ولادت: ۱۲۹۳
محل تولد: شهر مذهبى فومن در استان گيلان
آيت الله محمد بهجت فومنى تحصيلات ابتدايى خود را در مكتب خانه فومن به پايان برد و پس از آن در همان شهر به تحصيل علوم دينى پرداخت .
وى در خانواده اى ديندار و تقوا پيشه ، چشم به جهان گشود و ۱۶ ماه از عمرش نگذشته بود كه مادرش را از دست داد . روح كمال جو و جان تشنه او تاب نياورد و پس از دوران مقدماتى تحصيلات دينى در شهر فومن، به سال ۱۳۴۸ ه.ق هنگامى كه تقريباً ۱۴ سال از عمر شريفش مى گذشت به عراق مشرف شد و در كربلاى معلى اقامت گزيد.
آيت الله بهجت پس از اتمام دوره سطح و درك محضر استادان بزرگى چون آيات عظام : آقا سيد ابوالحسن اصفهانى (ره)، آقا ضياء عراقى (ره) و ميرزاى نائينى (ره) به حوزه گرانقدر و پر محتواى آيت حق حاج شيخ محمد حسين غروى اصفهانى (ره) معروف به كمپانى وارد شد و در محضر آن علامه كبير به تكميل نظريات فقهى و اصولى خويش پرداخت و به يارى استعداد درخشان و تأييدات الهى از تفكرات عميق و ظريف و دقيق مرحوم علامه كمپانى ، كه داراى فكرى سريع و جوال و متحرك و همراه با تيزبينى بوده، بهره مى برد.
فهرست عمده تأليفات ايشان كه با اصرار و پشتكار برخى از شاگردانش به چاپ رسيده عبارتند از :
الف ) كتابهاى چاپ شده:
۱- رساله توضيح المسائل ( فارسى و عربى )
۲- مناسك حج
۳- وسيله النجاه
۴- جامع المسائل
ب) كتابهاى آماده چاپ و نشر
۱- جلد اول از كتاب صلوه
۲- جلد اول از دوره اصل
۳- تعليقه بر مناسك شيخ انصارى
نقى رضايى: فرزانگان آسمانى و اولياى كم نظير در پرتو مجاهدت پيگير به عروجى دست يافته اند كه حضرت حق بر حياتشان سيطره اى ملكوتى و هدايتگر پيدا كرده است ؛ چنانكه در حديث معراج در گفت و گو با رسول خود درباره بنده اى كه اعمالش بر پايه خشنودى پروردگار است مى فرمايند؛ «قطعاً عقل او را در معرفت خود غرق مى كنم و خود به جاى عقل او قرار مى گيرم.» (۱)
كيميايى است عجب بندگى پيرمغان
خاك او گشتم و چندين درجاتم دادند (۲)
همت پيرمغان و نفس رندان بود
كه ز بند غم ايام نجاتم دادند (۳)
و بدينسان اين اولياى بزرگ و اسوه هاى والا ، راه و رسم انسانيت و خدايى زيستن را به انسان مى آموزند و سعادت جامعه را تضمين و زلال جارى معرفت در كام تشنگان محبوب جارى مى سازند.نوشته اى كه فراروى شماست ، شرحى مختصر و در حد توان از حالات و ابعاد زندگى پير فرزانه و باقى مانده اى از تبار عارفان، حضرت آيت الله العظمى بهجت است ؛ اميد كه شرح حال اين عارف فرهيخته روشنگر جامعه و نسل جوان ما باشد .
جمال السالكلين ، شيخ العارفين و فرزانه كم نظير ، حضرت آيت الله العظمى آقاى حاج شيخ محمد تقى بهجت فومنى دام ظله در اواخر سال ۱۳۳۴ هجرى قمرى در شهر فومن از استان گيلان در خانواده اى مذهبى و با تقوا چشم به جهان گشود .
پدر ايشان ، كربلايى محمود بهجت، از افراد معتمد شهر بود . وى علاوه بر اشتغال به كسب و كشاورزى ، عبابر دوش بر پيشخوان مغازه خود مى نشست و به حل و فصل امور مردم اهتمام مى ورزيد و از آنجا كه مورد اطمينان مردم بود ، گواه قباله ها و اسناد قرار مى گرفت . وى فردى خوش ذوق و اهل ادب بود و به جهت علاقه شديد به اهل بيت عصمت و طهارت عليه السلام شعرهاى روان و پرسوز و گدازى در مراثى اهل بيت به ويژه اباعبدالله الحسين عليه السلام و شهداى كربلا سروده و براى مداحانى كه از شهرها يا قصبات مجاور مى آمدند نسخه نويسى مى نمود و اينك بعد از گذشت نيم قرن، هنوز سروده هاى ايشان در آن سامان زبانزد مداحان است.
ولادت
معظم له پنجمين فرزند خانواده بود كه در اواخر سال ۱۳۳۴ هجرى قمرى ديده به جهان گشود . پدر ، ايشان را محمد تقى نام نهاد. هنوز شانزده ماه از عمر محمد تقى نگذشته بود كه مادرش از اين جهان رخت بر بست و به ديار باقى شتافت و او از همان طفوليت طعم يتيمى را مى چشد تا در سختى ها آزموده شود و لياقت و وارستگى بيابد . آرى ، دست هدايتگر حق در راه تربيت انسان هاى الهى و زمينه سازى رشد و تكامل آنان ، تدبير زيبا و بديع دارد .
جمالت آفتاب هر نظر باد
زخوبى روى خوبت خوبتر باد
به جان ، مشتاق روى توست حافظ
تو را بر حال مشتاقان نظر باد
تحصيلات
آيت الله بهجت تحصيلات ابتدايى خود را در مكتبخانه فومن به پايان رساند و به تحصيل علوم دينى پرداخت . در دوران كودكى روحى بزرگ داشت و از بازى هاى كودكانه پرهيز مى كرد و عشقى عجيب به تحصيل علم داشت . در همان سنين نوجوانى با بزرگان دينى شهر معاشرت داشت و نبوغ خدايى در زندگانى ايشان به جلوه نشسته بود .
ايشان پس از تحصيل ادبيات عرب ، در سال ۱۳۴۷ هجرى قمرى براى تكميل علوم حوزوى راه هجرت را پيش مى گيرد . ابتدا به عزم عراق تا همدان مى رود ، ولى به علت وجود اشكال در گذرنامه اش از ادامه سفر باز مى ماند و براى بررسى امكان تحصيل در قم به همراه يكى از بستگان رهسپار اين شهر مى شود . آن زمان هنوز حوزه علميه قم پا نگرفته بود ؛ لذا پس از چند روز اقامت در شهر قم و مشورت با طلاب و اهل علم حوزه ، به زادگاه خود ، فومن باز مى گردد و براى سفر به عراق و كربلا مصمم تر مى شود و سرانجام در سال۱۳۴۸ ه .ق همراه كاروانى به كربلاى معلى مهاجرت مى نمايد و حدود چهار سال در اين شهر اقامت مى گزيند و ضمن تهذيب نفس، از محضر استادان بزرگ آن سامان چون مرحوم آقاشيخ ابوالقاسم خويى بهره مى برد. آن جناب در سال۱۳۵۲ هجرى قمرى براى ادامه تحصيل و دريافت هرچه بهتر سطوح عالى و معارف الهى به نجف اشرف هجرت مى كند و قسمتهاى پايانى سطوح عالى را در محضر آيات عظام از جمله آقاشيخ مرتضى طالقانى قدس سره به پايان مى رساند. نبوغ علمى و سلوك معنوى آيت الله بهجت هميشه مبارك، خجسته و انديشه آور است و لطافت و آرامش و طراوت به همراه دارد و مى تواند در همه ابعاد ثمراتى پربركت به همراه داشته باشد. پارسايى و زهد و فضيلت مدارى اين بزرگمرد، زمينه هاى رشد علمى وى را از همان آغاز تحصيل ايجاد كرد.
نقل شده است: ايشان در درس كفايه آيت الله شاهرودى سن كمترى نسبت به ديگران داشتند. روزى به تقرير استاد اشكال نمود. روز بعد شاگردان به او گفتند: چرا با وجود شاگردان بزرگ اعتراض مى كنى؟ در همين حال آيت الله شاهرودى از در مسجد وارد شد و متوجه موضوع گرديد و به شاگردان گفت: با ايشان كارى نداشته باشيد. برايتان توضيح خواهم داد. همه ساكت شدند. سپس ادامه دادند: من ديشب تقريرات درس آخوند را مطالعه نمودم، ديدم حق با ايشان است و اينگونه از جديت و نبوغ آيت الله بهجت تمجيد كرد. علامه محمدتقى جعفرى مى گفت: «هنگامى كه در خدمت آقا شيخ كاظم شيرازى درس خارج فقه (مكاسب) مى خوانديم، آيت الله بهجت نيز در درس ايشان شركت مى نمود. خوب به ياد دارم كه وقتى ايشان اشكال مى كردند، آقا شيخ كاظم با تمام قوا متوجه مى شد، يعنى خيلى دقيق و عميق به اشكالات آقاى بهجت توجه مى كرد و همان موقع ايشان در نجف به فضل و عرفان شناخته شده و با آقاى قاضى در ارتباط بودند.»
آيت الله حاج شيخ عباس قوچانى در شرح مناقب و مكارم معظم له اينگونه فرمودند: «آيت الله بهجت در نجف اشرف در اثر تلاش در راه عبوديت خداى سبحان، بيست و يك عنايت ويژه از سوى خداوند عطا شده كه برايم بازگفتند و از من عهد گرفتند كه به كسى نگويم.»
بازگشت به ايران
حضرت آيت الله العظمى محمدتقى بهجت در سال۱۳۶۴ ه . ق با قلبى صيقل يافته از معنويت و سينه اى مالامال از عشق به خداوند و با كوله بارى از علم و كمال به سرزمين خويش، ايران، بازگشتند. آن جناب پس از بازگشت به زادگاهشان، فومن، تشكيل خانواده مى دهند و پس از اقامتى كوتاه آماده بازگشت به حوزه علميه نجف اشرف مى شوند. در اين بين به قصد زيارت حرم مطهر حضرت معصومه عليهاالسلام و اطلاع از وضعيت حوزه علميه قم، رهسپار اين شهر مى شوند و اين در حالى بود كه چندين ماه از مهاجرت آيت الله العظمى بروجردى به قم نگذشته بود. معظم له پس از ورود به قم به تدريس خارج فقه و اصول و تدريس معارف عقلى همت مى گمارند و چيزى نمى گذرد كه خبر رحلت اساتيد بزرگ حوزه علميه نجف يكى پس از ديگرى شنيده مى شود؛ لذا ايشان تصميم مى گيرند كه در شهر مقدس قم سكنى گزينند.
ايشان در قم از محضر آيت العظمى حجت كوه كمره اى استفاده نموده و در بحث هاى فقه و اصول آيت الله العظمى بروجردى حاضر مى شدند و از شاگردان برجسته ايشان و از اشكال كنندگان معروف و مبرز درس ايشان بودند.
تدريس خارج فقه و اصول
معظم له بيش از ۵۰سال است كه به تدريس خارج فقه و اصول اشتغال دارند و غالباً به واسطه شهرت گريزى در منزل تدريس كرده اند. فضلاى گرانقدر و بزرگوارى ساليان دراز از محضر پرفيض ايشان بهره برده اند كه برخى اكنون از مجتهدين بزرگ به شمار مى آيند. ايشان در درس اصول بسيار موجزگو هستند و از تفصيل و تقرير نظرات ديگران اجتناب مى كنند و اغلب با اشاره به نظرات ديگران، بيشتر به تحقيق و تدقيق اهتمام مى ورزند و خود نيز صاحب نظريات بديعى در اصول هستند. از اين رو درس اصول ايشان براى طلاب مبتدى درس خارج بسيار سنگين است اما درس فقه ايشان نسبت به درس اصولشان روان است و معظم له در استفاده از آيات و روايات بسيار دقيق و مبتكر مى باشند. در تأييد مطلب فوق يكى از اساتيد بزرگ نقل مى كند: «پنجاه سال پيش شنيديم كه حضرت آيت الله بهجت در قم شروع به تدريس خارج نموده؛ با شنيدن اين مطلب بسيار مسرور شديم، چون مى توانستيم نظريات مشكل و دقيق مرحوم غروى كمپانى را از زبان شاگردانشان بشنويم، زيرا حوزه از اين نظر محتاج كسى بود كه نظرات و ديدگاههايشان را به صورت واضح ارائه دهد؛ چون خيلى ها بر حاج شيخ ايراد مى گرفتند و حال آنكه اصل مطلب را در نيافته بودند.از اين رو با تعدادى ديگر از فضلا در درس ايشان حاضر شديم؛ ولى پس از دو ماه شركت در درس ،ديديم ايشان در آن سن نه چندان زياد نه تنها به تقرير مبانى مرحوم استاد غروى اصفهانى نمى پردازند، بلكه به موازات آن به همان وزانت و سنگينى خود مطلب دارند.ايشان از ابتدا وارد اصل مطلب مى شد و از نظرات استاد به اشاره مى گذشت و در مقام تحقيق و تدقيق بر مى آمد؛ در حالى كه ما هنوز مطلب مرحوم استاد را در نيافته بوديم، ايشان خود به همان سنگينى و دقت مطلب داشت ؛ لذا مشكل ما دو چندان شد. هم در نيافتن مطالب مرحوم كمپانى و هم نظرات ايشان ؛ نهايتآً ناچار به ترك درس شديم» .
تأليفات:
حضرت آيت العظمى بهجت تأليفات زيادى در فقه و اصول دارند كه در زير به تعدادى از آنها اشاره مى شود:
۱ـ يك دوره اصول كه نگاشته خود ايشان است و به صورت حاشيه تعليقه و شرح كتاب ديگر نيست. اين دوره از مباحث كه «مباحث الاصول» نام گرفته ، حاصل تلاش چندين دوره درس خارج اصول ايشان است.تحقيقات پى در پى و موجز بودن عبارات كتاب،اثرى را پديد آورده است كه واقعاً بايد با درس گرفتن به نكات آن پى برد و فقط با مطالعه نمى توان به ظرايف آن پى برد اين كتاب انصافاً در بسيارى از بحث هاى حساس علم اصول نظريات نو و جديدى دارد.
۲ ـ حاشيه بر مكاسب شيخ انصارى: اين مجموعه كه اغلب آن براساس متن مكاسب از آغاز تا پايان تنظيم يافته، در بردارنده ديدگاههاى معظم له در تمام مباحث معاملات به صورت مبسوط مى باشد. ادامه مباحث كه سر فصل آن در مكاسب شيخ مطرح نشده است، از كتاب «شرايع الاحكام» دنبال شده و در هر باب ژرف انديشى و دقت و ابتكار و نوآورى خاصى ارائه شده است.
۳ ـ يك دوره كامل طهارت
۴ ـ يك دوره كامل كتاب صلاه
اين دو سرى كتاب (طهارت و صلاه) براساس متن شرايع و با توجه به موشكافيهاى «جواهرالاحكام» و ارائه آراى بكر در بسيارى از فروعات انجام پذيرفته است و در مقايسه با مباحث الاصول از نثر نسبتاً روانى برخوردار است.
۵ ـ حاشيه بر ذخيره العباد مرحوم آيت الله العظمى محمدحسين غروى (كمپانى) اين مجموعه يك دوره فقه فتوايى فارسى است.حضرت آيت الله بهجت در اين كتاب نظريات خود را در پى آراى استاد در پانوشت ها مرقوم فرموده اند و در ادامه اين كتاب را تا آخر فقه تعقيب نموده و ديدگاههاى خود را در بسيارى از فروعات فقه ايراد نموده اند. جلد نخست اين مجموعه منتشر شده است.
۶ ـ حاشيه بر مناسك حج شيخ اعظم حاج شيخ مرتضى انصارى
پى نوشت:
۱) وافى ، ج ۳ ، ابواب المواعظ، باب مواعظ الله سبحانه ، ص ۴۰
۲ ) ديوان حافظ (با تصحيح قدسى ) ، غزل ۱۷۳ ، ص ۱۵۰
۳ ) ديوان حافظ (با تصحيح قدسى) ، غزل ۱۷۳ ، ص ۱۵۰
اين نوشته با نگاهى بر كتاب فريادگر توحيد كه توسط دفتر انتشارات انصارى منتشر شده ، نگاشته شده است.