شود روندى زودگذر و سريع طى شود تا اين انديشه هاى ترس آور مستولى بر ذهن نشود. شايد از همين رو است كه بيشترين عناصر موجود در ژانرهاى وحشت در حيطه ادبيات و سينما مربوط به همين عوالم است و تماشاگر اينگونه فيلمها از روح و قبر و فرشته مرگ ترسانده مى شود.
موضوع خواب تلخ نيز دقيقاً از همين مايه ها اخذ شده است و آدم ها و لوكيشن ها و تم تماماً بر مدار مضمون مرگ مى چرخد. دقايق نخست فيلم كه با حضور كادر تصويربردارى و خبرنگارى در قبرستان شكل مى گيرد، بيننده را با فضاى كلى اثر آشنا مى كند و با مراسم مربوط به مرگ از قبيل شستن ميت، تكفين و خاكسپارى نزديكى حاصل مى شود، اما به تدريج و با پيشرفت اپيزودهاى مختلف اثر، مايه هاى داستانى بر مايه هاى به ظاهر مستند غلبه پيدا مى كند و به همان موازات از لحن جدى اثر كاسته مى شود و بر گويش طنز آن افزوده مى گردد. با اين تمهيد فيلمساز مى كوشد از موضوعى بشدت جدى، جديت زدايى كند و اين امر را نيز با ايده هاى بكر و ظريف انجام مى دهد. اين ايده ها هم در عنوان بندى هر يك از اپيزودها مشهود است و هم در ارتباط بين آدمهاى داستان و هم در اله مان هايى كه به نشانه مرگ به كار رفته است و بار طنزآميز دارد. به عنوان مثال عنصر تلويزيون در ابتدا بيشتر واجد كاربرد اطلاع رسانى است، اما به تدريج راههاى هويتى ارتباطى بين اسفنديار مرده شور با ساير اطرافيانش و حتى پيش بينى وقايع آينده از قبيل مرگ خودش مى شود و همه اينها در بسترى طنزآميز شكل مى گيرد، آنچنان كه پياده شدن صداى تخمه شكستن اسفنديار و دلبر بر روى تصاوير اموات از تلويزيون، صحبت كردن اسفنديار با ذهن دلبر از طريق تلويزيون و از همه جالب تر ارتباط حسى اسفنديار با فرشته مرگ از همين طريق تبديل به مهم ترين و بامعناترين قسمتهاى فيلم مى شود. اما استفاده محسن اميريوسفى از شوخى با مرگ، استفاده اى هجوآميز نيست. او به درستى ماهيت مرگ را در كنار روند زندگى منعكس مى كند آن سان كه نا اميد شدن اسفنديار از اطرافيان خويش در ابعاد اقتدارى و عاطفى، وى را به سمت مرگ آگاهى وسيعى سوق مى دهد كه نهايتاً خودش به استقبال از اين پديده مى رود و با دستان خودش، خويشتن را تغسيل و تكفين مى كند، اگرچه در اين ميان نيز كارگردان از طنزآفرينى غافل نيست و با سيگار كشيدن اسفنديار در آخرين لحظات، باز هم به ساختارشكنى خود ادامه مى دهد.
خواب تلخ البته به رغم تعدد و تنوع ايده هاى جذاب، از انسجام دقيقى برخوردار نيست، آن سان كه مى توان بسيارى از فصل ها و صحنه ها وقتى اپيزودها را جابه جا كرد و اتفاقى هم نيفتند، اما با اين حال به نظر مى رسد امير يوسفى مى تواند با تثبيت بيشتر تجربه هايش، به يك گويش سينمايى جديد دست پيدا كند و حتى به يك سبك شخصى ارزشمند برسد.
گزارش شبانه
ازتهران تا گيلان وتونس
بهمن عبداللهى

چهارشنبه درسينماى اهالى مطبوعات (صحرا) ۴ فيلم ايرانى دربخش هاى مسابقه وميهمان به روى پرده رفت. پنجشنبه نيز سه فيلم ايرانى دربخش مسابقه و فيلم«دشت گريان» ازتئوآنجلوپولوس به نمايش درآمد. جلسه پرسش وپاسخ درهر دو روز برگزار شد كه بيشترين استقبال براى فيملهاى« ديشب بابا تو ديدم آيدا» و«ماهى ها هم عاشق مى شوند» ديده مى شد.
درجلسه مطبوعاتى » ديشب باباتو ديدم آيدا» رسول صدر عاملى (كارگردان) كامبوزيا پرتوى (يكى از فيلمنامه نويسان)، سوفى كيانى ( بازيگر) ، بهرام بدخشانى (مديرفيلمبردارى) وامير اثباتى (طراح صحنه ولباس) حضور داشتند. صدر عاملى دراين جلسه گفت : تلاش كردم سه گانه خود را تكميل كنم. كار سختى بود ودو سال وقت مراگرفت .
وى افزود: فكر مى كنم آخرين فيلمم بهترين فيلمم باشد.
درجلسه بعدى كه به فيلم » باباعزيز» ساخته ناصر خمير  اختصاص داشت، فرشته طائرپور ( مجرى طرح)، محمود كلارى ( مديرفيلمبردارى) ، گلشيفته فراهانى ( بازيگر) و موسى پور ( نماينده تهيه كننده) حضور داشتند. محمود كلارى دراين جلسه گفت: مهمترين موضوع دراين فيلم همكارى چند كشور درتوليد فيلم بود.
طائرپور هم گفت: امكاناتى كه به فيلم داده شد ازخارج آمده بود وتجربه خوبى براى سينماى ما بود.
درجلسه مطبوعاتى فيلم« من بن لادن نيستم» تنها احمد طالبى نژاد (كارگردان) حضور داشت كه مطالبى با موضوع اشتباه كردن درساخت فيلم وارائه آن به جشنواره وفيلمسازى درسينماى كودك ونوجوان بيان كرد. همچنين نامه اى ازكيومرث پوراحمد درستايش فيلم طالبى نژاد قرائت شد.
درنشست مطبوعاتى فيلم « ماهى ها هم عاشق مى شوند » نيز دكتر على رفيعى (كارگردان) ، محمود كلارى (مدير فيلمبردارى) و گلشيفته فراهانى و رؤيا نونهالى ( بازيگران) حضور داشتند. دكتر رفيعى درباره ساخت فيلمش گفت: قطعاً بدون همكارى وهمفكرى محمود كلارى فيلم نمى توانست به سرانجام برسد.
وى افزود: ۸ تا۹ ورسيون ازفيلمنامه نوشته شد تا به اينجا رسيد.
دكتر رفيعى همچنين گفت: هميشه دلم مى خواست اگر سوار قطار سينما شدم ازآن پياده نشوم.
درجلسه مطبوعاتى «خواب تلخ» محسن امير يوسفى (كارگردان ) وبايرام فضلى ( مدير فيلمبردارى ) حضور داشتند.
اميريوسفى دراين جلسه گفت: چند پيشگى ام درفيلم به دلايل شرايط سينماى ايران است، وگرنه من هم دوست دارم يك صندلى داشته باشم كه رويش اسمم را نوشته باشند وتنها بنشينم وبه كارگردانى ام بپردازم.
وى افزود: مرگ ومرده شور تابويى در ذهن ماست كه شوخى برنمى دارد اما من خواستم با طنز اين فضا را بشكنم.
درجلسه مطبوعاتى فيلم« حيات» كه غلامرضا رمضانى (كارگردان) مجتبى خشك دامن (فيلمنامه نويس) ، حميد رضا صدرى ( آهنگساز) ومحمد باقر آشتيانى ( تهيه كننده) حضور داشتند. رمضانى درباره فيلم گفت: حيات درشرايطى سخت ودريك روستاى محروم توليد شدكه قطعاً بدون همكارى دوستان امكانپذير نبود.
خشك دامن هم افزود: نمى خواستم حيات قصه تلخى باشد بلكه سعى كردم تلاش يك كودك را براى رسيدن به يك مقصود نشان بدهم.
درجلسه مطبوعاتى« بشارت منجى» نادر طالب زاده ( كارگردان) ، مرتضى ضرابى (طراح گريم ) ، احمد سليمان نيا ( بازيگر) ، لوريس چكناواريان ( آهنگساز) و چند تن ديگر از عوامل توليد فيلم حضور داشتند.
چكناواريان درباره فيلم گفت: براى من به عنوان يك مسيحى نگاههاى مختلف به حضرت مسيح (ع) ارزشمند است .
وى افزود: اكثر كارهاى من درباره مسيح است.
طالب زاده نيز درباره فيلم گفت: اين كار بخشى از مجموعه تلويزيونى است وبعد از اين نيز يك قسمت ديگر با روايتى ديگر ساخته مى شود .
وى افزود: بودجه فيلم ۹۰۰ ميليون تومان براى يك مجموعه و ۲ فيلم سينمايى بود.
درنهايت نيز جلسه مطبوعاتى فيلم « مرزى براى زندگى» با حضور رضا اعظميان ( كارگردان ) وعليرضا غفارى ( نماينده تهيه كننده ) برگزار شد.
زن زيادى
تكرار هميشه
رامتين شهبازى
ممكن است نام فيلم زن زيادى شما را ياد كتاب جلال آل احمد بيندازد. اما اين فيلم هيچ ارتباطى به كتاب آل احمد ندارد و آنگونه كه در تيتراژ فيلم آمده، براساس داستانى از مارگريت دوراس جلوى دوربين رفته است. اين را نوشتم تا بگويم با توجه به اين نكته كه فيلمنامه زن زيادى بر اساس يك داستان ادبى جلوى دوربين رفته، حداقل مى توانست نقصان هاى ديگر نوشته هاى نويسنده و كارگردان فيلم، تهمينه ميلانى را به حداقل برساند، اما اين اتفاق رخ نمى دهد.
زن زيادى فيلمى است در راستاى ديگر ساخته هاى اين فيلمساز در باب از دفاع زنان، معضلات آنها در جامعه و ... طرح مسائلى كه برشمردم در مديوم سينما اصلاً بد نيست، بلكه خوب و قابل قبول است، اما چگونگى بيان آن اهميت زيادى دارد. نبايد از حق بگذريم كه كارگردانى در فيلم جديد ميلانى نسبت به ساخته هاى ديگر او چفت و بست بهترى دارد. فصل فرارى دادن رحيم توسط سيما فارغ از گفت وگوى بين سيما و رحيم و بعد سيما و ستوان پناهى كارگردانى قابل توجهى دارد و با زمان درازى كه به طول مى انجامد تماشاگر را با خود درگير مى كند. اما فيلمنامه فيلم در نقاط بسيارى دچار آسيب مى شود. آسيب شناسى فيلمنامه هاى تهمينه ميلانى كار سختى نيست، اما اين نكات آسيب ساز همچنان در هر فيلم تكرار مى شود و گويا نويسنده با قصد قبلى سراغ آنان مى رود. مشكل هم از همين جا آغاز مى شود كه همه چيز در فيلم هاى ميلانى با قصد قبلى نوشته مى شود. به نظر مى رسد اين فيلمساز - نويسنده، تمام آنچه را كه مى خواهد بگويد، از پيش در ذهن مى پرورد و سپس بر اساس آن داستانى مى نويسد. وقتى فيلمسازى ابتدا به تم و از همه مهم تر به «پيام» فيلم خود مى انديشد قصه را در راستايى پيش مى برد كه اين پيام را بارزتر جلوه دهد. از همين رو شخصيت ها و رخدادها هيچ يك در خدمت قصه قرار نمى گيرند بلكه در نقاطى نيز دچار سكته مى شوند تا پيام مورد نظر نويسنده و كارگردان به مخاطب انتقال پيدا كند. فصلى را از فيلم به ياد بياوريد كه سيما و دوستانش هنگام پاك كردن سبزى درباره حقوق زنان سخن مى گويند و آن را مقايسه كنيد با صحنه اى به همين شكل در فيلم واكنش پنجم كه شخصيت هاى زن فيلم در يك ميز در يك رستوران به بحث و جدل در همين باره مشغولند. آنجا همسر يكى از زنان وارد مى شود و جمع آنها را با تحقير بر هم مى زند و در زن زيادى نيز اتفاقى چنين رخ مى دهد. آنجا همسر يكى از زنان مردى زن باره است و در زن زيادى نيز احمد چنين خصوصيتى را داراست. بهترين مرد از نظر فيلمساز در زن زيادى رحيم است كه او هم در انتهاى فيلم مى ميرد و سيما و ديگران را تنها مى گذارد. يا در فصل گفت وگوى سيما با رحيم و قبل تر فصل گفت وگوى او با ستوان پناهى تمام معضلات و مسائل زنان مطرح مى شود كه در فصل انتهايى بايد همه چيز جمع بندى شود. كارگردان به قدرى درگير شكل دادن ديالوگ ها و گفت وگوهاست كه حتى مسائلى همچون راكورد نورى تصوير فصل برخورد احمد و سيما با رحيم رعايت نمى شود. مشكلات ديگرى را نيز به لحاظ شخصيت پردازى مى توان براى فيلم در نظر گرفت. در اصول درام و قواعد نمايشى با مسأله اى روبرو هستيم به نام حسن تناسب. شخصيت ها در شكل دراماتيك خود بايد با هم حسن تناسب داشته باشند. احمد بر چه اساس با سيما ازدواج كرده است؟ ارتباط اين دو با دو جنس فرهنگ متفاوت به هيچ وجه براى مخاطب تبيين نمى شود. چطور رحيم كه خود همسرش را كشته از احمد مى خواهد به همسرش اجازه صحبت بدهد؟ همين مسائل است كه فيلم را تك بعدى جلوه مى دهد. فصول به طور مجزا و مجرد كاركرد پيدا مى كنند و در ارتباط با كليت فيلم دچار لكنت مى شوند. باز هم بر همين اساس است كه بازيگران نمى توانند موفق باشند. چون اكثر آنها با تناقض در شخصيت روبرو هستند، حتى بازيگران توانايى چون امين  حيايى و پارسا پيروزفر نمى توانند موفقيت سابق خود را تكرار كنند. تنها شخصيتى كه اصولى تر طراحى شده سيماست. مريلا زارعى مى تواند اين نقش را براى تماشاگر تصوير كند چون همدلى كارگردان و نويسنده فيلم با اوست. بگذريم. تهمينه ميلانى سال هاست درباره يك موضوع و يك تفكر فيلم مى سازد. اين نگاه در صورتى كه زبان مناسبى مى داشت مى توانست از او فيلمسازى مؤلف بسازد، اما فيلم تا حدى درگير شعار است كه اين مسأله تأليف به خودى خود فراموش مى شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |