يكشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۳ - ۲۶ ذيحجه ۱۴۲۵
Sun, Feb 6, 2005
ويژه ۳
۳۰۵۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
در باره اعتماد به نفسى كه داريم ونداريم
«داووس» در دست هنرمندان
اسم تو هر اسمى كه هست
پيمان Peyman

اگر شما هم جزو كسانى هستيد كه معتقدند بسيارى از آقايان بيش از اندازه به دوستانشان اهميت مى دهند، حتماً پيمان را فراموش كرده ايد! براى او هيچ چيز مهمتر از خانواده اش نيست و از همين بابت در گروه مردهاى خانواده دوست قرار مى گيرد. بنابراين بعيد است زمانيكه خانواده اش به او نياز دارند،  پيمان را در جمع دوستانش پيدا كنيد. علاقه او به بچه ها و رابطه دوستانه اش با آنها هم كه ديگر زبانزد خاص و عام است و نياز به توضيح بيشترى ندارد. به نظر مى رسد پيمان داراى استعدادى ذاتى براى درك چارچوب ذهنى بچه هاست. بطوريكه به راحتى مى تواند با آنها ارتباط برقرار كند و در جمع بچه ها وارد شود.
چنانچه خيال پيمان از لحاظ خانواده و امنيت داخلى آن راحت باشد، آنوقت مى تواند به كسان ديگرى كه در اطرافش هستند توجه كند. البته معمولاً هم اطراف پيمان پر است از كسانى كه جذب شخصيت مهربان و ملايم او مى شوند. علاوه بر اينها، رفتار مؤدبانه و سياستمدارانه پيمان نيز به او كمك مى كند تا در موقعيتهايى كه با مردم سر و كار دارد موفق شود. بنابراين شغلهايى مانند مددكارى اجتماعى كاملاً براى او مناسب هستند. كسانى كه با پيمان در ارتباطند با ديدن صبر و مهربانى خاصش به راحتى به او اعتماد مى كنند و سفره دلشان را پيش او مى گشايند. مسلماً در اين شرايط كسى نمى تواند مانند پيمان با علاقه مندى تمام به مشكلات ديگران گوش دهد، آنها را درك و با آنها همدردى كند...
متأسفانه با وجود صداقت و درستكارى دائمى پيمان، زندگى او هميشه تحت تأثير يك نقطه ضعف كلى اش قرار دارد: پيمان اعتماد به نفس كافى براى برخورد و رويارويى با مشكلات و مسائل جديد را ندارد و در نتيجه از آنها به شدت گريزان است. بنابراين اگر مى بينيد پيمان آنچه قرار بوده يك ماه پيش انجام دهد را هنوز شروع نكرده، بدانيد موضوع از چه قرار است. در اين شرايط بهترين كارى كه مى توانيد انجام دهيد اين است كه موضوع مورد نظر را تا حد امكان كوچك، در دسترس و قابل حصول جلوه دهيد. مطمئن باشيد نتيجه مثبتى خواهيد گرفت!
و اما نكته آخر: اگرچه پيمان بسيار جدى و قاطع است و شم اقتصادى خوبى نيز دارد، اما شغل تجارت به هيچ وجه برايش مناسب نيست. اگر به دنبال جواب علامت سؤالى كه در ذهنتان نقش بسته مى گرديد، بايد بگوييم كه پيمان در پيگيرى خواسته و دنبال كردن اهدافش پشتكار لازم را ندارد. چون فكر مى كند در اينصورت مسبب مسائلى خواهد شد كه شايد قابل حل كردن نباشند. البته در اين مورد خاص ديگر كارى از دست شما بر نمى آيد. فقط سعى كنيد هر طور شده فكر تجارت را از ذهن پيمان پاك كنيد؛ كار ديگرى از دست شما بر نخواهد آمد!
در باره اعتماد به نفسى كه داريم ونداريم
مطمئن تر، ثابت قدم تر!
على خويى Kalilax @ yahoo. com
حتماً همه ما آن آدم هاى شاد و موفق را اينجا و آنجا ديده ايم. همان هايى كه فكر مى كنيم در زندگى شان هيچ مشكلى ندارند و چه بسا آرزو كرده باشيم جاى آنها بوديم. اما اگر مى توانستيم آنچه را كه در درون همين آدم هاى موفق و شاد مى گذرد ببينيم، حداقل يك حس مشترك در بين همه آنها پيدا مى كرديم و اين حس چيزى نيست جز عدم اعتماد به نفس. كم يا زياد، همه ما به نوعى با مشكل عدم اعتماد به نفس مواجه هستيم و بدون ترديد در شرايطى قرار گرفتيم كه نسبت به توانايى ها، امكانات، ظاهر و ديگر مسائل شخصى مربوط به خودمان دچار ترديد و حس كمبود شده باشيم و اين همان جايى است كه عدم اعتماد به نفس پا به ميدان گذاشته است؛ همان زمانى كه ما فكر مى كنيم به اندازه كافى براى انجام كارى خوب نيستيم و به قول معروف كم مى آوريم!
«اما واقعاً چه كسى كامل است و نقطه ضعفى ندارد؟ چه كسى فكر مى كند تمام توانايى ها و امكانات لازم را براى موفق شدن دارد؟» و جواب اين سؤالات چيست؟ مسلماً هيچ كس! عليرغم اينكه هر كس بايد به طور واقع بينانه نسبت به توانايى هاى خودش آگاهى داشته باشد، اما قدرت و توانايى ذهنى براى پذيرش واقعيت و اعتماد داشتن به اينكه با همين ميزان توانايى مى توان موفق شد تأثيرى شگفت انگيز دارد. اعتماد به نفس از درون سرچشمه مى گيرد، اما آنچنان در بيرون ظاهر مى شود كه عامل اصلى موفقيت، تأثيرگذارى و نفوذ بر ديگران است.
نشانه ها
اولين سؤالى كه ممكن است پرسيده شود اين است كه اصولاً اعتماد به نفس چيست؟ بطور ساده، اعتماد به نفس حس اطمينانى است نسبت به اينكه شخصيت و خصوصيات فردى شما براى موفقيتتان كفايت مى كند و بنابراين به قدر كافى رضايت بخش است. البته اعتماد به نفس با اعتماد به توانايى هاى عمومى كاملاً متفاوت است. يك مثال واضح و روشن در اين زمينه كامران ۲۹ ساله است كه در محيط كارى اش هيچ مشكلى ندارد. اما همواره ذهنش مشغول و درگير اين سؤال است كه آيا او شغل درستى را انتخاب كرده است؟ آيا رئيس او از نحوه كار كردن او رضايت دارد؟ و در اين ميان همواره ذهنش به دنبال نشانه هايى مى گردد كه به او ثابت كند شغل درستى را انتخاب نكرده و يا رئيس او با كار كردنش مشكلى دارد. و فكر مى كنيد نتيجه اين نوع طرز تفكر يا عدم اعتماد به نفس چيست؟ اين نشانه ها را پيدا مى كند و واقعاً دچار مشكل مى شود...!
مشكل اعتماد به نفس در هر شرايط رقابتى كه توانايى هاى فردى براى انجام كارى لازم است بروز مى كند و معمولاً ناشى از شكستى است كه قبلاً اتفاق افتاده و نهايتاً آنچنان تأثير فيزيكى يا روحى بدى بر جاى گذاشته كه مواجه شدن دوباره با عواقب آن مى تواند ناخوشايند و حتى ترسناك باشد. به علاوه داشتن يك تصوير ايده آل از موقعيت فردى در جايگاه خاصى كه داريم نيز مى تواند عامل محركى براى اعتماد به نفس ضعيف باشد. چون رسيدن به آن ايده آل تقريباً غيرممكن است.بنابراين تنها راه چاره اين است كه وقتى به ايده آل ها فكر مى كنيم، با اطمينان يك نفس عميق بكشيم كه: هيچ كس ايده آل نيست و نمى تواند باشد! به علاوه چند نكته ديگر هم وجود دارد كه مى تواند براى تقويت اعتماد به نفس مفيد باشد.
آنچه نمى بينيم
اين سؤال كه ارزش وجودى ما چقدر است، به همان اندازه كه مهم و حياتى است، گيج كننده و پيچيده نيز هست. چون هيچ معيار خاصى براى جواب دادن به آن در دست ما نيست. اما يك راه ساده تر وجود دارد. اگر كارهاى مثبتى را كه براى اطرافيان و كلاً براى جامعه انجام مى دهيم مرور كنيم، متوجه يك نكته واضح مى شويم. عده معدودى وجود دارند كه مى توانند دقيقاً همين كارها را انجام دهند و يا شايد فقط خود ما باشيم كه چنين توانايى داريم. اگر هر روز مدت زمان كمى را صرف فكر كردن به اين كارها و موفقيت ها كنيم متوجه خواهيم شد قدرت و توانايى هاى ما چندان هم كم نيست. اما آزاده ۲۳ ساله هميشه جنبه ديگر مسائل را مى بيند:«هيچكس هم مثل من تا بحال در زندگى دچار مشكل نبوده و كارهاى بى نتيجه و بى حاصل انجام نداده است!» آنچه آزاده نمى بيند فهرست كاملى از موفقيت ها و شكست هاست. در مقابل اين سؤال كه چه كسى را مى شناسى كه در زندگى شكست نخورده باشد، آزاده تنها سكوت مى كند و لبخندى از روى چهره اش مى گذرد. چون خود او هم مى داند كه همه در برهه اى از زندگى شان شكست مى خورند. اما اگر موفقيت ها را در كنار شكست ها ببينند، اعتراف خواهند كرد موفقيت هايشان بسيار بيشتر بوده است. كافى است چند دقيقه وقت صرف كنيد تا اين فهرست را در ذهن تان يا روى كاغذ بياوريد.
نقطه اى براى رسيدن
هدف، هدف، هدف... آن چيزى كه اين روزها كمتر كسى براى خودش تعيين مى كند. خيلى از كسانى كه دور و برمان مى بينيم يك زندگى لحظه اى و آنى براى خودشان ساخته اند. هرچه پيش آيد خوش آيد. فقط به انتظار زمان نشسته اند تا هرچه مى خواهد با زندگى آنها بكند. اما براى موفق شدن ما نياز به هدف داريم. بدون هدف موفقيت معنى خاصى ندارد. عليرضا روش خاص خودش را دارد. او اهداف كوچكى براى خودش تعيين مى كند و هر زمان كه در انجام آنها موفق شد، دستى به شانه خودش مى زند و براى خودش جايزه اى مى خرد. اين اهداف همگى اهداف كوچكى هستند، مانند به پايان رساندن يك پروژه، ياد گرفتن يك نكته يا كار جديد، انجام يك كار عقب افتاده و هزاران كار كوچك ديگر. او مى گويد: «وقتى براى خودم جايزه اى مى خرم، حس بسيار خوبى دارم. اين كار به من انرژى بيشترى مى دهد تا ادامه راه را طى كنم و به توانايى هاى خودم براى رسيدن به اهدافم مطمئن تر شوم.»
انرژى مثبت ديگران
به جز انرژى مثبتى كه موفقيت ها در وجود خود ما القا مى كنند،  در اطراف ما كسانى وجود دارند كه انرژى مثبت شان را به راحتى به ما منتقل مى كنند و ما مى توانيم از اين نكته كمال استفاده را بكنيم. وقتى دوستى از پيراهن جديدى كه خريده ايم يا از مدل جديد موى مان تعريف مى كند احساس بسيار خوبى داريم. انگار چيزى به درون ما اضافه شده است. پس يك راه ساده براى استفاده از اين انرژى مثبت اين است كه چنين رفتارى را در ديگران ايجاد كنيم. چگونه؟ به ظاهر خودتان برسيد. هميشه آراسته و مرتب باشيد. با انجام ورزش اندام تان را متناسب نگه داريد. در نوع حرف زدن، رفتار كردن و برخوردهايتان تجديد نظر كنيد، لباس هاى برازنده - نه لزوماً گران قيمت - بخريد و در انتها يادتان باشد، اين انرژى مثبت را به ديگران نيز منتقل كنيد. تعريف كردن از نكات مثبت و خوبى كه در ديگران مى بينيم نه تنها شرم آور نيست، بلكه يك عملكرد مثبت و ارزنده تلقى مى شود؛ البته به شرطى كه كار به تملق و چاپلوسى كشيده نشود!
به علاوه كسانى كه سعى مى كنند وقت خود را با افراد منفى و افسرده نهايتاً نه تنها انرژى اضافه اى به دست نمى آورند، بلكه همان انرژى خودشان را نيز از دست مى دهند. بنابراين سعى كنيد با كسانى رفت و آمد داشته باشيد كه نكات مثبتى در وجود آنها پيدا مى كنيد؛ كسانى كه نكات مشتركى داريد و كسانى كه به شما اهميت مى دهند. دوستان خوب در يك كلام مى توانند ويژگى هاى مثبت شما را برايتان نمايان كنند و بدين ترتيب اعتماد به نفس شما را تقويت كنند.
اما چند نكته پايانى ديگر نيز وجود دارد كه شايد نياز به توضيح اضافه نداشته باشد. همه ما اهميت داشتن ارتباطات اجتماعى را مى دانيم. بنابراين آغاز مكالمه با افرادى كه با آنها برخورد مى كنيم مى تواند نهايتاً حس خوبى در موفقيت در ايجاد ارتباط به ما بدهد. پس با هركسى شروع به صحبت كنيد تا ببينيد حس درونى شما چقدر بهتر مى شود. علاوه بر آن سعى كنيد به كارهايى بپردازيد كه در انجام آنها موفق هستيد و براى انجام كارهايى كه فكر مى كنيد ضعف داريد، به يادگيرى مهارت ها و توانايى هاى جديد بپردازيد. خواهيد ديد كه با هدف بهبود اعتماد به نفس، زندگى شما از چند جنبه دچار تغيير خواهد شد و تمام اين تغييرات اثر متقابل مثبتى بر يكديگر خواهند گذاشت؛ ترديد نكنيد!
بچه ها متشكريم!
200685.jpg
جشنواره سراسرى نشريات دانش آموزى به نام « مداد كمرنگ» هفته پيش روزهاى ۱۳ و ۱۴ بهمن برگزار شد. ما هم به شوق ديدن شما دراين نمايشگاه حضور پيدا كرديم، تا شما بيشتر ما را با آن مدادهاى كمرنگ ونصفه نصفه يمان ببينيد ودرعوض ما هم شما دوستانمان را با آن همه انتقاد سازنده و پيشنهادات خوب و جذابتان ديديم، بله! بله! خوب مى دانيم كه شما آذرى زبانان مهربان ازهمه بيشتر ايران جوان را مى خوانيد و بازهم اين نمايشگاه فرصتى شد تا بهتر متوجه شويم. در زنجان يكشنبه ها ايران جوان نمى رسد ودوستان قزوينى هم از ديررسيدن روزنامه گله مندند. ولى ازشما دوستان شمالى هم كه كمتر ايران جوان را مى شناسيد ما گله داريم . بهرحال سؤال اكثر شما اين بود كه چطور براى ما مطلب بفرستيد. دوستان جوان درستون حرف دل ايميلى داريم كه مى توانيد مطالب خود را براى ما ارسال كنيد.
البته نشانى پستى هم كه درروزنامه نوشته شده است فقط روى پاكت اسم«ايران جوان» فراموش نشود.
بلند شويد ومدادهاى كمرنگتان را برداريد و آنقدر بنويسيد تا مثل مدادهاى ما نصفه ، نصفه شوند.
«داووس» در دست هنرمندان
برو كنار، كار تو نيست
200721.jpg
هرسال رهبران جهان دركنفرانس سالانه داووس گردهم مى آيند تا درباره بحران هاى اقتصادى زمين حرف بزنند. اين همايش باشكوه، هرسال با همان حرف هاى تكرارى دنبال مى شود.
رهبران سياسى يكى پس ازديگرى ميكروفون را دردست مى گيرند و درباره لزوم مبارزه همه جانبه با ايدز، قاچاق انسان، سوراخ شدن لايه ازن، آب شدن برف هاى قطبى، افزايش نرخ تورم، طولانى تر شدن صف بيكارها و صدها بحران ديگر حرف مى زنند. حاضران داخل سالن هم درحالى كه خميازه هاى كشدار مى كشند، سعى مى كنند براى چندلحظه اى هم كه شده خودشان را جلوى دوربين ها كنترل كنند تا به مردم جهان نشان دهند آنها براى حل بحران جهان به سوئيس آمده اند. درخانه ها هم البته اوضاع به همين منوال است. ميليون ها نفر در سرتاسرجهان وقتى مى بينند باز يك سياستمدار ديگر تلويزيون را قرق كرده تا درباره اين چيزها شعار بدهد، غرولندى مى كنند و كانال را عوض مى كنند. با اين همه امسال، بسيارى از آدم ها كانال هايشان را روى اخبار داووس تنظيم كردند و بااشتياق به خبرهاى آن گوش سپردند. چه كسى باورش مى شد دركنفرانس سالانه داووس، به جاى سياستمدارهاى پير، بازيگران سينما نظير آنجلينا جولى و شارون استون ميكروفون را در دست بگيرند و درباره بحران هاى جهان حرف بزنند.
حضور بازيگران و خوانندگان ديگرى چون ريچارد گر (Gere)، U2، پيتر گابريل، ريچى و بونو، فضاى كنفرانس داووس را به كلى عوض كرد. ستاره ها درباره همان چيزهايى حرف زدند كه سال ها بود رهبران سياسى تكرارمى كردند، با اين همه به نظرمى رسد مردم جهان درهرجايى كه باشند حرف بازيگرها را بيشتر از سياستمدارها قبول دارند.
دراين همايش شارون استون با سخنرانى خود قرار است يك ميليون دلار پول جمع كند تا براى كودكان آفريقايى تختخواب بسازد و آنها را از مالاريا نجات دهد. آنجلينا جولى هم كه چهارسالى است در نقش سفير صلح و دوستى سازمان ملل به آسيا و آفريقا سفرمى كند، درباره بحران فقر درجهان هشدار داد و ازجهان خواست به كشورهاى چاد و سودان و سيرالئون كمك كند. او هم چنين اعلام كرد يك سوم حقوق خود را به مستحقان مى بخشد.
آنجلينا جولى كه هنوز بسيارى از مردم جهان او را با بازى در فيلم Tomb Raider مى شناسند، درباره مسؤوليت سنگين ستاره هاى سينما و موسيقى درحل بحران هاى جهان هم حرف زد. او گفت: بازيگرانى هستند كه از نام تجارى »كوكاكولا» هم در جهان مشهورتراند و كوچكترين حرف آنها، به گوش مردمان كشورهاى مختلف مى رسد و در پنهان ترين لايه هاى اجتماعى نفوذ مى كند.
او درباره بازيگر بودن خودش گفت: «صرف اينكه من يك بازيگر مشهور هستم، باعث نمى شود شبها بتوانم راحت بخوابم. من وقتى احساس مى كنم زندگى ام ارزش دارد كه بتوانم براى ديگران كارى بكنم.»
وقتى خبرنگارها از جولى پرسيدند آيا نمى خواهد ميان بازيگر بودن و سفير صلح بودن يكى را انتخاب كند، اوكمى مردد ماند . اعتراف كرد از وقتى سفير صلح شده تمايلش را بر بازيگر بودن از دست داده اما حاضر نيست اين شغل را رها كند : »با بازى كردن مى توان پول درآورد و پيش چشم مردم بود . تنها به اين طريق است كه مى توانم هزينه برنامه ها و سفرهايم را درآورم و توجه بيشترى را به حرفهايم جلب كنم. »
كنفرانس داووس از اين نظر، رويداد سياسى جالبى است . تصور كنيد كه خواننده u2 در كنار بيل گيتس و تونى بلر نشسته باشد و به آنها بگويد: «نسل ما به چيزى غير از جنگ و تروريسم و اينترنت احتياج دارد.» شكى نيست اين جمله تا مدت زيادى از ذهن هيچ كس پاك نمى شود. همايش داووس ۳۰ ژانويه تمام شد . حرف تمامى سياستمدارها در صفحه اول روزنامه ها چاپ شد و به فراموشى پيوست . با اين همه كافى است سرى به اينترنت بزنيد و ببينيد حرف هاى  ساده ستارگان هنوز دهان به دهان مى چرخند و موضوع اصلى بسيارى از وبلاگ ها هستند . قضيه حتى از اين هم فراتر مى رود . آدم هايى كه پيش از اين حتى اسمى هم از همايش سالانه داووس نشنيده بودند، حالا هرجا كه مى روند درباره اهميت اين گردهمايى حرف مى زنند و مباحثى كه در آن به ميان آمده را براى ديگران تكرار مى كنند . يكى از وبلاگ ها تيتر جالبى براى نوشته اش انتخاب كرده بود:
«آيا كارى از دست آنجلينا جولى بر مى آيد؟»
يخچال فرنگى
زير نظر: انوشيروان پناهنده و داريوش منزوى
يك لطيفه دلخورانه
جناب آقاى «معين مصالح» هفتاد و پنج سال را شيرين داشت ولى ماشاءالله قبراق و سرحال و سرزنده بود به طورى كه از ظاهرش هم چندان حس نمى شد. يك روز كه بچه ها و نوه هايش دورش را گرفته بودند، كمى حوصله اش سر رفت و سر را بين دو دست گرفت و ساكت گوشه اى نشست.
يكى از پسرها كه معقول پا به سن گذاشته بود آمد جلو و من باب استمالت پرسيد:
-  بابا جان، دلخورين از اينكه پدربزرگ شدين؟
جناب معين مصالح سر بلند كرد و گفت:
-  نه پسر، دلخورم از اينكه شوهر يك مادر بزرگ شده ام.
يك لطيفه جنتلمنانه
در تعريف جنتلمن واقعى بسيار گفته اند و هنوز هم حقيقت وجود جنتلمن بر جامعه شناسان نامعلوم است.
راستى جنتلمن كيست؟ چه مشخصاتى بايد داشته باشد؟
بعضى ها مى گويند:
-  جنتلمن كسى است كه در تنهايى هم قند را با گيره بردارد.
يا:
-  جنتلمن كسى است كه موز و نارنگى را هم با كارد پوست بكند.
و بعضى ها مى گويند:
-   جنتلمن كسى است كه از خودش كمتر و بيشتر از طرف مقابل حرف بزند.
اما به عقيده ما؛
-  جنتلمن كسى است كه:
اولاً- بتواند اندازه حسين رضازاده را بدون آنكه دست ها را ۱۸۰ سانتى متر باز كند، براى ديگران تشريح نمايد.
دوماً - بتواند هميشه يك لطيفه را براى اولين بار بشنود!
يك لطيفه تاجرانه
يكى از تجار بزرگ بازار تهران كه جرأت نداريم اسمش را بگوييم چون ممكن است فردا قيمت هاى بورس تهران تكان بخورد، روز چهارده  بهمن تولد پسرش بود. او به پسرش گفت:
-  پسرم، تو ديگر بزرگ شدى و من نبايد به تو اساب بازى و اين جور چيزهاى كودكانه هديد بدم، بلكه از حالا وقتشه كه تو رو با زندگى و تجارت و ريسك و اين جور چيزها آشنا كنم... براى همين يه بيمه عمر كلان بيست ساله به اسم خودت تنظيم كردم كه حكم يه جور سرمايه گذارى پر منفعت در بانك رو داره... اميدوارم خوشت بيايد.
پسرك ناگهان زد زير گريه و پدر، با اضطراب پرسيد:
-  چته پسر؟ چرا گريه مى كنى، چه اتفاقى افتاد؟
پسرك گفت:
-  براى اينكه نمى خوام مثل انبار تجارتخونه تون آتيشم بزنين.
200709.jpg
يك لطيفه اسكارانه

اين لطيفه به مناسبت اعلام اسامى نامزدهاى اسكار نقل مى شود و اشاره دارد به فضاى عجيب و غريب حاكم بر زندگى ستارگان هاليوود و نشان مى دهد كه چقدر مسأله اخلاقيات در اين عرصه ضعيف است و چقدر بايد شيوه هاى اخلاقى به كار گرفته شود تا اين وضعيت درست شود و ظاهراً هم حالا حالاها درست نمى شود و خود هاليوودى ها هم سرو صدايشان در آمده است كه وامصيبتا چه كار كنيم و از اين جور حرف ها.
همه اين حرفها را زديم تا بگوييم چند روز پيش در يك مهمانى ميسيز دروتى و ميسيز اليزابت دو هنرپيشه هاليوودى به هم برخوردند. ميسيز دوروتى گفت:
-  عزيزم، بيا بريم شوهر جديدم رو بهت معرفى كنم.
ميسيزاليزابت جواب داد:
خيلى متشكر عزيزم، الآن خودم يكى دارم.
يك لطيفه مگسانه
يك خانم معلم، عصبانى، بر آشفته و با پرخاش به بچه ها گفت:
-  وقتى معلم توى كلاسه و درس مى ده، نفس از كسى نبايد در بياد. حرف زدن به كلى قدغنه، نطق نمى كشيد... همچى بايد ساكت باشه كه صداى بال زدن مگس شنيده بشه.
سكوت بر كلاس حكمفرما شد و بعد از چند دقيقه يكى از بچه ها گفت:
  خانم اجازه... اگر مگس تو كلاس نباشه، مى شه يه خورده حرف بزنيم؟
يك لطيفه شكلاتانه
اين بچه ها هم گاهى حرفهايى مى زنند كه آدم مات و حيران مى ماند. از جمله چند روز پيش عمه فرشته، به برادر زاده كوچكش رامتين كه آمده بود خانه شان مهمانى گفت:
-  بچه خوب نبايد آنقدر بهانه بگيره و هى بگه آب نبات مى خوام، شوكولات مى خوانم، شيرينى مى خوام... تو ببين... آدم بزرگا هيچ وقت شده بگن شوكولات مى خوام، آب نبات مى خوام؟
رامتين بى تأمل و جواب در آستين گفت:
-  واسه اينكه آدم بزرگا خودشون ميرن ور مى دارن.
يك نكته حكيمانه
-  اگر گفتيد چه وقتى آدم احساس پيرى مى كند؟
-  وقتى كه قيمت شمع هاى تولدش از قيمت كيك گرانتر شود.
يك لطيفه خالى بندانه
خالى بندى جناب آقاى كوچكى زبانزد خاص و عام بود. فكر مى كنيم قبلاً هم درباره اين ويژگى ايشان و به ويژه علاقه شان به شكار، لطيفه هايى نوشته باشيم. اخيراً ايشان يك دوربين شكارى اعلاء خريده و هر جا مى نشيند و پا مى شود به طرزى اعجاب انگيز شروع مى كند به غلو كردن و خالى بستن درباره ويژگى هاى اين دوربين كه:
-  اونقدر قدرت بزرگ كردنش زياده كه آدم از فاصله ششصد مترى مى تونه صداى نفس نفس زدن آهو رو بشنفه.
yakhchalfarangi@yahoo.com


|   شناسنامه   |   آرشيو   |