|
گفت وگو با سهراب رزاقى، استاد دانشگاه
استراتژى ۶ گانه سازمانهاى غيردولتى
بخش دوم و پايانى اسماعيل آزادى
در نخستين بخش گفت و گو وضعيت سازمان هاى غيردولتى و موانع تكامل اين سازمانها عنوان شد. واپسين بخش گفت و گو در پى مى آيد. آيا اساساً مواردى وجود دارد كه به صورت عمومى چنين نگاه بدبينانه اى را تصديق كند؟ من فكر نمى كنم تاكنون سازمان هاى غيردولتى اقدامى كرده باشند كه بر خلاف منافع و مصالح ملى باشد. در اين چند سال اخير كارهايى هم كه كردند خيلى روشن و شفاف بوده است حتى كسانى كه سازمانهاى غيردولتى را به عنوان عوامل مخرب و مخل نام مى برند نمى توانند چند مورد را عنوان كنند كه سازمان هاى غيردولتى فلان خلافها را مرتكب شده اند در حالى كه حداقل بيش از پنج هزار سازمان هاى غيردولتى در جامعه ايرانى فعاليت مى كنند. يكى از نگرانى ها در رويكرد بدبينانه، ارتباطات خارجى است كه از سوى اين سازمان ها وجود دارد. آيا اساس چنين ارتباطاتى در تضاد با منافع كشور است؟ اساساً امروزه با شكل گيرى دنياى مجازى نمى توان ديگر تنها از ارتباط به معناى سنتى آن سخن گفت به همين دليل سازمان هاى غيردولتى كارآمد و مؤثر خواهند بود كه بتوانند درعين جهانى انديشيدن ، محلى عمل كنند و در عين محلى انديشيدن جهانى عمل كنند. به عبارت ديگر با جامعه مدنى جهانى بتوانند ارتباط برقرار كنند و به عنوان يك بازيگر مهم در عرصه هاى مختلف بين المللى ايفا گر نقش باشند به همين دليل بايد اهميت حضور سازمانهاى غيردولتى در سطح بين المللى را درك كنيم چرا كه آنان مى توانند چهره واقع بينانه اى از جامعه ايرانى ارائه دهند و در تحولات بين المللى مؤثرتر اقدام نمايند. در حال حاضر به اعتقاد شما ضرورت كدام يك از نهادهاى مدنى در ايران وجود دارد؟ من فكر مى كنم ما هم نيازمند سازمان ها ونهادهاى مدنى هستيم كه خدماتى و امدادى هستند چون انواع آسيب هاى اجتماعى از فقر و فحشا گرفته تا قاچاق انسان و پديده هاى ديگر كه درعرصه هاى اجتماعى وجود دارد گسترش يافته . از طرفى سازمان هايى مى خواهيم كه به دنبال تغيير اجتماعى هستند چون اساساً يك جامعه سالم، نيازمند شهروندان فعال و مسؤول است و فقدان شهروندان مسؤول شايد يكى از مهم ترين جفاهايى كه به جامعه مى شود يا اينكه شهروندان مسؤول و فعال را تبديل به شهروندان غير مسؤول و منفعل نمائيم در حالى كه سازمان هاى غيردولتى كه به دنبال تغييرات اجتماعى هستند به دنبال آنند كه شهروندان مسؤول و فعال بسازند و همه حكومت ها بايد از اين پديده استقبال كنند. همان طور كه مى دانيد بدبينى هاى موجود به فضاى فعاليت سازمان هاى غيردولتى صدمه مى زند. چگونه مى توان نگرانى هاى گروه هايى را كه ياد كرديد كاهش داد و به يك اجماع در خصوص درك كاركردهاى اين سازمان ها در جامعه رسيد؟ من فكر مى كنم جامه مدنى و جامعه سازمان هاى غيردولتى براى گذار موفقيت آميز و زدودن نگرانى ها كه اتفاقاً مى تواند هزينه هاى زيادى را به جامعه تحميل كند، بايد چند استراتژى در پيش گرفته شود. اول: استراتژى اعتماد سازى ، لازم است سازمان هاى غيردولتى براى رسيدن به اهداف خود، سياست روشنگرى و اعتماد سازى را در دو سطح : مردم به مثابه پايگاههاى اجتماعى آنان و دولت در دستور كار خود قرار دهند. يكى از دلايل بى اعتمادى، عدم شناخت آنان از سوى مردم و دولت است و آنان بايد براى تبيين اهداف و نقش و كاركردشان در جامعه تلاش كنند. شايد يكى از ضعف هاى سازمان غيردولتى فقدان بازار اجتماعى بوده است و هيچ گاه نتوانسته اند آنچنان كه هستند خود را در سطح جامعه معرفى كنند. گام ديگرى كه براى اعتمادسازى بايد بردارند سياست گفت وگو است زيرا بسيارى از سوء برداشتها ناشى از فقدان گفت وگو است. دوم : استراتژى شفافيت سازى، سازمانهاى غيردولتى لازم است براى ايجاد اعتماد و شيوه اداره مطلوب در سازمان، كليه تصميمات و اقدامات خود را درمعرض عموم قرار دهند. سوم: استراتژى انسجام و يكپارچگى ، سازمان هاى غيردولتى مى بايست براى گذار موفقيت آميز از مشكلات كنونى افراد و اعضاى خود را حول سياستها ومأموريت سازمان، سامان دهند و توجه آنها را به نتايج مدنظر سازمان معطوف نمايند و با ايجاد گروههاى كوچك و پرداختن به پيشرفت و بهبود مديريت سازمان، انگيزش لازم را به وجود آورند. چهارم : استراتژى به دست آوردن متحدان استراتژيك ،در سازمان هاى غيردولتى لازم است در قالب اتحادهاى استراتژيك به همكارى با بخش خصوصى ونيز در ميان خودشان اقدام كنند. زيرا كار انفرادى هرگز يك گزينه مطلوب نيست و راه حل محسوب نمى شود. پنجم: استراتژى ظرفيت سازى، سازمان هاى غيردولتى مى بايست به منظور افزايش اثر بخشى و كارايى فعاليت هاى خود، سرمايه گذارى بيشترى در زمينه افراد ، سازمان و تواناسازى محيط خود انجام دهند تا اين سازمانها بتوانند قدرت لازم براى ايجاد تغييرات پايدار در زمينه رفع مشكلات و معضلات و... را دارا باشند. و نكته آخر: استراتژى استفاده از الگوهاى متغير سرمايه گذارى است. به هر حال به كارگيرى اين استراتژى ها مى تواند تا حدودى جامعه سازمان هاى غيردولتى را در رسيدن به پايدارى و تحكيم ايرانى كمك كند.
|