يكشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۳ - ۲۶ ذيحجه ۱۴۲۵
Sun, Feb 6, 2005
ويژه ۲
۳۰۵۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
رابطه
واى از اين امتحان رزيدنتى
زمستان و اين همه سرماخوردگى
حرف دل
رسم شيدايى
آبها در هم تنيد، رقص آب زورقم را راند شديد ، قو در آب نغمه شيدايى خود را سروش مى دهد؛ آسمان غريد و موجها بسان قارچ قد علم كردند و قو عاشقانه و جسور همچنان پيش مى رفت و آرزوهاى محالش را در كف امواج خروشان مى ديد، رسم شيبايى قو چنين است ، مرگ ساده براى قو ننگ است و مرگ مغرورتر از مغرور، قو را در كام كشيد هرچه شد ، لحظه اى بيش نبود؛ آرى آن قو بمرد، ليك اما رسم شيدايى او مثل مردم شد.
حجت عرفانيان پور
آرزو
هميشه مى خواست مردى ثروتمند و پولدار باشد. دوست داشت اندازه يا حتى بيش از وزن خودش پول داشته باشد. سن اش از پنجاه هم گذشته بود ولى هنوز به آرزويش نرسيده بود. تا اينكه يك روز به طور ناگهانى تصميم خود را گرفت . به بانك رفت و تمامى پس اندازش را به صورت سكه هاى خرد از بانك گرفت و آرزوى خود را برآورده كرد.
سيد رضا تولايى زاده
قاب
مى گذرم
از امتداد عبور نگاه پروانه
در قاب چشمان غبار گرفته ات
نمى دانم
شايد پروانه مى فهمد
در پس غبار چشمانت
چه رازى نهفته است
مباركه اسلامى فر ، سارى
رابطه
خرگوش وميليونر شدن!
200718.jpg
اين روزها براى پول درآوردن و رسيدن به ثروت فراوان، هركسى به دنبال راه جديدى مى گردد. اينكه هر كسى چه راهى را براى پولدارشدن انتخاب مى كند، تا حد زيادى بستگى به شرايط و موقعيت هاى ايجاد شده براى او دارد و البته تا حد زيادى به هوش و ابتكار فردى او نيز بستگى دارد.
اما شايد يكى از عجيب ترين راه هاى ممكن در اين ميان راهى باشد كه يكى از شهروندان آمريكايى براى ميليونر شدن انتخاب كرده است. اگر سرى به سايت شخصى اين فرد در آدرس http://www.rabbitransom.com بزنيد، ترديدى وجود ندارد كه بسيار تعجب خواهيد كرد.
يك آمريكايى (كه به احتمال زياد شما هم او را ديوانه خواهيد ناميد!) در اين سايت به اطلاع عموم مردم جهان مى رساند كه چنانچه تا روز عيد پاك ميلادى در سال جارى كه تاريخ ۲۷ مارس سال ۲۰۰۵ ميلادى خواهد بود، مبلغ يك ميليون دلار توسط مردم خير به حساب او كه شماره و مشخصات آن در همان صفحه ذكر شده واريز نشود، يك بچه خرگوش بسيار زيبا و دوست داشتنى كه عكسش را نيز مى توانيد در همين صفحه ببينيد را خواهد خورد.
ساعت شمار معكوس اين سايت لحظات باقيمانده تا روز عيد پاك را شمارش مى كند و صاحب اين سايت كه همان صاحب بچه خرگوش است اين نويد را به دوستداران حيوانات كه به احتمال زياد كمك كنندگان به اين فرد هستند مژده داده كه چنانچه اين مقدار پول در حساب او جمع شود، نه تنها اين بچه خرگوش را نخواهد خورد، بلكه براى او يك مزرعه نيز درست خواهد كرد كه در آن به زاد و ولد بپردازد.
مقدار پولى كه در اين حساب جمع شده تا پايان هفته جارى تنها ۱۲ دلار بوده است. اما صاحب سايت تصور مى كند دوستداران حيوانات آنقدر به اين موجودات علاقمند هستند كه حاضرند به خاطر يك بچه خرگوش مبلغ يك ميليون دلار به او كمك كنند. ديوانگى كه شاخ و دم ندارد؛ دارد؟ البته معلوم هم نيست كه چنين پول هنگفتى براى او جمع نشود.
در اين دنيا هيچ چيز قابل پيش بينى نيست. همانطور كه هيچ يك از شما تصور نمى كرديد كسى چنين راهى را براى ميليونر شدن انتخاب كند، هيچ دليلى هم وجود ندارد كه او ميليونر نشود... بايد منتظر عيد پاك ماند و ديد نتيجه كار چه مى شود. اگر موفقيت آميز باشد شايد بعداً به درد ديگران هم بخورد!!!
واى از اين امتحان رزيدنتى
يك نفرتكليف  ما را معلوم كند
200706.jpg
كمى آنطرف تر از اورژانس ساختمان قديمى ۵۰۴ چند پسر جوان جلويش ايستاده اند و با اخم هاى درهم رفته با هم بحث  مى كنند. اينجا خبرى از هيجان نيست هرچه هست اضطراب است و نگرانى. يكى به جمعشان اضافه مى شود، انگار خبرهايى برايشان آورده چون به دقت گوش مى دهند.
آنها دانشجويان پزشكى هستند كه به هر درى مى زنند تا متوجه شوند كى بايد امتحان رزيدنتى بدهند. از همان ۴ ، ۵ پله ساختمان قديمى بيمارستان كه به كتابخانه مى رسد مى گذرم و به سالن پر از دانشجويان پزشكى مى رسم كه اگر چه بعضى از آنها روپوشى سفيد به تن دارند ولى فضاى روحيه شان كاملاً خاكسترى شده.
در تمام مدتى كه با ميلاد حرف مى زدم و او پشت سر هم از مشكلات و مسائل پزشكان مى گفت، حرف مادرم در گوشم زنگ مى زد: «مدرك فقط پزشكى يا اگه نشد مهندسى» ولى ميلاد حرفهاى ديگرى مى زد.
پانزدهمين روز بهمن هم گذشت، شايد براى من و شما جز دهه فجر معنايى نداشت ولى كافيست سرى به كتابخانه هاى بيمارستان بزنيد تا متوجه شويد كه براى دانشجويان پزشكى روز پر تلاطمى بود. بعد از ۱۲ سال شاگرد ممتاز شدن، يكسال روزى ۱۵ ساعت درس خواندن و وارد رشته پزشكى شدن، بعد از ۷ سال به همان شدت ادامه دادن و مطالعه و تحقيق كردن، رفتن طرح و ۲ سال خدمت كردن، حالا نوبت گذشتن از خوان پنجم است.
آنها پشت غولى به نام امتحان رزيدنتى اسير مى شوند و تنها سلا حشان براى به زانو در آوردنش، حدود ۱۲ هزار صفحه متن انگليسى است كه شايد بشود حداكثر در ۶ هزار صفحه خلاصه اش كرد. امتحان رزيدنتى هر سال در حدود همين روزهاى بهمن برگزار مى شود تا دانشجويان پزشكى بتوانند راه پر فراز و نشيبى را كه انتخاب كرده اند ادامه دهند.
پارسال اين امتحان به دليل زلزله بمب و رفتن دانشجويان به بم عقب افتاد. خبرها پر از شايعات تقلب و سوءاستفاده كردن از اين تأخير است. هديه كه در حال گذراندن طرح است و همچنين هم براى اين امتحان مى خواند مى گويد: «پارسال در حق بچه ها اجحاف شد. هيچ كس هم جوابگو نبود. مى گن حدود ۴۰۰ نفر سؤالات روز قبل از امتحان را داشتند، شاهد اين مدعا هم بالارفتن بسيار عجيب ميانگين نمرات بود. هيچ سالى تعداد دانشجويانى كه نمره بالا بياورند اينقدر زياد نبود. » شايعات تقلب در اين امتحان آنقدر زياد بوده كه تا اواخر تابستان احتمال ملغى شدن امتحان مى رفته.
مرجان مى گويد: «آخه مشكل به همين جا ختم نمى شه. ما ها كه پارسال به هر ترتيبى قبول نشديم، تا تابستون دنبال شكاياتمون بوديم به همين دليل هم دبير خونه اعلام كرد امتحان عقب مى افته، خوب يه كمى خيالمون راحت تر شد و آروم شروع به درس خوندن كرديم، بازدوباره اعلام شد كه امتحان در سال ۸۴ برگزار مى شه همه اين خبرها يكى بعد از ديگرى مى رسيد كه يكدفعه وزير اعلام كرد امتحان را ۱۳ اسفند برگزار مى كنه، دعوا شد، مجلس گفت بايد سال آينده برگزار بشه وزارتخونه مى گفت: ما مجرى هستيم ۱۳ اسفند برگزار مى كنيم. حالا ما شديم بازيچه، هركى يه چيزى مى گه و انگار نه انگار كه اين امتحان به اندازه كافى استرس به همراه داره» مشكل اونها به همين جا ختم نمى شود.
ميلاد مى گويد: «نمى دونيم بايد بنشينيم درس بخونيم يا به دنبال خبرهاى مختلف كه هر لحظه هم عوض مى شه باشيم». خبرها ادامه پيدا مى كند. روزنامه از تاريخ امتحان در سال ۸۴ خبر مى دهد. فرداى آن روز وزير تكذيب مى كند. دكتر رياض نماينده مجلس كه اكثر بچه ها از او به عنوان يك حامى ياد مى كنند موضوع را در مجلس پيگيرى مى كند.
دكتر رياض را بعد از تلاشهاى زياد پيدا كردم، او مى گويد : «اگر دانشجويان من را حامى خود مى نامند به اين دليل است كه من به دنبال حقم پس بايد محكم عمل كنم».
ما دركميسيون اصل ۹۰ گروهى تشكيل داديم تا مسائل امتحان سال گذشته را پيگيرى كنيم وشواهد، اسنادى هم دردست داريم كه درامتحان سال گذشته تخلف صورت گرفته دليل خواستن ما هم براى عقب افتادن امتحان تكميل شواهد است وبا توجه به اينكه به نظر ما آن دبيرخانه درحال حاضر صلاحيت برگزارى اين امتحان را ندارد . از آقاى دكتر خواستيم كه امتحان را ۳ ماه عقب بيندازند.
وى ادامه داد:« هفته گذشته نامه اى را در همين مورد براى آقاى خاتمى فرستاديم وروزى كه ايشان به مجلس آمده بودند دوباره خودم شخصاً نامه را به دستشان دادم، ايشان هم گفتند نامه را ديده اندو مى خواهند با دكتر پزشكيان درمورد ش صحبت كرده واضافه كردند انشاءالله موضوع را حل مى كنم، و با لحن مساعد دراين مورد با بنده صحبت كردند ومن اميدوارم بچه ها هرچه زودتر از اين سردرگمى رها شوند و تا اواسط همين هفته مشكل حل شود».
پزشكيان به مجلس دعوت مى شود تا مشكل را بالاخره يك جورى حل كند، پشت درهاى بسته دعوا مى شود، گويا وزير قبول نمى كند، بار ديگر دانشجويان دست به دامن دكتر صدر رئيس نظام پزشكى تهران بزرگ مى شوند باز هم خبرها تأييد مى كنند، پزشكيان: «امتحان ۱۳ اسفند برگزار مى شود.
كافيست سرى به سايت www.pezeshkan.ir بزنيد و خود خبرها را دنبال كنيد. خبرهايى كه لحظه به لحظه نقض مى شوند. به هرحال تا امروز هم معلوم نشده كه امتحانى به اين مهمى و بزرگى كى برگزار خواهد شد. مشكل دانشجوهاى پزشكى انگار تمامى ندارد، از سهميه بندى مناطق محروم ، حقوق ماهيانه ۱۰۰ هزار تومان، برداشتن شرايط سنى براى اين امتحان و زياد شدن متقاضى و نبودن يك رقابت سالم مى نالند و مى گويند: «كلافه شديم، خسته شديم» آنها افرادى هستند كه در آينده نه چندان دور جان مردم اين جامعه را در دست مى گيرند البته با روحيه و دستانى خسته و كلافه.
زمستان و اين همه سرماخوردگى
... روسياهى به زغال مى ماند!
200727.jpg
مينو ضابطيان Minoozabetian83@yahoo.com
گرچه سالهاست به لطف نعمت گاز به عنوان يك منبع گرمايى مطمئن و ساير امكانات رفاهى (حداقل در بخشى از شهرهاى بزرگى چون تهران) زمستان معناى گذشته را ندارد. اما هنوز هم در بسيارى از شهرها و روستاهاى كشورمان تحمل سرما و گذراندن زمستان كارى مشكل است.
در همين تهران خودمان، در كوچه  پس كوچه هاى تهران قديم، بشكه هاى نفت، بخارى هاى چكه اى نفتى، كلاه و دستكش و ژاكت هاى دست بافت مادرها و مادربزرگها و ... همه حس سرما و زمستان را زنده مى كنند. مى گويند سرد است، زمستان است، تب مى كنى، تيك تيك مى لرزى و در كلاس درس از بخارى كه از دهانت بيرون مى آيد مى خندى.  (درست مانند هموطنت كه كمى آنطرف تر با همين بخارى ها دوستان و معلم فداكارش را از دست داد!) نايلون به پا مى كنى تا سوراخ كفشها آزارت ندهد تا باز هم بتوانى سر بخورى و بخندى!
اما كمى آنطرف تر هم زمستان است! سرسره بازى مى كنند، گلوله برفى به هم پرتاب مى كنند و شاد و سر خوش لباسهاى زيبا و رنگارنگ مى پوشند و به پيست هاى اسكى كه فقط براى خود خودشان!! است مى روند و از برف لذت مى برند. اين جا هم زمستان است، سرماست و مى خندند!
چه لباس گرم و راحت داشته باشى و شاد و سرخوش به روزى زمستانى خوش آمد بگويى و چه در كنار جاده اى دور افتاده با لباسى نامناسب و كفشى سوراخ راه محل زندگيت تا مدرسه يا دانشگاه را طى كنى. به حكم انسان بودن و خلقتى عادلانه بدن تو در مقابله با سرما چنين مى كند:
> زمستان و واكنش طبيعى بدن در مقابل سرما
تا به حال از خود پرسيده ايد كه آيا ممكن است آنقدر گرما بخورم كه برشته شوم و بميرم يا بالعكس آنقدر سرما آزارم دهد كه يخ بزنم و خشك شوم؟!
كتاب علوم دوران دبستان را كه فراموش نكرده ايد؟! « انسان موجودى خون گرم است، او بايد دماى درونى بدنش را با تغييرات كمى حفظ كند تا زنده بماند و .... »
بدن ما بسيار هوشيارانه دماى خود را تا حد امكان به ۳۷درجه سانتى گراد يا (۹۸‎/۶درجه) فارنهايت نزديك نگه مى دارد البته در هواى سرد به دليل اتلاف گرما و وجود شرايط زير نگاه داشتن درجه حرارت بدن در حد طبيعى كار دشوارى است چون:
۱ـ  انرژى گرمايى كم است.
۲ـ  از طريق تبخير و عرق گرما از دست مى رود.
۳ـ  وزش احتمالى باد هم با انتقال گرما شرايط را سخت تر مى كند.
در هواى سرد قسمت هايى از بدن نسبت به از دست دادن گرما بسيار حساس هستند (سر، گردن پهلوها، شكم) اما همانطور كه ذكر شد در روندى بسيار منظم مرحله به مرحله بدن سعى مى كند خود را گرم كند.
> مناطق مؤثر در اين واكنش
ـ پوست: در هنگام سرما چروك مى خورد (به قول بچه ها دون دون مى شود) تا تأثير هواى سرد كم تر شود از طرفى ميزان خونى كه در پوست ماجريان دارد نسبت به شرايط عادى بسيار كم تر مى شود و به همين خاطر پوست سرد و رنگ پريده مى شود (خصوصاً در پايانه هاى بدن)
عضلات نيز منبع خوبى براى ذخيره گرما به حساب مى آيند. (۴ مرتبه بيش از دستگاههاى الكترونيك مولد گرما) بدن انسان در حالت استراحت ۱۰۰ - ۸۰ وات انرژى آزاد مى كند در حاليكه اين ميزان در شرايطى كه عضله به كار گرفته مى شود تا ۸۰۰ وات مى رسد. (به همين علت به  هم ماليدن دست ها در هنگام سرما و جست و خيز در تحمل شرايط كمك خوبى است)
اگر كارآيى عضله كافى نباشد و دما شروع به افت كند بدن توليد گرماى خود را با لرز يدن افزايش مى دهد. گرماى توليد شده توسط لرزش به حدود ۴۰۰ وات مى رسد. (كه راه حلى كوتاه مدت است)... اگر سرما باز هم ادامه پيدا كند. سرانجام بدن سيستم گرمايى خود را به كار مى اندازد و با افزايش ۱۰ درصدى ميزان سرما، بدن نياز به ۵% كالرى بيشتر پيدا مى كند كه كالرى ذكر شده را از چربى هاى ذخيره و يا خوردن مواد مناسب تأمين مى كند.
> چه كسانى بيشتر در معرض سرما هستند؟
تجربه ثابت كرده است كه سرماى ملايم و معتدل عملكرد بدن را بالا مى برد. البته اگر اين سرما بيش از حد تحمل بدن باشد و روشهاى مقابله با آن بكار گرفته نشود، مى تواند مرگ آور باشد.
خطر ناشى از سرما در افرادى كه چربى بدنشان پايين تر است ياتغذيه نامناسب دارند و آب كم مصرف مى كنند، بيشتر است. (البته و صدالبته مسائل اقتصادى را در نظر نمى گيريم!!)
> زمستان و نياز به نوشيدن آب:
بسيارى از مردم فكر مى كنند فقط بايد در تابستان به فكر مصرف آب باشند. اما بدن ما در تمام ايام سال به آب نياز دارد.
آب در انتقال مواد غذايى در بين سلول ها و دفع مواد زايد و تنظيم دماى بدن، حفاظت ارگان هاى حياتى و كمك به سيستم گوارش و ... نقش مهمى دارد (كه منحصر به فصلى خاص نيست) به همين علت امكان ندارد بتوانيم بيش از يك هفته بدون آب زنده بمانيم.
> به دلايل زير در زمستان نياز براى آب بيشتر است:
ـ گرماى اطاق و محل كار، همچنين خود هواى سرد پوست را خشك مى كند.
ـ در هواى خشك مايع بيشترى از طريق تبخير همراه با تنفس از دست مى رود (در هنگام نفس كشيدن مى توانيم بخار را ببينيم)
ـ هواى سرد ممكن است باعث فروكش كردن تشنگى شود و شما بطور معمول و منظم آب ننوشيد.
ـ  با پوشيدن لباس گرم، تأثير هواى گرم را ايجاد مى كنيم كه خود باعث عرق كردن و در نتيجه از دست رفتن مايعات است.
ـ از طرفى آب ريز ش بينى، افزايش حجم ادرار و... را نيز بايد در نظر داشت.
> زمستان و صدمات و آسيب هاى ناشى از سرماى زياد و طولانى مدت
بدن در هواى سرد زمستان دماى خود را از دست مى دهد و براى جبران آن انرژى مصرف مى كند تا گرما توليد كند و دماى خود را در سطح مناسب نگه دارد. اگر بدن دماى بيش از آنچه توليد مى كند از دست دهد كم كم سرد مى شود و در نهايت وضعيتى ايجاد مى شود كه از نظر پزشكى (Hypo thermia) نام دارد از نخستين علائم نشان دهنده اين وضعيت مى توان به »لرزش بدن» اشاره داشت.
در ابتدا همين كه دماى بدن شروع به افت مى كند لرز آغاز مى شود و مغز فرمان كم شدن جريان خون در پايانه هاى بدن را مى دهد تا با اين كار گرماى مورد نياز براى كار اندام هاى حياتى بدن، باقى بماند، با ادامه كم شدن دما، لرزش غير قابل كنترل، از دست دادن حافظه، بهم خوردگى تعادل، بريده بريده سخن گفتن خواب آلودگى و خستگى اتفاق مى افتد و با ادامه شرايط بدون هيچ كمكى به شخص، در نهايت قلب و دستگاه تنفس محكوم به مرگ مى شوند. (براى مثال: شايد بارها شنيده باشيد كه در فصول سرد سال افرادى كه بدون تجربه و تجهيزات كافى به كوه مى رفته اند در اثر گم كردن مسير و گرفتار شدن در سرما و باد و بوران جان خود را از دست داده اند.)
> اگر شخصى كه دچار «هيپوترمى» است در كنار ما بود چگونه به او كمك كنيم؟
در چنين شخصى خون سرد در پايانه هاى بدنش (انگشتان دست و پا و نرمه گوش) جمع مى شود. اگر اين اعضا خيلى سريع گرم شوند، خون سرد به قسمت هاى داخلى بدن جريان پيدا مى كند و ممكن است دماى آنها را تا حد مرگ آورى پايين آورد. پس با رعايت اينكه شخص بايد با روش مطمئن گرم شود تا بهبود پيدا كند كار هاى زير را انجام دهيد.
ـ  به او لباسهاى خشك بپوشانيد.
ـ سرو گردن او را گرم نگه داريد.
ـ بدن را لاى پتو بپيچيد و در صورت نياز از گرماى بدن خود كمك بگيريد.
ـ مايعات گرم به او بدهيد ( قهوه را از ليست اين مايعات حذف كنيد!)
> اين هم چند نكته زمستانى:
بيشتر سرما خوردگى ها به اين علت كه در فصول سرد سال هوا خشك تر است و ويروسها در اين شرايط بهتر شيوع پيدا مى كنند ( در پاييز و زمستان) اتفاق مى افتد. (پس محيط اتاق فرد سرما خورده را مرطوب نگه داريد.)
ـ  اگر با ورزش در هواى سرد قفسه سينه تان درد مى گيرد ولى با انجام همان حركات در فصل گرم ناراحتى حس نمى كنيد بهتر است به پزشك متخصص قلب مراجعه كنيد.
ـ تطبيق پيدا كردن بدن با شرايط آب و هوايى جديد محيط زندگى نيازمند به زمان است (حداقل ۲ هفته)
ـ  فعاليت ورزشى در فصول سرد سال به كم كردن وزن بيشتر كمك مى كند ( در مقايسه با فصول گرم)
  دست آخر اينكه زمستان تمام مى شود و روسياهى اش به زغال مى ماند!!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |