|
تركيه و تحولات كردستان عراق
• بقيه از صفحه ضميمه۱
توافق بر سر فدرالى كردن عراق، حداقلى است كه كردها به آن رضايت خواهند داد. اهميت انتخابات مجمع ملى عراق در تحولات آتى عراق به مراتب بيش از آن است كه تاكنون تصور شده است. شركت فعال كردها در انتخابات مجمع ملى عراق در كنار شيعيان اين كشور ، بدين معنا بود كه كردها به حداقل مطالبات خود دست خواهند يافت و بالاتر از آن ، شركت و حضور مؤثر آن در ساختار قدرت مركزى نيز خواست آنها است و نمى توان آن را ناديده گرفت. چنان كه از همين حالا، رقابت بين كردها و شيعيان عراق بر سر دو مقام كليدى رياست جمهورى و نخست وزيرى واقعيتى غيرقابل كتمان شده است. گمان مى رود كه دو حزب كرد، اتحاديه ميهنى كردستان و حزب دموكرات كردستان عراق به نوعى تفاهم دست يافته اند كه مسعود بارزانى ، اداره حكومت محلى كرد را برعهده گيرد و «جلال طالبانى » چشم به تصرف مقام نخست وزيرى يا رياست جمهورى آينده عراق دوخته است. از اين رو، براى تركيه بسيار دشوار خواهد بود كه ناظر تحولاتى اين چنين شگرف در ارتباط با احزاب كرد عراقى در عراق باشد، بدون آنكه سياستهاى خود را در قبال كردهاى تركيه تغيير دهد. بالاتر از اين واقعيت، تحولات در ارتباط با مسأله كرد است. از نظر منافع استراتژيك آمريكا به عنوان بازيگر خارجى كه با اشغال عراق با مسأله كرد روبرو است ، كردها از عامل بى ثباتى منطقه بايد به عامل ثبات دهنده تغيير وضعيت دهند. اين تغيير وضعيت درتركيه چگونه ممكن خواهد بود؟ شايد اين مهم ترين و در همان حال ، نگران كننده ترين پرسش براى نخبگان نظامى كردى ترك باشد كه اكنون مطرح شده باشد. در يك نگاه واقع گرايانه، مى توان گفت كه كردها به عنوان عامل ثبات منطقه در اتحاد با آمريكا مدنظر هستند. درست به همين دليل آمريكا از كشورهاى منطقه مى خواهد كه نگاه امنيتى سابق و كنونى خود را تغيير دهند و به نگاه توسعه اى مبدل كنند؛ نگاهى توسعه اى و همه جانبه كه در آن كردها به موقعيت جديدى دست خواهند يافت. درخواست آمريكا از تركيه احتمالاً آن است كه سياست انكار كردها را كنار بگذارد و كردهاى تركيه را به عنوان يك قوم و حقوق قومى و فرهنگى آنها را به رسميت بشناسد و رضايت دهد كه تركيه از دو قوميت ترك و كرد تشكيل شده است كه از حقوق سياسى اجتماعى و فرهنگى برابر برخوردارند. اين موضوع كه تركيه چنين برابرى بين تركها و كردها را به سادگى بتواند عملى كند، چندان روشن نيست، اما با در نظرداشت تحولات عراق و احتمال پذيرش ساختار فدرالى كردن عراق ، تركيه به دشوارى قادر خواهد بود تا همين سياست كنونى اش را در باره مناطق كردنشين اين كشور ادامه دهد. يك موضوع مهم تر از ذخاير نفت كركوك كه توجه تركيه را به خود جلب كرده است و گفته مى شود كه دومين ذخاير نفت عراق را در خود جاى داده، وجود دارد كه تاكنون به آن توجه كافى نشده است. مناطق كردنشين تركيه منبع اصلى آب و سرچشمه اصلى رودخانه هاى دجله و فرات هستند. اين امتياز در آينده كه خاورميانه با مشكل حادتر كم آبى روبرو خواهد بود ، بيش از نفت در سرنوشت كردها و كردستان مؤثر خواهد بود. بنابراين حفظ اين منطقه براى تركيه كه روى آينده آب و ارسال آن به كشورهاى عربى و نيز اسرائيل فكر مى كند و آن را منبع درآمدى هميشگى تصور مى كند ، از اهميت بسيار بالايى برخوردار خواهد بود. روشن است كه كردها نيز به اين امتياز طبيعى منطقه شان توجه كافى دارند. با اين حال ، واقعيت آن است كه آسيب پذيرى تركيه ، بيش از آنكه از ناحيه شكل گيرى قدرت خودمختار در كردستان عراق باشد، ناشى از عدم ظرفيت پذيرش واقعيت هاى مرتبط با مسأله كرد است. عامل كردستان عراق مى تواند تشديد كننده چنين وضعيتى باشد و اگر دولت تركيه ، ارزيابى واقع بينانه اى در اين باره نداشته باشد و به جاى تقويت نگاه توسعه اى اش به مناطق كردنشين هم چنان بر نگاه امنيتى تكيه كند، تحولات كردستان عراق در بلندمدت به زيان منافع ملى و امنيتى اين كشور تمام خواهدشد. راه حل كردهاى تركيه ، دموكراتيزه كردن قدرت در آنكارا و در همان حال ، شريك ساختن كردها در قدرت است. تمركز و انحصار قدرت در دست تركها بر دامنه آسيب پذيريها خواهد افزود و در بلندمدت ، كمكى به بهبود شرايط دراين كشور نخواهد كرد. اين احتمال كه آمريكا در راستاى منافع ملى و امنيتى تركيه با چريكهاى پ.ك.ك برخورد نظامى كند، ضعيف است. هرچندكه پ.ك.ك از طرف آمريكا يك گروه تروريستى قلمداد مى شود ولى خطر مستقيمى متوجه آمريكا نمى كند. اين احتمال احزاب كرد عراقى در آينده تضادهايشان با پ.ك .ك را كاهش دهند نيز منتفى نخواهد بود. از اين رو مى توان تصور كرد كه اين برداشت تركيه مقرون به صحت باشد كه حكومت خودمختار كرد در شمال عراق به صورت پناهگاهى براى چريكهاى كرد ضد دولت تركيه در آيد. در هرحال ، در يك جمع بندى كلى مى توان گفت كه تحول در ساختار قدرت در عراق كه انتظار مى رود بعداز برگزارى انتخابات مجمع ملى به تدريج شكل قانونى خود را بيابد و با تدوين و تصويب قانون اساسى جديد عراق مشروعيت قدرت فدرال را از اين طريق كسب كند ، دير يا زود ، تأثيرات منطقه اى اش را در ارتباط با مسأله كرد بر جاى خواهد گذاشت. تلاش تركيه كه تا سطح تهديد نظامى پيش رفته و مدعى است كه كركوك نبايد به كردها واگذار شود با شرايط جديد به وجود آمده هم خوانى ندارد. كردها در انتخابات كركوك حدود ۶۰درصد رأى را آوردندو اين بدين معنا است كه كردها برخلاف ادعاى تركيه ، اكثريت جمعيت را شامل مى شوند و تركمان ها و اعراب در اقليت قرار دارند. نتايج انتخابات يك سند قابل اتكا به دست كردها داده است كه براساس آن بر ادعاهاى تاريخى شان در كركوك بيفزايند. بنابراين كركوك ، چه تركيه بخواهدو چه نخواهد به صورت يك شهر كردنشين مطرح باقى خواهد ماند و آنطور كه تركيه در نظر دارد كه در صورت فدرالى شدن عراق ، تركمن ها در كركوك ، واحدخودمختار جدا از كردستان عراق بشوند، مورد قبول قرار نخواهد گرفت. نارضايتى تركيه از شركت كردهاى بازگشته به كركوك در انتخابات از سياستهاى آمريكا، ناديده گرفته شده است ودر آينده نيز به احتمال زياد، توجهى به انتظارات تركيه نخواهد شد. منتها ، اين انتظار كردها كه كاملاً منابع نفت كركوك را از آن خود كنند، از طرف دولت مركزى پذيرفتنى نخواهد بود . هرچند كه پذيرش نوعى سهميه بندى درآمد حاصل از نفت كركوك بين دولت مركزى و حكومت خودمختار كرد به نسبتى كه در چانه زنى هاى سياسى طرفين مشخص مى شود ، دور از انتظار نيست و درهمين حد هم براى تركيه نگرانى آفرين خواهد بود و به تقويت خودمختارى احزاب كرد عراقى منتهى خواهد شد. از اين رو، مى توان گفت كه وضعيت پيش آمده در كردستان عراق ، تركيه را بر سر دوراهى تصميم گيرى دشوارى قرار مى دهد. هرتصميمى كه رهبران تركيه بگيرند ، آينده ساختار قدرت در تركيه و آينده مناطق كردنشين تركيه را رقم خواهند زد. راهى كه كردهاى عراق انتخاب كرده اند همكارى با آمريكا، حفظ موقعيت حكومت خودمختار در داخل كردستان عراق و تلاش براى حضور مؤثر در ساختار حكومت در بغداد است. اين الگو احتمالاً در آينده توجه كردها را در ساير كشورها جلب خواهد كرد.
|