|
نگاهى به جايگاه و گرايشهاى عمده فيلم كوتاه درسينماى ايران
خواب آشفته سنجاقكها
|
|
|
پيمان شوقى از سالهاى آغازين جشنواره فيلم فجر كه بخشى از آن به نمايش آثار ۸ و ۱۶ ميليمترى فيلمسازان آماتور اختصاص يافته بود، تا سالهاى اخير كه فيلم كوتاه پس از سالها فترت بار ديگر خود را به اين جشنواره تحميل كرد، راه درازى طى شده است. اگر در آن سالها قالب هشت يا شانزده ميليمترى نشان دهنده حضور يك تيم آماتور در پشت دوربين بود و كوتاه يا بلندى اثر، در پله بعدى ارزشيابى مخاطب منظور مى شد، امروز فيلم كوتاه هويتى حرفه اى يافته است. تا آن حد كه جشنواره اى مثل فجر كه همگام با اهداف و سياستهاى حمايتگرانه دولتى برگزار مى شود، براى حضورش شرط ارائه در قطع سى و پنج ميليمترى را طلب مى كند و اين بيش از هر چيز نشان دهنده ورود فيلم كوتاه به عرصه اى تازه در فرهنگ ملى كشور است كه خود نويدبخش آتيه اى خوش و قابل اتكا براى حيطه هنر اين مرز و بوم به شمار مى رود. از طرف ديگر تقريباً در تمام دوره هاى جشنواره فجر شاهد حضور فيلمهاى بلند از فيلمسازانى هستيم كه مدارج ترقى را از فيلم كوتاه آغاز كرده اند و اطلاعات آكادميك را پشتوانه تجارب عملى در اين عرصه ساخته اند و صد البته توفيق آثار اين طيف از خانواده سينماى ايران در مجامع هنرى و جشنواره هاى سينمايى خارج از كشور را هم نبايد از ياد برد كه تأييدى ضمنى بر موفقيت جريان هاى حمايتگر از توليدات اين خانواده تلقى مى شوند و البته جنبه هاى ناپيداى ديگرى را نيز كه در ادامه اشاره اى به آنها خواهيم داشت، يدك مى كشند. توجه همه جانبه به سينماى جوان و جوانان عاشق سينما در گوشه و كنار اين كشور ميراثى است كه از سالهاى قبل از انقلاب و در رقابت وزارت فرهنگ و هنر با راديو و تلويزيون ملى (كه سينماى آزاد را زير چتر حمايتى خود گرفته بود) به جا مانده است. پس از انقلاب نيز مديران انقلابى، با ارزيابى اوضاع سينماى كشور در سالهاى پر تب و تاب اوايل دهه شصت با توجه به اين شيوع سينما به عنوان يكى از اركان جدى برنامه كلان بازسازى همه جانبه سينماى ايران، بر آن صحه گذاشتند. در واقع تربيت فيلمسازان و تكنسين هاى جوان در حريم باورهاى سياسى جديد و جايگزين تدريجى آنها با دست اندركاران سينماى تجارى قبل از انقلاب يكى از رؤياهايى بود كه معماران سينماى جديد ايران در پى تحقق يافتن آن بودند. گسترش و تجهيز همه جانبه «سينماى جوان» در دهه شصت گامى در راه تحقق اين رؤيا بود. بزودى جريان هاى ديگر فيلم كوتاه با برخورد به حريم هاى ادارى دچار توقف و ركود شدند و حتى افتتاح مركز گسترش سينماى مستند و نيمه حرفه اى به عنوان كانونى براى حمايت از فيلمسازان ديگر و يا دانش آموختگان سينماى جوان دردى را دوا نكرد و سياستهاى مقطعى اين سازمان هم مثل اغلب بخشهاى مديريتى بيشتر متمايل به توليد فيلمى بلند با عوامل حرفه اى بودند. بنابراين جريان رو به رشد فيلم كوتاه كه در حيطه ادارى سينماى جوان تهران و مراكز استان متمركز بود، در مسير ركودى افتاد كه بيشتر ناشى از سرخوردگى روحى اعضا به نظر مى رسيد تا مسائل ديگر. اين سرخوردگى از آنجا ناشى مى شد كه جايگاه تعريف شده اى براى«فيلم كوتاه» به عنوان يك واحد فرهنگى مستقل وجود نداشت و اين باور كه ادامه مسير جز در پيوستن به خانواده توليد كنندگان فيلمهاى بلند و حرفه اى ميسر نيست، بر اذهان چيره بود. بنابراين طيف عمده اى از سينماگران جوان يا تغيير مسير دادند و يا جذب دانشكده هاى سينما و تلويزيون شدند كه اغلب به استخدام آنان در مراكز صدا و سيماى شهرستانها و يا ادارات تابعه ارشاد انجاميد. اما آن گروه از اين دانش آموختگان كه با قيد احتياط مى شود آنها را نسل اول سينماى جوان بعد از انقلاب خطاب كرد و با سخت جانى پا به دهه هفتاد گذاشتند، با اعلام وجود در مجامع فرهنگى و جشنواره هاى خارجى اهميت وجودى و هويت فيلم كوتاه را به مقامات گوشزد كردند و سپس به تدريج و با پشت سر گذاشتن مديريت هاى مقطعى فراوان، به دوره اى پا گذاشتند كه مبناى سياستگذارى هاى اصلى ترين نهاد متولى فيلم كوتاه، بر تعريف هويت مستقل اين شاخه سينمايى گذاشته شده بود. مديريت جديد در نيمه دوم دهه هفتاد چاره حل بحران هاى مادى و روحى حاكم بر اين عرصه را در استقلال تدريجى فيلمسازان فيلم كوتاه از حمايتهاى دولتى و توليد انبوه به اميد كشف استعدادهاى جديد ديد.بنابراين در نگاه عام به اين مقوله در كنار اذعان به موقعيت حاصل از سياستهاى جديد در تبيين وجوه نظرى، لزوم بررسى آسيب شناسانه كل جريان نيز به شدت احساس مى شود، بويژه كه در گير و دار خط كشى هاى مرسوم ميان انواع مختلف سينما از جمله تجربى، مستند (انواع آن)، داستانى، تركيبى و غيره تلاش هاى فيلمسازان جوانى كه هويت حرفه اى آنان در قالبى كلى با عنوان «فيلم كوتاه» تعريف مى شود، حاكى از تمايل آنان به سمت و سوهاى ديگرى جز اهتمام به خلق و توليد هنرى است و بيشتر شكل چندگانگى براى حفظ و بقا دارد.در موقعيتى كه در تمام دنيا، عمدتاً شكل تجربى فيلم كوتاه مورد نظر است و فيلمسازان صاحبنام بسيارى خارج از دايره توليد و توزيع آثارشان در اين حيطه دست به خلاقيت مى زنند، بخش عمده فيلمهاى كوتاه ايرانى در دهه اخير محل تمرين ابتدايى ترين اصول فيلمسازى و يا دنباله روى از جريان سينماى متفاوت و جشنواره اى بلند به نيت كسب افتخارات مادى و معنوى به شمار مى آيند. طرفه آنكه آثار موفق اين سينما به هيچ كدام از اين دو طيف تعلق ندارند.كميت عددى و آمار بالاى توليد فيلمسازان جوان سينماى كوتاه امروز اندك اندك نگرانى هايى فراتر از مسائل نظرى برانگيخته و كم كم وارد وادى مراتب شغلى مى شود، چنانكه كانون هاى صنفى سينما نسبت به وفور متقاضيان بعضى شاخه هاى سينمايى واكنش نشان داده و در عين حال كل جريان اين سينما با تلقى هاى تنگ نظرانه تحقير مى شود و برخى برانگيخته شدن موج آن را به وفور و ارزانى امكانات فيلمسازى ديجيتال نسبت مى دهند. درحاليكه اين مباحث بيشتر خلط مبحث به نظر مى آيند، بايد ايراد اصلى را در جايى جست كه ماهيت فيلمسازى به عنوان يك فعاليت خلاقانه هنرى كه پس زمينه فرهنگى و فنى مناسبى مى طلبد، فراموش شده و در خوشبينانه ترين شرايط به آن به چشم نوعى شغل نگاه مى شود. شغلى كه در هياهوى منفعت طلبى هاى اجتماع امروز ما، هر فعاليتى براى ارتقا مجاز به نظر مى رسد و ظاهراً صرف ادعا و امكانات مادى براى رفتن به سمت آن كفايت مى كند.با اين حال حركت جديدى كه از يك طرف به شكل بين المللى كردن رويدادهاى رقابتى فيلم كوتاه و از طرف ديگر وجود انتظارات بالاترى در عرضه حرفه اى آثار (از جمله قطع سى و پنج ميليمترى) صورت پذيرفته، به نوعى در حكم اعلام دور تازه اى در حيات فيلم كوتاه ايران است. دوره اى كه در آن معناى موفقيت يك فيلمساز جوان تنها در حضور صرف او در بخشهاى گوناگون جشنواره هاى متعدد داخلى نيست و ارائه سنجيده حرفى درخور تعمق در كنار رقباى قدر خارجى آن هم نه در هر شكل و شمايلى، بلكه از جايگاهى مدعى و قابل دفاع، نشانگر كاميابى است.سينماى كوتاه ايران كارنامه اى قابل توجه و درخور عنايت دارد كه شايد مهم ترين نقطه ضعف امروز آن فقدان جايگاه عرضه و مخاطب داخلى باشد وگرنه چه از حيث تعداد، چه به واسطه كسب جوايز داخلى و خارجى، چه بابت فروش و نمايش تلويزيونى در سيستم پخش جهانى و در نهايت چه از نظر تعداد عوامل حرفه اى كه به سينماى بلند كشور اضافه كرده است، حرفهاى زيادى براى گفتن دارد. حالا ديگر مى توان ادعا كرد اين «جوان» توانمندى هاى زيادى در عرصه هاى مختلف دارد و تنها حمايتى كه مى طلبد، واگذارى ميدانى براى جولان و جلب توجه و پيشرفت است، زيرا حداقل، آثارى كه در دوره هاى اخير جشنواره بين المللى فيلم فجر عرضه شده اند، مؤيد اين ادعا هستند. مشتاقانه رو به آينده داريم تا ببينيم اين سينماى بالفعل، خلاق و پويا چه افقهايى پيش رو خواهد داشت.
|