شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۳ - ۲ محرم ۱۴۲۶
Sat, Feb 12, 2005
ويژه ۱
۳۰۵۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
آرشيو
ميهمان زنان
گفت وگو با حرير شريعت زاده نوازنده جوان پيانو
اهميت آراى زنان
در سطوح تصميم گيرى
بدون مشاركت فعال سياسى
• ويژه نامه « ايران زنان » اين هفته
رادرصفحات ويژه بخوانيد.
ميهمان زنان
الاعلان بالتوبيخ لمن ينكر فضل النساء و دورهُن فى التاريخ
سخنى بامنكر
دكتر صادق آئينه وند
از زمانى كه از شام به وطن باز آمدم تا بساط درس در مدرس الزهرا (س) و سپس مدرس در اندازم و گوشه اى گيرم و به تحقيق در علوم اسلامى با طالب علمان محشور شوم، به خاطرم خطور كرد تا چون غزالى طوسى كه بر سر تربت خليل (ع) سه عهد كرده بود كه ، نه به سلام پادشاهان برود و نه مال اوقاف ستاند و نه مجادله كند، از مجادله باز ايستم و به مذاكره پردازم. اما تركتازى مدعيان كه هر بام و شام بر وفق مرام از بام كوتاه بالامى روند و هرآنچه خواهند كنند و هر آنچه پندارند بر زبان آرند ، خواب از چشم ربوده و هر گوشه غنوده اى را به حيرت آورده است . در اين انديشه بودم كه چه مى بايد كردن و چه مى بايد گفتن، حق و مقام زنان در خطر و دانايان در اين ميدان نه خطر مى كنند و نه منكران را بر حذر مى دارند!
خلاصه ، «ان البغاث بارضنا يستنسر»
در اين عمر از پنجاه در گذشته كه پنجه اجل را بر گلو حس مى كنم تا اين زمان ، زبان پاره اى از اهل زمانه را اين گونه عليه جماعت مغزز نسوان به زيان نديده ام.
دانا بانويى از فرهيختگان كه در دو وادى علم و سياست با كياست گام نهاده ، شاعره اى به نام از دكاتره كريمات، عن طريق هاتف فرمود كه در جريده اى ، صفحه اى گشوده و آن را به نام محترم زنان نخاص گردانده است و امر فرمودند كه چيزى بنويسيم و سخنى بگويم كه عصر عافيت جويى به سر آمده است.
پشگان ادعاى فيل كنند
جويبارى به اسم نيل كنند
فرصت از دست رفت برپاخيز
قلمى زن كه قال و قيل كنند
امرش مطاع بود و احترامش روا، وعده كردم كه بنويسم و بهانه اى كنم تا در ستون آن جريده ميهمان شوم.
قضا را روزى در مجلس اتفاق لقاء با جماعتى دست داد و باب بحث در حول نسوان و شأن بانوان كثرالله امثالهن گشوده شد. اين بنده خدا به دأب ديرين خود از حضور تاريخى و نقش انسانى زنان سخن گفت و كلامش را مستند كرد تا اذهان مستعد دريابند و ديگران در نمانند. ناگهان يكى از آن جماعت به مذمت جماعت نسوان و بل راقم كه اين رقم سخنان بر رغم او مى گفت، سخن گشود و برآشفت به لونى كه عنان اختيار از كف نهاده و به پندار من اراده را وانهاده بود، اشتلم كنان كف بر لب آورده بود و بر هوا مشت مى كوبيد كه چه مى گوييد از اين جماعت و چرا بر مى كشيدشان و به چه حق مى ستاييد شان! كه نه مستحق بر كشيدن و نه درخور ستودن اند.
خلق را به فساد مى كشند و فتنه مردان اند و قاتل پاكان، رأيشان را قوتى نيست و بر ترك هوس خويش قدرتى ندارند. شيفتگان مال و جمال و قدرت اند و برخواند:
مجو زنهار از اين دنياى پرفن
وفا از اسب و از شمشير و از زن
و داستان ارينب و نقش او در قتل امام حسين (ع) و داستان شيخ صنعان را مثال آورد و بى محابا تاخت.
در اين ميان من كه در حركات او چشم دوخته بودم، از سكنات حاضران غافل نمانده و سكوت را بيش از اين جايز ندانسته ، از او خواستم كه لختى فرصت دهد و توسن سركش را رام و با صرف يك چاى و أكل فواكه دمى آرام گيرد، تا بنگريم كه چه بايد كردن؟!
منكر مدعى چنين پنداشته كه ميداندار است و اكنون چه جاى ميوه خوارى بل وقت ميوه چينى است ، زيرا كه كار مقابل در اين كارزار، بسى زار است و از شما چه پنهان كه تاكنون چنين مدافعى نيافته بود تا تاوان ديگران از او بازپس گيرد و قصد تاخت داشت كه جماعت پا در ميان نهادند و رهنمودش دادند و به گفت و شنودش خواندند . پذيرفت در حالى كه اضطرابى عيان و غمى در دل نهان داشت .
گفتمش اى فلان من بر مبناى استناد تاريخ و با اعتمادبه آن با شما سخن خواهم راند آيا بر مسلمات آن گردن خواهى نهاد و بر تواتر آن مقر خواهى ماند؟ پذيرفت.
گفتم: آنچه من مى گويم و آنچه تو مى شنوى و بالعكس نه حصر عقل است و نه حرف آخر كه بر و بحر فراخ است و آدمى بسيار ، نه دريچه فهم ديگران بسته خواهد ماند و نه صندوق نهم آدميان قفل خواهد خورد . من و تو بر اساس عصر و دستمايه نسل و به اقتضاى علم و بر منوال أخذ خود داورى مى كنيم ولى در هر عصر و در هر نسل و از دهور ماضيه تا أزمنه آتيه، فهم ها از قضايا و بن مايه ها، دستخوش تحول گرديده و مى گردد و بى شك فهم بن مايه ها و جوهرها بر بنياد ناموس هستى و در قاموس فطرت بى هيچ تغييرى در كام ما بندگان فرو مى نشيند و ما براساس ذوق و دائقه و با دقت و مداقه از آن تعبير مى كنيم و بر آن تفسير مى نهيم. آن بن مايه ها و جوهرها ريشه الهى دارند و فراتر از تحول و تغييراند ولى فهم ما به اقتضاى دگرگونى ها، بر مدار تفسير از بن مايه ها و جوهرها، تابعى خواهد بود از فهم عصرى يا عصرى كردن فهم.
حال با چنين نگاهى اگر به مباحث علاقه مند و به آن دل بسته اى گامى پيش نه!
به اجابت سرى تكان داد و مرا در سخن گفتن امان. گفتم در تاريخ اسلام من زنان را به چند ويژگى مى شناسم و به بيان آن خصايص كه به لطف الهى از مكر و دسائس تاريخ در امان مانده ، آغاز مى كنم؟
الف در سيره خواجه دو عالم، رسول رحمت ، فخر عقول اعدل عدول، سر خيل كائنات و مفخر موجودات عليه و على آله و على الانبياء الف تحيه و صلوه آمده است كه «فى مجلسه لا توبن الحرم» يعنى در مجلس آن بزرگ كس را در مذمت بانوان يا رأى سخن گفتن نبود . شارحان سيره معطر و مفسران حديث و اثر آورده اند : «أى لاتذكر فيه (فى مجلسه) انساء بسوء» چون باور به سنت آن عزيز بلاشك واجب و ركن ثانى دين و عمل بدان بر ذمه هر مؤمن محاسب است، چنين خواهد بود كه ذكر زنان در مجالس و مدارس و قل محابس و قس على هذا حرام و متورط ، مذنب و در مذهبين مجرم است . نعوذبالله من اعمالنا فى كل يوم و ليله!
اى كه در روز و شب به هر مجلس
به بدى ياد مى كنى ززنان
بر حذر باش كاين گنهكارى است
توبه كن از خدا بجوى امان!
ب ـ خصيصه ديگر نسوان كه در تاريخ بدان ممتازاند، در بيان حضرت ختمى مآب به اشارتى كه رفته بشارتى برانگيخته است .
و آن چنين است كه معيار كرامت و لئامت مردان در رفتارشان با زنان شناخته مى آيد، زيرا كه كريمان زنان را گرامى مى دارند و لئيمان خوار مى شمارند . و در اين سخن نكته ها نهفته .
ج ـ هر كس و در هر مقامى اگر در بيت رعايت حرمت زنان نگه ندارد و در معاشرت با حرم مضاجرت كند و بى اساس و به هر بهانه مفاخرت فروشد ، به جهت خاطر اين كار به عذاب ويژه پس از مرگ دچار آيد.

• بقيه درصفحه ۳ ويژه
گفت وگو با حرير شريعت زاده نوازنده جوان پيانو
با صداى كاملاً ايرانى
201135.jpg
نسترن عسگرى
يك پيانوى سفيد رنگ كه گاه صداهاى عجيب و غريب از آن در مى آيد و در گوشه سرسراى كاخ مظفر الدين شاه خاك
مى خورد . اين تمام آن چيزى است كه ما پيانو مى ناميديم. حالا كه تقريباً دويست سال از آن روزگار مى گذرد، ما از اين ساز صدايى كاملاً آشنا مى شنويم. حرير شريعت زاده ، از نوازندگان چرب دست اين ساز و متولد ۱۳۵۶ است .
بزرگ ترين اتفاق زندگى اش شايد همنوايى با استاد شجريان در نوار بوى باران باشد . شريعت زاده از پنج سالگى ، نواختن و آموزش پيانو را نزد استاد محمود رضايى آغاز كرده و سه سال هم شاگرد استاد جواد معروفى بوده است ، اما بيش از هر كس ديگرى در آموزش پيانوى ايرانى ، خود را مديون فخرى ملك پور مى داند . حالا با ما نواى پيانوى ايرانى را بخوانيد:
موافقيد اولين سؤال درباره سبك نوازندگى شما باشد؟
سبك من در نوازندگى پيانو سبك استاد مرتضى محجوبى است ، كه ايشان پيانو را به روش كاملا ً ايرانى آن مى نواختند .
با توجه به اين كه شاگرد استاد جواد معروفى بوده ايد پس احتمالاً بايد گفت به سبك استاد معروفى وفادار نبوده ايد؟
من حدود سه سال شاگرد استاد معروفى بودم. از سال ۶۹ تا سال ۷۲ يعنى درست تا يك هفته قبل از اين كه ايشان فوت كنند . البته از استاد معروفى بهره ها بردم، ولى استاد به من پيانوى ايرانى آموزش نمى دادند و بيشتر كلاسيك كار مى كردند . من هميشه علاقه داشتم كه پيانو را به روش ايرانى ياد بگيرم.
پس در واقع علاقه خودتان در اين زمينه بيشتر باعث روى آوردن شما به پيانوى ايرانى شده ؟
علاقه من به موسيقى ايرانى و سنتى مربوط به كودكى من است و اين كه هميشه در خانه ما نواى موسيقى ايرانى شنيده مى شد . نوارهايى مثل نوارهاى استاد شجريان ، استاد بنان ، تار استاد جليل شهناز و ... من از كودكى با اين صداها و موسيقى سنتى بزرگ شدم .
بعد از استاد معروفى پيانو را با چه كسى ادامه داديد؟
خدمت خانم جواهرى ، يكى از شاگردان استاد معروفى ، رفتم و نواختن موسيقى ايرانى را بيشتر دنبال كردم.
چه عاملى باعث اين تصميم شد ؟
يك روز در منزل خانم جواهرى ، نوارى از استاد محجوبى شنيدم كه مرا متحول كرد و به اندازه اى تحت تأثير قرار گرفتم كه حال خودم را نمى فهميدم و دچار حيرت شده بودم كه واقعاً چه طور يك نوازنده ايرانى با يك ساز كاملاً غربى مى تواند چنين صدايى را در بياورد . آن هم با اين تأثير گذارى !
پس كاملاً سبك استاد معروفى را كنار گذاشتيد؟
بله اين قدر به كار و سبك استاد محجوبى علاقه مند شدم كه لحظه به لحظه نوارهايشان را گوش مى دادم و به طور كل غرق سبك و سياق استاد محجوبى شدم.
در اين راه كسى هم بود كه كمكتان كند؟
در سال ۷۴ خدمت خانم فخرى ملك پور ، تنها شاگرد بازمانده استاد مرتضى خان محجوبى ، رسيدم و ايشان به من در اين راه كمك زيادى كردند .
سبك استاد معروفى چه تفاوتى با سبك استاد محجوبى دارد؟ چون هميشه با شنيدن صداى نوازندگى استاد معروفى اين نكته در ذهن تداعى مى شود كه استاد موسيقى ايرانى مى نوازد؛ اين طور نيست ؟
سبك استاد معروفى يك سبك مخلوط است . ايشان در نوازندگى از هارمونى هاى موسيقى كلاسيك استفاده مى كردند ، ولى سبك استاد محجوبى كاملاً ايرانى است . يك موسيقى خالص ايرانى ، كه هيچ كس تا به حال نبوده كه مثل ايشان بنوازد و خيلى از استادان موسيقى هم معتقدند كه براى دادن جواب آواز به خواننده تنها سبك استاد محجوبى است كه خوب با آواز چفت مى شود .
با توجه به مسائلى كه گفتيد و با توجه به اين كه سبكتان در نوار بوى باران، رنگ موسيقى ايرانى دارد برايمان از حس و حال و تجربه هايتان در اين نوار و همنوازى با استاد شجريان بگوييد.
در ابتدا بايد بگويم كه هميشه از بچگى آرزو داشتم كه استاد شجريان را ببينم و هميشه با مادرم در تمام برنامه هاى ايشان شركت مى كرديم حالا هر جايى يا هر شهرى كه بود، فرقى نمى كرد و مى توانم بگويم همكارى با استاد در اين كار به عنوان اولين اثر من شگفت انگيز بود.
چه طور شد كه با استاد اين كار را همراهى كرديد؟
در سال ۷۴ همراه با آقاى عقيلى كنسرتى را در بزرگداشت استاد بنان اجرا كرديم، كه آقاى عقيلى يكى از آثار استاد بنان را مى خواندند ؛ من هم به سبك استاد محجوبى پيانو مى زدم ، كه اين كار از طريق واسطه به گوش استاد شجريان رسيد و ايشان در ملاقاتى كه داشتيم، نوار را چند بار شنيدند. برايشان خيلى جالب بود كه جوانى در سن ۱۸ سالگى بتواند به سبك استاد محجوبى بنوازد و خيلى تشويق كردند .
پس به آرزوى كودكى تان به بهترين شكل رسيديد؟
بله؛ واقعاً تجربه بى نظيرى بود و خيلى خوشحال بودم . هم استاد را ملاقات كردم و همين كه ايشان از كار من تعريف كردند .
چه مدت بعد نوار بوى باران را با استاد كار كرديد؟
حدود دو سال بعد استاد با من تماس گرفتند و پيشنهاد اين كار را دادند و گفتند كه كارى هست كه دوست دارم تو به روش استاد محجوبى با من همراهى كنى و با توجه به اين كه فرصت خيلى كم بود من شبانه روز تمرين مى كردم و با گوش دادن به نوار صداى استاد به ايشان جواب آواز مى دادم . حتى خود استاد چند بار به منزل ما آمدند و با وسواس زياد با من تمرين كردند .
• بقيه درصفحه ويژه ۳
اهميت آراى زنان
در سطوح تصميم گيرى
بدون مشاركت فعال سياسى
زنان در قدرت
و تصميم گيرى
• ويژه نامه « ايران زنان » اين هفته
رادرصفحات ويژه بخوانيد.
201138.jpg
شهيندخت مولاوردى
ده سال پيش و به هنگام برگزارى چهارمين كنفرانس جهانى زن در پكن (۱۹۹۵) عنوان شد كه هر كس از حق مشاركت در حكومت كشور خويش برخوردار است و مشاركت برابر زنان در زندگى سياسى بيان كننده نقش محورى در فرايند عمومى پيشرفت زنان است. بدون شركت فعال زنان و گنجانيدن ديدگاه زنان در كليه سطوح تصميم گيرى، اهداف برابرى، توسعه و صلح قابل دستيابى نيست. على رغم حركت گسترده اى كه در بسيارى از كشورها در زمينه دموكراتيزه كردن جريان دارد، زنان در بيشتر سطوح دولت، به ويژه در هيأت وزيران و ديگر هيأتهاى اجرايى، حضورى بسيار اندك دارند. با آنكه زنان حداقل نيمى از رأى دهندگان در همه كشورها را به خود اختصاص مى دهند و حق رأى را تقريباً در تمام كشورها به دست آورده اند، اما حضورشان در ميان نامزدهاى احراز مناصب دولتى، همچنان فوق العاده اندك است. الگوهاى سنتى كار بسيارى از احزاب سياسى و ساختارهاى دولتى، كماكان موانعى فراروى مشاركت زنان در زندگى عمومى است. در موارد بسيارى نگرش ها و رويه هاى تبعيض آميز، مسؤوليت هاى خانوادگى و مراقبت از كودك و هزينه گزاف حصول و حفظ مناصب عمومى، زنان را از دستيابى به پست هاى سياسى باز مى دارد. زنان به دليل دسترسى محدود به مجارى سنتى كسب قدرت، مانند هيأتهاى تصميم گيرى احزاب سياسى، سازمان هاى كارفرمايان و سنديكاها توانسته اند از طريق ساختارهاى جانشين، به ويژه سازمان هاى غير دولتى و مردمى، به بيان منافع و موضوعات مورد نظر خود بپردازند و امور زنان را در دستور كارهاى ملى، منطقه اى و بين المللى قرار دهند. نسبت نازل زنان در ميان تصميم گيران اقتصادى و سياسى در سطوح ملى، منطقه اى و بين المللى، بازتاب موانع ساختارى و نگرشى است كه بايد از طريق اقدامات مثبت به مقابله با آنها پرداخت (بندهاى ۱۸۱- ۱۸۲ - ۱۸۴ و ۱۸۶ سند پكن). در آن زمان، دو هدف استراتژيك براى حوزه نگران كننده زنان در قدرت و تصميم گيرى ترسيم شد: ۱) اتخاذ اقداماتى جهت تضمين دسترسى برابر زنان و مشاركت كامل آنها در ساختارهاى قدرت و تصميم گيرى ۲) افزايش توانايى زنان در جهت مشاركت در تصميم گيرى و رهبرى
پنج سال بعد از آن، در اجلاس ويژه مجمع عمومى سازمان ملل، تحت عنوان زنان ۲۰۰۰: تساوى جنسيتى، توسعه و صلح در قرن بيست و يكم (پكن + ۵) و در بخش موانع مربوط به اين حوزه اشاره شد كه عليرغم پذيرش عمومى، مبتنى بر لزوم ايجاد توازن جنسيتى در ارگان هاى تصميم گيرى در تمامى سطوح، شكاف ميان تساوى قانونى و تساوى واقعى همچنان وجود دارد. با وجود بهبود اساسى ايجاد شده در امر تساوى قانونى ميان زنان و مردان، مشاركت واقعى زنان در بالاترين سطوح ملى و بين المللى تصميم گيرى تغييرى قابل ملاحظه پيدا نكرده است و عدم نمايندگى آشكار زنان در ارگان هاى تصميم گيرى در تمام حوزه ها، از جمله سياست، جلوگيرى از مناقشات و سازوكارهاى حل مناقشات، اقتصاد، محيط زيست و رسانه ها، مانع از لحاظ كردن دورنماى جنسيتى در اين حوزه هاى نگران كننده شده است. عدم نمايندگى زنان در سطوح قانونگذارى، وزارت و معاونت وزير و نيز در بالاترين سطوح شركت ها و ساير مؤسسات اقتصادى و اجتماعى همچنان ادامه دارد و ابتكارات و برنامه هاى معطوف به مشاركت فزاينده زنان در تصميم گيرى، به واسطه عواملى از قبيل فقدان منابع انسانى و مالى براى آموزش و حمايت از مشاغل سياسى، نگرش هاى حساس به جنسيت، آگاهى زنان براى دخيل شدن در روند تصميم گيرى در برخى از موارد، پاسخگويى مقامات انتخاب شده و احزاب سياسى در زمينه ارتقاى تساوى جنسيتى و مشاركت زنان در زندگى عمومى، آگاهى اجتماعى نسبت به اهميت مشاركت متناسب زنان و مردان در تصميم گيرى، رضايت مردان براى تسهيم قدرت، گفت و گو و همكارى كافى با سازمان هاى غير دولتى زنان، در كنار ايجاد ساختارهاى سازمانى و سياسى كه تمام زنان را قادر به شركت در همه حوزه هاى تصميم گيرى سياسى كند با مانع روبه رو شده است.(بند ۲۳)
در اين سند آمده است كه تحقق كامل حقوق بشر و آزادى هاى بنيادين تمام زنان، امرى ضرورى براى توانمند سازى آنان است و وظيفه تمام دولت هاست كه ضمن در نظر داشتن اهميت ويژگى هاى ملى و منطقه اى و زمينه هاى مختلف فرهنگى، تاريخى و مذهبى، نسبت به ارتقا و حمايت از حقوق بشر و آزادى هاى بنيادين، عليرغم نظام هاى سياسى، اقتصادى و فرهنگى خود اهتمام نمايند. كمك به بهره مندى كامل زنان از حقوق انسانى خود و دستيابى به تساوى، توسعه و صلح، مسؤوليت عاليه هر دولتى است كه بايستى همساز با همه حقوق بشر و آزادى هاى بنيادين، اهميت و احترام كامل به ارزش هاى مذهبى و اخلاقى و زمينه هاى فرهنگى و اعتقادات فلسفى گوناگون افراد و جوامع در تحقق آن بكوشد. اينك كه ۱۰ سال از كنفرانس پكن مى گذرد و جهان در آستانه برگزارى اجلاس ۴۹ كميسيون مقام زن (اسفند ۸۳-نيويورك) كه به بررسى عملكرد دولتها در زمينه اجراى اسناد پكن و پكن +۵ خواهد پرداخت، به سر مى برد، به نظر مى رسد كه هنوز مشاركت كامل زنان در توسعه اجتماعى و اقتصادى جوامع دست كم گرفته شده و بهاى لازم به آن داده نشده است و جوامعى كه در آن شاهد فعاليت زنان و مردان دوشادوش و در كنار يكديگر و در جهت ساختن دنيايى كه همه افراد آن قادر به برخوردارى از تساوى، توسعه و صلح در قرن بيست و يكم باشيم هنوز تحقق پيدا نكرده است و همچنان مشاركت فعال و مؤثر مردان و زنان و تشويق آنان براى شركت در كليه تلاش ها براى دستيابى به اهداف مورد نظر ضرورت دارد.
به طور كلى عدم مشاركت زنان در تصميم گيرى هاى سياسى پيامدهاى مهمى را براى جامعه به دنبال دارد از قبيل:
۱) زنان را در مقام شهروند از حقوق و نيز مسؤوليت هاى مهم محروم مى كند.
۲) ديدگاه هاى آنان را از خط مشى ها و قوانين كنار مى گذارد.
۳) آنان را از داشتن سهم در بودجه هاى ملى و تخصيص منابع بى نصيب مى كند.
۴) جامعه را از مهارت ها، دانش و ديدگاه هاى آنان بى بهره مى سازد.
اين يك واقعيت مسلم است كه؛ زنان اگر چه در بسيارى از انقلاب هاى سياسى سراسر جهان سهم به سزايى داشته اند، اما در حكومت هاى جديدى كه در اثر مبارزات آنان به وجود آمده اند، به ندرت به مقامى سياسى منصوب شده اند. زنان حتى زمانى هم كه به مقامات عالى منصوب شوند، عمدتاً براى مشاغل مرتبط با زنان از قبيل تعليم و تربيت، بهداشت و رفاه عمومى در نظر گرفته مى شوند.
توانايى زنان براى عهده دار شدن مشاغل سياسى، پيوندى نزديك با حضور و قدرت آنان در احزاب سياسى دارد. احتمال كسب كرسى هاى بيشتر براى زنان هنگامى زيادتر است كه زنان عضو احزاب باشند و با ايجاد حساسيتى زنانه در درون آن احزاب، احساس ضرورت قائل شدن به اولويت براى توانمندى سياسى رسمى زنان پديد آورند.
حال ببينيم كه در آستانه سالگشت بيست و ششمين سال پيروزى انقلاب اسلامى ايران و در آستانه نهمين دوره انتخابات رياست جمهورى وضعيت زنان ايرانى چگونه است؟ نگاهى به وضعيت موجود زن ايرانى در عرصه قدرت و تصميم گيرى، اين واقعيت را ثابت مى كند كه اين وضعيت چندان بى تأثير از وضعيت كلى زنان در جهان نيست و از قاعده كلى حاكم بر آن مستثنى نمى باشد. اما مقايسه اين وضعيت با كشورهاى منطقه، و به ويژه كشورهاى اسلامى و مسلمان نشين و كشورهاى همسايه، چندان اميدوار كننده به نظر نمى رسد. حكومت و كشورى كه از بدو پيروزى انقلاب اسلامى داعيه ارائه الگويى نوين از مشاركت زنان مسلمان در جامعه و خانواده داشت و قصد داشت »فلك را سقف بشكافد و طرحى نو دراندازد»، امروز به جايى رسيده است كه سهم زنان از عرصه هاى قدرت و تصميم گيرى در آن بسيار نازل است: اكتفا به ۱۲ كرسى از ۲۹۰ كرسى مجلس؛ عضويت ناچيز در شوراهاى اسلامى شهر و روستا - على رغم افزايش تعداد كانديداهاى زن در دوره هاى اخير انتخابات؛ سهم حدود ۳ درصدى از مديريت عالى كشور، عدم عضويت در كابينه و نداشتن جايگاهى در وزارت؛ عدم برخوردارى از جايگاه و نقشى در عرصه ديپلماسى كشور و نداشتن يك سفير زن يا حتى كاردار و نفر چندم نمايندگى ها؛ عدم بهره مندى از زنان در عرصه رايزنى هاى فرهنگى، نداشتن سهم در عرصه هاى عالى تصميم گيرى اقتصادى؛ عدم حضور زنان در تركيب اعضاى مجمع تشخيص مصلحت نظام، شوراى نگهبان، مجلس خبرگان رهبرى و پستهاى عالى قوه قضائيه، هيأت رئيسه مجلس، معاونت هاى مهم و كليدى قوه مجريه، استفاده از زنان به عنوان قاضى ايستاده - على رغم اينكه منع قانونى در اين زمينه ها وجود ندارد.
اين در حالى است كه در سال هاى اخير، شاهد تحولى چشمگير در زمينه مشاركت زنان در زندگى عمومى و عرصه سياست در كشورهاى اسلامى، منطقه و همسايه بوده ايم: وجود وزراى زن در كابينه اغلب كشورهاى اسلامى مانند (تونس، بحرين، امارات، افغانستان، دولت موقت عراق و...)، وجود سفراى زن (در كشورهايى مانند مصر، تونس، افغانستان و...)

• بقيه درصفحه ۳ويژه


|   شناسنامه   |   آرشيو   |