شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۳ - ۲ محرم ۱۴۲۶
Sat, Feb 12, 2005
ويژه ۴
۳۰۵۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
آرشيو
به بهانه مسكوت ماندن مجدد طرح سقط درمانى در مجلس هفتم
۶ اشتباه بزرگ زنان درمورد مردان!
فخرالسادات كهندانى
اشتباه اول: خانمها با مردها مانند پسربچه ها رفتارمى كنند!
مواظب باش دسته كليدت را گم نكنى؛ قبض تلفن و آب و برق را بده، جورابهايت را بشور، با لباس نازك بيرون نرو، سرمامى خورى.
اين يكى از مخرب ترين و عمومى ترين عادت بدى است كه ما درمورد مردان مرتكب مى شويم. ما با آنها مثل بچه ها رفتار مى كنيم. به نحوى كه گويى آنها نمى توانند از خودشان مراقبت كنند؛ طورى رفتارمى كنيم كه انگار آنها صلاحيت لازم را براى چرخاندن زندگيشان ندارند و محتاج ما هستند!
خانمهايى كه نقش مادر را براى شوهران خود بازى مى كنند، معمولاً چنين رفتارهايى را با مردانشان دارند. انجام كارهايى كه آنها بايد خودشان انجام بدهند، مثل دنبال كليدهايش گشتن.
موهايشان را شانه زدن؛ انتخاب لباس براى رفتن به سركارشان و...
بازيهاى كلامى و حدسى با آنها. فراموش كار پنداشتن آنان و يادآورى اطلاعاتى كه آقايان طبعاً بايد به خاطر داشته باشند، مثلاً يادآورى مواردى از اين قبيل: امشب آشغال ها را بيرون بگذار؛ وقت دندانپزشكى دارى، پسرمان را از كلاس زبان بياور و...
سرزنش كردن آقايان، مثل اينكه يك بچه هستند دارى مى خوابى، چراغ بالاى سرت را خاموش كن؛ قبض برقمان بالارفته! چقدر پرخورى مى كنى!
به عهده گرفتن فعاليتهايى كه خانمها تصورمى كنند آقايان نمى توانند به درستى انجام بدهند.
تصحيح و راهنمايى كردن آنها
درست است كه خانمها براى مادر بودن تربيت شده اند و براى همين مسأله ارزشمند به شمار مى آيند. ما زنها آموخته ايم كه فداكار، فارغ از خود و مواظب نيازهاى ديگران باشيم.
اما اين گونه مراقبت ازمردان در زندگى مشترك، موجب مى شود كه تمام نيازهاى آنها برآورده شود و همين امر، موجب وابستگى آنان به خانمها را فراهم مى آورد. آنها بيش از پيش به زنان متكى مى شوند. درنتيجه زنان دست به تلاش بيشتر مى زنند.
مى دانيم كه مردها عموماً با مراقبت مادرهايشان بزرگ مى شوند؛ حال اگر در زندگى با همسر نيز از همين نوع رفتار حمايتى برخوردار باشند ديگر نمى توان به عنوان دوست و همراه زندگى روى آنها حساب كرد! اما چگونه رفتار مادرانه يك زن مى تواند درخصوص همسرش تغييركند؟
اجازه ندهيد مرد زندگيتان ازشما منزجر شود و بر عليه تان طغيان كند. احساس بى كفايتى را در او ايجاد نكنيد. عشق را در روابطتان نكشيد. عشق مادرانه با عشق همسر به همسر تفاوت دارد.
بگذاريد كارهايش را خودش انجام بدهد؛ حتى اگر كليدش را پيدانكرد و يا لباس نامناسبى براى بيرون رفتن انتخاب كرد و...
به همسرتان اعتماد كنيد وبراى او تقويم يا دفترچه يادداشت نباشيد كه هرچيزى را به او خاطرنشان سازيد. حتى اگر قرار رسمى را فراموش كرد، مهم نيست او خودش مسؤول فعاليتهايش است.
هرگز با او مادرانه صحبت نكنيد، مثل اينكه بگوييد: قول بده ديگر اين كار را نكنى. پسرخوبى باش! با كلام آميخته به لحن كودكان صحبت كردن، صميميت و مهربانى را نمى رساند!
اشتباهات همسرتان را شما به گردن نگيريد؛ نگذاريد احساس كند مسؤوليتى ندارد.
براى مثال ، وقتى به يك مهمانى مى رويد و او نشانى را فراموش كرده، يا نمى تواند پيدا كند، شما هدايتش نكنيد؛ بگذاريد اين كار را خودش انجام بدهد؛ فقط زمانى كه خودش از شما تقاضا كرد بدون سرزنش در كلام و رفتار، كمكش كنيد.
حال ببينيم اصولاً چگونه مى شود اين نوع انتظارات را از مردان رفع كرد؛ يعنى چه كار كنيم كه او اصولاً نخواهد كه ما رفتارى توأم با مراقبت و يا مادرگونه با وى داشته باشيم؟! تهيه يك فهرست از روشهايى كه باعث مى شود شما مامان بازى در بياوريد، تهيه كنيد و هرچند هفته يك بار خودنگرى كنيد. با او در اين مورد صحبت كنيد و به كمك همديگر رابطه منطقى بين خودتان ايجاد كنيد. در آنچه كه تصميم گرفتيد، ثابت قدم باشيد.
نكته مهم ديگر اين است خانمها خودشان را فدا مى كنند؛ يعنى اول به مردانى كه دوستشان دارند، اهميت مى دهند و بعد به خودشان. مثلاً در غذاخوردن، هميشه اغلب خانمها بزرگترين و بهترين تكه غذا را براى همسرشان مى گذارند و يا از فعاليتهاى مورد علاقه خود آسان مى گذرند. اين در حالى است كه پس از چندى آنها (زنان) متوقع مى شوند كه به خاطر شوهرانمان فلان برنامه، درس يا كارمان را كنار گذاشتيم و به خواسته هاى خود نرسيديم و در نتيجه خود را يك قربانى قلمداد مى كنند! اگر مى خواهيد قربانى نباشيد و به خواسته هاى خود برسيد، يك فهرست از فعاليتها، سرگرمى ها و باورهايى را كه برايتان مهم است، تهيه كنيد. اين كمك مى كند كه در اين زمينه برنامه ريزى كنيد و آن را با همسرتان در ميان بگذاريد و به او بگوييد كه قصد داريد چه برنامه اى را با توجه به زمان بندى شخصى در زندگى تان دنبال كنيد. زنان در رابطه با شريك زندگيشان عموماً خودشان را فدا مى كنند؛ مثلاً ورزش مورد علاقه شوهر را دنبال مى كنند، به فلان سرگرمى كه شوهر علاقه مند است، خود را مشتاق نشان مى دهند، وقتى به خودشان مى آيند ، مى بينند كه اين علاقه آنها نيست، سرگرمى آنها نيست و با اين فكر كه شوهر آنها را نديد مى گيرد، در نقش قربانى حاضر مى شوند!
پس دختران جوان اين را به ياد داشته باشند كه در يك رابطه نامزدى و يا دوران عقد، نكته مهم داشتن يك رابطه سالم است، يعنى يك زن بايستى مرد را همانطور كه هست، دوست داشته باشد، نه آنگونه كه تصور مى كند در آينده خواهد بود. البته خانمها تصميم مى گيرند كه مسؤول كمك كردن به زندگى شخص ديگرى باشند؛ فردى يارى دهنده، دوست داشتنى و صبور باشند. اما خوب است بدانيم كه لازمه انتخاب درست در زندگى آينده اين است كه فرد مسؤوليت ساختن زندگى اش را خود به عهده گيرد. نكته ديگر اين است كه خانمها استعداد و كمالات خود را از مردان زندگى خود پنهان مى كنند! زنانى هستند كه حتى خود را كم هوش تر و بى لياقت تر جلوه مى دهند، زيرامتأسفانه تعليم ديده اند كه به گونه اى رفتار كنند كه مردها احساس برترى نسبت به آنها بكنند، تنها به اين خاطر كه عشق آنها را نسبت به خودشان تضمين كنند. در واقع خانمها مى خواهند كه خوب به نظر بيايند؛ اما در جايى كه خود را بدتر از آنچه كه هستند، نشان مى دهند، به نوعى احساس تحقير را در خود پرورش مى دهند و احساس مى كنند اين نوعى فروتنى و تواضع در برابر شوهرشان است، حال آنكه خودتان را آنطور كه هستيد، نشان بدهيد، نه كمتر، نه بيشتر. بسيارى از دختران جوان، در برابر نامزد يا همسر تازه ازدواج كرده خود مثل يك دختربچه رفتار مى كنند؛ حتى خيلى ها شوهر خود را بابايى صدا مى زنند! و يا مثلاً مى گويند، «امروز دختر خوبى بودم!» گويى اين دختران دنبال باباى گمشده خود در قالب شوهرانشان هستند! اين دختران و زنان جوان هنگام محبت كردن، لحن كودكانه مى گيرند، خصوصاً زمانى كه از بيان چيزى در ذهن هراس دارند و از عكس العمل همسر خود مى ترسند. آنها تصور مى كنند با اين نوع رفتار، موافقت همسر را در خصوص مسأله موردنظرشان جلب مى كنند! در هر حال اگر مرد احساس كند عهده دار حركتى يا مسؤوليتى است، احساس خوبى پيدا مى كند و اگر اين اجازه از طرف زن داده نشود، مرد احساس رنجش و ضعف مى كند. وقتى زنان تمام توجه خود را معطوف برآورده كردن و پر كردن خلأهاى عاطفى مى كنند، از دادن امكان به شوهرانشان براى فراگيرى بيشتر در عشق ورزيدن جلوگيرى مى كنند و بدين ترتيب، جلوى پيشرفت موقعيت رشد آنها را مى گيرند. بسيارى از زنان با تعجب مى گويند، رابطه ما خوب است. چرا؟ چون تخصص زيادى در پر كردن خلأها پيدا كرده اند. اما ممكن است مشكل بزرگى در روابط به وجود بيايد كه از آن مطلع نباشند. چون آنها تنها دهنده عشق هستند و مثل يك بازيگر نقش يك طرفه بازى مى كنند. به نظر مى رسد رابطه مثل يك قايق است كه هر دو نفر بايد پارو بزنند تا احساس لذت و خستگى را با يكديگر تجربه كنند. خانمها شايد به دلايل زير تلاش دارند خلأ و كمبودها را در ارتباط پر كنند:
۱ ـ تصورشان اين است كه فقط آنها تأمين كننده عشق هستند.
۲ ـ فكر مى كنند اگر كمبودها را جبران نكنند، رابطه از بين خواهد رفت. (مثل تلاش براى انجام تمام كارها و حتى وظايف شوهرانشان).
۳ ـ گمان دارند كه بايستى جاهاى خالى را پر كنند، (پر كردن فاصله ها با كلمات، زمانى كه در يك مهمانى هستند، گويى از خالى بودن هراس دارند!)
در حالى كه بايستى دخالت و عدم دخالت يكديگر را در روابط مشخص كنند و آنگاه متوجه خواهند شد كه رابطه در چه وضعيتى قرار دارد. آنها بايد در مورد جبران كمبودها و پر كردن خلأها با شريك زندگى شان صحبت كنند. اين گفت وگو موجب مى شود تا دو طرف نسبت به توقعات يكديگر آگاهى پيدا كنند و به تبادل نظر با هم بپردازند و از يكديگر كمك بخواهند، نيازهايشان را به يكديگر بگويند و به وجود آوردن شرايط مساوى مى تواند به هر دو كمك كند تا در ايفاى نقش خود به آنچه كه شايسته است، عمل كنند و ايجاد يك رابطه توأم با عشق و صميميت گرچه كار سختى نيست، اما آنقدرها هم ساده نيست، چرا كه اغلب ما فكر مى كنيم بايدبه دنبال عشق بدويم و اين در حالى است كه عشق بين ما وجود دارد؛ فقط بايد آن را درك كرد و چگونگى دادن و گرفتن آن را ياد گرفت.
به بهانه مسكوت ماندن مجدد طرح سقط درمانى در مجلس هفتم
چالش هاى حقوقى مدافعان علمى
201141.jpg
طرح سقط درمانى با محوريت سقط جنين در شرايط خاص و ويژه، يادگارى به جاى مانده از مجلس ششم است كه عمر آن مجلس براى نهايى كردن و تصويب آن كفاف نداد. اكنون مجلس هفتم تصميم گرفته بررسى اين طرح را به سال آينده موكول كند. در واقع، طرح براى مدتى ديگر مسكوت خواهد ماند. طرح مذكور از يكسو با چالشهاى حقوقى، فقهى روبرو است و از سوى ديگر، مدافعان آن، طرح را كارشناسانه، علمى و ضرورى تلقى مى كنند.
طرحى از مجلس ششم
طرح سقط درمانى كه در مجلس ششم مطرح شده بود، با وجود پيشنهاد طرح آن در مجلس قبلى، تا چند ماه پس از تشكيل مجلس هفتم مسكوت ماند كه براى بررسى بار ديگر در تيرماه ۸۳ در مجلس كنونى مطرح شد. در مجلس ششم حدود ۴۰نماينده طرح را امضا و ارائه كردند، اما سرنوشت آن به مجلس هفتم كشيده شد. در تيرماه ،۸۳ سرانجام كليات طرح به تصويب مجلس هفتم رسيد. در تيرماه ۸۳ شور اول اين طرح به تصويب رسيد. قانون سقط درمانى كه كليات آن به تصويب رسيد، محدوديتهاى زيادى را براى سقط قانونى جنين درنظر گرفته بود.
طبق اين طرح، مواردى كه جنين با نقص هاى مادرزادى بزرگى همراه باشد و چنانچه تولد وى موجب عسر و حرج وى، خانواده و جامعه باشد، در موارد خاص و با تأييد سه پزشك كه حتماً يكى از آنان بايد متخصص زنان و زايمان باشد، سقط درمانى ميسر مى شد. اين در حالى است كه با توجه به قانون فعلى كشور، فقط در صورتى كه ادامه باردارى مادر موجب خطر جانى براى وى باشد، امكان سقط جنين وجود دارد. سرانجام، در اوايل دى ،۸۳ بار ديگر اين موضوع در دستور كار جدى كميسيون بهداشت و درمان قرار گرفت، ولى على رغم تصويب شور اول و دوم طرح در كميسيون، در نهايت، تصميم بر آن گرفته شد كه طرح مسكوت بماند.
وزارت بهداشت
در همان زمان، وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكى اعلام كرد كه مسائل شرعى طرح سقط درمانى حل شده و مراجع و علما نيز با قانونى شدن آن موافق هستند.
مسعود پزشكيان تيرماه گذشته ضمن موافقت با قانونى شدن سقط جنين گفت: مادرانى كه وجود جنينى باعث تهديد جان آنان مى شود يا نارسايى قلبى دارند، ممكن است قبل از به دنيا آمدن فرزند تلف شوند، لذا سيستم درمانى بايداجازه داشته باشد سقط را انجام دهد تا جان مادر حفظ شود. به اعتقاد وى، قبل از به دنيا آمدن برخى نوزادان، ناقص الخلقه بودن آنها مشخص مى شود و تا آخر عمر مشكلاتى را براى خانواده ايجاد خواهد كرد كه منطقى است اينگونه جنين ها سقط شوند.
مراجع ، خط قرمز شرعى را تعيين كنند
رئيس سازمان نظام پزشكى محمدرضا ظفرقندى اعلام كرد نمى توان براى همه معلوليت ها و نارسايى هاى جنين دستور سقط صادر كرد و بالاخره، در جايى بايد خط قرمز مشخص شود. در كشور ما اين خط قرمز را شرع اسلام مشخص مى كند.
در همه جاى دنيا براى سقط جنين خط قرمزهايى را با توجه به موازين قانونى و حقوقى مشخص مى كنند و به هر حال بايد ضوابط و خط قرمزى براى سقط درمانى مشخص شود، در غير اين صورت تابع احساسات و عواطف مى شويم.
موضوع سقط درمانى با جان انسان در ارتباط است و ممكن است يك نوزاد نابينا يا ناشنوا در آينده بخواهد به زندگى خود ادامه دهد، بنابراين نمى توانيم فقط براساس اينكه جنين دچار يك نوع نارسايى است، زندگى او را متوقف كنيم. وى با دفاع از مصوبه مجلس هفتم گفت، طرحى كه اخيراً براى قانونى كردن سقط درمانى تصويب شده، براساس موازين شرعى بوده و به نظر مى رسد قانون مناسب و معقولى باشد، زيرا اگر قرار باشد هيچ حد و مرزى براى سقط جنين در نظر نگيريم، قطعاً اسير احساسات مى شويم. بنابراين تعيين يك خط قرمز براى اين منظور ضرورى است و شرع مقدس اسلام و مراجع عظام، مى توانند اين مرز را تعيين كنند.
ديدگاه فقهاى شوراى نگهبان
در اوايل بهمن ماه، اعضاى كميسيون بهداشت و درمان مجلس اعلام كردند كه شوراى نگهبان با طرح سقط درمانى مخالفت كرده است. اين در حالى است كه قبل از طرح در مجلس نيز با مخالفت فقها و شوراى نگهبان مواجه شده بود.
شور اول طرح سقط درمانى به منظور رفع عسر و حرج از مادران و نوزادانى كه دچار مشكل هستند، در مجلس تصويب شده بود ؛ اما پس از استفسارى كه از فقها در مورد سقط جنين چهارماهه شد، آنان اين نوع درمان را خلاف شرع تشخيص دادند. براساس نظر شوراى نگهبان كه از تاريخ ۱۳۶۳‎/۱۱‎/۱۹ در تفسير قانون نظام پزشكى اعلام شده است اگر سقط جنين قبل از دميده شدن روح باشد و منجر به تلف شدن مادر شود جايز است . اكنون كه نظر فقها حاكى از مشكل شرعى سقط درمانى است اين طرح ديگر در صحن علنى مطرح نمى شود و حتى گفته مى شود در صورت طرح نيز رأى نمى آورد؛ با وجود اين ، كميسيون بهداشت و درمان مجلس كه كميسيون تخصصى اين طرح است ، تلاش مى كند تا شايد راهى براى رفع مشكل شرعى اين طرح پيدا كند.
كميسيون بهداشت مجلس هفتم
با وجود اين اعضاى كميسيون بهداشت و درمان مجلس هفتم بر اين باورند كه طرح سقط درمانى يك طرح كاملاً كارشناسى و علمى است كه از دوره ششم مجلس به جا مانده و رد آن از سوى شوراى نگهبان ، به هيچ وجه مانع سقط هاى غيرقانونى نمى شود و زيان آن فقط به اقشار فقير جامعه مى رسد. به اعتقاد برخى اعضاى كميسيون ، افراد پولدار و متمول جامعه مى توانند بطور مرتب آزمايش آمينوسنتر را در دوران باردارى انجام دهند و در صورت آگاهى از نقص جنين روشهاى سقط جنين را هم مى دانند. اما در صورتى كه سقط جنين در موارد اضطرارى به روش قانونى امكانپذير نباشد ، اين قشر فقير و كم درآمد جامعه هستندكه باز هم بايد تاوان اين نقص قانونى را در كشور بپردازند. مدافعان طرح در مقابل انتقادات موجود ، معتقدند طرح سقط درمانى اين طور نبود كه در صورت تصويب آن ، هركس بتواند به راحتى جنين خود را سقط كند، زيرا براى تأييد آن سه پزشك متخصص كه حتماً بايد يكى از آنها متخصص زنان و زايمان و ديگرى پزشك قانونى باشد ، بايد با توجه به وضعيت جنين و شمول قانونى آن مورد سقط را تأييد كند.
تولد نوزادى كه با مشكلات اساسى روبرو است ، موجب بار مالى بسيار زيادى براى خانواده مى شود و در مواردى كه نگهدارى نوزاد به بهزيستى واگذار مى شود، دولت بايد از جيب بيت المال هزينه هاى گزافى را براى نگهدارى نوزاد صرف كند ؛ در صورتى كه با تصويب يك قانون دقيق و كارشناسى مى توان از وقوع اين موارد تا حد زيادى جلوگيرى كرد ؛ زيرا با استفاده از تكنولوژيهاى پزشكى ، امكان تشخيص هرگونه نارسايى جنين قبل از دميده شدن روح در آن (چهار ماه و ده روزگى جنين ) وجود دارد.
متخصصين
پروفسور داريوش فرهود ، متخصص ژنتيك و كارشناس سازمان جهانى بهداشت نيز معتقد است كه سقط هاى غيرقانونى ، عموماً توسط افراد غيرمتخصص انجام مى شود و در اغلب موارد ، در شرايط غيربهداشتى انجام مى شود كه خطر مرگ و مير مادران را در پى دارد. قانونى و شرعى نبودن سقط درمانى براى معلوليت ها ، باتوجه به تمايل والدين براى اين كار ، به مرور زمان قبح گناه آن را در جامعه از بين مى برد و آنان را وادار مى كند كه در هر شرايطى جنين معلول را سقط كنند و ديه آن را بپردازند.
به هرحال بايد اين واقعيت را پذيرفت كه سقط جنين از جمله مهمترين مشكلاتى است كه تا به حال صدهاهزار زن باردار را به كام مرگ كشانده است . متأسفانه هم اكنون در كشور ما اين امر در دخمه ها و زيرزمين هاى غيربهداشتى ، توسط افراد غيرمتخصص انجام مى شود.
امروزه افراد ساده لوح بسيارى هستند كه براى مخفى كردن باردارى خود به علت هاى گوناگون ، به راحتى خود را به دست افرادى كه ادعاى تخصص اين عمل را دارند مى سپارند و با اين كار جان خود را به شدت مورد تهديد قرار مى دهند. آمارهاى تخمينى براساس تعداد مراجعان به پزشكان براى درخواست عمل سقط جنين ، نشان مى دهد كه ۹۰ درصد علت درخواست زنان باردار براى سقط جنين ، به علت حاملگى هاى ناخواسته است كه يا به علت عدم استفاده داروها و وسايل جلوگيرى از حاملگى و يا عدم وجود شرايط اقتصادى مطلوب و يا بعضاً ارتباط نامشروع صورت مى گيرد.
امروزه سقط جنين غيرقانونى ، منبع درآمد خوبى براى افراد غيرمتخصص شده است ؛ چرا كه به علت نياز شديدى كه افراد درخواست كننده احساس مى كنند و نيز عدم انجام اين عمل در مراكز بهداشتى و درمانى اين افراد حاضر به پرداخت مبلغ هنگفتى خواهند شد، در صورتى كه انجام اين عمل غيرقانونى منجر به مرگ آنها شده ، يا در صورت زنده ماندن، علاوه براينكه باردارى آنها از بين نمى رود، سبب ايجاد عوارض حاملگى به علت ايجاد عفونت ناشى از آن نيز مى شود؛ چرا كه ضمن استفاده از لوازم غيربهداشتى اغلب اين آمپولها و داروهاى مورداستفاده تاريخ مصرف گذشته هستند و در چنين شرايطى ، مسكوت ماندن طرح تا سال آينده و عدم موفقيت مجلس هاى ششم و هفتم در پيشبرد طرح ، نگران كننده به نظر مى رسد. به ياد داشته باشيم ، هر روز كه اين طرح مسكوت مى ماند، خطر همچنان باقى است و صورت مسأله پاك نخواهد شد.
مالك اصلى خداست
201156.jpg
پريسا زنگنه
كودكان همچون زنان ، از آسيب پذيرترين قشرهاى جامعه هستند، بويژه دختران خردسال كه شرايط سخت ترى را مى گذرانند و نيازمند حمايت بيشترى هستند. هرچند با پيشرفت فرهنگى جامعه آزار دختران اكنون كمتر از گذشته است ، اما متأسفانه هنوز در بسيارى از خانواده ها رواج دارد.
دختران در بسيارى از خانواده ها بيش از پسران در معرض تبعيضات والدين قرار دارند كه تأثير مستقيم بر «تغذيه » و « روحيه » آنها مى گذارد. اين مادران فردا كه نيازمند تغذيه اى مناسبترند، به علت عدم توجه والدين، بيش از پسران در معرض فقر آهن و ... قرار مى گيرند.
از سوى ديگر مورد محبت قراردادن بيشتر پسران نسبت به دختران در خانواده، آنان را در معرض آسيبهاى شديد روحى و روانى قرار مى دهد.
علاوه براين ، بسيارى از كودكان در معرض آزار جسمى نيز قرار دارند كه براى پيشگيرى از آن نياز به اصلاح قوانين و حمايت بيشتر از كودكان احساس مى شود. تا چندى پيش كودك آزارى از جرايم خصوصى شناخته مى شد و فقط پدر به عنوان مالك بچه، حق طرح شكايت داشت كه خوشبختانه در پى تصويب طرحى در مجلس ششم (سال ۸۱) ، كودك آزارى از مصاديق جرايم عمومى قرار گرفت به نحوى كه در صورت وقوع كودك آزارى، امكان اعلام جرم عليه مرتكبان آن فراهم گرديد؛ گرچه متأسفانه «پدر» از شمول اين قانون مستثنى شد و در صورت آزار كودك از سوى پدرش، نمى توان عليه او طرح شكايت كرد و اين درحالى است كه به شهادت آمارهاى موجود،بيشترين ميزان كودك آزارى توسط پدران صورت مى پذيرد و به اين ترتيب كودكان بويژه دخترانى كه در داخل خانواده در معرض آزار و اذيت هستند، خارج از حوزه حمايتهاى قانونى قرار مى گيرند. « ما آدمى را از نطفه اى آميخته آفريده ايم ، تا او را امتحان كنيم آيه ۱۲ سوره انسان »
و خداوند در اين نطفه روح مى دمد و او را جان مى بخشد و پدر و مادر تنهاوسيله اى هستند براى تولد يك انسان ديگر و هم از اين روست كه سقط جنين نيز مردود و محكوم است ، حتى اگر «پدر » بر اين امر اصرار داشته باشد و مادر نيز كه جنين بر وجودش سنگينى مى كند حق از بين بردن آن را ندارد، همان طور كه اگر كسى مرتكب خودكشى نيز شود به نوعى ديگركشى كرده كه خود گناهى بزرگ و قتل عمد محسوب مى شود. اين امر نشاندهنده اهميت جان يك انسان است ؛ چه در حقيقت ما تنها وسيله اى براى ايجاد يك موجود ديگر هستيم و با به وجود آمدنش ، ديگر ما را هيچ حقى بر جان او نيست بلكه او تنها امانتى است در دست ما. آرى جسم امانتى است در دست انسان ، كه حتى خود وى حق آسيب رساندن به آن راندارد؛ پس دادن اين حق به ديگرى اشتباهى است روشن و گناهى بزرگ . پس چرا پدر را استثنا كرده ايم؟!
اگر پدر در اين زمانه بتواند به كودكش آسيب برساند و قانون مدافع او باشد ، چه فرقى است ميان انسان قرن ۲۱ و عرب جاهليت كه فرزند (دختر ) را زنده به گور مى كرد و به آن مباهات مى كرد، چرا كه خود را صاحب اختيار كودكش مى دانست! امروز نيز در بسيارى مواقع كودكان به قصد تربيت ، با تنبيه والدين، بويژه پدر، گاه تا پاى مرگ پيش مى روندو چه بسا كودكانى كه در اين راه جان مى دهند و در مواردى ، حتى مادر كه همه جا مدافع و مراقب كودك است در برابر پدر و تنبيهاتش كوتاه مى آيد و سكوت اختيار مى كند. لذا، كودكان نيازمندحمايتهاى قانونى محكم ترى هستند ، تا دچار آسيب بيشتر نشوند. براستى آيا وقت آن نرسيده كه همانگونه كه سالانه مبالغ زيادى را هزينه آموزش جامعه در زمينه اعتياد، حتى مشكل ترافيك ، قوانين عبور و مرور ، از ميان بردن موشها و ... مى كنيم ، اقدام به آموزش و آگاهى رساندن به جامعه در خصوص حمايت از حقوق كودكان كنيم ، به نحوى كه هرگاه شهروندى شاهد شكنجه و آزار يك طفل بى گناه توسط والدين وى يا ديگران باشد، بتواند بدون دغدغه مزاحمتهاى بوروكراسى ، با مرجع و مركزى ارتباط مستقيم برقرار كند تا اين معضل از ريشه خشكانده شود و پدران و مادران و ديگرانى كه خدا را ناظر بر اعمال خويش نمى بينند حداقل از چشم همسايگان و ناظران كوچه و خيابان در بيم باشند! همانگونه كه در بسيارى از كشورها حتى اگر يك عابر شاهد آزاررساندن والدين و يا هركس ديگرى به كودكى باشد، حق اعتراض به آنهاو طرح شكايت از آنها را دارد و اين شكايت هرگز از جانب قانون ناديده گرفته نمى شود. به اميد روزى كه جسم و روح كودكان اين موجودات لطيف و ضعيف دركشور ما بيش از پيش مورد توجه قرار گيرد و جلو هرگونه اجحاف به حقوق آنان از جانب هركسى كه باشد، قانوناً گرفته شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |