|
بحثى درباره زمينه هاى شكل گيرى و ويژگى هاى شعر هفتاد
فرار به سوى سرزمين هاى ناشناخته زبان
محمدحسين عابدى قسمت هيجدهم
با وجود زمينه مناسب، موج نو راه دشوارى در پيش داشت. نكته جالبى كه مى توان در باره موج نو ذكر كرد اين رفتار تاريخى است كه گاهى پذيرش نوآورى در ادبيات و شعر، حتى براى كسانى هم كه خود، زمانى به نوآورى شهره بوده اند مشكل مى شود. مخالفت شاعران و طرفداران شعر كلاسيك با موج نو از همان آغاز طبيعى مى نمود اما در آن ميان حتى شاعرانى كه به عنوان پيشرو در شعر شناخته شده بودند چندان از موج نو استقبال نكردند. فروغ فرخزاد به عنوان شاعرى كه هميشه از حركت هاى نو در شعر و ادبيات حمايت مى كرد و به نوعى حامى شاعران جوان تر محسوب مى شد خطاب به «احمد رضا احمدى» مى نويسد: «احمد رضاى عزيز وزن را فراموش نكن. به توان هزار فراموش نكن. حرف مرا گوش بده. به خدا آرزويم اين است كه استعداد و حساسيت و ذوق تو در مسيرى جريان پيدا كند كه يك مسير قابل اطمينان و قرص و محكم باشد. حرف هاى تو اين ارزش را دارد كه به ياد بماند. من معتقدم كه تو هنوز فرم خودت را پيدا نكرده اى و اين راهى كه مى روى راه درستى نيست.» هر چند كه هنوز هم بسيارى از منتقدان، معتقدند كه شعرهاى احمد رضا احمدى فاقد فرم شعرى است اما امروز كمتر كسى را مى توان يافت كه فقدان وزن در اشعار وى را به عنوان ايراد شعر او مطرح كند. «يدالله رويايى» از ديگر شاعران مطرحى بود كه مورد علاقه شاعران موج نو بود اما رفتار و اظهار نظرهاى دوگانه اى را در برابر اين حركت شعرى در پيش گرفت. وى در مصاحبه اى در مجله خوشه كه در مرداد ۱۳۴۵ به چاپ رسيد درباره موج نو اينگونه اظهار نظر مى كند: «... چون نسل هاى پيش جهش ذهنى ندارند نمى توانند اين شعرها را بپذيرند. به نظر من بايستى اين نوع شعر را جدى گرفت كه شعرى است «سنسر» و صميمى و بدون حقه بازى ...» (رويايى۱۳۵۷،:ص۲۳۹) و در سال ۱۳۴۷ در مصاحبه اى ديگر مى گويد: «... بسيارى از جوان هاى اين موج - كه آنقدر زيادند كه اصلاً نامشان در ذهن نمى ماند- پراكندگى و شيفته نشدن را چنان بروز مى دهند كه اصلاً معلوم نيست كدام يك از شعراى معاصر را قبول دارند ... فكر كرده اند كه بى شيفتگى هم مى توان شعر گفت و مى گويند چاپ هم مى شود... ۱۵۱۰تا از همين جوان ها را مى شناسم كه چون شعرشان چاپ نشد ديگر شعر نگفتند... در هيچ يك از دوره هاى شعرى اينقدر آشفتگى وجود نداشته است.»۱ (رويايى۱۳۵۷،:صص۷۷-۷۶) به هر حال صرف نظر از مخالفت ها و موافقت هايى كه با موج نو همراه شد مى توان گفت كه اين حركت شعرى، در فاصله گرفتن شعر معاصر از كانون توجه اصول شعر كلاسيك بسيار مؤثر بود. شاعران موج نو تحت تأثير «پل والرى»، بسيار به تركيب «شعر ناب» علاقه نشان دادند و در نوشته هاى گوناگون به توضيح و تبيين آن پرداختند. اين موضوع سبب شد كه بر خلاف آنچه كه تا پيش از آن رايج بود توجه به خود زبان و مسائل آن، اهميت بيشترى بيابد. بحث در باره نشانه ها و تصوير هاى ذهنى و تفاوت هاى «بعد احساسى» و «بعد عاطفى» گسترش يافت. حوزه نقد تخصصى شعر نيز بسيار بيش از گذشته مورد توجه قرار گرفت و مى توان گفت كه خيلى از واژه هاى جديد در فرهنگ شعر معاصر فارسى مجال بروز و ظهور يافت. ادامه دارد ۱. شمس لنگرودى در جلد سوم تاريخ تحليلى شعر نو به اين صحبت هاى دوگانه اشاره كرده است و علاقه مندان مى توانند متن كامل مصاحبه ها را در كتاب «از سكوى سرخ» مطالعه كنند.
|