دوشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۳ - ۴ محرم ۱۴۲۶
Mon, Feb 14, 2005
ميراث فرهنگى
۳۰۵۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
آرشيو
كاوش و مرمت در زيگورات چغازنبيل ادامه دارد
قلعه آتش همچنان مه آلود است!
201420.jpg
ليلا انصارى
آنچه محوطه تاريخى زيگورات چغازنبيل را تهديد مى كند، صنايع مستقر در اطراف اين منطقه است؛ ازجمله صنعت نيشكر كه سابقه طولانى درمنطقه دارد و توسعه آن موجب تسطيح و تخريب تپه هاى باستانى مى شود. اين امر يكپارچگى منطقه را به خطر مى اندازد و سبب مى شود كه بخش عمده اى از ارزش هاى تاريخى زيگورات ازدست برود.
چغازنبيل؛ اين شهر رمزآلود كهن با غبارى كه به ضخامت تاريخ بر چهره اش نشسته و رنگ آتشينش زير آسمان نيلگون، حس باورنكردنى طلوع خورشيدى ازدرون خاك تشنه را درانسان تقويت مى كند.
براستى كه نام دوراونتاش ـ  قلعه آتش ـ برازنده آن است.
اونتاش گال پادشاه ايلامى و بنيانگذار اين شهر در ۱۳۰۰ قبل از ميلاد، زمانى كه سنگ بناى اين شهر مذهبى را در سى كيلومترى جنوب شرقى شوش (پايتخت ايلام) گذاشت به چه مى انديشيد؟ اين زيبايى عجيب، اين معمارى جذاب، كار ذهن كدامين معمار و دستان زبردست چه كسانى بوده است؟ اين سؤالى است كه نه مى توان از آن گريخت و نه مى توان به آن پاسخ داد.
درمركز اين شهر كه خود با دو ديوار خشتى احاطه شده است، معبد عظيم هرمى شكل و زيباى زيگورات با آن خشتهاى لعابدار خيره كننده كه براى زينت به خود آويخته، خودنمايى مى كند.
جلوتر كه مى رويم در برآمدگى وسط خشتها به كتيبه هايى با خطوط ميخى ايلامى برمى خوريم. حس خواندن و دانستن و پى بردن به اسرار از لابه لاى اين خطوط عجيب سحركننده وجودمان را احاطه مى كند. جست وجو مى كنى؛ مى گويند كه نام سازنده زيگورات (اونتاش گال) در آنها نوشته شده و بر كتيبه آجرهايى كه درنما به كار رفته اند نيز عنوان شده كه اونتاش گال اين بنا را به خداى «اينشوشيناك» هديه كرده است. اسامى غريب است؛ اما حسى كه به تو دست مى دهد حس آشنايى است. حس پيوند با نياكانى كه در سى و پنج قرن پيش زيسته اند، فكركرده اند، ذوق وسليقه به كار برده اند، ساخته اند و در انتها همه چيز را براى آيندگان باقى گذارده و رفته اند. آيندگانى كه شايد چندان امانت داران قابلى هم نبوده اند!
گويى ارواح سرگردان خاموش احاطه ات كرده اند. شايد ارواح قربانيانى كه در قربانگاه ذبح شده اند؛ آن هم براى راضى كردن خداى اينشوشيناك! به دروازه روبه رو مى نگرى: دروازه سلطنتى؛ دروازه اى زيبا با آجرهاى رنگارنگ و نقش دار، همانجايى كه شاه و ملكه وارد قربانگاه مى شدند تا شاهد جارى شدن خون هزاران قربانى بر سكوهاى قربانگاه باشند. دلت مى خواهد بگريزى، اما همانطور ايستاده اى و به خداى اينشوشيناك فكرمى كنى.
اما در شهر ساختمانهاى ديگرى هم ديده مى شوند. معابدى كه براى خدايان ديگر ايلامى ساخته شده اند. اين ساختمانهاى كوچك معابد خداى «اشينى كاراب»، خداى «نابو» و خداى «كريريشا» است. آيا اين خدايان نيز منتظر رسيدن قربانيان خود بوده اند؟!
اما تاريخ مى گذرد. اونتاش گال مى ميرد و دوران شكوفايى شهر به سرمى آيد. با رنگ باختن زندگى مذهبى، اين شهر نيز اهميت خود را ازدست مى دهد و روز به روز بر نگون بختى آن افزوده مى گردد. با حمله آشور بنى پال (پادشاه آشورى) به اين شهر، آسايش و شكوه براى هميشه از آن روى برگرداند. پس از آن شهر مأمن شبانان و كوچ نشينان شد، كسانى كه نا آشنا به زندگى شهرى، آسيب هايى برآن واردكردند. زندگى براى هميشه از اين شهر رخت بربست و سكوتى خاموش شهر را فراگرفت.
طبيعت نيز برخدايان ايلامى خشم گرفت: بارندگيها و رگبارهاى شديد ضربات كارى خود را بر پيكر خشتى شهر واردكرد و شهر تبديل به تلى از خاك گشت!
زندگى دوباره چغازنبيل
در اوايل سده ۱۴ شمسى توده تپه اى عظيم، آنهم در دشت خوزستان توجه زمين شناسانى را كه درجست وجوى حوضه هاى نفتى بودند، به خود جلب كرد و نتيجه گزارشى بود به هيأت باستان شناسان درسال ۱۳۰۴. چندسال پس از آن، اولين كاوش هاى باستان شناسى آجرى پيداشد با نوشته هايى به خط ايلامى.
در سال ۱۳۲۵ با تلاشهاى پروفسور «رومان گيرشمن» باستان شناس فرانسوى زيگورات سرازخاك بيرون آورد و درسال ۱۳۵۷ ازسوى سازمان علمى   فرهنگى يونسكو در فهرست ميراث جهانى قرارگرفت؛ آن هم به دليل اهميت و اصالت اين محوطه تاريخى و جاذبه هاى طبيعى آن اقدامات پراكنده درجهت حفظ و مرمت اين مجموعه تاريخى تا سال ۱۳۷۷ ادامه پيداكرد، ليكن مطالعات علمى حفاظت و شناسايى از آن تاريخ تا امروز با نام پروژه چغازنبيل شتاب و گستردگى بيشترى به خود گرفته است.
«وحيدزاده» كارشناس حفظ و مرمت آثار تاريخى مى گويد : پروژه چغازنبيل از سال ۱۳۷۷ شروع شد، در آن زمان اين بنا در وضعيت بسيار نابسامانى بود. سالها جنگ در خوزستان و همچنين بارندگيهاى پياپى باعث فرسايش شديد اين محوطه تاريخى و جمع شدن آوار شد. در نتيجه اولين اقدام در راستاى آواربردارى و سامان دهى اوليه صورت پذيرفت و پس از آن مطالعاتى در زمينه شناخت مصالح كه عموماً از خشت خام با روكش عظيم آجرى است انجام گرفت تا اين محوطه در برابر رطوبت و بارندگى منطقه ، دوام بيشترى يابد. او مى افزايد: از نظر مرمت موردى هم ، در هرقسمتى كه منطقه زيگورات آسيب ديده بود ، مرمت در دستور كار قرار گرفت و درعين حال بررسى هاى باستان شناسان به موازات مرمت ها آغاز گرديد. اين بررسى ها همچنان ادامه دارد. طالبيان مدير پروژه چغازنبيل نيز از شناسايى اين محوطه تاريخى ، ياد مى كند و با اشاره به اينكه اين پروژه هم درپى شناخت و پژوهش و هم در صدد حفاظت و معرفى است ، مى گويد: هنوز تمام قسمتهاى محوطه زيگورات شناسايى نشده است زيرا لايه هاى تمدنى مختلفى در اين منطقه وجود داردكه شناخت آنها كار ساده اى نيست ؛ اما در هرحال پروژه چغازنبيل در حال كاوش و شناسايى منطقه است.
گردشگرى؛ طرحى براى آينده
طالبيان با اشاره به اهميت جذب گردشگرى در منطقه خاطرنشان مى كند كه شرايط جذب توريسم به شرايط كلى كشور بستگى دارد و در واقع بايد زيربناها را ساخت ولى با اين وجود در برنامه امسال  اگر بودجه اى به اين كار تخصيص يابد اقداماتى به منظور امكان سنجى براى گردشگرى صورت مى گيرد و باتوجه به نتايج آن تسهيلاتى براى گردشگرى منطقه فراهم مى آيد.
وحيدزاده نيز با اشاره به اينكه سازمان ميراث فرهنگى ، مدت كوتاهى است كه با گردشگرى ادغام شده است ، مى گويد: بودجه اى تاكنون براى رونق گردشگرى در چغازنبيل در اختيار ما نبوده است ولى با اين وجود اقداماتى از جمله تعريف مسير بازديد، تعريف مبلمان و معرفى آثار صورت گرفته است و طرحهايى نيز براى گردشگرى آماده كرده ايم كه اميد است هرچه زودتر با بودجه اى در اختيار ما قرار مى گيرد به اجرا درآيند.
مدير پروژه چغازنبيل مى گويد: عدم آگاهى از اين محوطه تاريخى ، بزرگترين تهديدى است كه متوجه آن است. وى با بيان اين كه تكنولوژيهاى مدرن و كارهاى عمرانى كه بدون در نظر گرفتن بافت سنتى و فرهنگى صورت گرفته است تهديدى بزرگ براى اين منطقه است، خاطرنشان مى كند كه بايد تعاملى بين توسعه و حفظ بافت سنتى و فرهنگى اين منطقه به وجود آيد.
وحيدزاده كارشناس حفظ و مرمت نيز اظهار مى دارد: آنچه اين محوطه تاريخى را تهديد مى كند صنايع اطراف اين منطقه است؛ از جمله صنعت نيشكر كه سابقه طولانى در منطقه دارد و در واقع توسعه آن مساوى است با تسطيح اراضى و تخريب تپه هاى باستانى و اين امر نه تنها اصالت و يكپارچگى منطقه را در خطر انداخته است ، بلكه باادامه اين روند چغازنبيل نيز بخش عمده اى از ارزش خود را از دست خواهد داد.
وحيدزاده همچنين از گروههاى بازديد دانشجويى و دانش آموزى شكايت مى كند كه بدون برنامه ريزى مناسب و در زمان غيرمناسب مثل زمان بارندگى از اين محوطه تاريخى بازديد مى كنند. او مى گويد: اين امر باعث آسيب ديدگى جدى محوطه مى شود. البته وحيدزاده بخشى از اين مشكلات را متوجه سازمان ميراث فرهنگى و مسؤولان محوطه تاريخى چغازنبيل مى داند و بخشى ديگر را نيز ناشى از عدم برنامه ريزى بازديدكنندگان.
وى همچنين بخش ديگرى از مشكلات را مربوط به فرهنگ مردم منطقه مى داند و يادآور مى شود كه ساكنان منطقه هنوز به اهميت اين محوطه تاريخى پى نبرده اند و در نتيجه اهميتى نيز براى حفظ آن قائل نيستند.
طالبيان نيز با ذكر همين مسأله اضافه مى كند: آموزش نيروهاى بومى از اهميت بسيارى برخوردار است ، بالابردن سطح آگاهى مردم منطقه ، باعث افزايش فهم حفاظتى مى شود و در نتيجه حفاظت از آن آسانتر خواهد گشت . وى آموزش نيروهاى بومى را از كارهاى پروژه چغازنبيل مى داند و آگاهى بخشى و فرهنگ سازى و تعيين حريم مناطق تاريخى را از وظايف سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى قلمداد مى كند. ولى عملى كردن اين برنامه ها را مربوط به مراجع قانونگذار و مردم مى داند.
اما فراتر از همه اين سخنان چنين مى نمايد كه زيگورات چغازنبيل تاوان ناشناختگى خود را مى پردازد. اثرى كه افزون بر ۳هزار سال قدمت دارد و ۲۶ سال است كه در فهرست آثار جهانى به ثبت رسيده و هنوز براى عموم مردم ايران ناآشناست ، نه كسى نامش را مى داند، نه كسى نشانى از آن دارد و نه طرحى از اين قلعه آتش در ذهن كسى حك شده است. با اين وصف چگونه مى توان از حفاظت زيگورات سخن گفت؟!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |