|
توسط دولت از سال ۸۰ و تا پايان برنامه چهارم، هزينه مى شود
۱۱۰ ميليارد تومان براى جنگل هاى شمالى
گفت وگو با معاون سازمان جنگل ها و مراتع كشور
|
|
|
فريال طهماسبى نگرانى عمومى در خصوص سرنوشت جنگلهاى شمال با مهمترين اقدام دولت خاتمى در خصوص حفاظت و نگهدارى از اين ثروت ملى، تا حد زيادى كاهش يافته است. براساس يكى از مصوبات دولت دوم خاتمى، برنامه جامع صيانت از جنگلهاى شمال كشور براى اجراى يك دوره ده ساله با شش زير پروژه تهيه و تدوين و براى زمانهاى مشخص به تصويب رسيده است. براين اساس، صيانت و حمايت از جنگلها، توسعه و افزايش سطح جنگلهاى شمال، رفع مشكل اجتماعى و اقتصادى و بسترسازى توسعه جنگل، بهينه سازى مديريت جنگلدارى، تكميل عمليات شناسايى و مميزى اراضى منابع ملى در شمال كشور و بررسى روند تغييرات كمى و كيفى و اقتصادى و اجتماعى جنگلهاى شمال كشور در حد فاصل سالهاى ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۰ در دستور كار سازمان جنگلها و مراتع كشور خواهد بود. اكنون سه سال از اجراى طرح صيانت از جنگلهاى شمال كشور و با صرف هزينه اى بالغ بر ۳۰ميليارد تومان سپرى شده است و به گفته على اوسط منتظرى، معاون امور جنگل در سازمان جنگل ها و مراتع تاكنون ۹۰درصد اهداف پيش بينى شده در سه سال اخير محقق شده است. وى در گفت وگوى حاضر با تشريح وضعيت جنگلهاى شمال كشور از اقداماتى سخن مى گويد كه در قالب طرح جامع صيانت از جنگلهاى كشور در دست اقدام است. گفت وگو با او را بخوانيد.
* آمارها و گفته هاى گاه ضد و نقيضى از وضعيت جنگل هاى شمال ايران ارائه مى شود. عده اى مى گويند سرعت تخريب در اين جنگل ها به اندازه اى است كه تا يك دهه ديگر از جنگل هاى شمال جز خاطره اى نخواهد ماند. شما چه تصويرى از وضعيت اين جنگل ها ارائه مى دهيد؟ -جنگل هاى شمال كشور با پيشينه اى حدود ۱۰۰ ميليون سال از جنگل هاى منحصر به فرد دنياست. كاركردهاى متفاوت اين جنگل در بخش ارزش هاى حفاظتى، ذخاير ژنتيكى و همچنين ساير ارزش ها در بخش تفرج و حفظ منظر و توليد بيولوژيك و كاركردهاى بسيار متفاوت ديگر كه بعضاً قابل لمس و ارائه نيست، مثل تلطيف هوا و توليد اكسيژن، واقعاً به عنوان يك ثروت ملى بايد در برنامه ريزى ها مورد توجه و عنايت ويژه قرار گيرد. در گذشته هاى دور، زندگى در مناطق شمال كشور در ۲ بخش كشاورزى و دامدارى خلاصه مى شد كه بخش دامدارى اول بود و بخش كشاورزى بعداً به وجود آمد. طبيعتاً زندگى اى كه در روستاهاى شمال كشور شكل گرفته با همان روش سنتى دامدارى و با پيشينه بسيار قديمى در حال اجراست و مردم عمدتاً به همان سبك و سياق در داخل جنگل ها زندگى مى كنند. اين در حالى است كه حدود ۱۲ هزار خانوار در جنگل هاى شمال به نوعى در حال ارتزاق هستند و حدود چهار ميليون و ۳۰۰ هزار واحد دامى در اختيار دارند. علاوه بر اين حدود يك ميليون و ۴۰۰ هزار واحد دامى كتول (دام خانگى) هست كه آنها هم در كنار اين دامها از جنگل ارتزاق مى كند. حضور اين همه جمعيت در جنگل هاى شمال كشور برنامه ريزى را براى ما تا حدودى دشوار مى كند. ضمن اينكه دولت معتقد است بايد دامدارى سنتى را به سمت دامدارى صنعتى و نيمه صنعتى ببريم و مى توان گفت شيوه معيشت به صورت بدوى است و ميزان گوشت و فراورده هايى كه به واسطه اين دام ها به دست مى آيد در مقايسه با خساراتى كه دام ها به جنگل مى زنند قابل مقايسه نبوده و كاملاً غيراقتصادى است. در هر حال جنگلها سرمايه هاى ملى و منابع پايه كشور است كه بايد حفظ شود.ضمن اينكه دولت بايد اين معيشت سنتى دامداران را به زندگى اقتصادى تبديل كند كه در برابر با آنچه در شهرها در اختيار مردم هست، تقريباً يكسان باشد. * اين تعداد دام و جنگل نشين كه مطرح كرديد، از نظر شما به عنوان يك آسيب مطرح است؟ - قطعاً. ضمن آنكه اين دام ها ثابت نيستند. يعنى روز به روز بر تعداد دام و دامدار افزوده مى شود. اين گسترش سبب مى شود نياز به علوفه بيشتر شود و براى توليد علوفه حتماً آفتاب بايد به كف جنگل بتابد و اين امر محقق نمى شود مگر آنكه درختان قطع شوند. پس حضور اين تعداد دام، تخريب جنگل را به همراه دارد. علاوه بر اين دامهاى داخل جنگل اقدام به سرچر كردن نهال ها مى كنندو سم آنان موجب كوبيدگى خاك مى شود. اما در كنار اينها بهره بردارى داريم كه بايد از مسأله اى كه گفتم تفكيك شود. چون معتقديم بهره بردارى يك نياز و ضرورت است و بايد در جنگل ها يك دخالت سبك صورت گيرد و عموماً الآن اين دخالت ها را به صورت برش هاى اصلاحى و بهداشتى انجام مى دهيم كه جنگل را هدفمند و به سمتى هدايت مى كند كه جنگل پايدار باشد و در مقابل عوامل مخرب طبيعى بتواند مقاومت از خود نشان دهد. به اين ترتيب اكنون مديريت در جنگل هاى شمال به سمت جنگل هاى ناهمسالى هدايت مى شود كه اين منجر به پايدارى توده مى شودو علاوه بر اين بحث تنوع گونه هم خواهيم داشت. حتى الآن سوزنى برگ ها را در ميزان بسيار كم مگر در مناطقى كه مشكل تخريب داريم، مى كاريم تا بتوانيم زمينه استقرار مجدد گونه هاى اصلى را فراهم كنيم و با توجه به اين رويكرد بايستى به مرور بتوانيم دام را از جنگل خارج كنيم كه در طرح صيانت از جنگل ها كه سه سال از آغاز آن مى گذرد، كار خوبى توسط دولت انجام شده و مردم به يك باور و فرهنگ عمومى در مورد منابع طبيعى وكاركرد آن رسيده اند. طرح صيانت از جنگل ها الهام گرفته از اين فرهنگ سازى بود كه امروز در جامعه شاهد آنيم كه مردم به نوعى از آن استقبال مى كنند. از جمله اهدافى كه در اين طرح پيگيرى مى كنيم، احراز مالكيت دولت،تجميع و ساماندهى خروج دام، تجميع تك خانوارها وتوسعه جنگل است كه به موازات آنان در كنار موضوع قرق و حفاظت از عرصه ها با جديت در دستور كار است. الآن در حوزه گيلان مردم به شدت از طرح «صيانت» استقبال كرده اند. خوشبختانه در حوزه سارى هم شاهد همين روند هستيم و در حوزه گلستان كه جنگل كارى هاى عظيمى صورت گرفته و اين نشان مى دهد مردم به شناخت واقعى در خصوص كاركردهاى منابع طبيعى رسيده اند. * دولت براى طرح صيانت از جنگل هاى شمال چه ميزان اعتبار در نظر گرفته است؟ - در سه سال گذشته ۳۰ ميليارد تومان اعتبار پيش بينى و صرف شد كه با امعان توجه به توفيق قابل توجه در اجراى طرح صيانت و به شهادت مجامع نظارتى، تحقيقاتى و آموزشى دولت رقمى معادل ۸۰ ميليارد تومان براى ادامه اين طرح در طول برنامه ۵ ساله چهارم در نظر گرفته است. * اين طرح تا چه مدت ادامه خواهد يافت؟ - فكر مى كنم در صورت تأمين اعتبار مورد نياز و حل مشكلات اجرايى تا برنامه ۵ ساله پنجم ادامه پيدا كند. * در سه سال اخير اهداف طرح صيانت تا چه ميزان محقق شده است؟ - در اين سه سال با توجه به اعتباراتى كه داشتيم، حدود ۹۰ درصد پيشرفت داشتيم. عمده مشكلى كه در اين طرح داشتيم، به چگونگى دست يافتن به تعامل با مردم مربوط بود كه اين تعامل ايجاد شد و اين نكته مثبتى بود. احراز مالكيت دولت و... در چارچوب هاى ادارى قابل حل و فصل بود، اما تجميع و خروج دام كه بابت آن بايد پولى رد و بدل مى شد و ضرورت كاشت درخت در عرصه هايى كه تخليه مى شد، به لحاظ زمانى، محدوديت اجرايى براى ما فراهم مى كرد وگرنه روند اجرايى طرح صيانت بسيار مطلوب است و كمتر طرحى تا اين اندازه به خوبى پيشرفت كرده است. سه، چهار موضوعى كه به صورت حلقه اى مفقوده بود، به هم وصل شد كه برآيند آن منجر به احياى منابع طبيعى مى شود. * كدام حلقه هاى مفقوده مد نظر شماست؟ - منظورم امورى است كه به صورت پراكنده و در جاهاى مختلفى پيگيرى مى شد و الآن در يك نقطه متمركز است. * اشاره كرديد به تعاملى كه ميان سازمان جنگل ها و مردم ايجاد شده است. اين تعامل صرفاً به واسطه پرداخت پول و وام بود يا اين كه شكل ديگرى داشت؟ - نقش رسانه ها در اين موضوع بسيار تعيين كننده بود. مردم وقتى منافع خود را در ادامه حيات منابع طبيعى ببينند، باور و همكارى مى كنند و ما هم سعى كرديم از راههايى با مردم ارتباط برقرار كنيم و زبان مشتركى بيابيم كه وابسته به نيازها و خواسته هاى آنان باشد. وظايفى كه ما بايد در اين طرح ايفا كنيم، براى مردم روشن شد و خواسته هاى آنان نيز معلوم گرديد و بدين ترتيب نقطه تعامل را يافتيم كه همان كمك دولت براى تأمين بخشى از مايحتاج آنان، تبديل دامداريهاى سنتى به صنعتى و نيمه صنعتى و تحويل زمينهايى كه در آن دامدارى انجام دهند. * مثلاً در كدام مناطق چنين زمينهايى تحويل دامداران داده ايد؟ - به عنوان نمونه در حوزه آستارا. * جنگل نشينان براى تأمين سوخت شان ناچار به استفاده از هيزم و تنه درختان هستند. با اين مشكل چگونه كنار آمده ايد؟ - خوشبختانه دولت در برنامه چهارم و طرح صيانت، وزارت نفت را موظف كرد در رساندن گاز به روستاهايى كه امكانپذير است، مساعدت كند. در پى اين مصوبه دولت، شاهديم در مسيرهاى عبور گاز به روستاهايى كه در شعاع مشخصى هستند، گازرسانى شده. در ضمن براى اينكه فرهنگ سازى كنيم، در شمال كشور مناطقى را مشخص كرديم كه ايستگاههاى گازرسانى است و سيلندر متقاضيان را پر مى كند و تحويل آنها مى دهد تا روستاييان مجبور به استفاده از هيزم و تنه درختان نشوند. ضمن اينكه به دنبال الگوهاى سوخت جديدى هستيم. مثلاً استفاده از بيوگاز و انرژى خورشيدى را در دست بررسى داريم و همچنين در مورد استفاده بهينه از سوخت هيزمى در حال تحقيق هستيم. ادامه دارد
|