جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۸۳ - ۸ محرم ۱۴۲۶
Fri, Feb 18, 2005
موسيقى
۳۰۶۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
سينما
گزارش
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
ورزشى
اوقات شرعى
ادبيات
موسيقى
ارتباطات
كتاب و كتابخوانى
آرشيو
موسيقى
چه خبر
گفت و گو با رضا عابدينى، برنده جايزه نخست دوسالانه پوستر جهان اسلام
موسيقى
مرورى بر بيستمين جشنواره بين المللى موسيقى فجر
بيستمين سال هم گذشت
201960.jpg
رضا بايگان
جشنواره موسيقى فجر هم بالاخره ۲۰ ساله شد. جشنواره موسيقى كمى ديرتر از جشنواره فيلم و تئاتر فجر كه به مناسبت پيروزى انقلاب اسلامى برگزار مى شوند كار خود را آغاز كرد. آنچه امروزه به نام جشنواره بين المللى موسيقى فجر مى شناسيم از سال ۱۳۶۳ كار خود را شروع كرد و در ابتدا نامى براى آن انتخاب شد كه شايد اين روزها شنيدن آن براى همه تعجب آور باشد. جشنواره سراسرى سرود و آهنگ هاى انقلابى عنوانى بود كه ۲۰ سال پيش براى جشنواره انتخاب شد. البته در آن زمان و در شرايطى كه كشور از نظر پشت سرگذاشتن سال هاى اوليه انقلاب و درگير شدن با جنگ با آن مواجه بود، اين عنوان چندان عجيب به نظر نمى رسيد.
در دو دوره اول جشنواره، بيشترين گروه هاى حاضر عبارت بودند از دانشجوهاى دانشكده هاى افسرى، مأموران ژاندارمرى و شهربانى آن زمان و نيروهاى هوايى و زمينى ارتش. اين روند در سومين سال برپايى جشنواره تغيير كرد و گروه هاى سرود نقاط مختلف كشور جايگزين نوازندگان و گروه هاى موسيقى نظامى شدند. البته اين گروه ها كه به جشنواره پيوسته بودند نيز در معناى حقيقى، گروه سرود نبودند بلكه به اجراى آن نوع از موسيقى مى پرداختند كه امروزه آن را با نام موسيقى نواحى يا مقامى مى شناسيم.
پس از آن، آرام آرام جشنواره سراسرى سرود و آهنگ هاى انقلابى، شكل و شمايلى پيدا كرد، شبيه به آنچه هم اكنون دارد. بخش هاى مختلفى برايآآن
جشنواره در نظر گرفته شد، گروهى براى داورى و انتخاب آثار برتر انتخاب شدند، گروه هاى مسلمان خارجى به جشنواره پيوستند و عنوان سرودها و آهنگ هاى انقلابى نيز از جشنواره موسيقى حذف شد.
جشنواره اى با۲۰ سال سابقه
جشنواره اى كه شرح حال روزهاى آغاز به كار آن را خوانديد، امسال، بيستمين دوره خود را پشت سرگذاشت؛ دوره اى كه پس از گذشت بيش از يك دهه با تغيير مديريت مركز موسيقى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، با ديدگاه هاى مديريتى جديدى شكل گرفت. مسؤولان برپايى جشنواره، در جلسه اى كه با حضور خبرنگاران پيش از آغاز جشنواره بيستم برگزار شد، اعلام كردند كه امسال در رويكردى تازه، توجهى بيش از گذشته به بخش پژوهشى جشنواره معطوف و مانند سال هاى اوليه، بر اجراى موسيقى نواحى تأكيد بيشترى خواهد شد.
اختصاص دادن سالن رودكى به سخنرانى هاى پيشكسوتان موسيقى كشور و در نظر گرفتن سه بخش پژوهش موسيقى كلاسيك، پژوهش موسيقى ايرانى و پژوهش موسيقى پاپ نيز نمودى از اين تصميم گيرى ما بود.
البته در اين بخش هاى پژوهشى، اتفاق چندان تازه اى روى نداد و استادانى كه پيش از اين در برنامه هاى مختلفى به سخنرانى پرداخته و ديدگاه هاى خود را ارائه كرده بودند يكبار ديگر به سخنرانى پرداختند و همان ديدگاه ها را يكبار ديگر بيان كردند. هر چند در نظر گرفتن بخشى براى پژوهش موسيقى پاپ، اتفاق تازه اى بود كه در آن علاوه بر پيشكسوتان موسيقى كشور، تعدادى از خوانندگان موسيقى پاپ در كنار هم و پشت يك ميز در مقابل مردم قرار گرفتند كه حضور همين چهره ها، موجب جذب تعداد بيشترى از مردم به سالن رودكى شد.
همانطور كه مسؤولان جشنواره اعلام كردند، امسال توجهى بيش از چند سال گذشته به موسيقى نواحى كشور در جشنواره موسيقى فجر معطوف شد. هر چند كمتر از يك ماه قبل، ششمين جشنواره موسيقى نواحى كشور، يكى از بهترين دوره هاى خود را در شهر كرمان پشت سرگذاشت اما اين اتفاق مانع از آن نشد كه اين گروه ها به شكل گسترده اى در تهران نيز حضور داشته باشند.
امسال به غير از حضور مستقل گروه هاى موسيقى نواحى در جشنواره، دو بخش ويژه نيز براى اين موسيقى در نظر گرفته شد؛ «شب سازها» و «آواى ايران من» عنوان اين دو بخش بود.
در بخش شب سازها، هر شب از برنامه هاى جشنواره به يكى از سازهاى موسيقى نواحى ايران اختصاص داشت و سازهاى قوپوز، ناى، كمانه، دوتار، تنبور، سرنا و دف را شامل مى شد. در اين برنامه علاوه بر اجراى موسيقى از سوى استادان موسيقى نواحى، يكى از كارشناسان نيز به معرفى اين سازها مى پرداخت. يكى از چهره هاى سرشناس حاضر در بين اين كارشناسان ژان دورينگ از كشور فرانسه بود كه در شب كمانه و شب تنبور به سخنرانى پرداخت.
شب سازها يكى از جذاب ترين بخش هاى بيستمين جشنواره موسيقى فجر بود كه هر شب عده زيادى از علاقه مندان را به سالن رودكى مى كشاند و چند بار ازدحام جمعيت به اندازه اى بود كه بخش هايى از سن محل اجراى برنامه نيز در اختيار حاضران در سالن قرار گرفت.
دليل اصلى استقبال از اين بخش جشنواره حضور نوازندگانى سرشناس و ماهر از نقاط مختلف كشور بود كه شنيدن اجراى موسيقى آنها به شكل زنده براى ساكنان پايتخت تقريباً غيرممكن است. غلام مارگيرى، عباس سماعى، مجيد تكه، عبدالله سرود احمدى، رسول بخشى زنگشاهى، موسى بلوچ، عاشيق ايمران حيدرى و غلامعلى نى نواز از جمله هنرمندانى بودند كه در كنار عده اى از نوازندگان جوانتر در شب سازها به اجراى برنامه پرداختند.
«آواى ايران من» نيز برنامه اى بود كه به موسيقى نواحى كشور اختصاص داشت و چهار بخش آواى خزر، آواى شرق، آواى اورامان و آواى خليج فارس را شامل مى شد. اين بخش از بيستمين جشنواره موسيقى فجر نه جذابيت «شب سازها» را داشت و نه استقبالى مشابه آن را به خود جلب كرد. در اين بخش نيز عده اى از پيشكسوتان موسيقى نواحى به چشم مى خوردند كه در واقع بيشتر آنها در شب سازها نيز حضور داشتند اما در ميان آنها، اجراى برنامه گروه هايى مانند «مرواريد ليان» نيز گنجانده شده بود كه موسيقى آنها به تمام معنى كلمه «موسيقى بندرى» بود. هر چند مرواريد ليان و غلام مارگيرى هر دو متعلق به منطقه جغرافيايى حوزه خليج فارس هستند اما بعيد است كه همين يك دليل براى اجراى موسيقى آنها در يك برنامه و پشت سر هم كافى باشد.
حالا كه در حاشيه خليج فارس جشنواره هستيم، بد نيست به يكى از تفاوت هاى جشنواره امسال با سال هاى گذشته اشاره كنيم.
امسال تقريباً بيش از نصف گروه هاى حاضر در جشنواره، قطعه اى با نام «خليج فارس» اجرا كردند. سوليست هاى اركستر فيلارمونيك رومانى، گروه ايتاليا، مرواريد ليان، گروه كر آشورى ها، گروه تركيه و چند گروه ديگر از اين جمله بودند.
در بخش موسيقى دستگاهى و كلاسيك ايرانى جشنواره وضعيت گروه هاى حاضر تقريباً مانند سال هاى قبل بود. اركستر موسيقى ملى كه هر سال با اجراى «اى ايران» برنامه خود را به پايان مى رساند و اركستر سمفونيك تهران تقريباً هر سال پاى ثابت جشنواره هستند كه البته تقصيرى هم ندارند؛ چرا كه بضاعت موسيقى كلاسيك كشور نيز چندان بيش از اين نيست.
گروه هاى موسيقى دستگاهى كشور نيز چند سالى است كه به طور ثابت در جشنواره حاضر مى شوند و نام هايى مانند گروه ارغنون، گروه فاخته، نهضت و شرقى در بين آنها به چشم مى خورند. البته جشنواره امسال در اين بخش ميزبان گروهى تازه بود كه تاكنون در اين رويداد هنرى شركت نكرده بود. هوشنگ ظريف همراه با گروه پايو امسال براى نخستين بار در جشنواره بين المللى موسيقى فجر حاضر شد.
ميهمانان خارجى
در بيستمين جشنواره بين المللى موسيقى فجر ۱۰ گروه موسيقى خارجى حضور داشتند. مدتى پيش از آغاز جشنواره محمد حسين همافر، رئيس مركز موسيقى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى در گفت و گويى اعلام كرده بود كه اسپانسرهاى داخلى، توان دعوت از گروه هاى خارجى درجه اول راندارند و مركز موسيقى بهتر مى تواند اين كار را انجام دهد. آنچه از گروه هاى خارجى حاضر در جشنواره بر مى آمد نشان مى داد كه تعدادى از اين گروه ها شايد از سطح قابل قبولى برخوردار باشند اما مطمئناً جزو گروه هاى درجه اول و يا حتى دوم و سوم موسيقى در عرصه بين المللى نبودند.
البته گروهى كه از تركيه به ايران آمد را بسختى مى توان به عنوان يكى از گروه هاى رده آخر موسيقى دنيا نيز قلمداد كرد.
اين گروه كه بنا بر آنچه در برنامه ها اعلام شده بود، مى بايست به اجراى موسيقى سنتى تركيه بپردازد، آثارى را اجرا كرد كه بيش از هر چيز به موسيقى پاپ شباهت داشت.
گروه هلندى نيز هر چند بر اساس برنامه قرار بود موسيقى فولكلور اجرا كنند اما با سازهاى كنترباس، ساكسيفون و درامز آثارى اجرا كردند كه در سبك خود بسيار شنيدنى و جذاب بود. اينكه با اين سازها چه مى توان نواخت به كشف خودتان بستگى دارد.
۱۰۰ درصد مطابق با برنامه
نمى توان خيلى بى انصاف بود و تفاوت هاى اين دوره از جشنواره موسيقى فجر را ناديده گرفت. ميزان و كيفيت اين تفاوت ها بماند اما شايد همين روند ادامه پيدا كند، بتوانيم شاهد اتفاق هايى جدى تر در مهم ترين رويداد موسيقايى كشور باشيم.
با اين وجود نمى توان از حرف دكتر حسن رياحى، دبير جشنواره گذشت و به آن گيرنداد. او در گفت و گو با نشريه روزانه جشنواره عنوان كرد در جشنواره بيستم: «۱۰۰ درصد مطابق با برنامه پيش رفتيم.»
عدم حضور گروه موسيقى روسيه، انصراف چند تن از استادان موسيقى در بخش پژوهشى، پيدا شدن سروكله چند نفر از خوانندگان پاپ و بالاخره تدوين نشدن متن سخنرانى هاى بخش پژوهشى پيش از آغاز سخنرانى ها را مشخص نيست چطور مى توان در برنامه ريزى هاى جشنواره گنجاند. البته بعيد است فردى انتظار داشته باشد يك جشنواره در ايران كاملاً مطابق با برنامه هاى اعلام شده پيش برود اما چنين حرف هايى نيز ديگر گفتن ندارد!
چه خبر
اولين كتاب جيمز باند فيلم مى شود
اسمش باند است . . . جيمز باند
201930.jpg
افشين ابراهيمى
چرا طرفداران جدى و پى گير مجموعه فيلمهاى جيمز باند از سه فيلم اخير اين مجموعه - «فردا هرگز نمى ميرد» ، «دنيا كافى نيست» و «روز ديگر بمير» - راضى نيستند؟ «برازنان» كه جيمز باند بسيار خوبى بوده و بهترين جيمز باند بعد از شان كانرى را مجسم كرده است. فيلمها هم آثار اكشن خوش ساختى بودند و فيلم آخر كمى هم جنبه هاى علمى-تخيلى اضافه كرده بود كه به طور كلى آثار موفقى محسوب مى شدند . . . پس مشكل چه بود؟
مسأله اينجاست كه فيلم هاى جيمز باند - چه آنها كه بر اساس كتاب هاى ايان فلمينگ نوشته و ساخته شده بودند و چه آنها كه فيلمنامه اريجينال دارند - داراى اصولى هستند كه اگر رعايت نشوند، فقط فيلم اكشنى باقى مى ماند كه اتفاقاً اسم شخصيت اصلى آن جيمز باند است. از جمله اين اصول مى توان به عنوان بندى، ترانه عنوان، سكانس اكشن ابتدايى، ظاهر و رفتار خاص جيمز باند، حضور ام و كيو و ابزار و لوازمى كه كيو به جيمز باند مى دهد، محبوبيت باند نزد زنان، گير افتادن او در يك خطر بسيار بزرگ و مرگبار و متعاقباً نجات او و . . .اشاره كرد كه بايد حتماً در هر فيلم جيمز باند رعايت شوند كه در فيلمهاى اخير كامل و درست سر جايشان قرار نداشتند و در نتيجه ديگر نمى شد آنها را يك «فيلم جيمز باندى» دانست.
آخرين فيلم اين مجموعه كه همان حال و هوا و ساختار درست را داشت، «چشم طلايى» بود كه اولين حضور پيرس برازنان در نقش مأمور ۰۰۷ هم محسوب مى شد. بعد از شان كانرى، جرج لازنبى در يك فيلم جيمز باند شد كه بازيگر بسيار نامناسبى براى اين نقش بود؛ راجر مور على رغم تمام نكات مثبتش نتوانست با تصويرى كه كانرى در اذهان باقى گذاشته بود رقابت كند و تيموتى دالتن بدشانس، هم بازيگر مناسب اين نقش نبود و هم فيلمهاى بسيار بد و ضعيفى به او رسيد. اما برازنان با همان اولين حضورش در «چشم طلايى» نشان داد كه هر چند او هم قابل مقايسه با جيمز باند فراموش نشدنى كانرى نيست، اما بعد از او بهترين است.
«چشم طلايى» علاوه بر شروع موفقى براى برازنان در نقش باند، تثبيت كننده حضور سينمايى كارگردانش، مارتين كمبل، بود. هر چند كمبل نيوزيلندى پيش از آن در تلويزيون آثار موفقى ساخته بود - مجموعة «لبه تاريكى» او در ايران هم طرفداران زيادى داشت - اما موفقيت «چشم طلايى» بود كه راه او را در هاليوود هموار كرد و منجر به ساخت فيلمهايى مثل «نقاب زورو» توسط او شد. حالا خبر خوب اينكه بيست و يكمين فيلم جيمز باند ، با نام «كازينو رويال» ، هم توسط كمبل ساخته مى شود و جاى اميدوارى است كه بعد از ده سال دوبارة يك «فيلم جيمز باندى» با داستان و ساختار و بازيگران درست ببينيم. چند ماه قبل در جشنواره كن كوينتين تارانتينو ابراز علاقه كرده بود كه كتاب «كازينو رويال» را تبديل به فيلم كند. او از حضور پيرس برازنان در نقش باند پشتيبانى كرده بود و اعلام كرده بود نقش اصلى زن فيلم را هم مى خواهد به اوما تورمن بدهد. تارانتينو همچنين تأكيد كرده بود كه مى خواهد دوباره حال و هواى داستان هاى ايان فلمينگ را به فيلمهاى جيمز باند برگرداند؛ اما در نهايت تهيه كننده ها مارتين كمبل را ترجيح دادند.
«كازينو رويال» اولين كتاب فلمينگ است كه جيمز باند را معرفى مى كند و عجيب اينكه تنها كتاب او هم هست كه به فيلم برگردانده نشده است. البته در سال ۱۹۶۷ فيلمى كمدى به اين نام با حضور پيتر سلرز و وودى آلن ساخته شد كه هجويه فيلم هاى جيمز باند بود و از كتاب اقتباس نشده بود. حالا كه ساخت اين فيلم قطعى شده و كارگردان خوش سابقه اى هم مسؤوليت آن را به عهده گرفته است، مى توان اميدوار بود كه يك بار ديگر بعد از ده سال جيمز باندى بر پرده سينماها بيايد كه واقعاً جيمز باند باشد و اصول و قواعد فيلمهاى اين مجموعه را رعايت كرده باشد.
تنها چيزى كه باقى مى ماند هنرپيشه جديدى است كه بتواند نقش اين جاسوس زرنگ و جذاب را ايفا كند و جانشين خلفى براى پيرس برازنان باشد. برازنان شش ماه قبل در مصاحبه اى اينترتينمنت ويكلى اعلام كرد «بس است؛ هر چه مى بايست در دنياى جيمز باند مى گفتم، گفته ام.» هر چند كه بعيد نيست با بازگشت كمبل به پشت دوربين، برازنان هم بپذيرد دوباره كت و شلوار و پاپيون جيمز باند را به تن كند، اما به احتمال زياد نوبت به ششمين بازيگر نقش جيمز باند رسيده است.
اين بازيگر ، مطابق سنت، بايد بريتانيايى باشد؛ صورت و اندام جذابى داشته باشد؛ بتواند در رفتار و حركاتش غرور جيمز باند را نشان بدهد و كريزما از سر تا پايش ببارد. كانديداهاى كم شانس ايفاى اين نقش عبارتند از جود لا، اريك بنا و اورلاندو بلوم. چند ماه قبل بى بى سى رسماً اعلام كرد نقش باند به دوگارى اسكات (آقا بده «مأموريت: غير ممكن ۲» ) واگذار شده كه شايعه از آب درآمد. در حال حاضر در شرط بندى هايى كه بر سر جيمز باند آينده صورت مى گيرد، كلايو آون بيشترين شانس را دارد كه بخصوص به خاطر موفقيت اخيرش در كسب گلدن گلوب و نامزدى براى جايزه اسكار تقويت شده است. بعد از او هيو جكمن استراليايى و يووان مك گره گور اسكاتلندى بيشترين بخت را دارند.
فعلاً كار بر روى فيلمنامه «كازينو رويال» ادامه دارد و به زودى جيمز باند جديد هم معرفى خواهد شد.
گفت و گو با رضا عابدينى، برنده جايزه نخست دوسالانه پوستر جهان اسلام
كارهاى تجارى هنرمند را محدود مى كند
201939.jpg
ليلا موسوى زاده
رضا عابدينى متولد ۱۳۴۶ در تهران طراح و گرافيست حرفه اى در سطح بين المللى است كه در نخستين دوره دوسالانه پوستر جهان اسلام به همراه مهدى سعيدى رتبه اول را در بخش هنرى اين نمايشگاه كسب كرد.
عابدينى ديپلم گرافيك را از هنرستان هنرهاى زيبا در سال ۱۳۶۴ گرفت و كار حرفه اى اش را از سال ۱۳۶۲ شروع كرد. تحصيلات او ليسانس نقاشى از دانشگاه هنر تهران است.
عابدينى امسال پنج جايزه بين المللى از كشورهاى جمهورى چك ويژه طراحى كتاب (تايپوگرافى)، نفر دوم فستيوال هنر و طراحى پوستر فرانسه براى پوستر «خواب خاك» ، نفر اول در فستيوال هنگ كنگ، نفر اول در دوسالانه مكزيك و در دوسالانه بين المللى كره نفر دوم شد كه پوستر منوچهر معتبر يكى از كارهايش بود كه هيچ خبرى از آن منتشر نشد. برخى از همكارانش مى گويند عابدينى يكى از شناخته شده ترين گرافيستهاى ايرانى در سطح بين المللى است.
او درباره بى ينال پوستر جهان اسلام مى گويد: «عنوان جهان اسلام براى اين مسابقه كمى گنگ و ناملموس بود. مشخص نشد كه اين عنوان به معنى مردمانى است كه در جهان اسلام زندگى مى كنند، آدمهايى كه با جهان اسلام ارتباط دارند و يا فقط معنى خود جهان اسلام را تداعى مى كند كه در اين نمايشگاه هيچ كدام از اين ويژگيها مشخص نبود. به عقيده من، اگر در نمايشگاهى با اين سوژه به طراحى گرافيك و طراحى خط (تايپوگرافى) مى پرداختيم، موفق تر بوديم، چرا كه تنها نقطه مشتركى كه بين كشورهاى اسلامى وجود دارد، خط عربى و فارسى است كه مى توانست پيوند دهنده اى منطقى باشد.
در اين نمايشگاه پوستر غير اسلامى هم كار شده بود و از كشورهاى غير مسلمان هم آمده بودند. صد درصد با اين امر موافقم كه كشورهاى مسلمان مثل سوريه، لبنان، عربستان و افغانستان كارهاى مشترك داشته باشند. البته با روش منطقى كه پيوند دهنده پيشينه تاريخى و سنت هاى تصويرى باشد.
عابدينى معتقد است كه برگزار شدن چنين دوسالانه اى اشكالى ندارد، اما با اين هزينه مى توانيم كارهاى بهترى انجام دهيم كه تأثيرگذارتر باشد.
او مى گويد:» از اكثر كشورها در اين دوسالانه شركت كرده بودند و جوايز خوبى هم براى برندگان در نظر گرفته بودند. حبيب صادقى دبير دوسالانه به دليل اينكه اولين سال نمايشگاه بود، موانع پيچيده اى سر راهش قرار داشت، در همه بخشها دو نفر انتخاب شدند و جايزه ها نصف شد، همچنين جايزه ويژه فرهنگستان به طور كلى حذف شد.
هيأت داوران متشكل از مرتضى مميز و آيدين آغداشلو كه چهره هاى شناخته شده اى هستند و مجيد مجيدى فيلمساز بود كه عده اى با حضور اين كارگردان سينما مخالف بودند. حضور آلن لوكرنك گرافيست فرانسوى كه گرافيك ايران را خوب مى شناسد و از طراحان طراز اول دنيا است در هيأت داوران اهميت داشت. به هر حال نمايشگاه خيلى خارق العاده اى نبود. با اينكه در اين نمايشگاه شركت كردم و نفر اول شدم، اما كارهاى خاصى ارائه نشده بود.
ماجراى انتخاب كار عابدينى بسيار جالب توجه است، پوستر كمال الدين بهزاد او در قسمت فرهنگى اين نمايشگاه جايزه اول را كسب كرد. يك سال پيش همين پوستر براى همايش بين المللى كمال الدين بهزاد طراحى شده بود، اما فرهنگستان هنر آن را قبول نكرد و سال بعد يعنى امسال همين پوستر جايزه اول را گرفت كه اين مسأله بسيار قابل تأمل است.
به گفته عابدينى، اين كار متأثر از كارهاى بهزاد است كه مدرن شده و متأثر از مينياتورهايى است كه بهزاد آن را كار كرده و در اين كار سعى شده كه خيلى كپى بردارى از مينياتور نشود و به سبك مدرن روى آن كار شده است. عابدينى تاكنون دو نمايشگاه در تهران و بيش از هشت نمايشگاه در شهرستانها داشته. او دليل اين اقدام خود را محروميت شهرستانها بيان مى كند و اينكه معمولاً دوستان ديگر خيلى علاقه مند نيستند در آنجا نمايشگاه بگذارند، به همين دليل ترجيح مى دهد كارهايش را در آنجا ارائه كند.
عابدينى عضو انجمن طراحان گرافيك ايران و انجمن بين المللى طراحان گرافيك است كه اين انجمن ۳۰۰ عضو دارد و از مهم ترين انجمنهاى گرافيك دنيا است. او از سال ۱۳۶۸ در حوزه هنرهاى تجسمى نقد مى نويسد. همچنين در دانشگاههاى (الزهرا، هنر، تهران) تدريس مى كند و تا به حال كارگاههاى آموزشى در فرانسه، هلند و قطر داشته است و در سال جارى براى تدريس به فرانسه، لبنان و تركيه دعوت شده است.
اين گرافيست تا به حال سه كتاب به نامهاى در ابتدا، اتوبيوگرافيك و هنر چاپ دستى در ايران منتشر كرده و در سال ۲۰۰۴ در كشور فرانسه برگزيده اى از كارهاى او به نام «گرافيك ايرانى» منتشر شده است.
عابدينى مى گويد: «بيش از ۹۵ درصد از كارهاى من در زمينه فرهنگى است و شايد تنها ۵ درصد از كارهايم كه نوعى مربوط به آدمهاى فرهنگى است، تجارى باشد. كارهاى تجارى هنرمند را محدود مى كند.»

|   صفحه اول   |   سياسى   |   سينما   |   گزارش   |   گفت و گو   |   ويژه ۱   |   ويژه ۲   | 
|   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   ورزشى   | 
|   اوقات شرعى   |   ادبيات   |   موسيقى   |   ارتباطات   |   كتاب و كتابخوانى   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |