دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۳ - ۲۷ ذيحجه ۱۴۲۵
Mon, Feb 7, 2005
گزارش
۳۰۵۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
آرشيو
ذائقه انتخابات با حضور گروههاى مؤثر اجتماعى شيرين خواهد شد
مشاركت مؤثر
در ضيافت خرداد
200811.jpg
عليرضا قصرى
غروب هجدهم خردادماه سال هشتاد وچهار ستاد انتخاباتى هر نامزدى كه ۵۰درصد آراى شركت كنندگان در انتخابات را كسب كرده باشد به كانون يك جشن سياسى بزرگ تبديل خواهد شد ؛ پايكوبى بر سر پيروزى درنهمين انتخابات رياست جمهورى .اين را قانون مى گويد ، قانونى كه براساس آن ، هركس ۵۰ درصد از آراى انتخاباتى را از آن خود كند، رئيس جمهورى ايران مى شود. بنابراين به لحاظ حقوقى و قانونى ، پيروز انتخاباتى ، چه ۳۰ رأى كسب كرده باشد و چه ۳۰ ميليون رأى ، با كسب اكثريت آرا، رئيس جمهور خواهد بود. اما سؤالى كه مطرح مى شود اين است كه حتى در صورت قابل قبول بودن ميزان مشاركت در انتخابات ، مشروعيت سياسى يك نظام حاكميتى با چه ميزان و چه نوع مشاركتى حاصل مى شود؟
به گفته جواد اطاعت مشاور وزير كشور به طور كلى دو نوع مشاركت در انتخابات وجود دارد. نخست مشاركت توده گرا و دوم مشاركت فعال.
در مشاركت توده اى كه از يك جامعه توده گرا ناشى مى شود، نوع مشاركت ، منفعلانه است و گرچه ممكن است ميزان مشاركت بالا باشد اما از نظر كيفى ، ارزش چندانى ندارد. در مشاركت فعال كه از جامعه مدنى سرچشمه مى گيرد ، عنصر رقابت و تكثر سياسى حائز اهميت فراوان است . در چنين مشاركتى ممكن است به لحاظ كمى ،ميزان مشاركت بالا نباشد اما به لحاظ كيفى ، مهم است.
مشاركت در نظامهاى سياسى توسعه يافته نظير فرانسه، انگليس و آمريكا از نوع مشاركت فعالانه است اما دركشورهاى توسعه نيافته حتى در صورتى كه مشاركت سياسى وجود داشته باشد، معمولاً فاقد عنصر رقابت و تكثرسياسى و صرفاً از منظر كمى حائز اهميت است . مقايسه تطبيقى كشورهاى اروپاى شرقى با اروپاى غربى و يا كشورهايى نظير مصر، سوريه و عراق (در زمان حكومت صدام ) با كشورهاى توسعه يافته اين مسأله را روشن مى كند.
ولى آيا هرنوع «مشاركت كمى» فاقد ارزش است ؟ پاسخ اين است كه چنانچه مشاركت فعالانه به لحاظ كميت و ميزان مشاركت نيز بالا باشد ، بسيار مناسب است و در صورتى كه عنصر رقابت و تكثر سياسى نيز در چنين انتخاباتى محفوظ باشد، بهترين شرايط براى مشاركت فعالانه رقم خورده است.
كاظم جلالى مخبر كميسيون امنيت ملى و سياست خارجى ضمن تفكيك مشاركت توده گرا از مشاركت فعالانه مى گويد: «اگرچه مشاركت توده اى به نوعى موردنياز است و همه تلاش مى كنند كه به نوعى شاهد يك اكثريت عددى در انتخابات باشند، اما ترديدى وجود ندارد كه مشاركت گروههاى مؤثر اجتماعى و قشرهاى فرهيخته جامعه در انتخابات ، معنايى متفاوت به مشاركت عمومى مى بخشد» .
اما اهميت مشاركت فعالانه و مؤثر در چيست؟
پاسخ اگرچه مختصر است اما به روشنى اهميت موضوع را روشن مى سازد. گروههاى مؤثر اجتماعى حتى اگر تعدادشان اندك باشد، نگاهشان به فرايندهاى سياسى ، واقع بينانه تر و علمى تر است لذا در صورتى كه به پشتيبانى از يك چهره يا گروه سياسى مى پردازند، حمايتگرانى قابل اعتماد محسوب مى شوند و مشاركت و آراى انتخاباتى آنها مبتنى بر نوعى بينش است. دقيقاً همين خصلتها در مشاركت توده گرا وجود ندارد. درمشاركت توده گرا نوع انتخابها نه براساس بينش بلكه عمدتاً تحت تأثير عواملى نظير تبليغات صورت مى گيرد. براين اساس از ريشه فكرى و نگاهى عميق برخوردار نيست. چنين حمايت سياسى و مشاركتى به همان سهولت كه فراهم مى آيد، از دست رفتنى است و لذا مشاركت توده گرا را مى توان مشاركتى شكننده و غيرقابل اتكا دانست. براين اساس هرنظامى كه قادر به جلب مشاركتهاى فعالانه باشد از پشتوانه مردمى قابل اتكا بهره مند خواهد بود.
گروههاى مؤثر اجتماعى و فرهيختگان به همان ميزان كه حضورشان در انتخابات در فعالانه شدن مشاركت عمومى مؤثر است ، نسبت به اين حضور و مشاركت ، سختگير و محتاط اند. در واقع شهروندان صاحب بينش ، ترجيح مى دهند به سادگى كسى را تأييد يا تكذيب نكنند.
اما تحقق مشاركت فعالانه در انتخابات آتى رياست جمهورى در گرو عوامل و شرايط سياسى ، اجتماعى متعددى است. به گفته جواد اطاعت ، بى طرفى كامل حاكميت و برگزار كنندگان انتخابات، رعايت عنصر عدالت، ايجاد فضاى واقعى رقابت انتخاباتى ، رفع نگرانى مردم از اعمال سلايق فردى و گروهى ، پرهيز از اعمال فشار بر برخى نامزدها براى خالى كردن عرصه رقابت به نفع يك نامزد خاص ، پرهيز از رد صلاحيتهاى غيرقابل توجيه و مداخله برخى نهادها و ارگانها به نفع جريانى خاص ، از جمله عواملى است كه گروههاى مؤثر اجتماعى را ترغيب به مشاركت درانتخابات مى كند.
ديگر شرط اساسى براى تحقق مشاركت مؤثر در انتخابات، بالابردن تنوع گزينه هاى انتخاب شونده براى جلب طيف هاى وسيع ترى از انتخاب كنندگان است.
يك شهروند در صورتى درانتخابات شركت خواهدكرد كه بتواند گزينه موردنظر خود و يا گزينه اى نزديك به سليقه خود را انتخاب كند.
بنابراين مشاركت يا عدم مشاركت هريك از شهروندان در انتخابات، منوط به حضور نامزدهاى انتخاباتى همسو با سليقه هاى آنان است.
براين اساس اگر نظام حاكميتى كشور واقعاً به دنبال مشاركت تمام لايه هاى اجتماعى و به ويژه طبقه فرهيخته جامعه است بايد امكان حضور نامزدهاى موردعلاقه اين بخش از جامعه را درانتخابات فراهم كند.
كاظم جلالى مخبر كميسيون امنيت ملى و سياست خارجى مجلس مى گويد: كثرت انتخاب شوندگان يكى از مهمترين عوامل افزايش ميزان مشاركت فعال درانتخابات است چرا كه وقتى مردم احساس كنند درميان انتخاب شوندگان، چهره هايى با انواع گرايشها و نگرشها وجوددارد و درواقع «اصل تنوع» رعايت شده است، «تنوع انتخاب كنندگان» نيز بالامى رود و آن بخش از لايه هاى اجتماعى كه حضور و مشاركت شان درانتخابات، كيفيت انتخابات را بالا مى برد نيز ترغيب به مشاركت مى شوند.
اين نماينده مجلس تأكيد مى كند منظور از كثرت انتخاب شوندگان، كثرت عددى نيست بلكه كثرت سليقه اى و فكرى است.
به اين معنا كه ممكن است در يك انتخابات، نامزدهاى انتخاباتى متعددى به رقابت با يكديگر بپردازند و درواقع به لحاظ كميت، عدد آنها بالا باشد. ولى همگى و يا اغلب آنها از يك جنس باشند.
دراين صورت، زمانى كه رأى دهنده به عنوان يك خريدار سياسى در پشت ويترين نامزدهاى انتخاباتى قرارمى گيرد گزينه موردنظر خود را نمى يابد و از انتخابات رويگردان مى شود.
جواد اطاعت مشاور وزيركشور نيز، شرط تحقق مشاركت فعالانه و مؤثر را حضور احزاب، گروهها، جمعيتها و گرايشهاى سياسى و فكرى متنوع درعرصه رقابتهاى انتخاباتى مى داند.
او مى گويد: درصورتى كه طيف هاى فكرى و سياسى متنوع بتوانند نماينده و نامزد خاص خود را وارد بازى انتخابات كنند درآن صورت مى توان اميدوار بود كه در يك فرايند رقابت واقعى و نه صورى، طيف هاى مختلف اجتماعى نيز براى حمايت از نمايندگان سليقه سياسى و فكرى شان وارد گود انتخابات شوند.
به گفته اطاعت، تأثيرگذارى رأى مردم عامل مهم ديگرى است كه درترغيب قشرهاى فرهيخته جامعه براى حضور درانتخابات مؤثر است.
اين اظهارنظر مشاور وزير كشور مى تواند ناظر به شرايط پس از برگزارى انتخابات نيز باشد، چه آنكه انتخابات آزاد صرفاً با رعايت يكسرى اصول برگزارى انتخابات سالم، محقق نخواهدشد، به اين معنا كه حتى درصورت نامزدشدن نمايندگان نامى گرايش هاى فكرى و سياسى كشور و درصورت ردصلاحيت نشدن آنها و اجراى صحيح فرايند رأى گيرى و شمارش آرا، بازهم نتيجه انتخابات الزاماً نشانگر برآيند واقعى نظرات تمام لايه هاى اجتماعى نيست.
درواقع برگزارى انتخابات آزاد، صرفاً دريك بستر و فضاى سياسى سالم، معنا پيدامى كند. كما اينكه تجربه ساليان اخير اين واقعيت را به اثبات رساند كه حتى پس از برگزارى يك انتخابات سالم و به قدرت رسيدن نماينده يا نمايندگان واقعى مردم، درصورتى كه شرايط اعمال اراده مردمى وجودنداشته باشد منتخبين مردم فاقد كارايى خواهندبود.
وجود چنين ذهنيتى انگيزه مشاركت در انتخابات را درطيف قابل ملاحظه اى از مردم ازبين مى برد. مخصوصاً بخشهايى از جامعه كه از شعورسياسى بالاترى برخوردارند، مشاركت در انتخاباتى كه عملاً تأثيرى در سرنوشت سياسى آنان ندارد را فاقد توجيه عقلانى مى دانند.
براين اساس اصلى ترين عاملى كه مى تواند به ترغيب عمومى براى مشاركت درانتخابات منجر شود سالم سازى فضاى سياسى كشور و مؤثر ساختن نقش منتخبين مردم در سرنوشت كشور است.
به عبارت واضح تر، اگر نظام خواستار مشاركت اقشار فهيم جامعه در انتخابات است بايد اعتمادسازى كند.
كاظم جلالى درمورد پيامدهاى تداوم نگاه منفى بخشى از جامعه ايران به فرايند انتخابات هشدارمى دهد. او مى گويد: در يكى دو انتخابات اخير با پديده اى به نام «سكوت معنادار» بخشى از جامعه مواجه شده ايم. اين سكوت به معناى بى تفاوتى نيست بلكه معنايى خاص دارد و عدم مشاركت بخشى از جامعه در انتخابات مى تواند در سرنوشت كشور تأثيرگذار باشد.
مخبر كميسيون امنيت ملى و سياست خارجى مجلس تأكيدمى كند بايد براى فعال كردن اين جمعيت ساكت درجامعه، تلاش كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |