|
|
|
|
|
|
|
ديدگاه
|
|
|
|
|
۵۶ درصد فرانسوى ها شيراك را براى دور دوم رياست جمهورى نمى خواهند
پاريس - مسعود دهقانى : براساس نتايج آخرين نظرسنجى كه درمورد نامزدهاى انتخابات رياست جمهورى فرانسه صورت گرفته است، بيش از نيمى از فرانسوى ها با حضور مجدد «ژاك شيراك» رئيس جمهورى كنونى درانتخابات سال ۲۰۰۷ مخالفند. اين نظرسنجى كه از سوى مؤسسه «ث اس آ» انجام گرفته، حاكى است كه تنها ۳۲ درصد فرانسوى هايى كه مورد پرسش واقع شده اند، خواهان حضور مجدد شيراك درانتخابات ياد شده هستند. ژاك شيراك رئيس جمهورى فرانسه ( از سال ۲۰۰۵ ميلادى) بعد از اعمال اصلاحاتى كه درقانون اساسى اين كشور، براى كوتاه كردن دوره رياست جمهورى از ۷ سال به ۵ سال صورت داد، اين استثنا را قائل شد كه خود بتواند براى دوره سوم نيز نامزد شود. ۵۳ درصد حزب حاكم اكثريت راست گرا، ۳۷ درصد حزب ميانه «او د اف» ، ۸۸ درصد كمونيست ها ، ۷۴ درصد سوسياليست ها و ۷۲ درصد طرفداران جبهه ملى، مخالف نامزدى شيراك براى سومين دور رياست جمهورى خود هستند. دراين نظر سنجى ، بيشترين عامل محبوبيت شيراك نزد فرانسوى ها، مواضع وى درمخالفت با جنگ آمريكا درعراق عنوان شده است، اما درخصوص مسائل داخلى فرانسه ، تنها ۱۵ درصد فرانسوى ها معتقدند كه او دلمشغولى آنها را مى فهمد. درخصوص دلايل مخالفت آن دسته از افراد مورد سؤال قرارگرفته با نامزدى شيراك، ۴۳ درصد معتقدند كه بايد درجمع دولتمردان فرانسوى تغييراتى صورت گيرد، ۲۷ درصد مى گويند درسال ۲۰۰۷ شيراك با ۷۵ سال سن براى تصدى اين مسؤوليت پير است وبالاخره ۲۶ درصد ديگر معتقدند وى دو دوره ۷ و ۵ ساله يعنى ۱۲ سال را برقدرت بوده واين مدت براى او كافى است. اين نظر سنجى در ۱۲ و ۱۳ ژانويه سال ميلادى جارى روى ۹۴۹ نفر درفرانسه صورت گرفت.
|
|
|
|
|
ديپلماسى آمريكا از نگاه «كاندوليزا رايس»
|
|
|
اولين سفر خارجى «كاندوليزا رايس» وزير امور خارجه جديد آمريكا به اروپا و خاورميانه، اولويتهاى سياست خارجى آمريكا در دوره دوم رياست جمهورى «جورج بوش» را به خوبى مشخص كرد. وى در پايان ديدارهاى خود در لوكزامبورگ با گروهى از نمايندگان رسانه هاى خارجى شامل تايمز مالى، فيگارو، فرانكفورتر آلگماينه و رپوبليكا ملاقات كرد. متن اين گفت وگو از نظر خوانندگان گرامى مى گذرد (با ذكر اين نكته كه انتشارش به معناى تأييد آن نيست). *نشست روسيه و آمريكا ۲۴فوريه در «براتيسلاوا» در اسلوواكى برگزار مى شود. پيام بوش به پوتين چه خواهد بود و آمريكا انتظار شنيدن چه پاسخى از روسيه دارد؟ ـ نشست آتى در اسلوواكى، فرصت ديگرى براى پوتين و بوش است تا ثابت كنند كه روابط دو كشور سازنده است. ما به طور مشترك بر روى پرونده هاى امنيتى كار مى كنيم و قرار است مانورهاى نظامى مشتركى برگزار كنيم. ما نيروهاى مشتركى در مبارزه با تروريسم داريم و در مناطق مختلفى در جهان شامل افغانستان و بالكان با همديگر همكارى مى كنيم. ما همچنين از درخواست روسيه براى ورود به سازمان تجارت جهانى حمايت مى كنيم. ايالات متحده طبيعتآً نسبت به روند داخلى برخى مسائل در روسيه حساس است اما اين به معناى آن نيست كه دو كشور نمى توانند روابط سازنده اى داشته باشند. از موارد حساسيت ما، نقش مطبوعات، استقلال قوه قضاييه و حاكميت قانون است. روسيه و آمريكا مى توانند اين موارد را بررسى كنند و اين نگرانى ها چيزى نيست كه آمريكا را وادار كند تا روسيه را منزوى كند. برخى بر اين باور بودند كه روسيه نبايد به كشورهاى گروه صنعتى (G8) ملحق مى شد اما نپيوستن روسيه به G8 يك خطا محسوب مى شد. روسيه هم اكنون در يك دوره انتقالى به سر مى برد و گفت وگوها بايد ادامه داشته باشد. من انتظار گفت وگوهاى بسيار خوبى ميان بوش و پوتين در براتيسلاوا دارم. قرار است در گفت وگوهاى دو رئيس جمهور، مواردى مانند امنيت هسته اى و انرژى نيز مورد بحث قرار گيرد. * شما از اينكه كره شمالى اعلام كرد داراى سلاح اتمى است و مذاكرات ۶جانبه را ترك مى كند، شگفت زده شديد؟ ـ من به صورت شفاف مى گويم كه ما رابطه باثباتى با كره جنوبى داريم و نيروهايى در اختيار داريم كه مى توانند با تهديدات كره شمالى مقابله كنند. اين براى اولين بار نيست كه كره شمالى ها چنين اظهاراتى بيان مى كنند و آنها هر بار با گفتن اين مسائل، خود را بيشتر منزوى مى كنند. چون هيچ كس نمى خواهد سلاح اتمى در شبه جزيره كره باشد. من فكر نمى كنم كره شمالى از مذاكرات ۶جانبه خارج شود، چون اين به معناى آن است كه منابع ديپلماتيك براى حل بحران ديگر فايده اى ندارد. *اقدام نظامى چطور؟ ـ نمى خواهم در اين باره حرفى بزنم. براين باورم كه برقرارى روابط منطقى با همسايگان و ساير كشورهاى جهان، بهترين گزينه براى كره شمالى است. *فكرمى كنيد تحريم تسليحاتى اتحاديه اروپا عليه چين لغو شود و اروپا يكبار ديگر خلاف تمايلات واشنگتن عمل كند؟ ـ هنوز تصميم نهايى در اين باره گرفته نشده است اما مطمئن هستم هر تصميمى گرفته شود، باتوجه به حساسيت ها و نگرانى هاى آمريكا خواهدبود. ما هميشه سر همه چيز به توافق نمى رسيم. اگر درمورد همه چيز ما به توافق برسيم، جاى تعجب خواهدداشت.چيزى كه دراين ميان مهم است، اين كه اهداف ما مشترك است. دركنفرانس مطبوعاتى كه داشتم، به من گفتند كه ايالات متحده در اروپا بر سر چين دچار اختلافاتى هستند. اما بايد بگويم كه آمريكا و اروپا بر سر چين دچار اختلافات نيستند. ما نگرانى هاى مشتركى داريم از اينكه چگونه با چين كه از نظر اقتصادى رشد بسيار سريعى دارد و از نظر سياسى نيز به يك قدرت تبديل مى شود، رفتاركنيم. فكرمى كنم ما خواهان آن هستيم كه چين جزيى ازجامعه بين المللى شود و به نيروى مثبت، نه منفى در سياست جهانى تبديل شود. ما اختلافات خودمان را خواهيم داشت اما سعى خواهيم كرد كه برآنها به گونه اى غلبه كنيم كه به نفع منافع هردو باشد اما نبايد انتظارداشت كه هميشه برسر هرچيزى به توافق برسيم. * اگر توافقى ميان اروپايى ها و ايران حاصل شود و ضمانت قوى از ايران دريافت شود كه اين كشور در مسير توسعه سلاح هاى اتمى حركت نمى كند آيا آمريكا آماده است كه از چنين توافقى حمايت به عمل آورد؟ ـ ابتدا ايرانيان بايد بپذيرند كه نسبت به جامعه بين المللى درمورد عدم توليد سلاح هاى اتمى زيرپوشش نيروگاههاى اتمى صلح آميز تعهداتى دارند. ايالات متحده، اولين كشورى بود كه چندسال پيش نسبت به اين موضوع هشدارداد. ايرانى ها بايد چنين كارى انجام دهند. چيزى كه ما نبايد اجازه دهيم، اين است كه ايرانى ها شرايط جديدى را تعيين كنند. بنابراين ابتدا بايد ببينيم كه آيا ايرانى ها واقعاً مى توانند جامعه بين المللى را نسبت به اين موضوع قانع كنند يا خير. * آمريكا درمورد پيوستن احتمالى اوكراين و گرجستان به پيمان ناتو چه نظرى دارد؟ نظر شما درمورد استقرار پايگاههاى نظامى دركشورهاى جديد عضو ناتو چيست؟ ـ پيش از همه، ايالات متحده ساختار جنگ سرد خود را دراروپا تغيير مى دهد. به همين منظور، ما نه تنها با اعضاى ناتو، بلكه با دولت روسيه درمورد تغيير جايگاه نيروهايمان گفت وگو كرده ايم. ما روابط خوبى با كشورهاى شرق ناتو داريم. ما با آنها درعمليات مبارزه با تروريسم همكارى كرده ايم. اين عمليات هم براى ما، هم براى كشورهاى اروپايى و هم روسيه خوب بوده است. درمورد ناتو و تغيير ساختار آن، اين پيمان هم اكنون به سمت نيروهاى واكنش سريع و تجهيزات سبك است و ديگر مانند قبل (دوران جنگ سرد) و نيروها و تجهيزات سنگين آن زمان نيست. درمورد اوكراين و گرجستان ما خواهان آن هستيم كه اين دو كشور و ساير كشورها جزيى از روند اروپايى باشند و درهاى ناتو برروى كشورهايى باز است كه داراى دموكراسى باشند. منبع: خبرگزارى اينترفاكس ترجمه: آرمن نرسسيان
|
|
|
|
|
تمايل فرانسه براى گشودن صفحه جديد در رابطه با آمريكا
|
|
|
ترجمه: حسن هاشميان فرانسه اگرچه در جنگ آمريكا عليه صدام حسين مشاركت نكرد و به عنوان يك مخالف اصلى در برابر ايالات متحده قد علم كرد اما اكنون در راه بناى يك عراق جديد تلاش دارد ديپلماسى متفاوتى با گذشته نه چندان دور خود در خصوص اين موضوع نمايان كند. بر اين اساس، فرانسه آماده است با تمام گروه هاى سياسى عراق وارد مذاكره شود، همچنين اين كشور حمايت خود را از برگزارى انتخابات در عراق اعلام كرده و در آينده نيز حمايت خود را از تدوين يك قانون اساسى همگانى كه حقوق همه طيفهاى جامعه عراق را تضمين مى كند، اعلام خواهد كرد. اما تمام اين موارد نه در تضاد با آمريكا، بلكه در همكارى با آن كشور شكل خواهد گرفت و اين مسأله يكى از مهمترين رويكردهاى جديد سياست خارجى پاريس به حساب مى آيد. روزنامه «الحيات» چاپ (لندن) در گفت وگو با «ميشل بارنيه» وزير خارجه فرانسه، اين موضوع و مسائل ديگر را مورد بررسى قرار داده است. متن اين مصاحبه از نظر خوانندگان گرامى روزنامه «ايران ديپلماتيك» مى گذرد. * آيا به نظر شما، ارزيابى فرانسه از انتخابات عراق باعث خواهد شد كه يك نوع نزديكى ميان آمريكا و فرانسه در خصوص عراق شكل گيرد؟ - از ماه ها پيش و قبل از برگزارى انتخابات در عراق، تمايل خود را براى گشودن صفحه جديدى در روابط آمريكا و فرانسه اعلام كرديم. من فرداى انتخاب مجدد بوش طى مقاله اى تحت عنوان «نامه اى به يك دوست آمريكايى» اين تمايل خود را نشان دادم. بعد به واشنگتن رفتم و در زمان خداحافظى «كالين پاول» و جانشين شدن «كاندوليسا رايس» به جاى وى، اين موضوع را مطرح كردم. در حال حاضر فكر مى كنم آنچه در روابط آمريكا و فرانسه بسيار حائز اهميت است، آن كه ذهنيت جديدى گشوده شود و درباره يك چشم انداز جديد در موضوع عراق به تبادل نظر بپردازيم. * اما به خصوص درباره موضوع عراق اختلافات عميقى ميان شما شكل گرفت. آيا با يكديگر به توافق رسيديد؟ - رئيس جمهور (ژاك شيراك) گفت ما مى خواهيم نگاهى به آينده داشته باشيم و من نيز چنين ديدگاهى دارم. براين اساس، از بهار گذشته همراه با آمريكاييها بطور مشترك بر سر قطعنامه ۱۵۴۶ شوراى امنيت، همكارى نزديكى به عمل آورديم. زيرا تنها راه خروج عراق از مشكلات خود و پايان دادن به درد و رنج ملت آن، راه حل ديپلماتيك است. همه موضعگيرى ما در مخالفت با جنگ عليه عراق را مى شناسند، اما در شرايط فعلى، خروج از اين مشكل نه با تسليحات و نه با انجام عمليات نظامى و نه با افزايش نيروها در عراق است، بلكه تنها با به كار بردن روشهاى سياسى است. اين چيزى است كه ما را واداشت بر شكل دادن به قطعنامه ۱۵۴۶ تأكيد كنيم و آن را تنها وسيله اى مى دانيم كه به يك راه حل سياسى منتهى مى شود. * قطعنامه ۱۵۴۶ تعيين كرده است كه نيروهاى خارجى بايد تا پايان سال ۲۰۰۵ از عراق خارج شوند، اما آمريكا اعلام كرد هنوز زمان مشخصى براى خروج نيروهاى خود تعيين نكرده است. - قطعنامه فقط بر اين موضوع تأكيد نكرده است بلكه مسائل ديگرى را دربر مى گيرد. مسائلى مانند انتخابات و تدوين قانون اساسى كشور تا پايان سال ۲۰۰۵. همه اينها طى مراحلى صورت مى گيرند و در درجاتى از يك پلكان قرار مى گيرند. مرحله نخست شامل برگزارى انتخابات مى شد كه خيلى خوب طى شد. مرحله بعدى، تدوين قانون اساسى و تأييد (ملى) آن است. اين كارها نبايد فراتر از سال ۲۰۰۵ طول بكشد. با انجام چنين مراحلى، افق خروج نيروهاى خارجى از عراق نيز روشن خواهد شد. * اما آمريكايى ها اعلام كردند كه جدول زمانبندى خروج آنها از عراق را قبول ندارند، به نظر شما، آيا اين نقطه تضادى ميان شما و آمريكا خواهد بود؟ - زمان خروج نيروهاى آمريكايى از عراق براى ماه دسامبر ۲۰۰۵ تعيين شده است و در اين زمينه، ضرورت دارد كه به نظر و ديدگاه دولت جديد عراق توجه كرد. اين دولت است كه دقيقاً خواهد گفت چه چيزى را مى خواهد. براى موفقيت چنين روشى، ابتدا بايد حكومتى با حاكميت كامل بر عراق شكل گيرد و از اين طريق ملت عراق بتواند بر سرنوشت خود حاكم شود. اما همچنين ضرورت دارد اين مرحله از كار بعد از شكل گيرى مراحل قبلى به دست آيد. يعنى بعد از انتخابات كه اكنون حاصل شده است و بعد از تدوين قانون اساسى و بعد از مراحلى كه شكل گيرى آنها قبل از مرحله خروج نيروها تعيين شده است. * تمايل خود را براى ارائه يك طرح كامل كه همه نيروهاى سياسى عراق را دربر گيرد، نشان داديد. اين برنامه را در حال حاضر چگونه پيش مى بريد و آيا با «اياد علاوى» نخست وزير كه اخيراً از فرانسه انتقاد كرده است، تماسهايى داريد؟ - با اياد علاوى در «بروكسل» تماس داشتم، همچنين با وزير خارجه عراق و رئيس جمهور آن كشور هنگامى كه در پاريس بودند، گفت وگوهايى را انجام داديم. در حال حاضر هم با دولتمردان عراقى در بغداد تماسهايى داريم، اما در رابطه با برنامه سياسى فوق الذكر ابتدا بايد بگويم كه گام نخست آن با شجاعت ملت عراق در حضور پاى صندوقهاى رأى و با وجود ناامنى و عدم ثبات در كشور برداشته شد. اما تاريخى ترين لحظه براى همه، تدوين قانون اساسى خواهد بود كه بايد تمام اقشار، مذاهب و گروه هاى سياسى عراق را در برگيرد و اين امر در درجه بعدى قرار مى گيرد كه نبايد به سادگى از آن گذشت. * آيا فرانسه از تشكيل يك دولت شيعه در عراق نگران نيست؟ - در صدد آن نيستيم كه افراد را به خاطر نيت هاى آنها محاكمه كنيم. در اينجا، حقيقتى وجود دارد و آن اينكه مذهبى در عراق داراى اكثريت است. دموكراسى هم مى گويد كه اكثريت بايد حاكم باشد، بنابراين نبايد چيزى خلاف آن را مطالبه كرد. آنچه در اينجا بسيار مهم است اينكه جامعه عراق را نبايد در كنش و واكنش مذهبى گرفتار كرد. دولت آينده بايد روشهاى اداره خود را بهبود بخشد و به حقوق اقليتها احترام بگذارد تا از اين طريق بتواند در جايگاه عدل و انصاف قرار گيرد. در اين خصوص، من كاملاً به نيروهاى سياسى عراق براى تحقق يك توازن سياسى در جامعه خود اعتماد دارم. * يك موضوع ديگر كه تضاد ديدگاه ها ميان اروپا و آمريكا را آشكار مى كند، پرونده ايران است. آيا به نظر شما، چنين رويكردى از سوى اروپا به ايران به نتيجه خواهد رسيد؟ و آيا اين نتايج رضايت بخش خواهد بود؟ و ديگر اينكه به دنبال چه روابطى با ايران هستيد؟ - ايران كشورى بزرگ با ملتى مهم محسوب مى شود كه ضرورت دارد به اين ملت احترام بگذاريم. اين ملت، جايگاه خود را در ميان آسياى نزديك و خاورميانه دارد و اشتباه خواهد بود اگر اين جايگاه ناديده گرفته شود. براساس چنين واقعيتى، ما مايل نيستيم كه مسابقه تسليحاتى فزونى گيرد و مخصوصاً در اين منطقه نيازى به داشتن سلاح اتمى احساس نمى شود. بر اين كشور واجب است كه برنامه هاى خود را براى بدست آوردن اين نوع سلاح كنار بگذارد. اين كشور براى اثبات جايگاه خود در منطقه و برانگيختن احترام ديگران نيازى به سلاحى ندارد. اين نگرش، فلسفه كلى گفت وگوى اروپا با ايران و در رأس آنها سه كشور فرانسه، آلمان و انگليس را تشكيل مى دهد. اين گفت وگو همچنين نمونه اى از گسترش همكاريهاى اروپاييها با يكديگر است، زيرا هيچكدام از ما به تنهايى نمى توانيم اين مذاكرات را انجام دهيم. در اين ميان، روسيه و چين به ما كمك مى كنند. آنها نتايج اين مذاكرات را دنبال مى كنند، همانطور كه آمريكاييها را نيز از نتايج اين مذاكرات مطلع مى كنيم. اگر اين گفت وگوها نبود، چه كار مى كرديم؟ كاربرد زور را تجويز مى كرديم يا وضعيت هرج و مرجى را حاكم مى كرديم؟ اما به جاى همه اينها، ما گفت وگوى سياسى را برگزيديم تا از اين طريق به ايران احترام بگذاريم. ما اكنون با چشمانى باز در حال پيشرفت در مذاكرات سير مى كنيم، در اين مذاكرات، بايد به تضمينهاى عملى دست يابيم، مبنى بر اينكه ايران فعاليتهاى اتمى خود را به سوى توليد سلاح اتمى پيش نبرد. اگر چنين تضمين هايى حاصل شد كه اميدواريم چنين شود ايران امتيازات زيادى از خلال همكاريهاى اقتصادى، بازرگانى و سياسى بدست خواهد آورد كه از طريق آن مى تواند به توليد انرژى اتمى مسالمت آميز نايل شود كه مورد نياز اقتصاد آن كشور است. ديدار وزير خارجه ايران در شرم الشيخ براى من قابل توجه بود هنگامى كه در كنار من و رو در رو با كالين پاول وزير امور خارجه (وقت) آمريكا نشسته بود و اظهار داشت: ايران مى خواهد نقش آن به عنوان يك شريك مهم در منطقه به رسميت شناخته شود. در حقيقت، ما نياز داريم كه ايران چنين نقشى را براى بهبود اوضاع منطقه ايفا كند.
|
|
|
|
|
ديدگاه
برژينسكى: غرب نبايد پوتين را دموكرات بداند
«زبيگنيو برژينسكى» مشاور امنيت ملى آمريكا در زمان «جيمى كارتر» براين باور است كه اوكراين بايد به اتحاديه اروپا ملحق شود. به باور وى، اوكراين تحت رياست جمهورى «ويكتور يوشچنكو» كه تمايلات غربى دارد، مى تواند در صورت علاقه، حتى به پيمان ناتو نيز بپيوندد. برژينسكى كه اخيراً كتابى باعنوان «انتخاب، تسلط جهانى يا رهبرى جهانى» منتشر كرده با فصلنامه «نگاه نو» آمريكا در مورد وضعيت اوكراين به گفت وگو نشسته است. «ميخائيل ساكاشويلى» رئيس جمهورى جديد گرجستان براين باور است كه كشورهاى همسايه روسيه در حال گذراندن موج سوم آزادسازى از اقتدارگرايى هستند. موج اول، زمان جنگ جهانى دوم به سراغ كشورهاى اروپاى غربى رفت. موج دوم پس از سقوط ديوار برلين پديد آمد و هم اكنون نيز موج سوم تحت جنبش هاى دموكراتيك گرجستان و اوكراين به وجود آمده است. شما با اين روند تاريخى ذكر شده موافقيد؟ يك چيز واضح است.دموكراتيزه شدن بالاخره به سيستم اتحاد شوروى سابق نفوذ كرده است. مسأله قابل توجه در مورد پديده اوكراين اين است كه دموكراسى در يكى از بخش هاى اصلى اتحاد شوروى سابق اتفاق افتاده است. اوكراين تنها يك كشور اقمارى نبود. اين روند (دموكراتيك شدن) تنها محدود به اوكراين و گرجستان نمى شود و گسترش مى يابد و بى شك، در روسيه هم اثر خواهدكرد. ويكتور يوشچنكو مشخص كرده بود كه مى خواهد به اتحاديه اروپا بپيوندد، مسكو چنين وضعيتى را مى پذيرد؟ جواب مشخصى براى اين سؤال وجود دارد. اوكراين، روسيه نيست. اينكه اين دو كشور ريشه هاى تاريخى مشتركى دارند، نشان نمى دهد كه آنها يك كشور واحد هستند. روسيه نمى تواند براى اوكراين تصميم بگيرد. اگر اوكراين مى خواهد به اتحاديه اروپا بپيوندد، اين حق آنهاست. اگر آنها به اتحاديه اروپا ملحق شوند، اين شانس را در آينده افزايش مى دهد كه روسيه نيز به آن اضافه شود كه اين موضوع خوبى است. اما اگر مسكو موفق شود اوكراين را از پيوستن به اتحاديه اروپا باز دارد، روسيه مجدداً به يك امپراتورى تبديل مى شود. در آن صورت، روسيه نمى تواند يك كشور دموكراتيك باشد و لذا تهديدى براى همسايگان خود خواهد بود. طى سال هاى گذشته «ولاديمير پوتين» رئيس جمهورى روسيه خط مشى نئوامپرياليستى را اتخاذ كرده است كه اين خط مشى به خصوص در رابطه با كشورهاى همسايه ديده مى شود. آيا اوكراين بايد به ناتو نيز بپيوندد؟ اين بسته به خود آنهاست. اگر آنها مى خواهند جزئى از ناتو باشند و واجد شرايط هم باشند، دليلى براى عدم الحاق وجود ندارد. اما فكر نمى كنم كه ما در غرب بايد به دنبال اين باشيم كه اعضاى جديدى را به ناتو اضافه كنيم. فكر مى كنيد غرب به طرف يك جنگ سرد جديد با روسيه مى رود؟ موارد بحران ساز زيادى وجود دارد مانند اوكراين، چچن، سلاح هاى جديد هسته اى، تسلط پوتين بر رسانه ها و متمركز ساختن قدرت در روسيه. رايس براين باور است كه قدرت زيادى در كرملين متمركز شده است. فكر نمى كنم جنگ سرد جديدى پيش بيايد. جنگ سرد بين ابرقدرت هاى مجهز به سلاح هاى اتمى پيش آمده بود و روسيه ديگر يك ابرقدرت نيست. بوش و پوتين مطمئناً بايد روابط صحيحى را بين دو كشور برقرار كنند اما مسائلى كه اشاره شد، وجود دارد. اگر روسيه بر سياست هاى نئوامپرياليستى خود تأكيد كند، خود را نه تنها از آمريكا، بلكه جهان منزوى مى كند. غرب نبايد پوتين را يك دموكرات بداند مگر آنكه وى راه و روش خود را تغيير دهد. روسيه تحت رهبرى پوتين به سمت و سوى دموكراسى نمى رود. غرب بايد از دموكراسى حمايت كند، براى همين وقتى بوش مى خواهد با پوتين ملاقات كند، براى نشان دادن حمايت خود از دموكراسى بايد با يوشچنكو نيز ديدار كند. منبع: خبرگزارى آفتاب
|
|
|
|