يكشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۳ - ۲۶ ذيحجه ۱۴۲۵
Sun, Feb 6, 2005
فرهنگ و انديشه
۳۰۵۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
گفتنى هاى انديشه
بزرگان انديشه (۶۰)
كتاب انديشه
گفتنى هاى انديشه
دو ديدگاه
پيرامون دموكراسى اسلامى
200676.jpg
اتفاق شايان توجه اينكه يكى از اسلام شناسان مهم آمريكايى كتابى منتشر كرده كه در آن تلاش مى كند با ديدگاههاى دولت جورج بوش و حاميان دانشگاهى او جدل كند و نشان دهد كه اسلام نه تنها مانعى بر سر راه دموكراسى در كشور هاى خاورميانه نيست بلكه از ابزارهاى رسيدن به آن است. نام اين اسلام شناس «ريچارد بوليت» (Richard W. Bulliet) است كه در دانشگاه كلمبيا تدريس مى كند.
در آمريكا، هم ميان اسلام شناسان دانشگاهى و هم ميان سياستمداران، دو ديدگاه در باره نقش اسلام در سياست وجود دارد. ديدگاه غالب آن است كه ميان اسلام و دموكراسى نمى توان سازش برقرار كرد.
عبارت «جدال تمدن ها» كه ساخته استاد سالخورده و پرنفوذ دانشگاه پرينستون، آقاى برنارد لوييس، است و بعدها توسط همكارش ساموئل هانتينگتون در كتاب پر فروشى به همين نام شهرت يافت، اشاره به همين باور دارد كه مى گويد: تمدن مدرن و متجدد غرب بر پايه جدايى دين از دولت بنا شده، حال آنكه در تمدن هاى اسلامى نقش شريعت و نقش علما و فقيهان فراتر از امور اخلاقى رفته و مداخله در ساختارهاى اجتماعى و سياسى را هم شامل مى شده، و اين ويژگى خاص اسلام از بدو تولد آن بوده است. اين نظريه پردازان چندين دهه است كه تبليغ مى كنند براى استقرار تجدد در خاورميانه، مدلى كه بايد پياده شود، مدل كمال آتاتورك در تركيه و رضا شاه در ايران است.
اما ديدگاه دوم معتقدند كه آن مدل آتاتوركى تجدد آمرانه و از بالا، چه به وسيله نيروهاى خارجى پياده شود چه توسط شاهان متجدد، يا به وسيله نظاميان ملى گرا نظير جمال عبدالناصر يا حافظ اسد يا صدام، همواره به آزادى كشى وظلم انجاميده، و نيز به حيف و ميل منابع ملى. ريچارد بوليت در كتابش مى نويسد وقتى نهادهاى دينى به زور از ميان برداشته شوند، دين، ايدئولوژيك و زيرزمينى و راديكال مى شود و اسلام سياسى تروريستى را مى زايد.
ريچارد بوليت معتقد است: اگر مردم مسلمان امكان آن را داشته باشند كه رأى شان را آزادانه به صندوق بريزند و مطمئن باشند كه اين رأى در سرنوشت آنها مؤثر است، هر گز به سازمانهاى تروريستى رأى نخواهند داد.
«دموكراسى اسلامى» نظامى خواهد بود كه توسط روحانيان ميانه رو، نظير آيت الله سيستانى در عراق و توسط روشنفكران مسلمان نظير كديور و سروش در ايران براى مردم توضيح داده خواهد شد.
بزرگان انديشه (۶۰)
زندگى درعيش، مردن در خوشى
نيل پستمن
200724.jpg
حميد رضا فرزاد
نيل پستمن (۲۰۰۳ ۱۹۳۱) نظريه پرداز اجتماعى و استاد علوم و فنون ارتباطات در دانشگاه نيويورك يكى از منتقدان و صاحبنظران پرآوازه در عرصه رسانه و تكنولوژى، داراى ۲۰ عنوان كتاب و ۲۰۰ مقاله است. در يكى از كتابهاى معروف خود به نام نابودى كودكى (۱۹۸۲) اين نظر را مطرح مى كندكه تلويزيون با از ميان برداشتن مرز بين آگاهى كودكان و بزرگسالان از يك سو خصلت كودكانه كودكان را كاهش مى دهد و از سوى ديگر از بلوغ فكرى و فرهنگى بزرگسالان مى كاهد. به گمان او تلويزيون دنياى كودكان وبزرگسالان را به هم مى پيوندد و اطلاعات و تصاويرى در اختيار كودكان قرار مى دهد كه روزگارى تنها در اختيار بزرگسالان بود. او در كتاب معروف زندگى در عيش و مردن در خوشى (۱۹۸۶) كه به بيش از ده زبان ترجمه شده است به بررسى وتحليل ونقادى گسترده تلويزيون در بستر فناورى جديد مى پردازد. برخى از كتابهاى ديگر پستمن عبارتند از :ساختن پلى به قرن هجدهم و تكنوپولى، تسليم فرهنگ به تكنولوژى (۱۹۹۲) كه درآن به نقد اساسى تكنولوژى مى پردازد. پستمن در مقام يك محقق تواناى آمريكايى جوايز معتبر بسيارى دريافت كرده است از جمله جايزه Christian Lindback به خاطر كيفيت عالى در تدريس و آموزش و نيز جايزه جورج اورول در سال ۱۹۸۷ به دليل بيان و قلم شفاف و روشن.
پستمن در آثار متعدد خود به تاريخ و تأثير انواع تكنولوژى از جمله تلگراف، صنعت چاپ ، تلويزيون ، كامپيوتر و اينترنت بر زندگى و ذهن بشر مى پردازد و انديشه پيشرفت و ترقى مثبت را در مورد تاريخ تكنولوژى به خصوص درعرصه ارتباطات جمعى مورد سؤال قرار مى دهد. زمينه استدلال او اين است كه هر وسيله ارتباط جمعى ازنوعى بازتاب برخوردار است. هر وسيله و ابزارى، صرف نظر از چارچوب محدود و كاربرد اوليه آن، اين قدرت را دارد كه از محدوده نخستين جدا شود و سيطره خود را در چارچوبى نوين و غيرقابل پيش بينى گسترش دهد. اين نقش تا آنجا پيش مى رودكه نه تنها در برداشت و استنباط ما از مفاهيمى مانند نيكى و پارسايى و زيبايى اثر مى گذارد بلكه حتى بالهاى تأثير خود را بر نوع و چگونگى برداشت و بيان ما از هستى و حقيقت مى گستراند. يكى از مثالهاى پستمن در اين باره اختراع تلگراف است. مورس پس از اختراع تلگراف گفته بود: «تمامى سرزمين ها و ايالت هاى اين قاره به يك سرزمين همجوار واحد مبدل خواهند شد». اما اختراع مورس راهى را پيمود كه او هيچ گاه پيش بينى نكرده بود: توليد و انتقال سيل عظيمى از اطلاعات كه هرچند در بسيارى موارد كم بها، كم اعتبار و بى اهميت بود در مجموع نسبت و توازن ميان خبر و عمل را بر هم مى زد. پيش از اختراع تلگراف و پس از آن ساير رسانه ها از جمله تلويزيون رابطه منطقى و متعادلى ميان خبر و عمل وجود داشت اما با اختراع اين ابزار اين رابطه به شدت دگرگون شد. انسانها در گذشته به دنبال اطلاعاتى بودند كه روشنى بخش ساختار و چارچوب واقعى زندگى آنان بود حال آنكه امروزه بايد براى اطلاعاتى كه به سوى آنها سرازير است چارچوب واقعى پيدا كنند. پستمن حتى اختراع به ظاهر كوچك ساعت را داراى پيامدهاى عميق پيش بينى نشده مى داند او در اين باره چنين مى گويد:«در سده هاى ۱۲ و ۱۳ ميلادى راهبان كاتوليك بند يكتى كه ساعت مكانيكى را اختراع كردند قصد داشتند با چنين اختراعى زمان منظم عبادات و مراسم مذهبى را مشخص كنند، در حقيقت هم همين كار را كردند. اما آنچه در اين خصوص پيش بينى نشده بود اين بود كه ساعت صرفاً تعيين كننده زمان نيست بلكه وسيله اى است كه اعمال انسان را به گونه اى كنترل و زمانبندى مى كند.»
بدين ترتيب در اواسط قرن ۱۴ ميلادى ساعت به بيرون از ديوار صومعه ها راه پيدا كرد و نظم و ترتيب دقيقى در زندگى كارگران و بازرگانان به وجود آورد. ساعت مكانيكى مفهوم توليد قاعده مند، زمان كار قاعده مند وتوليد استاندارد را امكان پذير ساخت. بدون ساعت، سرمايه دارى پديد نمى آمد اما شگفتى بزرگ در همينجاست: ساعت كه آن را مردانى اختراع كردندكه قصد داشتند زندگى خود را وقف خدمت خدا كنند به صورت تكنولوژى اى با بزرگترين بهره براى كسانى درآمد كه زندگى خود را يكسره وقف كسب ثروت و ماديات كرده بودند. تكنولوژى همواره نتايج پيش بينى نشده اى داشته است.
اما مقصود پستمن از تكنولوژى چيست؟ او مى گويد كه تكنولوژى نه صرف ماشين آلات و تجهيزات ماشينى بلكه نظام اعتقادات تشكيل دهنده يك دنياى فكرى تكنولوژيك است . اين نظام اعتقادى شامل عقايدى از اين قبيل است: هدف اوليه و اصلى فكر انسان كارايى است؛ محاسبه گرى تكنيكى از هر لحاظ بدتر از داورى انسان است، آنچه را نمى توان اندازه گيرى كرد وجود ندارد و كار و امور شهروندان را به بهترين نحو مى توان توسط متخصصان تكنيكى هدايت كرد. پستمن تصريح مى كندكه سيطره تكنولوژى وتفكر وابسته به آن خود به يك كيش جديد بدل شده است كه مى كوشد همه چيز را تحت سلطه و انقياد خود درآورد.او تكنولوژى را به صراحت نوعى ايدئولوژى مى خواند و مى گويد: «الهيات شايع حاصل از تكنولوژى جديد مستلزم آن است كه همه هوش و خرد و توان خود را متمركز بر اين پرسش كنيم كه تكنولوژى چه كارهايى برايمان انجام مى دهد اما تقريباً هيچ پرسشى در اين باره نمى كنيم كه چه چيزهايى را به زوال و انحطاط مى كشاند و نابود مى كند». پستمن منكر فايده هاى تفكر تكنولوژيك نيست. او مى پذيرد كه دستاوردهاى تكنولوژى فوايد چشمگيرى براى بسيارى از مردم داشته است و تصريح مى كند: «اما تا زمانى كه اين فوايد با گرايش نسنجيده به كسب قدرت و سيطره خداگونه برطبيعت، اين پندار كه ابداعات تكنولوژيك مترادف با پيشرفت و ترقى انسان است، و تفكر تكنولوژيك بهترين راه حل براى عميق ترين مسائل انسان است توأم باشد خود را غرق خيالبافى هاى كودكانه و اميدهاى واهى كرده ايم و در پى يك بت ضعيف و ناتوان رفته ايم». به عقيده پستمن خوش بينى ما نسبت به تكنولوژى مى تواند به شكلى از بت پرستى بدل شود و اعتقادمان به خوب بودن ذاتى آن مى تواند به طور مطلق نادرست باشد. بهترين نوع نگاه به تكنولوژى اين است كه بدانيم تكنولوژى بخشى ازطرح و مشيت خدا نيست بلكه محصول خلاقيت و نخوت انسان است و استعداد خير و شر آن بستگى تمام به آگاهى ما نسبت به عملكرد تكنولوژى و تأثيرى دارد كه بر ما مى نهد.
پستمن براى دگرگونى هاى حاصل از تكنولوژى پنج مؤلفه بر مى شمارد . نخست اينكه ما همواره براى تكنولوژى بهايى مى پردازيم . هرچه تكنولوژى عظيم تر باشد بهاى آن بيشتر است. دوم اينكه در نسبت با تكنولوژى هميشه برخى برنده وبرخى بازنده اند و برنده ها سعى دارند بازنده ها را متقاعد كنند كه واقعاً برنده هستند. سوم اينكه درهر تكنولوژى بزرگ يك پيش داورى وتعصب اجتماعى سياسى يا معرفت شناسانه وجود دارد. گاه اين پيش داورى و گرايش نهفته براى ما بسيار سودمند است اما گاه نيز چنين نيست. براى مثال صنعت چاپ سنت شفاهى را نابود كرد، تلگراف فضا را از بين برد، تلويزيون كلام را خوار و خفيف كرد و كامپيوتر شايد زندگى اجتماعى را تضعيف كند.
چهارم اينكه تغيير و دگرگونى حاصل از تكنولوژى يك تغيير افزودنى نيست بلكه تغييرى بوم شناختى است به اين معنى كه هر چيزى را تغيير مى دهد و بنابراين مهمتر از آن است كه يكسره در دستان بيل گيتس رها شود و پنجم اينكه تكنولوژى متمايل به آن است كه به امرى اسطوره اى بدل شود يعنى به صورت بخشى از نظم و نظام طبيعى اشيا درآيد، از اين رو مستعد آن است كه بيش از اندازه لازم زندگى ما را تحت كنترل خود درآورد.
كتاب انديشه
دولت وتحول جهانى
اقتصاد سياسى گذار درخاورميانه
200679.jpg
علاوه بركتاب «جهانى شدن ، قدرت ودموكراسى » كه به تازگى ازسوى انتشارات كوير روانه بازار شده ، كتابى ديگر با موضوع جهانى شدن وتأثير آن از همين انتشارات چاپ ومنتشر شده است. عنوان اين كتاب « دولت وتحول جهانى» است با عنوان فرعى: « اقتصاد سياسى گذار درخاورميانه» و جالب اينكه ، اين كتاب نيز همچون كتاب پيش گفته ،  حاصل مباحث يك كنفرانس است: كنفرانسى باعنوان : نقش متغير دولت درمنطقه خاورميانه وشمال آفريقا، به سال ۱۹۹۸ ازسوى مدرسه مطالعات شرق وآفريقاى (SOAS ) درنگاه لندن.
نتيجه مباحث كنفرانس درسه فصل اين كتاب ارائه شده است وهر سه فصل ما را به بازانديشى موضوعات اصلى مرتبط با اقتصاد سياسى گذار درخاورميانه و شمال آفريقا دعوت مى كند . اين بازانديشى حول سه محور عمده صورت گرفته است؛  استراتژى اصلاحات، فرايند و پيامد اصلاحات وماهيت دولت دريك فضاى متحول شده جهانى. ارائه كنندگان مقالات اين كنفرانس، رويكرد چند رشته اى داشته اند وهمگى آنها ازكارشناسان بانك جهانى واستادان دانشگاه درمنطقه، بريتانيا وآمريكا هستند. آنها موضوع مورد بررسى خود را درسه سطح بين المللى،  منطقه اى وملى تحليل كرده اند. كارگردآورى وتأليف اين معادلات را دو استاد ومحقق ايرانى انجام داده اند: حسن حكيميان و زيبا مشاور ومترجم اين كتاب عباس حاتمى زاده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |