دوشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۳ - ۴ محرم ۱۴۲۶
Mon, Feb 14, 2005
چشم انداز
۳۰۵۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
آرشيو
سستى جهان اسلام
واكنش بين المللى
نسبت به سخنان بوش
«جورج دبليو بوش» رئيس جمهورى آمريكا اخيراً عنوان كرد: اگر ايران در زمينه برنامه اتمى مشاجره برانگيزش با نيروهاى بين المللى همكارى لازم را نكند، آمريكا نه تنها راه حل ديپلماتيك را بى فايده مى داند، بلكه امكان حمله نظامى را نيز بعيد نمى پندارد. اظهارات وى موجب بروز واكنش هاى متفاوتى از سوى رسانه ها و دولتمردان ايران و جهان شد.
از جمله «جك استراو» وزير امور خارجه بريتانيا در ديدار از چين با بيان اينكه «مقامات آمريكايى دائماً از حمايت خود از راه حل ديپلماتيك اين مشكل حمايت مى كنند» تلاش كرد تا تنش ايجاد شده را كاهش دهد. «ميشل بارنيه» همتاى فرانسوى او نيز در مسكو تصريح كرد: هيچ راه حل ديگرى غير از ادامه گفت وگوها در حال حاضر در مورد اين مسأله مطرح نيست.
به گزارش خبرگزارى فرانسه، خانم «بتينا فررو والدنر» كميسر عالى اتحاديه اروپا در امور خارجى در مصاحبه اى با روزنامه «بيلد آم زونتاگ» گفت: اتحاديه اروپا به آمريكا هشدار داد تا به جاى راه حل نظامى تلاش خود را براى راه حل ديپلماتيك معضل برنامه هسته اى ايران به كار بندد. وى افزود: «ما بايد در حال حاضر، هرچه در توان داريم،به كار گيريم تا با استفاده از راه حل هاى سياسى با ايران به توافق برسيم. گفت وگوهاى ما با مقامات ايرانى، بدون شك، بغرنج خواهد بود.
ولى با وجود اين، جداً معتقدم كه تلاش هاى ديپلماتيك در نهايت، به پيروزى منجر خواهد شد» . وى ادامه داد: «هيچ كسى نبايد پيامدهاى حمله به ايران را چه در منطقه و چه در مناسبات غرب و جهان اسلام ناچيز تصور كند» .
وى افزود: «اتحاديه اروپا و ايالات متحده آمريكا هر دو هدفى مشترك در اين معضل دارند.اختلاف هاى ما تنها بر سر چگونگى رسيدن به هدف مان است.ارو پايى ها ترجيح مى دهند با ارائه پيشنهادهاى مثبت، دولت ايران را به انتخاب راه حل قطع برنامه اتمى اش ترغيب كنند. آنها همچنين برآنند كه نيروهاى معتدل و ميانه رو را در دولت ايران تقويت كنند. اما آمريكايى ها در اين مسير، روش ارعاب و تهديد را در پيش گرفتند» .
همچنين روزنامه «برلينار» چاپ آلمان به نقل از «كارستن فويگت» مأمور مناسبات آلمان با آمريكانوشت: «احتمال حمله نظامى آمريكا به ايران در حال حاضر وجود ندارد.اظهارات اخير جورج دبليو بوش مبنى بر رد نكردن احتمال حمله نظامى به ايران به اين معنا نيست كه او اين حمله را اينك در دستور كار خود قرار داده است.بايد گفت كه حتى توان نظامى كشور قدرتمندى مانند ايالات متحده آمريكا نيز حد و مرزى دارد» .
وى با اشاره به تأكيد «گسترش آزادى در جهان» در نطق بوش در آغاز دوره دوم رياست جمهورى اش گفت: «ما نيز در آلمان همانند جورج بوش، خود را در به ثمر رسيدن اين هدف موظف حس مى كنيم. اما پرسش مهم اين است كه راهكارهاى ما در نيل به اين مقصود چيست و تا چه اندازه مشروع است».
منبع: راديو صداى آلمان
سستى جهان اسلام
در برابر توطئه هاى آمريكا
201474.jpg
روز ۱۱ سپتامبر به عنوان خط تقسيم كننده رويدادها در تاريخ معاصر عمل كرده است.
قوانين شناخته شده بين المللى، كنوانسيونها و سنت هايى كه چارچوبى براى برخورد بين كشورها را فراهم مى كرده، تقدس خود را از دست داده و فداى قربانگاه امنيت ملى شده است. آزاديهاى مدنى و حقوق بشر نيز به همين منوال، ديگر فاقد ارزشهاى متعالى شده اند. مفاهيم و دكترين هاى جديدى ظهور كرده اند. اكنون اصطلاحات حاكميت، تماميت ارضى و مساوات تنها در كتب درسى يافت مى شود.
بدين ترتيب، حادثه ناگوار روز ۱۱ سپتامبر، چشم انداز سياسى و تصورات استفاده از زور را كاملاً تغيير داده است. خشم و ناخشنودى و نيز نوعى احساس سردرگمى ناشى از عمل تروريستى غير مترقبه و فاقد هرگونه تحريك در روز ۱۱ سپتامبر توسط يك لابى به منظور برانگيختن احساسات انتقامجويانه مورد بهره بردارى قرار گرفته است.
بدون استثنا، مسلمانان هدف اين اعمال انتقامجويانه قرار گرفته اند. در طول سه سال گذشته، اينگونه انتقامجويى در سطوح انفرادى و ملى عليه كشورهاى اسلامى به عمل آمده و اين عمل در تمامى موارد، فاقد هرگونه دليل و يا توجيه كافى بوده است. اقدامات عليه مسلمانان بزرگ وانمود شده و يك فرمول ساده و قابل اجرا تدوين شده است: هر فرد مسلمان يك بنيادگرا و در نتيجه، تروريست است و بنابراين مستحق برخوردارى از رفتار و يا حقوق مدنى نيست. او كماكان قربانى بدترين نوع از تحقير و اهانت است. مثالهاى فراوانى در اين خصوص وجود دارد.
قدرت نظامى بى سابقه اى كه عليه افغانستان و عراق به كار گرفته شده است، به عنوان تخلف دائمى از ميثاقهاى بين المللى باقى خواهد ماند. قتل عام بى محاباى غير نظاميان و انهدام مراكز اقتصادى و فرهنگى يادآور وحشيگرى قرن چهاردهم است.
تجاوز آمريكا عليه غير نظاميان غير مسلح كه در «فلوجه» يا «نجف» با اشغال ميهن خود مقاومت مى كردند، در تاريخ جنگها سابقه ندارد.
چگونگى غارت آثار هنرى با ارزش از موزه بغداد، پيوسته به عنوان لكه ننگ براى نيروهاى ائتلافى باقى خواهد ماند. نظاميان كشورهايى كه رژيم طالبان را به خاطر انهدام دو مجسمه بودا در «باميان» به عنوان بى حرمتى به ميراث جهانى محكوم كرده بودند، در غارت عتيقه هاى موزه بغداد با خيال راحت و بدون هيچگونه احساس شرم، جرم و يا حسابرسى دست داشتند.
حملات عليه كشورهاى اسلامى و قتل عام مسلمانان در سرزمينهاى اشغالى فلسطينيها، كشمير و يا عراق اشغالى، جزئى از يك استراتژى بسيار حساب شده به منظور خفه كردن رنسانس نوظهور در جهان اسلام بوده اند. به بهانه مبارزه عليه تروريسم، مسلمانان مورد تجاوز و حقارت قرار گرفته اند، در حالى كه رسانه هاى غربى به صورت توطئه آميزى سكوت اختيار كرده اند.
اعمال فشار بر پاكستان براى تسليم شدن به خواسته هاى آمريكا و فراهم ساختن تأسيسات لجستيكى در عمليات عليه رژيم طالبان در افغانستان، يك اقدام علنى باجگيرانه و زورگويانه بوده است. برخورد مشابه قلدرانه و تهديدآميز نيز در مسأله تكثير سلاحهاى هسته اى مشاهده شد. چگونگى برخورد اهريمنى نسبت به دكتر «عبدالقدير» و ادامه فشار روى وى از سوى رسانه هاى غربى و آمريكايى، تعصب عميق آنها را فاش مى كند.
برنامه هسته اى پاكستان همواره به صورت مايه خشم و ناخشنودى عميق در غرب بوده و براى محروم ساختن پاكستان از ثمرات تكنولوژى مدرن و زير سلطه هند و غرب نگهداشتن اين كشور، از انواع اقدامات زورگويانه و محدود كننده بهره گرفته شده است.
غرب و آمريكا به دنبال شكست در نيل به هدف خود، اكنون به ايران روى آورده اند. «جورج بوش» رئيس جمهورى آمريكا به صراحت و به شكلى گستاخانه اعلام كرده كه واشنگتن هيچگاه به ايران اجازه دستيابى به تكنولوژى هسته اى نخواهد داد و براى رسيدن به اين هدف، «تمامى راههاى چاره در دست بررسى است.»
ايرانيان به كرات گفته اند كه آنها قصد غنى سازى اورانيوم تا حد توليد سلاح هسته اى را ندارند و نيز اينكه برنامه آنها صرفاً مقاصد صلح آميز را دنبال مى كند، ولى آمريكا اصلاً نمى خواهد در اين زمينه كوتاه بيايد. تمامى تكذيبيه ها ناديده گرفته شده اند. آمريكا به رفتار جنگ طلبانه خود شدت بخشيده است و شواهد ترديد ناپذير مبنى بر اينكه آن كشور باز هم مقدمات يك معركه جويى عليه يك كشور مسلمان ديگر را تهيه مى كند، وجود دارد.
آمريكا از متحدين اروپايى خود خواسته است تا اين موضوع را به شوراى امنيت سازمان ملل متحد ارجاع دهند تا آن شورا بتواند اين مسأله را تحت مقررات بخش هفتم مورد بحث قرار دهد و تحريمهايى را عليه آن كشور براى جلوگيرى از روند توسعه اقتصادى اجرا كند، ولى انگليس، فرانسه و آلمان در مقابل فشار آمريكا مقاومت كرده اند. ولى آمريكا كماكان بر تأمين خواسته هاى خود اصرار مى ورزد و اتهامات بيشترى به ايران مى زند.
ما مشاهده كرده ايم كه از هيولاى سلاحهاى كشتارجمعى در اختيار عراق به عنوان سرپوشى براى تجاوز عليه آن استفاده شد. افشاگريهاى بعدى،  اين امر را به طور قاطع به اثبات رساند كه عراق نه داراى انبارى از سلاحهاى كشتارجمعى بود و نه در هرگونه اعمال تروريستى دست داشت، ولى اين افشاگريها به صورت بى شرمانه ناديده گرفته شده اند و واشنگتن هنوز اصرار مى ورزد كه اين تهاجم نظامى حتى با وجود اظهارات صريح دبير كل سازمان ملل متحد مبنى بر اينكه جنگ عليه عراق «غيرقانونى» و موجه بوده است، دولت بوش مصمم است سياست مبدل ساختن كشورهاى اسلامى برخوردار از استقلال بالقوه اقتصادى و يا نظامى به يك عامل بى اثر در سياست پايدار بين المللى از طريق اجراى سياست پايدار اختناق اقتصادى، تحريم ها و باجگيرى دنبال كند. مبارزه عليه سودان در مسأله «دارفور» يك مورد ديگر از اينگونه سياست است.رسانه هاى غربى با استفاده از اكاذيب و فريبكارى در حال بدنام كردن سودان و متهم ساختن آن كشور به «قتل عام» در «دارفور» هستند تا بهانه اى به دست آمريكا جهت اقدام نظامى سريع عليه «خارطوم» بدهند.
به همين منوال، آمريكا در غياب هر گونه مدارك متقن، به ساختن داستان هاى مبنى بر اينكه تهران از حدود دو دهه قبل به طور مخفيانه روى برنامه سلاح هسته اى فعاليت داشته است، ادامه مى دهد. واشنگتن همچنين از آژانس بين المللى انرژى اتمى به عنوان وسيله اعمال فشار استفاده مى كند.
بوش قطع نظر پاسخ هاى تهران، براى اجراى تحريم ها عليه ايران از سوى شوراى امنيت سازمان ملل متحد اصرار مى ورزد و حتى تهديد كرده است كه آمريكا حق انجام حمله يكجانبه و پيشگيرانه عليه ايران را حفظ مى كند. گزارش ها حاكى است كه طرح هاى نظامى فعالانه تحت بررسى است. گزارشى در مجله «نيوزويك» حاكيست كه «مقامات آمريكايى و اسرائيلى درباره اقدام نظامى احتمالى صحبت كرده اند.»
تهران نسبت به اينگونه خواسته  هاى تحريك آميز و فتنه انگيز، با خويشتندارى فراوان واكنش نشان داده است. سخنگوى آن كشور اعلام كرده است كه ايران در صورتى كه آن آژانس اين مسأله را به شوراى امنيت سازمان ملل متحد ارجاع كند، از پيمان منع گسترش سلاح هسته اى خارج خواهد شد. اما هيچگونه توجه به اين موضعگيرى ايران مبذول نمى شود كه آن كشور به عنوان يكى از امضاكنندگان پيمان مزبور از حق توليد سوخت هسته اى براى مقاصد غيرنظامى از جمله غنى سازى اورانيوم برخوردار بوده و به همين ترتيب، برنامه هسته اى آن كشور صرفاً مقاصد صلح آميز را دنبال مى كند.
كشمكش بين آمريكا و ايران با خطرات بى شمارى مواجه است. آمريكا، اسرائيل را به انهدام زيربناى هسته اى عراق تشويق كرد كه در نتيجه در ماه ژوئن ۱۹۸۱ ميلادى، اسرائيل حملاتى عليه «اوسيراك» يعنى محل استقرار راكتورهاى هسته اى عراق انجام داد. گمانه زنى مى شود كه تاريخ تكرار خواهد شد و عراق و اسرائيل به عنوان قائم مقام آمريكا و نيز يك كشور قانون شكن در سطح بين المللى احتمالاً حمله پيشگيرانه عليه راكتور هسته اى بوشهر انجام خواهند داد.
در حالى كه اين تهديدها به ايران وارد مى شود و آشكار از احتمال اقدامات تنبيهى از جمله حملات نظامى عليه ايران بحث مى شود، سكوت مرگبار جهان اسلام بسيار آزاردهنده است. الگوى دائمى خصومت غربى ها عليه اسلام و كشورهاى اسلامى كه در اقدامات گوناگونى و مرتب مشاهده مى شود، نتوانسته است وجدان مسلمانان را بيدار كند.
كشورهاى اسلامى به صورت سيستماتيك مورد ارعاب و تهديد قرار مى گيرند. نظاميان آمريكا در افغانستان و عراق از رعايت مقررات اساسى و اوليه جنگ خوددارى مى ورزند و با شهروندان اين كشورها مثل انسان هاى دون پايه كه ارزش هيچگونه رحم و استحقاق هيچگونه حقوق را ندارند، برخورد مى كنند. اين امر روشن است كه اقدامات عليه ايران نيز جزيى از اين توطئه عمدى مبنى بر ظلم و تعدى عليه مسلمانان است.
درگيرى بين ايران و آمريكا احتمالاً به زودى به يك نقطه اشتعال مبدل خواهد شد، ولى جهان اسلام نسبت به اين فاجعه قريب الوقوع كماكان بى تفاوت مانده است. متأسفانه سازمان كنفرانس اسلامى در تمامى مسائلى كه در سرنوشت امت اسلامى تأثير دارد، همچنان در حال رخوت به سر مى برد.
بنابراين، جاى تعجب نيست كه اين سازمان به نظر مسلمانان و در مجامع بين المللى، احترام و اعتبار خود را از دست داده است. شايد اين سازمان بتواند وجهه خود را در صورت بهره گيرى از چابكى و تدبر و تلاش براى متوقف كردن نقشه هاى آمريكا عليه كشورهاى عضو بازيابد. آيا سازمان مزبور در اين مأموريت سربلند خواهد شد؟ من آرزو دارم كه پاسخ اين سؤال مثبت باشد.
منبع: روزنامه نيشن


|   شناسنامه   |   آرشيو   |