شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۳ - ۲ محرم ۱۴۲۶
Sat, Feb 12, 2005
گفت و گو
۳۰۵۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
آرشيو
اكنون جنسيت، سن، نژاد وطبقه اجتماعى به ما هويت نمى دهد
رواج سبكهاى زندگى در جامعه مصرفى
گفت وگو با على اصغر سعيدى، جامعه شناس
201162.jpg
يوسف ناصرى
انسان موجودى است كه ارضاى بخشى از نيازهايش را در گرو مصرف مواد و كالاهاى موجود در طبيعت و يا ساخته ذهن بشرى مى داند. اما اين سؤالات هم قابل طرح اند كه آيا مصرف مواد و كالاها مى تواند عامل محرك جوامع توسعه يافته به حساب آيد؟ آيا نسبتى بين توسعه اين كشورها و ميزان مصرف آنها مى توان برقرار ساخت؟ همچنين چه نسبتى ميان جامعه ما با «جامعه مصرفى» وجود دارد؟ اين سؤالات را در گفت وگو با دكتر على اصغر سعيدى جامعه شناس و استاد دانشگاه تهران مطرح كرده ايم.
دكتر سعيدى مدتى بعد از اخذ مدارك كارشناسى و كارشناسى ارشد در رشته جامعه شناسى از دانشگاه تهران، تحصيلات خود را در رشته جامعه شناسى اقتصادى تا سطح دكترا در دانشگاه لندن ادامه داد. گفت وگو با او در پى مى آيد.
از چه زمانى بحث جامعه مصرفى به طور برجسته مطرح شد و چه واژگانى را مترادف با اين نوع جامعه مى توان به كار گرفت كه شناخت دقيق ترى نسبت به آن كسب كنيم؟
با سقوط ديوار برلين و بويژه از اوايل دهه۱۹۹۰ بينش بازار باز به عنوان يك جامعه خوب مطرح شد و به نوعى مورد پذيرش قرار گرفت. بحث مصرف يك مقوله كلى است و ويژگى هاى مختلف اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى دارد. اما من سعى مى كنم از بعد جامعه شناختى به آن بپردازم و ويژگى هاى آن را بيان نمايم. در پاسخ به بخش دوم سؤال مى توانم بگويم كه در جامعه مدرنيته متأخر مى توان واژگان مختلفى را به جاى همديگر به كار برد. از اين جهت است كه مى توان به جاى جامعه مدرن، واژگان «جامعه ريسكى»، يا «جامعه پساكميابى» و يا«جامعه مصرفى» و حتى »جامعه فراغتى را به كار گرفت و اين دليل دارد كه چرا ما مى توانيم اين كار را انجام دهيم. چون همه اينها وجه هاى مختلف يك موضوع واحد را تبيين مى كنند.
چه تفاوت عمده اى بين مصرف در «جامعه مصرفى» مورد بحث با مصرف در دوره هاى گذشته وجود دارد؟
به نظر من، پديده جهانى شدن از اوايل دهه۱۹۹۰ به بعد به يك گفتمان فراگير و ملموس تبديل شد. البته در ابتدا در بحث جهانى شدن، دو گفتمان مطرح بود: يكى رويكرد افراطى بود كه ادعا داشت همه چيز جهانى شده و دنيا ديگر مرزى ندارد. آنها بيشتر از زاويه اقتصادى به اين پديده مى نگريستند. در مقابل، كسانى بودند كه مدعى بودند در اوايل قرن نوزدهم، جهانى شدن به شكل پيشرفته ترى وجود داشته و مثلاً تجارت، آزاد بوده است، تعرفه گمركى وجود نداشته، عبور و مرور به ساير كشورها آزاد بوده و گذرنامه هم رواج نداشت.
در نهايت، در نيمه دوم دهه۱۹۹۰ گفتمان جديد جهانى شدن شكل گرفته بود و بحثهاى شك گرايان و افراطيون جلب توجه نمى كرد. علاوه بر اين گفتمان ضدجهانى شدن هم به وجود آمده بود و ما الآن با پيامدهاى جهانى شدن مانند ناعدالتى و نابرابرى مواجه شده ايم.
يكى از پيامدهاى جهانى شدن، همين يكپارچگى حوزه هاى زندگى است و اين پكپارچگى حوزه هاى زندگى تقريباً براى همه جوامع به صورت يكسان رخ مى دهد.
الآن، همان اثراتى كه مصرف كالاى تلفن همراه در جامعه انگلستان برجا مى گذارد، در جامعه ايران نيز قابل تشخيص است و تغيير مصرف بلافاصله تغيير رفتار را به وجود مى آورد. در جامعه مصرفى، سبكهاى زندگى رواج مى يابد. يعنى ارزشها، رفتارها و طرز تلقى هاى جديد مطرح مى شود و افراد به جاى مقولات قديمى همچون طبقه اجتماعى، جنسيت، سن و نژادشان كه به آنها هويت مى داد، به سبك زندگى خاص خود روى مى آورند و از اين طريق، هويت مى گيرند. به همين خاطر، مى بينيم كه افراد به انواع و اقسام خياطى، طراحى هاى باغبانى و سبك خاص مصرف روى مى آورند و ما مى توانيم با توجه كردن به نوع طراحى هاى دلخواه افراد، آنها را بشناسيم. در وضعيت كنونى، افرادى با مصرف كالاهاى دلخواه خود، به شكلى به بيان ويژگى ها و افكار خود مى پردازند. ما الآن مى توانيم از نحوه لباس پوشيدن جوانان، نوع عقايد و افكار آنها را تشخيص دهيم.
تقريباً چنين حالتى در همه جوامع به چشم مى خورد. اگرچه ما به سازمان تجارت جهانى (wTo) نپيوسته ايم و اقتصاد ما جهانى نشده ولى به لحاظ رشد علم و تكنولوژى و ارتباطات، امكان انتقال ايده ها، ارزشها و طرز تلقى هاى جوامع ديگر فراهم شده و به لحاظ فرهنگى تا حدود زيادى جهانى شده ايم. از اين رو مى بينيد كه دنبال كردن مد در ايران به شدت رايج شده است.
شما روى بعد جهانى شده وضعيت به وجود آمده تأكيد داريد؟
بله؛ به همين دليل وقتى ما مى توانيم به جاى كلمه «جامعه مصرفى» از «جامعه پساكميابى» استفاده كنيم به اين معنا نيست كه در جامعه كميابى وجود ندارد. در جامعه پساكميابى، نمايش و انباشت كالاهاى مختلف از طريق فروشگاههاى بزرگ و آگهى هاى تجارتى يك وجه جديد پيدا كرده. در تابلوهاى بزرگى كه در بزرگراهها نصب شده، تبليغ يخچال سايدباى سايد يا انواع جديد تلفن همراه به چشم مى خورد ولى اين وسايل در دسترس شما نيست و به وضوح مى بينيد كه نابرابرى وجود دارد.
چه وجه تمايزى بين توليد در جامعه مصرفى با گذشته به چشم مى خورد؟
در مدرنيته اوليه مثلاً در دهه۱۹۶۰ يك انقلاب در سبك زندگى افراد به وجود آمد و ما شاهد رشد مصرف ماشين لباسشويى و ساير كالاهاى خانگى بوديم. اما در مدرنيته متأخر به طور اجتناب ناپذيرى بايد حق انتخاب مصرف كننده را در نظر بگيريد وگرنه كالاى توليدى شما در بازار مقبوليت پيدا نمى كند. در دوره جديد با امتزاج ارتباطات و رايانه و وقوع انقلاب اطلاعاتى يا انقلاب اينترنتى ما با «انسان بازانديش» رو به رو شده ايم و نقش افراد در ساختن شرايط زندگى افزايش يافته است. با دريافت اطلاعات جديد، به سرعت عمل فرد هم تحت تأثير قرار مى گيرد و همين عمل، ريسك هاى جديد را به وجود مى آورد كه اين ريسك ها، به گونه اى هم فرصت است و هم تهديد. در گذشته، نوه فرويد براساس آموزه هاى فرويد معتقد بود كه با ارضاى ضمير ناخودآگاه فرد، حس استقلال را به او منتقل كنيم و اتفاقاً يكى از شاگردان فرويد هم اعتقاد داشت كه ما بايد در مصرف كالاها، ابراز يا بيان فرد را در نظر بگيريم و فرد با مصرف كالا، خودش را بيان كند.
اما در نظر بگيريد، مگر در دهه۱۹۶۰ صنعت خودرو نمى توانست مانند الآن مدلهاى بسيار متنوعى ارائه كند و يا امكان توليد تلفن با رنگهاى مختلف وجود نداشت؟ در اينجا به اين نتيجه مى رسيم كه توليد كننده امروزى با جامعه باز انديش رو به رواست و بايد حق انتخاب افراد باز انديش را در نظر بگيريد.
به ويژگى هاى ديگر جامعه مصرفى هم اشاره كنيد.
يكى از مهمترين ويژگى هاى جامعه مصرفى، انباشت و فراوانى است. فراوانى لباسها و غذاها و نمايش آنها، انباشت را فراتر از آنچه كه هست نشان مى دهد. ويژگى دوم، رشد و غلبه آگهى در تمام لحظه هاى زندگى امروزى است و اين نوع آگهى ها به دنبال تبديل كردن مصرف طبقاتى به مصرف توده اى و هدف ديگر آن به وجود آوردن مصرف كننده هاى پايدار است. آگهى هاى امروزى به فرد مصرف كننده به عنوان مصرف كننده صرف نگاه نمى كنند. بلكه انسان به عنوان موجودى اجتماعى تلقى مى شود و هدف اين است كه او را به موجودى اجتماعى تر تبديل كند. در گذشته گفته مى شد اگر مسواك بزنيد، دندانهاى شما سالم مى ماند ولى امروزه مى گويند با مسواك زدن، بيشتر مى توانيد با ديگران ارتباط اجتماعى برقرار كنيد.
ويژگى ديگر جامعه مصرفى، از بين رفتن قبح بدهكارى است. امروزه كسى كه كارت اعتبارى بيشترى دارد و وامهاى بيشترى دريافت كند، اعتبار بيشترى كسب مى كند.
ويژگى بعدى، اهميت دادن به جنسيت و امور جنسى است كه به اشتباه از آن به عنوان امور زنانه نام برده مى شود. الآن مجلاتى چاپ مى شود كه صرفاً به امور زنانه مى پردازند.
ويژگى ديگرى كه براى جامعه مصرفى مى توان بيان كرد رشد آشكار مصرف ورزش به عنوان نوعى صرف اوقات فراغت، همراه با انواع حوادث ورزشى و پيامدهاى آن، ظهور حمايت كنندگان تجارى از فعاليت هاى ورزشى است و جوانان مهمترين گروه شركت كننده در اين نوع فعاليت ها هستند. در همين بحث اوقات فراغت مى توان به توسعه گردشگرى اشاره نمود كه نشانه بازتابى شدن جامعه است، فرد بازتابى هم كسى است كه كنش هايش ، شرايط زندگى اش را مى سازد .
ويژگى بعدى، گسترش علاقه مردم به ايجاد كلكسيون هاى جمعى و فردى عكس ، نوار، موسيقى و امثال آن است كه اين علاقه در قياس با گذشته به شدت افزايش يافته است .
ويژگى ديگر جامعه مصرفى، رشد فروشگاه هاى بزرگ است . البته ما ، در ايران فروشگاه بزرگ نداريم ولى محله هاى خريد يا پاساژهايى داريم كه مخصوصاً جوانان از آنجا بازديد مى كنند و ناتوانان از خريد هم مى توانند به كالاها نگاه كنند و خريد ويترينى كنند .
