|
مقاصد شريعت از نگاه ابن عاشور
|
|
|
كتاب خوبى است. اسماعيل الحسنى آن را نوشته و مهدى مهريزى به فارسى ترجمه كرده است. مى خواستم مطلب مفصلى درباره اين كتاب بنويسم، به خصوص بدين خاطر كه به نقطه اى در تعامل ميان فقه شيعى و دنياى جديد رسيده ايم كه ناگزير بايد توجه خود را از محدوده منابع فقهى شيعى فراتر ببريم و ببينيم در سنت تفكر فقهى اهل سنت چه عناصرى در خور تأمل است. اين كه شما ملاحظه مى كنيد در چند سال اخير، از سوى مجامع و مؤسسات شيعى دو اثر درباره يك موضوع، يعنى «مقاصد شريعت» ، يكى ناظر به ديدگاه امام شاطبى و ديگرى درباره آراى امام محمد طاهربن عاشور به فارسى ترجمه و منتشر مى شود، صرفاً وجه علمى وآكادميك ندارد، بلكه ناظر به نيازى است كه در متن فقه شيعه احساس مى شود. كتاب با پيشگفتارى از مترجم آغاز مى شود. اين پيشگفتار براى خواننده ناآشنا به فقه اهل سنت و بدون پيشينه ذهنى نسبت به «مقاصد شريعت» بسيار كارساز و روشنگر است. او در اين مقدمه خاستگاه بحث مقاصد و اهميت آن را بيان مى كند و دانش مقاصد را مبناى ارزيابى اجتهاد مجتهدان و حتى سنجش اخبار و روايات مى داند، طورى كه مى توان بر مبناى آن، حركت كل فقه و كاركرد آن را ارزيابى كرد، در گام ديگر، گزارش تاريخى مفيدى از كتابها و مباحث اهل سنت درباره «مقاصد» ارائه مى كند و به اجمال ديدگاههاى جوينى، غزالى، سيف الدين آمرى، ابن سبكى، ابن تيميه، شاطبى و بالاخره، ابن عاشور (۱۲۹۶) را گزارش مى كند. مترجم با بيان اين كه اين مباحث با اصطلاح «علل الشرايع» در سنت فقهى شيعى پى گرفته مى شد، اظهار مى دارد كه فقه شيعى در نسبت با فقه اهل سنت درخصوص مقاصد شريعت، آثار مدون و مستقل بسيار اندكى دارد. از مباحث مبنايى اين پيشگفتار، بررسى امكان شناخت مقاصد شريعت در فقه شيعه است. افزون بر پيشگفتار خوب مهدى مهريزى، خود كتاب نيز كارى درخشان است. نويسنده، در مقدمه كتاب انگيزه هاى ابن عاشور از انتخاب موضوع مقاصد شريعت را بررسى مى كند و آنگاه مجموعه مطالب خود را در سه بخش عرضه مى كند: ۱ ـ انديشه مقاصد از علم اصول تا علم مقاصد، به تعيين چارچوب روش شناختى در نظريه مقاصد از نگاه ابن عاشور اختصاص دارد. ۲ ـ ديدگاه مقاصد نزد ابن عاشور ۳ـ بررسى تحليلى و ارزيابى نظريه ابن عاشور. ناشر اين كتاب، انتشارات صحيفه خرد است و از همكارى مؤسسه جهانى انديشه اسلامى برخوردار بوده است.
|