|
فلسفه هاى بهداشتى و غيربهداشتى (بخش دوم و پايانى)
ميراث عصر روشنگرى
|
|
|
يادداشتى در حاشيه مراسم بيست و دومين دوره كتاب سال <على پايا مكاتب بهداشتى ارتباطى قويم و نزديك يا علم تجربى (خواه در حوزه علوم طبيعى و خواه در حوزه علوم اجتماعى) دارند. اين مكاتب همزمان خادم و مخدوم علوم به شمار مى آيند به اين معنا كه از يكسو نتايج تكاپوهاى آنها عموماً براى فعاليتهاى علمى راهگشا و ثمر بخش است و از سوى ديگر اين مكاتب نيزبه نوبه خود مستمراً از دستاورد ها و پيشرفتهاى علمى بهره مند مى شوند. مكاتب غير بهداشتى علوم تجربى را علم بناى آخور محسوب مى كنند و آن را با فناورى همسان به شمار مى آورند و مدعى مى شوند كه آنچه خود ترويج مى كنند هيچ مسانخت يا ارتباطى با يافته هاى علوم تجربى ندارد و تكاپوهاى علمى حداكثر از سنخ «قاروره ديدن» است حال آنكه تكاپوهاى فلسفى در زمره برساختن «جهانهاى معنا»ست. هرچند كه اين «جهانها»، به شهادت تاريخ فلسفه، از بدِ حادثه، غالبا «ناكجا آبادهايى» حقير و كم مايه از كار در آمده اند. فلسفه هاى بهداشتى كه به يك اعتبار ميراث عصر روشنگرى به شمار مى آيند و همه جنبه هاى مثبت اين ميراث را با خود به همراه دارند از صبغه اى اخلاقى برخوردارند و پيام اميد به پويندگان راه كاوشهاى فلسفى عرضه مى دارند و بر گشودگى عالم و توانايى قوّه خرد براى دست و پنجه نرم كردن با مسائل، وعقلانيت فاعلان شناسايى، تأكيد مى ورزند. مكاتب غير بهداشتى اما، به تصريح يا تلويح يعنى به اعتبار پيش فرضها و اصولى كه پذيرفته اند، عموماً چشم اندازى نوميد كننده از عالم و آدم پيش روى پژوهشگران عرصه هاى فلسفى ترسيم مى كنند و همچون گورگياس سوفيست كه زمانى گفته بود «حقيقتى وجود ندارد، اما اگر هم وجود مى داشت، معرفت بدان امكانپذير نبود، و حتى اگر چنين معرفتى ممكن مى بود، بيان آن در قالب عبارات معنا دار محال بود»، دستيابى به حقيقت، معرفت، و معنا را ناممكن اعلام مى دارند و عملا بى عملى و يأس و ترديد فلج كننده را ترويج مى كنند. فلسفه هاى بهداشتى ربطى وثيق با دموكراسى و توزيع عادلانه سرمايه ذهنى و مادى دارند و بر اين نكته تأكيد مى ورزند كه معرفت در انحصار يك گروه نخبه نيست بلكه هر انسان جهانى است بنشسته در گوشه اى، كه مى تواند به منزله يك منبع معرفت اصيل مورد توجه قرار گيرد. فلسفه هاى بهداشتى از همين رو بر «گفت و گو» به منزله ابزارى براى نقب زدن به جهانهاى «ديگرى» تأكيد مى ورزند. گسسته شدن ارتباط يونان باستان با دموكراسى (ولو در حد مدل ناقص آتنى آن) سبب شد مسير پربار فلسفه در آن كه كوششى جدى براى شناخت عالم و آدم بود به رويكرد هاى كم ثمر دنيا گريزانه تحويل شود. دموكراسى نيز نظير فرهنگ و همچون هر برساخته ديگر بشرى حامل ارزشهاى كنشگران اجتماعى است و مى تواند در غياب رويكردهاى نقادانه و عقلانى كه در بن خود بر آزادى فرد و خود آئينى او تأكيد دارند، مورد سوء استفاده قرار گيرد. كنشگران خود آئين در برابر هيچ بر ساخته اى خود را مسلوب الاراده به شمار نمى آورند. اينان با نفى ديدگاههاى تقديرگرايانه و جبرانگارانه كه از مشخصه هاى فلسفه هاى غير بهداشتى اى است كه دائماً پايان تاريخ و پايان تمدن و پايان علم را صلا مى دهند و از اين رهگذر يا سرابهاى كاذب به كنشگران عرضه مى كنند و يا آنان را از اميدوارى به هر نوع تغيير و تحول ناشى از اراده هاى فردى و جمعى نوميد مى سازند، مى كوشند از امكانات موجود براى ايجاد شرايط بهينه، به شيوه اصلاح تدريجى و نه آرمانشهرسازيهاى خيالى، بهره بگيرند. در ابتداى اين يادداشت در باب اهميت وجود سنتهاى فلسفى توضيح داده شد در تكميل اين مطلب بايد اضافه كرد هرچند وجود سنتهاى غنى فلسفى سرمايه سرشارى است كه ملتها را به دارا و ندار تقسيم مى كند، اما بهره گيرى نادرست از اين سرمايه، درست نظير بهره گيرى نابخردانه از سرمايه هاى مادى، مى تواند دارندگان آن را به خاك سياه بنشاند. نمونه آلمان از اين حيث نكته آموز است. آلمانها با پشت كردن به ميراث درخشان فلسفه عقل گرا و نقادانه كانت و اسير ساختن خود در چنبره آموزه هاى سنت ايده آليسمى كه هگل و فيخته و شلينگ و ديگران بسط داده بودند از فاشيسم سر در آوردند و براى خود و جهانيان زحمت افزا شدند. در باب تفاوتهاى مكاتب فلسفى بهداشتى و غير بهداشتى مى توان همچنان نكات بيشترى را بازگو كرد اما بحث تفصيلى در اين زمينه و توضيحات جامع تر در خصوص ظرف و زمينه تأثير گذارى اين مكاتب و نقش كنشگران اجتماعى در بهره گيرى از آنها را بايد به فرصتى ديگر و مجالى فراختر واگذار كرد. در اين مختصر اما به عنوان سخن آخر بايد متذكر شد كه فلسفه تحليلى، به عنوان يكى از مؤثرترين و كارآمدترين نمونه هاى مكاتب فلسفى بهداشتى، مى تواند به دوستداران فلسفه در ايران زمين در قوت بخشيدن و پالايش ميراث فلسفى بازمانده از متفكران برجسته اين مرز و بوم مدد رساند. اين فلسفه همچنين مى تواند به ايرانيانى كه در انديشه اصلاح فرهنگ و بهبود شرايط اجتماعى و سياسى و پيش راندن كشور در مسيرى هستند كه به ايران امكان مى دهد تا نقش تمدن ساز تاريخى خود را در جمع خانواده بشرى به بهترين صورت ايفا نمايد، كمكهاى ارزنده نظرى و معرفتى ارائه دهد. انتخاب تأليفى در حوزه فلسفه تحليلى به عنوان كتاب برگزيده سال به وسيله داوران جشنواره كتاب سال، نشانه آنست كه فرهيختگانى كه در نيكو ساختن مراسم كتاب سال نقشى محورى بر عهده داشته اند، با بصيرت و دورانديشى بر اهميت بهره گيرى از فلسفه هاى بهداشتى تأكيد ورزيده اند. بايد اميدوار بود در عهد دولتهايى كه پس از دوران حكومت فرزانه اى دانش دوست بر سركار مى آيند، بذرى كه اكنون در اين عرصه كاشته شده با مراقبت و پى گيرى به درختى تنومند و پرثمر بدل گردد كه از بركت آن بار ديگر انديشه انديشوران ايرانى در عرصه هاى جهانى تأثيراتى نيكو و دورانساز به بار آورد.
|