جامعه مصرفى ويژگى هاى آسيبى هم دارد . به عنوان مثال مى توان به رشد اختلاس اشاره كرد . هر چقدر سطح تكنولوژى در جامعه بالا برود، ميزان اين نوع جرائم نيز افزايش پيدا مى كند و اتفاقاً در جامعه ما هم تصور اشتباهى است كه ما اگر فرض كنيم با ايجاد كارت هاى هوشمند به جاى كوپنهاى كاغذى مى توانيم از مصرف بى رويه بنزين جلوگيرى كنيم. در جامعه مصرفى، با بيمارى هاى مصرفى خاصى هم روبرو مى شويم. از اعتياد به الكل تا بيمارى هاى اختلال دستگاه گوارشى چون انركيسا و بوليميا . از يك طرف ، جامعه، فرد را به مصرف بيشتر تشويق مى كند و از سوى ديگر رژيم هاى غذايى را ارائه مى دهد و در اينجا است كه انسان دچار تناقض مى شود . مخصوصاً دختران جوان درصدد برمى آيند كه باقرصها يا روشهاى مختلف خود را لاغر سازند . چون اين تصوير در جامعه مصرفى توليد شده كه چاقى امر مثبتى نيست . اين موضوع به آگاهى انسان نسبت به بدن خود كه بدن آگاهى ناميده شده برمى گردد و كسب اين نوع آگاهى ، انسان مدرن را از انسان سنتى متمايز مى كند ولى در نقطه مقابل ، در همان جوامع ، جمله «من مى انديشم، پس هستم» كانت را به صورت « من مى خورم، پس هستم» در آورده اند و اينگونه است كه پديده متناقضى فراروى انسان قرار مى گيرد.
در ميان ويژگى هاى ياد شده مقوله حق انتخاب يا به عبارت ديگر دموكراتيزه شدن حوزه هاى زندگى بنيادى ترين موضوع در اين زمينه به حساب مى آيد .
در جامعه ما مصرف بيشتر ، برابر با حيف و ميل كردن و اسراف ارزيابى مى شود و آن هم امرى نكوهيده است . آيا شما تفاوتى بين اين دو حوزه مى بينيد؟
جهان بينى و اعتقادات ما به ما مى گويد كه ما در حد نياز خود بايد مصرف كنيم. اما ما بايد شرايط جديد اجتماعى و اقتصادى كشور را هم در نظر بگيريم. مثلاً در زمان جنگ عراق عليه ايران، امكان مصرف بيش از حد براى افراد فراهم نبود . لذا دولت هم تصميم گرفت تقسيم برخى اقلام مصرفى را كوپنى كند و از اين طريق همه افراد بتوانند به حداقل خواربار لازم دست يابند . در حالى كه در شرايط جديد هم اين نوع سهميه بندى را ادامه مى دهيم ولى در مجموع هم اينك امكان مصرف بيشتر فراهم شده. در كشورهاى توسعه يافته نيز در شرايط مناسب ، مصرف بيشتر توانسته به پيشرفت آنها كمك كند . در حال حاضر،  اگر در جامعه ما مصرف صورت نگيرد ، كارخانه ها به تعطيلى كشيده مى شوند و گفتن عبارت مصرف نكنيد ، شايد عملى منطقى نباشد .
شما موافق اين عقيده هستيد كه مصرف بيشتر در جوامع توسعه يافته به عنوان عامل محرك آنها عمل نموده است ؟
اگر تاريخ غرب را نگاه كنيد مى بينيد كه آن كشورها دوره هاى مختلفى را پشت سر گذاشته اند و دوره رياضت اقتصادى را هم تجربه كرده و برنامه هايى براى بهبود وضع فقراى خود تهيه و تنظيم مى نمودند . با گذشت مدت زمانى ، آن كشورها با مازاد توليد روبرو شدند و به طور طبيعى وارد جامعه مصرفى شدند ولى ورود ما به اين نوع جامعه به شكل غيرطبيعى است و ما دچار رفاه زدگى يا مصرف زدگى شده ايم. مصرف زياد در كشورى كه توليد كننده نيست ، مضر و آسيب رسان است . حتى در جوامع غربى هم مثل ما از خودرو استفاده نمى كنند.
ما تقريباً در دوره اوليه نوع مصرفى قرار داريم كه در غرب تجربه شده است .
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |