زير نظر: انوشيروان پناهنده و داريوش منزوى
يك لطيفه دلخورانه
جناب آقاى «معين مصالح» هفتاد و پنج سال را شيرين داشت ولى ماشاءالله قبراق و سرحال و سرزنده بود به طورى كه از ظاهرش هم چندان حس نمى شد. يك روز كه بچه ها و نوه هايش دورش را گرفته بودند، كمى حوصله اش سر رفت و سر را بين دو دست گرفت و ساكت گوشه اى نشست.
يكى از پسرها كه معقول پا به سن گذاشته بود آمد جلو و من باب استمالت پرسيد:
- بابا جان، دلخورين از اينكه پدربزرگ شدين؟
جناب معين مصالح سر بلند كرد و گفت:
- نه پسر، دلخورم از اينكه شوهر يك مادر بزرگ شده ام.
يك لطيفه جنتلمنانه
در تعريف جنتلمن واقعى بسيار گفته اند و هنوز هم حقيقت وجود جنتلمن بر جامعه شناسان نامعلوم است.
راستى جنتلمن كيست؟ چه مشخصاتى بايد داشته باشد؟
بعضى ها مى گويند:
- جنتلمن كسى است كه در تنهايى هم قند را با گيره بردارد.
يا:
- جنتلمن كسى است كه موز و نارنگى را هم با كارد پوست بكند.
و بعضى ها مى گويند:
- جنتلمن كسى است كه از خودش كمتر و بيشتر از طرف مقابل حرف بزند.
اما به عقيده ما؛
- جنتلمن كسى است كه:
اولاً- بتواند اندازه حسين رضازاده را بدون آنكه دست ها را ۱۸۰ سانتى متر باز كند، براى ديگران تشريح نمايد.
دوماً - بتواند هميشه يك لطيفه را براى اولين بار بشنود!
يك لطيفه تاجرانه
يكى از تجار بزرگ بازار تهران كه جرأت نداريم اسمش را بگوييم چون ممكن است فردا قيمت هاى بورس تهران تكان بخورد، روز چهارده بهمن تولد پسرش بود. او به پسرش گفت:
- پسرم، تو ديگر بزرگ شدى و من نبايد به تو اساب بازى و اين جور چيزهاى كودكانه هديد بدم، بلكه از حالا وقتشه كه تو رو با زندگى و تجارت و ريسك و اين جور چيزها آشنا كنم... براى همين يه بيمه عمر كلان بيست ساله به اسم خودت تنظيم كردم كه حكم يه جور سرمايه گذارى پر منفعت در بانك رو داره... اميدوارم خوشت بيايد.
پسرك ناگهان زد زير گريه و پدر، با اضطراب پرسيد:
- چته پسر؟ چرا گريه مى كنى، چه اتفاقى افتاد؟
پسرك گفت:
- براى اينكه نمى خوام مثل انبار تجارتخونه تون آتيشم بزنين.
يك لطيفه اسكارانه
اين لطيفه به مناسبت اعلام اسامى نامزدهاى اسكار نقل مى شود و اشاره دارد به فضاى عجيب و غريب حاكم بر زندگى ستارگان هاليوود و نشان مى دهد كه چقدر مسأله اخلاقيات در اين عرصه ضعيف است و چقدر بايد شيوه هاى اخلاقى به كار گرفته شود تا اين وضعيت درست شود و ظاهراً هم حالا حالاها درست نمى شود و خود هاليوودى ها هم سرو صدايشان در آمده است كه وامصيبتا چه كار كنيم و از اين جور حرف ها.
همه اين حرفها را زديم تا بگوييم چند روز پيش در يك مهمانى ميسيز دروتى و ميسيز اليزابت دو هنرپيشه هاليوودى به هم برخوردند. ميسيز دوروتى گفت:
- عزيزم، بيا بريم شوهر جديدم رو بهت معرفى كنم.
ميسيزاليزابت جواب داد:
خيلى متشكر عزيزم، الآن خودم يكى دارم.
يك لطيفه مگسانه
يك خانم معلم، عصبانى، بر آشفته و با پرخاش به بچه ها گفت:
- وقتى معلم توى كلاسه و درس مى ده، نفس از كسى نبايد در بياد. حرف زدن به كلى قدغنه، نطق نمى كشيد... همچى بايد ساكت باشه كه صداى بال زدن مگس شنيده بشه.
سكوت بر كلاس حكمفرما شد و بعد از چند دقيقه يكى از بچه ها گفت:
خانم اجازه... اگر مگس تو كلاس نباشه، مى شه يه خورده حرف بزنيم؟
يك لطيفه شكلاتانه
اين بچه ها هم گاهى حرفهايى مى زنند كه آدم مات و حيران مى ماند. از جمله چند روز پيش عمه فرشته، به برادر زاده كوچكش رامتين كه آمده بود خانه شان مهمانى گفت:
- بچه خوب نبايد آنقدر بهانه بگيره و هى بگه آب نبات مى خوام، شوكولات مى خوانم، شيرينى مى خوام... تو ببين... آدم بزرگا هيچ وقت شده بگن شوكولات مى خوام، آب نبات مى خوام؟
رامتين بى تأمل و جواب در آستين گفت:
- واسه اينكه آدم بزرگا خودشون ميرن ور مى دارن.
يك نكته حكيمانه
- اگر گفتيد چه وقتى آدم احساس پيرى مى كند؟
- وقتى كه قيمت شمع هاى تولدش از قيمت كيك گرانتر شود.
يك لطيفه خالى بندانه
خالى بندى جناب آقاى كوچكى زبانزد خاص و عام بود. فكر مى كنيم قبلاً هم درباره اين ويژگى ايشان و به ويژه علاقه شان به شكار، لطيفه هايى نوشته باشيم. اخيراً ايشان يك دوربين شكارى اعلاء خريده و هر جا مى نشيند و پا مى شود به طرزى اعجاب انگيز شروع مى كند به غلو كردن و خالى بستن درباره ويژگى هاى اين دوربين كه:
- اونقدر قدرت بزرگ كردنش زياده كه آدم از فاصله ششصد مترى مى تونه صداى نفس نفس زدن آهو رو بشنفه.
yakhchalfarangi@yahoo.com