چهارشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۳ - ۶ محرم ۱۴۲۶
Wed, Feb 16, 2005
فرهنگ و هنر
۳۰۶۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
به بهانه در گذشت آرتور ميلر نمايشنامه نويس برجسته معاصر
يك هفته باهنر
تئاتر
- تالار چهارسو(چهارشنبه): نسخه تعزيه خوانى روح الواح به كارگردانى داود فتحعلى بيگى، درجلسه نمايشنامه خوانى، ساعت ۱۵ و نشست پژوهشى نمادها ونشانه ها درتعزيه با سخنرانى دكتر حسين ناصر بخت ساعت ۱۶
- فضاى باز تئاتر شهر (چهارشنبه ) : قنبر خوانى ازكاشمر وقنبر خوانى از تهران ساعت ۱۷ وتعزيه مجلس برخورد اولين فرستاده ابن زياد با امام حسين (ع) ساعت ۱۸‎/۳۰
- تالار اصلى (۲۳ بهمن تا ۱۲ اسفند ماه): اين غرفه ازبهشت به كارگردانى داود فتحعلى بيگى، ساعت ۱۸‎/۳۰
- تالار چهارسو: «داغ پوست» به كارگردانى سيروس كهورى نژاد، ساعت ۱۹
- تالار قشقايى : «بى قرارى» به كارگردانى سعيد شاپورى، ساعت ۱۸‎/۴۵
- تالار سايه: «سه خانه كوچك» به كارگردانى مهرداد رايانى مخصوص، ساعت ۱۸‎/۳۰
- تالار كوچك: «مجلس غريب تنهايى» به كارگردانى رحمت امينى، ساعت ۱۹
- تالار نو: «آواى باد» به كارگردانى حسين كشفى اصل ، ساعت ۱۹
نگارخانه ها
- گالرى گلستان: نمايشگاه عكس «حسن سربخشيان» ۲۳ تا ۲۹ بهمن ماه ، ساعت ۱۶ تا ۲۰ ، دروس، خيابان شهيد كماسايى ، شماره ۴۲
- گالرى آريا: نمايشگاه آثار هنرمند بوسنايى «عرفان حاندوكيچ» ۲۴ تا ۲۹ بهمن ماه، ساعت ۱۵ تا ۱۹ ، وليعصر، بالاتر از خيابان بهشتى، كوچه زرين، شماره ۱۱
- گالرى ثروت: نمايشگاه آثار مس و سفال، ۲۴ تا ۲۹ بهمن ماه ، ساعت ۱۵ تا ،۱۹ خيابان آفريقا، بالاتر از ظفر، بابك مركزى، شماره ۳۵
- گالرى ۷ ثمر: نمايشگاه بافته هاى «نسرين كيهان» ۲۳ تا ۲۸ بهمن ماه، ساعت ۱۶ تا ،۲۰ خيابان مطهرى، كوى پنجم، شماره ۲۵
- نگارخانه الهه: آثار نقاشى «مهرو اصغرى» ۲۴ تا ۲۹ بهمن ماه ساعت ۱۶ تا ۲۰ ، خيابان آفريقا ، هنگام ، شماره ۴۷
- گالرى اعتماد: نقاشى هاى «فريد جهانگير» ۱۷ بهمن تا ۶ اسفند ، ساعت ۱۵ تا۲۰ ، دروس، بلوار شهرزاد، خيابان يارمحمدى، كوچه ظفرى، شماره ۵.
به بهانه در گذشت آرتور ميلر نمايشنامه نويس برجسته معاصر
مرگ دستفروش را باور نكنيد
201678.jpg
رضا آشفته
اينك همه علاقه مندان به تئاتر مى دانند كه يكى از چهره هاى برجسته ادبيات نمايشى قرن بيستم، آرتور ميلر دار فانى را وداع گفته است. شايد شنيدن اين خبر براى خيلى ها دردناك باشد، اما هيچ كس از رفتن او افسوس نمى خورد، براى آنكه هنوز هم ميلر در بين ما باقى است. هنوز هم صداى آفرينشگر «مرگ دستفروش» در بين ما حى و حاضر است و كافى است كه سرى به كتابهاى موجود از او بزنيم. او به اندازه خود نسبت به مسائل اجتماعى، نه تنها در آمريكا، بلكه در كل دنيا موضعگيرى انتقادى كرده است. ميلر به عنوان چهره اى متعهد، دلسوز و آگاه نسبت به انسان و وضعيت او در جهان بى تفاوت نبوده و در نهايت علاقه و انسانيت ديگران را نسبت به خود و دنياى پيرامونشان آگاه ساخته است. اصلاً هدف تئاتر و ادبيات هم توليد آگاهى است، براى آنكه قدرت موجود در طبيعت به طور يكسان بين مخلوقات توزيع شود. هدف ميلر نيز آگاه كردن ديگران، بويژه آنان كه زير بيرق سرمايه دارى آمريكا قد علم كرده اند، بوده است. او يك سوسياليست راديكال است و حتى آمريكا نيز در دوره اى از انتقادهاى شديدش به ستوه مى آيد و به رغم شعارهاى دموكراتيك خود ميلر را از كشورش اخراج مى كند.
ميلر نزديك به ۹۰ سال پيش در شهر نيويورك به دنيا آمد و براى تحصيلات دانشگاهى به دانشگاه «ميشيگان» رفت و در همان زمان تحصيل با نمايشنامه هاى خود چندين جايزه معتبر ادبى را از آن خود كرد. وقتى او در سال ۱۹۳۸ فارغ التحصيل شد، براى آنكه بهتر بتواند نوشته هايش را در معرض ديد عموم قرار دهد، به نخستين پروژه تئاتر دولتى در آمريكا (پروژه تئاتر فدرال) پيوست. اين پروژه از سال ۱۹۳۵ راه افتاده بود و تا آن زمان براى رونق نمايشنامه نويسى سياهان اقدامات ارزنده اى كرده بود.
بديهى است كه در آغاز قرن بيستم، در آمريكا غول نمايشنامه نويسى يوجين اونيل به شمار مى آيد و ميلر در سال ۱۹۴۷ با نوشتن نمايشنامه ضد جنگ «همه پسران من» كه نقد بر وضعيت دنياى پس از جنگ جهانى دوم است، جانشين بلامنازع يوجين اونيل شد و به عنوان يك چهره پيشگام و منتقد اجتماعى مطرح شد. اين نمايشنامه ساده و سنتى و اما گيرا كه متأثر از سبك و شيوه ايبسن بود، براى خيلى ها تأثيرگذار بود.
آغاز يك نمايشنامه نويس
شايد هر نويسنده اى پيش از آنكه بتواند از خود چهره اى ماندگار بسازد، چندين اثر شاخص و مطرح توليد كند، اما او زمانى به مرحله اى مى رسد كه با خلق يك اثر جاودانه براى هميشه حضور خود را در بين متفكران تثبيت مى كند. آرتور ميلر با آفرينش «مرگ دستفروش» در سال ۱۹۴۹ و اجراى آن توسط اليا كازان، كارگردان شهير تئاتر و سينماى آمريكا به اعتبار جهانى رسيد. او با مرگ دستفروش در واقع آغازگر يك جريان نمايشنامه نويسى در دنيا بود و شايد همين متن آغاز نويسندگى ميلر باشد، براى آنكه مابقى آثارش تا همين سالها در سيطره مرگ دستفروش قرار مى گيرند. در زمان اجراى اوليه اين متن در آمريكا، منتقدان تئاتر كه بسيار تحت تأثير محتواى ضد كاپيتاليستى آن قرار گرفته بودند و ماهيت آن را ضرورتى غير قابل كتمان براى نقد ساختارهاى اجتماعى مى پنداشتند، از مرگ دستفروش به عنوان يكى از بهترين متن هاى نمايشى تاريخ تئاتر آمريكا ياد كردند و شايد هنوز هم بتوان از اين اثر به عنوان يكى از بهترين آثار ماندگار قرن بيستم نام برد.
اين نمايشنامه آن قدر تأثيرگذار بود كه كاراكتر قهرمان آن (ويلى لومن) تبديل به الگويى شناخته شده از انسانى شريف اما آلوده به كسب و تجارت در فرهنگ جامعه آمريكا مطرح شد. لومن اگر خودكشى مى كند، براى آن است كه به رغم ميل باطنى اش طورى حركت و زندگى مى كند كه ديگران مى خواهند، او در جامعه صنعتى و رو به رشد آمريكا مجبور است بر خلاف اميال انسانى حركت كند، شرافت خود را زير پا بگذارد و براى ماندگارى در سيستم تجارى دنياى امروز حتى تن به تقلب و كلاهبردارى نيز بدهد. همين دردناك شدن خود انسانى است كه چاره اى و مفرى جز خودكشى باقى نمى گذارد. شايد هاما دنياى فردى در اين اثر به هاما دنيايى جمعى تبديل مى شود و همگان را به خودكشى جمعى فرا مى خواند و حتماً نبايد خودكشى عينى و فيزيكى به وقوع بپيوندد، بلكه حضور در جامعه اى گرفتار و بيچاره همگان را اسير اين خودكشى تدريجى و ذهنى كرده باشد.
ميلر در مرگ دستفروش فراتر از گفتارهاى معمولى به نگارش و تدوين اثر مى پردازد، گاهى حضور شعرگونه واژگان و تسلط موسيقى در زبان به بافتى قدرتمند و تصويرى منجر مى شود كه شايد اعتبار عينى و زيبايى شناسانه اثر نيز در همين نگرش منعطف و هنرمندانه آن باشد. او نمى خواهد در چارچوب آثار اجتماعى خود را محدود كند و صرفاً حرفى را گفته باشد.
او مى خواهد كه فراتر از آنچه ديگران تجربه كرده اند، ضمن بيان حرفى نو و امروزين به ساختارى درخور درك برسد. ميلر به همين منظور براى آنكه بتواند تأكيد ويژه اى بر به هم ريختگى زمان حال ويلى داشته باشد، از تكنيك فلاش بك كه در آن روزگار در سينما كاربردى تر مى نمود، استفاده كند. تكنيك بازگشت به گذشته باعث مى شود كه برش هاى كوچكى از زندگى اين مرد مشوش و ويران شده تصوير شود و همه اين تصاوير به هم گره خورده و منطقى در فضايى دردناك و تيره كه مبتنى بر ناتورآليستى باورپذير است، منجر به خودكشى ويلى شود.
شايد در نگاه اول خيلى از منتقدان آن روزگار با اين تكنيك گرايى در اثر ميلر موافق نبوده اند، اما هنجارگريزى اثر خواه ناخواه آنان را آماده تر كرده كه همگى به اعترافى بزرگ براى معرفى چهره اى ماندگار در تاريخ تئاتر دنيا برسند.
البته تكنيك فلاش بك در آن زمان جزو لاينفك آثار مدرن به شمار مى آمد، هرچند در ادبيات مدرن آثار جويس، ويرجينيا ولف، فاكنر، پروست و... كاربردى تر بود.
زيبايى مرگ دستفروش هم تعميم پذيرى محتواى آن در كل جهان است، براى آنكه مسأله مطروحه در هر جايى قابل انطباق با وضعيت جوامع صنعتى و آدمهاى محصور در آن است. شايد در همين حد هم ميلر توانسته براى همه زنگ خطر هولناكى را به صدا درآورد تا خود را از اين گردونه عذاب آلود بيرون آورند.
آثار ديگر
ميلر نمايشنامه بوته را در سال ۱۹۵۳ كه درباره محاكمه جادوگران شهر سالم است، نوشت. او در اين متن به شكل تمثيلى به دستگيرى و محاكمه مبارزان سياسى آن زمان آمريكا انتقاد مى كند. ميلر انتقاد به آزادى قلم و بيان را تا همين روزها نيز ادامه داده بود و با خيلى از متفكران دنيا نسبت به تعرض حكومتهاى ديكتاتورى در آزادى بيان نويسندگان آن كشورها مخالفت خود را علناً آشكار كرده است. ژان پل سارتر، فيلسوف و نويسنده معاصر فرانسه نيز بر اثر تأثير از ميلر فيلمنامه اى نوشت كه در كشورش تبديل به فيلمى جنجالى و موفق شد.
ميلر در سال ۱۹۵۵ دو تكه پرده اى «منظره اى از پل» و «خاطره اى از دو روز دوشنبه» را نوشت كه متن منظره اى از پل امسال توسط منيژه محامدى در جشنواره بيست و سوم تئاتر فجر اجرا شد.
شايد يكى از دردسرهاى زندگى ميلر ازدواج با «مريلين مونرو» هنرپيشه معروف سينماى هاليوود باشد. آن قدر آثار مخرب تبليغات بر اين رابطه آشكار بود كه ميلر نسبت به آن با نوشتن رمان «ناجورها» انتقاد كرده و تا حدى نيز اين ازدواج باعث تأثيرگذارى منفى بر كار خلاقانه ميلر شد. او پس از مرگ مريلين مونرو در سال ۱۹۶۴ با خلق نمايشنامه «پس از سقوط» و ارائه تحليلى دقيق از روابط خود و مونرو به پختگى و قدرت نويسندگى اش تأكيد كرد. او در سال ۱۹۶۴ بر اساس مستندات موجود از رفتارهاى آلمانى هاى نازى با اسراى فرانسوى نمايشنامه «حادثه درويشى» را خلق كرد. او در سال ۱۹۶۹ با خلق نمايشنامه «ارزشى» بر كمبودهاى جوامع بشرى، بويژه كمبود محبت و عشق اشاره كرد. در سال ۱۹۷۰ نمايشنامه «شهرت و دليل آن» و در سال ۱۹۷۲ نمايشنامه «خلقت دنيا و مشاغل ديگر» را نوشت.
ميلر پس از سالهاى ،۱۹۷۰ آثار بسيار كمى را به نگارش درآورد و بيشتر نوشته هاى او در اين دوران در واقع يادداشتهايى بيش نيستند. او در دهه ۹۰ ميلادى دو نمايشنامه به نگارش درآورد كه «فرود از قله مورگان» (۱۹۹۱) و «آخرين يانكى» (۱۹۹۳) نام داشت. اما گويا خود او نيز از بازگشت دوباره به تئاتر دل خوشى نداشت و در يك مصاحبه عنوان كرد: «دوران بسيار بدى براى نمايشنامه نويسان فرا رسيده است؛ چرا كه پيدا كردن بازيگر براى تئاتر روز به روز سخت تر مى شود؛ چرا كه تلويزيون پول خوبى به بازيگران پرداخت مى كند و سينما نيز حقوقى بيش از آنها به بازيگران مى پردازد.»
او در سال ۲۰۰۲ موفق شد جايزه ادبى آستورياس را كه از جوايز معتبر كشور اسپانيا است، به دست آورد.
ميلر داستان نويس
ميلر علاوه بر نمايشنامه نويسى، در نوشتن داستان نيز متبحر و استاد بود و علاوه بر آفرينش داستان بلند «Focus» (۱۹۴۵) و «ناجورها» (۱۹۶۱) چند مجموعه داستان كوتاه مانند «ديگر تو را نمى خواهم» را نوشت. او در اين داستانها با ربط هماهنگ و موزون وقايع و حفظ انديشه هاى واحد و وصف دقيق شخصيتها، به همان قدرت و پختگى نمايشنامه نويسى ابراز وجود كند. البته خود ميلر بيشتر به نمايشنامه نويسى تمايل داشت، براى آنكه در آنجا احساس مى كرد بهتر مى تواند مسائل درونى و پيچيده آدمها را تصوير كند.
از جوايز معتبر و ماندگارى كه به ميلر تعلق گرفته، همانا جايزه پوليتزر و مدال طلاى آكادمى هنر و ادبيات آمريكا است. ميلر نويسنده اى بى ادعاست و در اين باره جايى گفته است: من به گمانم چيزهايى براى هنرپيشه ها تهيه كرده ام و غير از اين حرفى ندارم. اميدوارم با اين نوشته ها دست كم توانسته باشم اندكى به معنى زندگى افزوده باشم.
ما نيز به سهم خود از همجوارى با آرتور ميلر احساس خوشحالى مى كنيم و خوشحال تر اينكه نام و آثار او را در ايران خوانده و اجرا كرده ايم. او آنقدر بر ادبيات نمايشى ما تأثيرگذار بوده كه اكبر رادى، نمايشنامه نويس برجسته كشورمان از چهره جوانى مانند عليرضا نادرى به عنوان ميلر ايران در يكى از مقالات خود ياد كرده است. شايد ديگرانى باشند كه خواسته اند از اين مرد بزرگ در حد لازم تقليد كنند و مانند او نسبت به مسائل قابل نقد اجتماعى موضعيگرى منطقى و گيرايى داشته باشند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |