دوشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۳ - ۱۱ محرم ۱۴۲۶
Mon, Feb 21, 2005
ميراث فرهنگى
۳۰۶۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
آرشيو
سرنوشت گچ بريهاى
منحصر به فرد ساسانى در برف و باران!
202065.jpg
هنگامى كه هيأت حفارى در سال ۱۳۷۳ كاوش را در سايت باستانى «بنديان درگز» آغاز كرد تصور آن هرگز نمى رفت كه آثار يافت شده از جمله منحصر به فردترين مدارك مربوط به تاريخ دوره ساسانى باشد.
به گفته دكتر «مهدى رهبر» سرپرست كاوش هاى بنديان در طول ده فصل كاوش، در هر فصل مدارك و اسناد جالب توجهى پيدا گشت كه پرده از تاريخ گمشده ايران در آن سالها را آشكار ساخت.
ماجرا از زمانى آغاز مى شود كه در سال ۱۳۶۹ كشاورزان اين منطقه تصميم به تسطيح زمين هايشان مى گيرند به اين سبب با همكارى اداره كشاورزى اقدام به برداشتن تپه ها با لودر مى نمايند كه به قطعاتى از گچ برى ها برخورد مى كنند و سرنوشت چنين محك مى خورد كه برگى مهم از تاريخ ايران سر از خاك برآورد.
آنچه از كاوشهاى گذشته حاصل گشته هسته مركزى بنايى است كه در حال حاضر تالارى با ابعاد ۸‎/۴۵ در ۱۰‎/۲۵ متر و اتاقها و راهروهاى مربوط به آن از زير خاك خارج شده است. اين تالار داراى چهار ستون گچى شالى شكل زيبا است كه سقف مسطح تالار را نگه مى داشته اند. نقش هاى گچبرى شده يافت شده درتالار آتشكده بنديان درگز كه دور تا دور تالار را فرا گرفته اند متعلق به سال ۴۲۵ ميلادى و سلطنت بهرام پنجم پادشاه ساسانى است كه تداعى كننده جنگ تاريخى بهرام پنجم (گور ) و هپتالى هاست كه در تاريخ طبرى از آن ياد شده است.
براساس تاريخ طبرى بهرام شخصى خوش گذران بوده وكمتر در امور مملكتى دخالت مى كرده است . در آن زمان دو دشمن نيرومند همسايه ايران بودند. يكى هپتالى ها درشمال شرقى كه حملات آنها منشأ اقتصادى را در بر مى گرفت و ديگرى رومى ها در غرب ايران كه حملات آنها منشأ كشور گشايى داشت.بهرام كه شخصى خوش گذران بود مايل بود كه مردم در رفاه و خوشى باشند و بدين جهت حتى تعدادى نوازنده نيز براى شادى مردم از هندوستان آورده بود. در اين هنگام چون از كار مملكت غافل مى شود هپتالى ها طمع حمله به خاك ايران را مى كنند و تا نزديكى شهر مرو در شمال شرقى ايران پيش مى آيند. بزرگان ايران سخت هراسناك مى شوند و به نزد بهرام مى روند. ولى بهرام اعتنايى نمى كند. به ناچار بزرگان ايران مخفيانه با پادشاه هپتالى مراوده مى كنند تا به وسيله باجى كه مى دهند بتوانند كشور را از گزند حمله هپتالى ها نجات دهند. پادشاه هپتالى نيز با شنيدن اين خبر در بلادى به نام كوش ميهن نزديك مرو با خيال راحت به سپاه استراحت مى دهد.در همين هنگام بهرام به همه خبر مى رساند كه از تيسفون براى شكار و زيارت آتشكده آذرگشنسب (واقع در تخت سليمان تكاب) خارج مى شوند. بزرگان ايران تصور مى كنند كه بهرام ترسيده است و همچنين جاسوسان هپتالى نيز به پادشاهشان خبر مى دهند كه بهرام به بهانه شكار و زيارت از ترس فرار كرده و برادرش را به جاى خود پادشاه كرده است. پادشاه هپتالى نيز كاملاً مطمئن مى شود كه ديگر جنگى در ميان نخواهد بود و منتظر ارسال باج از طرف ايرانى ها مى گردد. در اين ميان بهرام يك حيله جنگى به كار مى برد. بدون اين كه بزرگان و مردم را از نقشه خود خبر كند با سيصد نفر از زبده ترين لشكريانش و نيز ده هزار كره اسب و ده هزار پوست خشك گاو از تيسفون حركت مى كند. بهرام به قصد مرو شبانه حركت مى كرد و براى اين كه جاسوسان خبرى از حركت و قصد او نداشته باشند روزها استراحت مى نمود. هنگامى كه بهرام به مرو مى رسد پادشاه هپتالى به تمامى دويست و پنجاه هزار نفر سپاهيانش استراحت داده بود و بدين سبب پادشاه بسيار نامنظم بود. بهرام كه به روايتى سيصد يا سه هزار نفر نيرو بيشتر نداشت دستور مى دهد پوست گاوها را با شن پر كنند و آنها را به گردن كره اسبان آويزان نمايند و شبانه آنها را به ميان اردوگاه دشمن مى فرستد. سر و صداى زياد و عجيبى كه شبانگاه در اردوى هپتالى ها به اين سبب ايجاد مى شود باعث رعب و وحشت آنها شده وآنها تصور مى كنند يك لشكر عظيم به آنها حمله نموده است و تعدادى كشته شده و تعدادى فرار مى كنند. در همين جاست كه بهرام پادشاه هپتالى را مى كشد و تاج و كمربند زرين او و نيز همسرش را به عنوان كنيزك به آتشكده آذرگشنسب مى فرستد.
در تالار كشف شده در مجاورت آتشكده بنديان تمامى اين داستان به تصوير كشيده شده است. صحنه اول گچبرى در تالار صحنه شكار است كه به نوعى اشاره بر حيله بهرام براى حمله به هپتالى هاست. دو نفر شكارچى با لباس ساسانى بر اسب سوار هستند و تيرى كه رها كرده اند بر ديوار نقش شده و در گوشه اى ديگر گوزنى به وسيله تير شكار شده است.
صحنه بعدى صحنه جنگ را نشان مى دهد. دو پادشاه كه بر اسب سوار هستند در حال نزاع با هم مى باشند. زير پاهاى اسب ها تعدادى كشته ديده مى شود دو سوار در سمت راست نقش شده اند كه هپتالى هستند و سمت چپ تك سوارى ديده مى شود كه به سبب داشتن روبانى در مچ پايش سوارى ساسانى است كه در حقيقت بهرام است. در واقع آن دو نفر در مقابل يك نفر، كثرت سپاه هپتالى را در برابر قلت سپاه ايران نشان مى دهند. افرادى كه كشته شده اند و سرهايشان در زير پاى اسبان است چهره اى ايرانى ندارند. چهرهاى با ريشان تنك و كوسه، چشمانى بادامى و سبيل هايى چخماقى كه خاص نژاد هپتالى و زرد است.
صحنه سوم مربوط به پيروزى است . هر دو سوارى كه رو در روى سوار ساسانى در صحنه قبلى مى جنگيدند در اين صحنه كشته شده اند و روى زمين افتاده اند و چهار چكمه روى جسد آنها قرار گرفته است. اين صحنه تداعى كننده پيروزى يك پادشاه بر دشمن به كمك اهورامزدا و خدايان است. از سمت شمال غربى تالار بايد از محرابى نام برد كه فضايى حدود ۱‎/۷۰ در ۲‎/۸۰ متر را اشغال مى كند. در گوشه جنوب غربى محراب فضاى كوچكى است كه در روبروى آن تصوير يك آتشدان حك شده است. در دو طرف آتشدان دو نگهبان آتش ايستاده اند. به اعتقاد دكتر «مهدى رهبر» بر خلاف آنچه قبلاً گفته مى شد كه در يك طرف آتشدان خدا و در طرف ديگر موبد ايستاده اند در اينجا يك موبد و يك پادشاه زمانه (احتمالاً بهرام پنجم) ايستاده اند. بهرام كه به دليل لباسش كه داراى نقش مايه هاى گل انار است در اينجا تميز داده مى شود آتشدان و چوبى در دست دارد.
در اولين صحنه بعد از محراب شخصى نشسته بر روى يك فرش با نقش مايه هاى حيوانى به چشم مى خورد. اين شخص كه لباس چرمى پوشيده يك دستش را بلند كرده است. در كتيبه اى كه در كنار اين شخص به چشم مى خورد دوبار بر اين موضوع كه اين شخص هپتالى معتمد است تأكيد شده است. براساس تاريخ طبرى بعد از اين كه بهرام پادشاه هپتالى رامى كشد يك نفر را جايگزين او مى نمايد و شخص نشسته در اين نقش همان پادشاه دست نشانده بهرام براى هپتالى ها است.
در صحنه ديگرى چهار نفر كنار محراب به سمت بيرون ايستاده اند. لباس خدايان كه در اينجا دو نفر هستند ساده است و گلدار نيست. در كنار يكى از آنها كوزه اى به چشم مى خورد كه نشان مى دهد اين شخص آناهيتا است.شخصى كه چكمه بر پا دارد همان پادشاه دست نشانده هپتالى است و بهرام نيز با لباسى با گل هاى انار در كنارى ايستاده است. به عبارتى در اين صحنه اهورامزدا و آناهيتا در حضور بهرام پنجم پادشاه هپتالى را به سبك ايرانى تاج بخشى مى كنند.
صحنه بعدى ضيافتى را به تصوير كشيده است. يعنى پادشاه هپتالى بعد از تاج بخشى در مهمانى اى شركت مى كند و دراين تصاوير به همراه ساسانيان به صورت نيمه دراز نشسته و جام در دست دارد. تمامى اين آثار به اين دليل در تالار كنار آتشكده به وجود آمده اند كه آتشكده ها نقش اطلاع رسانى نيز داشتند و بدين سبب به مردم گفته مى شد كه ما بر دشمن پيروز شده ايم. و چنين مطلبى در تاريخ طبرى نيز بازگو شده است كه زمانى كه بهرام بر پادشاه هپتالى پيروز گذشت به تمامى نقاط ايران اطلاع داد كه ما پيروز شده ايم.
برج خاموشى نيز از مهمترين يافته هاى هيأت باستانشناسى است. به اعتقاد دكتر «مهدى رهبر» تا كنون تصور مى شد زرتشتيان اجساد را در داخل دخمه هايى شبيه آنچه در يزد و كرمان ديده مى شود قرار مى دادند تا به وسيله پرنده ها و حيوانات درنده گوشت از بدن جسد جدا گردد. در صورتى كه بعيد به نظر مى رسد چنين كارى در دين زردتشت و در دوره ساسانى انجام مى شده است. كاوش ها نشان مى دهد برج خاموشى داراى تأسيسات تشريفاتى براى مردگان بوده است. اين برج به ارتفاع ۳ متر و قطر ۲۰ متر به صورت مدور بوده و داراى چند قسمت به عنوان انبار و محل قرارگيرى اشياء مراسم تدفين بوده ونيز محلى كه با داشتن چند سكو براى قرار گيرى جسد شخص مرده استفاده مى شده است. بعد از اتمام مراسم، جسد را به حال خود مى گذاشتند و بعد از زائل شدن گوشت از بدن، دوباره استخوان ها را در استودان هايى كه به صورت خمره تهيه كرده بودند مى گذاردند. دور تا دوراتاق جنب آتشكده را خمره هاى درب دار پوشانده اند كه محل قرار گيرى استخوان هاى اشخاص مهم در منطقه بوده اند و اين خود شاهدى بر اين امر است.
از جمله يافته هاى اخير فصل دهم در تپه C با ابعاد ۲۰ در ۲۰ متر مربع، بنايى است كه اگرچه تصور مى رفت آثار پيدا شده در آن اهميت چندانى نداشته باشند ولى با پايان فصل اخير كاوش گمان مى شود تالارى تشريفاتى در اين مكان وجود داشته است. اين تالار كه در آن هشت جرز قرار گرفته اند اكنون به خاطر اهميتى كه دارند در زير يك سالن سرپوشيده از جنس ايرانيت قرار گرفته اند. درگز كه تا تهران ۱۱۵۰ و تا مركز استان خراسان ۲۵۵ كيلومتر فاصله دارد. از شمال به مرز ايران و تركمنستان از مشرق وجنوب شرقى به مشهد از جنوب به چناران و از مغرب به قوچان محدود مى باشد. مركز شهرستان درگز شهر درگز است كه سابقاً محمدآباد ناميده مى شد. اين منطقه پيش از اسلام با نامهاى دارا و دراگرد پاورت و پس از اسلام با نام باورد و ابيورد نيز خوانده مى شد و به عنوان بخشى از دشت اتك حتى از شهرهاى مجاور چون نسا بهتر و بازارش پر رونق تر و خاكش حاصل خيزتر بوده است و در زمان خود از شهرهاى معروف و معتبر خراسان بزرگ به شمار مى آمد و به علت واقع بودن در دامنه هاى شمالى كوه هاى خراسان از دير باز اولين خط دفاعى اين خطه محسوب گشته و از اهميت سياسى نظامى خاصى برخوردار بوده است. با ذكر اين مطلب كه اين منطقه به جهت قرار داشتن در مسير جاده ابريشم هم از حيث سياسى و هم از جهت اقتصادى نقش مهمى را بازى مى كرده است.
با اين كه به جهت اهميت گچ برى ها و بناهاى يافت شده قرار بود اين مكان تاريخى به يك سايت موزه تبديل گردد ولى با گذشت نزديك به ده سال از حفارى در منطقه هنوز تدابيرى براى تبديل اين مكان باستانى به يك موزه فراهم نشده است.در حال حاضر تنها يك سقف كركره اى از جنس ايرانيت كه زنگ زده است به صورت كاذب بر روى آثار قرار گرفته است كه هر لحظه بيم كنده شدن به وسيله باد رفته و در اينصورت گچ بريها با مواجه با باران و برف تخريب خواهند شد.در حقيقت هيچ طرح حفاظتى تاكنون توسط پژوهشكده مرمت آثار و پژوهشكده باستان شناسى سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى ارائه و عملى نشده به طورى كه بخشى از مهمترين تاريخ قرن پنج ميلادى در خطر نابودى قرار دارد.اكنون به دليل عدم تعويض داربست هاى فلزى و انجام نشدن اقدامات اساسى تر، پوشش فوق باعث آسيب ديدن بيشتر گچ برى ها شده است. زنگ زدگى و نفوذ آب حاصل از برف كه سنگينى آن باعث ايجاد شكافى در بين ايرانيت ها شده است گچ برى هايى به ابعاد ۱۰۰ متر مربع را كه بخش مهمى از تاريخ بهرام گور هستند را در معرض نابودى قرار داده است. اقدامات موقت نيز مانند ايجاد روكش پلاستيك روى گچ برى ها وگرفتن موقت محل شكاف سقف ها، در برابر شرايط نامساعد آب و هوايى منطقه نيز پاسخگو نبوده اند. همچنين با وجود اهميت بسيار زياد منطقه تاكنون سايت بنديان فاقد برق كشى و آب خوراكى بوده است. با اين حال معلوم نيست چه زمانى پرونده اعطاى بودجه از ميان كوچه پس كوچه هاى زياد سازمان مطبوع خواهد گذشت تا سايت بنديان به صورت دوباره پذيراى ايرانيت هاى فلزى جديد باشد، روشى كه سال هاست در هيچ جاى دنيا براى حفاظت يك اثر مهم تاريخى استفاده نمى شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |