چهارشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۳ - ۶ محرم ۱۴۲۶
Wed, Feb 16, 2005
چشم انداز
۳۰۶۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
گزارشى از روند جديد سياست واشنگتن و
تل آويو عليه برنامه هسته اى ايران
ايران محور تحولات خاورميانه
وضعيت به وجود آمده در مورد برنامه هسته اى ايران پس از اظهارات «جورج بوش » در مورد اينكه آمريكا اميدوار است اين مسأله از طريق ديپلماتيك حل شود، ولى خيال ندارد همه گزينه ها را حذف كند، بيش از يك هفته است كه افكار عمومى جامعه جهانى را برانگيخته است. جاى تعجب نيست كه جهانيان منظور بوش از همه گزينه ها را در وهله نخست، اشاره اى شفاف به عمليات نظامى آمريكا عليه ايران مى دانند. حال ، ديگران بايد حدس بزنندكه آيا آمريكا واقعاً مى خواهد مسأله ايران را مانند مسأله عراق در سال ۲۰۰۳ حل كند و يا آنكه فقط بلوف مى زند؟
«ديك چنى » معاون رئيس جمهورى آمريكا نيز با ابراز نگرانى از اينكه اسرائيل در تلاش براى رفع تهديد هسته اى عليه خود مى تواند از ايران پيشى بگيرد، هيزم بر آتش اين جنگ روانى افزود؛ گرچه«شيمون پرز» معاون نخست وزير اسرائيل هم اسرائيلى ها و آمريكاييان و هم كشورهاى ديگر را از انجام هرگونه عمليات نظامى عليه ايران برحذر داشته بود. زيرا او پيشتر يقين نداشت كه همه تدابير ديپلماتيك به كار گرفته شده، اما از حساسيت اين موضوع كم نكرده است.
مشخص است كه اسرائيل ، ايران را مشكل مهم خاورميانه و مركز تروريسم در منطقه قلمداد مى كند. اسرائيل عنوان مى كند كه ايران نه فقط سعى در ايجاد قدرت هسته اى دارد، بلكه درصدد است به آن رنگ سبز مذهبى هم بدهد. علاوه براين ،«منير داگان» رئيس سازمان موساد در جلسه كميسيون امور خارجى و دفاعى پارلمان اسرائيل اعلام كرد كه بزودى ، ايران به سطح موردنظر در برنامه هسته اى خود خواهد رسيد كه در پى آن ، به طور حتم ، توليد سلاح هسته اى آغاز خواهد شد.
در اين حال ، به عقيده بسيارى از كارشناسان روسى ، آمريكا آمادگى حمله به ايران را ندارد و با توجه به اوضاع سياسى و نظامى فعلى ، دست به عمليات نظامى عليه ايران نخواهد زد. چرا كه به راه انداختن يك جنگ ديگر (در كنارجنگ عراق ) يك اقدام عاقلانه از سوى آمريكاييان نخواهد بود . با توجه به موقعيت آمريكا در عراق، واشنگتن فقط بايد در اين فكر باشد كه چگونه از اين وضعيت رهايى يابد، نه آنكه درگيرى را به خاك ايران كه كشورى قدرتمند از لحاظ نظامى و اقتصادى است ، توسعه دهد.
«آلكسى آرباتوف » رئيس مركز امنيت بين المللى مؤسسه اقتصادى بين المللى و روابط بين الملل روسيه اعتقاد دارد كه آمريكا ديگر نيروى كافى براى عمليات گسترده ندارد. ايران از همه جهات ، چه موقعيت جغرافيايى ، ويژگيهاى كشورى، ملت و ماهيت خود حكومتش با عراق متفاوت است. مقاومت ايران، امرى اجتناب ناپذير است و تحليلگران نظامى ، امنيتى و اطلاعاتى آمريكا قادر به درك آن نيستند.
در مورد ضربات هوايى احتمالى به برخى تأسيسات ايران كه گمان مى رود مراكز هسته اى باشند كافى است كه ايران واردشدن به جنگ را براى خود ممكن بداند. آرباتوف معتقد است كه ايران هم ساكت نمى ماند و تا حد توان تلاش مى كند تا صدمه هرچه بيشترى به نيروهاى آمريكايى مستقر در نزديكى ايران ونيروهاى اشغالگر آمريكايى مستقر در داخل عراق وارد آورد و همچنين آشكارا به گروههاى مبارزه كننده با نيروهاى آمريكايى در عراق كمك كند.
دكتر ولاديميرساژين محقق و شرق شناس روسى نيز از همين عقايد پيروى مى كند.به عقيده وى ، حمله هوايى به تأسيسات مظنون ايرانى، اين هدف را كسب نخواهد كرد. زيرا با توجه به تجربه غم انگيز عراق ـ عمليات توفان در صحرا ـ زمانى كه ۱۴ فروند هواپيماى اسرائيل طى يك يورش، مركز هسته اى اوزيراك عراق را منهدم كردند، ايران پيشاپيش اين تأسيسات را در مناطق كوهستانى به طور متفرق مستقر كرده است تا عملاً براى هواپيماها قابل دسترسى نباشد. از طرفى ، آمريكا ديگر نمى تواند اين واقعيت را در نظر نگيرد كه از ۸۰۰ هزار نيروى ارتشى و سپاهى ايران، ۷۵ درصد يگانها و واحدهاى زمينى و هوايى در غرب ايران ، يعنى در سمت عراق متمركز شده اند ونبايد ترديد داشت كه اين نيروى عظيم مى تواند عليه آمريكا در عراق استفاده شود. دراين ميان نبايد اين مسأله را ناديده گرفت كه آمادگى نظامى نيروهاى مسلح ايران با عراقى ها كه بدون مبارزه ، بغداد را تسليم كردند، قابل مقايسه نيست.
به هرحال ، اين نتيجه گيرى به نظر مى رسدكه اگر آمريكا به ايران حمله كند، اين امر ناگزير منجر به آن خواهد شد كه بخش اعظم منطقه شامل عراق و ايران و به احتمال زياد افغانستان با مدت نسبتاً طولانى به منطقه بى ثبات تبديل شود . در نتيجه ، آمريكا به جاى دموكراسى درمنطقه ، اگر طبق نقشه خود در مورد خاورميانه بزرگ پيش برود. خطر تقويت حكومتهاى راديكال اسلامگرا را به وجود مى آورد. آيا چنين ريسكى كردن ارزش دارد؟
منبع : خبرگزارى «ريا نووستى» روسيه
ترجمه : شهلا محمدى جاهدى
گزارشى از روند جديد سياست واشنگتن و
تل آويو عليه برنامه هسته اى ايران
بگذار اسرائيل
اين كار را انجام دهد؟
201630.jpg
منبع: سايت antiwar
نويسنده: گوردن پراتر مترجم: محمدحسن فكرى


اشاره: دولت بوش، دور دوم زمامدارى خود را با اتخاذ يك روش تهاجمى در سياست خارجى كليد زد . هرچند پس از عراق نايره جنگى تازه به فرمان جناح نظامى گراى واشنگتن شعله ور نشد ، اما سياست جهانى بازهاى كاخ سفيد هنوز و همچنان آهنگ نزاع و كشمكش دارد و در اين ميان ، سهم عمده اين سياست رعب و تهديد نصيب ايران شده است . تيم تصميم گيران كابينه بوش اكنون خرسند از انتخابات عراق و مطمئن از انفعال اروپا و روسيه ، تهران را آماج هجوم روانى - سياسى خود قرار داده اند. هدف غايى اين هجمه چنانچه با صراحت در زبان رايس تكرار مى شود بازداشتن ايران از چرخه فناورى هسته اى است . مرحله اول اين سياست تهاجمى مستقيماً مذاكرات هسته اى ايران و اروپا را نشانه گرفت و ياران بوش توانستند افقهاى نسبتاً درخشان همكارى هسته اى ايران و اروپا را با ابهام روبرو كنند. اما ديپلماسى تهاجمى بوش پرده ديگرى هم دارد كه نهادها و مراكز قدرت آمريكا آن را پنهان از نگاه رسانه ها و افكار عمومى دنبال مى كنند . اين پرده از تحركات كاخ سفيد عليه ايران همان محورى است كه آمريكايى ها در پيوند با متحد اصلى خودـ تل آويو ـ پيش مى برند. مقاله حاضر به قلم يكى از متخصصان امور هسته اى آمريكا به واكاوى همين رشته پنهان از انديشه هاى مردان سياسى واشنگتن مى پردازد .
گروه سياسى

ديك چنى چند ساعت قبل از آغاز كار خود به عنوان معاون رياست جمهورى ، بر روى شبكه راديو تلويزيونى ام. اس.ان.بى.سى (MSNBC) در مورد برنامه هاى هسته ايران و عراق با دان ايموس گفت وگو مى كرد .
در حال حاضر به نظر مى رسد كه چنى تفاوت بين يك «برنامه هسته اى» و يك «برنامه سلاح هاى هسته اى» را مى داند . اما احتمالاً بوش آن را نمى داند . به هر حال بوش و چنى وقتى هر دو مى گويند «هسته اى» دوست دارند بشنوند «سلاح هاى هسته اى».
حتماً به ياد مى آوريد كه ماه ها و هفته ها قبل از اين كه بوش ـ چنى جنگ به اصطلاح بازدارنده خود را با عراق به بهانه جلوگيرى از ارائه جنگ افزارهاى هسته اى به تروريست ها توسط صدام آغاز كنند، محمد البرادعى مدير كل آژانس بين المللى هسته اى به شوراى امنيت سازمان ملل گزارش داد كه هيچ مدركى كه نشانگر تلاش براى احياى برنامه هاى هسته اى صدام در دهه قبل از آن تاريخ باشد، به دست نيامده است .
بله درست است . نه تنها صدام هيچ برنامه سلاح هسته اى نداشت بلكه او اصلاً برنامه هسته اى هم نداشت . مع هذا حتى تا شروع عمليات اشغال عراق ، چنى بدون داشتن هيچ مدركى ادعا مى كرد كه صدام يك برنامه هسته اى دارد و البرادعى نتوانسته است به خاطر پنهان كارى آن را پيدا كند.
حال سال ها، ماه ها و هفته ها قبل و پس از مراسم آغاز به كار چنى وى بدون داشتن هيچ مدركى ادعا مى كند كه حكومت ايران برنامه هسته اى را دنبال مى كند و البرادعى به خاطر پنهان كارى نتوانسته است آن را بيابد .
ايران از سال ۱۹۷۰ پيمان برنامه هاى هسته اى را امضا كرده و تمامى برنامه هايش طبق موافقتنامه حفاظتى آژانس بين المللى انرژى اتمى دنبال مى شود .
اما پرزيدنت بوش در خطابه رسمى خود در سال ۲۰۰۲ اين ادعا را در مورد ايران ،  عراق و كره شمالى عنوان كرد:
«كشورهايى اين چنين به همراه متحدان تروريست خود، محور شرارت را به منظور تهديد صلح جهانى تشكيل داده اند، اين رژيم ها با هدف كسب سلاح هاى كشتار جمعى خطرى فزاينده و عظيم مى باشند. آنها مى توانند اين سلاح ها را در اختيار تروريست ها قرار داده تا با استفاده از آن تنفر خود را بروز دهند. آنها مى توانند به متحدان ما حمله كرده يا سعى كنند از ايالات متحده باج بگيرند . در هر يك از اين موارد تاوان بى تفاوتى فاجعه آميز خواهد بود.»
پيش از يك سال قبل، پس از رؤيت آنچه بوش بر سر عراق آورد، ايران به طور داوطلبانه برنامه بازديد و بازرسى هاى بدون برنامه قبلى را از تمامى محل هاى (هسته اى) مورد نظر را به عنوان پروتكل الحاقى موافقتنامه حفاظتى آژانس بين المللى انرژى هسته اى قبول كرد.
طبق اين پروتكل الحاقى فعاليت ها و محل هايى كه يا لازم به اعلام وجود آنها نبود و يا به خاطر «مواد ويژه هسته اى» كمى قبل از شروع فعاليت مى بايست اعلام شوند . تحت بازرسى قرار مى گرفت ضمن اينكه ايران داوطلبانه برنامه توليد، توسعه و تحقيق سانتريفوژ خود موقتاً متوقف نمايد .
هرگونه نقض تعهد ايران در حال حاضر و يا زمان گذشته در رابطه با موافقتنامه حفاظتى مى بايست به شوراى حكام سازمان بين المللى انرژى هسته اى گزارش مى شد . فقط در صورتى اين شورا به اين نتيجه مى رسيد كه اين امر تخلف از معاهده انرژى هسته اى بوده، آن گاه وظيفه داشت تا موضوع را براى تصميم احتمالى به شوراى امنيت ارجاع دهد .
سازمان بين المللى انرژى هسته اى در حال حاضر تمام محل هايى را كه ايران طبق پروتكل الحاقى اعلام نموده است به انضمام حداقل دو محلى را كه ايالات متحده به آنها مظنون بوده بازديد كرده است . ايران همچنين به سازمان بين المللى انرژى هسته اى اجازه داده است تا سوابق صادرات و واردات (مواد و تجهيزات هسته اى ) مربوط به دهه گذشته را نيز مورد بررسى قرار دهد .
نتيجه چه بود؟ سازمان بين المللى انرژى هسته اى تخلفات جزيى را مشاهده كرده است اما هيچ نشانه اى از اين كه ايران در حال حاضر به دنبال سلاح هاى هسته اى است يا حتى هيچ وقت به دنبال آن بوده را نيافته است . سازمان بين المللى انرژى هسته اى حتى تأييد كرده كه ايرانى ها نه تنها هنوز برنامه آزمايشى غنى سازى اورانيوم خود را شروع نكرده اند بلكه هنوز حتى طرح توليد انبوه آن را نيز تكميل نكرده اند . اما بوش ـ چنى و مقامات اسرائيل فرياد مى كنند كه عمليات تعليق (غنى سازى اورانيوم) دائمى باشد و ايران هرگز مجاز به داشتن توانايى غنى سازى اورانيوم حتى تحت نظارت سازمان بين المللى انرژى هسته اى نباشد . حال به صحبت هاى چنى و ايموس بازگرديم. پس از آن كه ايموس از چنى پرسيد كه اگر ايرانى ها برنامه سلاح هاى هسته اى داشته باشند چه اتفاقى رخ مى دهد . با تعجب مى گويد: «پس چرا نگذاريم اسرائيل اين كار را بكند؟»
چنى پاسخ مى دهد:
«خوب يكى از نگرانى هاى مردم اين است كه اسرائيل ممكن است بدون اين كه از او درخواست شود، اين كار را انجام دهد و چنانچه اسرائيلى ها متقاعد شوند كه ايرانى ها توانايى هسته اى خوبى دارند، با توجه به اين كه هدف سياست بيان شده دولت ايران نابودى اسرائيل است، ممكن است اسرائيل اول وارد عمل شود و سپس بگذارد تا بقيه دنيا نگران درست كردن آشوب هاى ديپلماتيك پس از آن باشند.»
در حال حاضر مفسران اين اظهارات را اخطارى به اسرائيل براى عدم حمله به تجهيزات حفاظتى ايران تلقى مى كنند. اما ديگران آن را چراغ سبزى به اسرائيل تفسير مى كنند . اما نگرانى چنى فقط درست كردن آشوب هاى ديپلماتيك حاصل از آن است.
پانوشت:
*گوردن پراتر داراى درجه دكترا در رشته فيزيك و عضو كميته سياست گذارى در مسائل فنى مربوط به امنيت ملى در آژانس انرژى فدرال مى باشد . وى همچنين عضو كميته بودجه و كميته انرژى سناى آمريكا بوده است . وى سابقاً به عنوان فيزيكدان سلاح هاى هسته اى در آزمايشگاه ملى لاورنس ليومور كاليفرنيا و آزمايشگاه ملى سانديا در نيومكزيكو فعاليت داشته است.
*دان يموس متولد ۱۹۴۰ در كاليفرنيا و از مجريان مشهور راديويى و مفسرين سياسى آمريكاست . وى همواره در برنامه هاى زنده راديويى خود سياستمداران را با طنز گزنده شوكه مى نمايد . وى نويسنده كتاب «پسر ديگر خدا» است كه در سال ۱۹۸۱ به رشته تحرير درآمده و مدت سه ماه مقام پرفروش ترين كتاب روز را در اختيار داشته است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |