|
گفت وگو با سيداحمد وكيليان، نويسنده و پژوهشگر فرهنگ عامه
بررسى آيين هاى سوگوارى محرم
بخش نخست
|
|
|
يوسف ناصرى درماه محرم و خصوصاً ايام تاسوعا و عاشورا كه سالگشت شهادت سومين پيشواى شيعيان جهان است، با مراسم و آيين هاى سوگوارى خاصى قرين مى شود. اين آيين ها هر ساله با شور وهيجان خاصى در كشور ما نيز برگزار مى شود. به منظور بررسى و تبيين دقيق جايگاه اين سالگشت و آيين هاى سوگوارى گفت وگو با سيد احمد وكيليان را مى خوانيد. او مدرك كارشناسى ارشد خود را در سال ۱۳۶۳ در زمينه «فرهنگ زبان هاى باستانى» اخذ كرده ولى از سه دهه پيش تاكنون به تحقيق در مورد فرهنگ عامه علاقه نشان داده و تاكنون چندين جلد كتاب در خصوص عقايد مذهبى مردم ايران به چاپ رسانده است.از ديگر اقدامات قابل توجه او انتشار جريده «فرهنگ عامه» بوده و كتاب «محرم و فرهنگ مردم» را زير چاپ دارد. گفت وگو با اين پژوهشگر فرهنگ عامه در پى مى آيد. شيعيان در ماه محرم و خصوصاً ايام تاسوعا و عاشورا به هنگام عزادارى و تكريم ياد وخاطره يكى از پيشوايان مذهبى خود به مناسك و آداب و رسوم خاصى متوسل مى شوند.اجراى اينگونه آيين ها و مناسك عزادارى به لحاظ شكلى در كشور ما از چه وجوه تمايزى برخوردار است؟ در تمام جهان و در بين اقوام و ملل مختلف مراسم هايى بر پا مى شود كه هر يك داراى احترام و ارزش خاص خود است و برگزارى اينگونه مراسم و آيين ها به مردم هر جامعه اى هويت مى بخشد. ما نيز در عرصه ملى، مذهبى و دينى روزهايى را داريم كه هويت ما را مشخص مى كند. از جمله اين روزها، ايام محرم است كه شاخصه هاى هويت بخشى آن را مى توان بيان كرد. برخى تصور مى كنند اگر آداب و مراسم مرتبط با محرم را حذف كنند و برچينند و فقط به جنبه هاى فلسفى ماه محرم و شهادت بپردازند، كارايى بيشترى نصيب ما مى شود. در حالى كه چنين نيست. چون آحاد مردم ، وسايل و ابزارهايى را مى خواهند كه با آن پايبندى خود را نسبت به يك موضوع به طور واضح و علنى نمايان سازند. در ماه محرم، اين وسايل و ابزار همان آداب و رسومى است كه مردم براى عزادارى پيشواى خود انجام مى دهند. در برخى از مناطق كشور ما «باباهاى هيأت» ها و يا متوليان حسينيه ها،مردم را نسبت به فرا رسيدن ماه محرم آگاه مى سازند و «چاووش» ها ندا در مى دهند كه «ماه محرم آمد و ماه عزا شد» . به بيان ديگر كار چاووش ها اين است كه به مردم هشدار بدهند ماه محرم از راه مى رسد. در برخى از شهرهاى كويرى ايران مثل نايين و يزد تعدادى از كودكان و نوجوانان يك هفته قبل از ماه محرم، با خواندن اشعار خاصى به در خانه ها مراجعه مى كنند . به عنوان نمونه يكى از شعرهايى كه خوانده مى شود اين است: «خورشيد برج هل اتى / ما مى رويم سينه زنان / تا برسيم به كربلا / عشق حسين (ع) وعباس / يك تكه هيزم درانداز» . مردم هم هيزم هايى به آنها مى دهند. اين بچه ها ، هيزم ها را در جايى به نام «كلك» آتش مى زنند و با چرخيدن به دور كلك ، نوحه مى خوانند و با سينه زنى وعزادارى ، مردم را نسبت به آمدن ماه محرم آگاه مى سازند. با برپايى چنين آدابى ، مردم تهييج مى شوند و خود را آماده مى كنند تا به آذين بندى محل بپردازند و با چنين فرهنگى است كه شيعيان ، علاقه و عشق خود را نسبت به امام حسين (ع) بروز مى دهند. در برخى مناطق كشور هم مراسم «علم بندان» و «نخل بندان» را داريم كه در هر شهر و روستايى با توجه به فرهنگ و موقعيت جغرافيايى خاص خود به اجرا در مى آيد.مراسم علم بندان كه يكى از نشانه هاى بارز عزادارى در ماه محرم است، مثلاً در ميناب به اين صورت اجرا مى شود كه دو علم پيامبر و صاحب زمان وجود دارد. مردم، علم پيامبر را در رودخانه ميناب مى شويند و غسل مى دهند و پارچه هايى را به صورت نذرى به آن مى بندند و با سلام و صلوات آن را به مسجد مى آورند. در همين حين، علم صاحب زمان و ۱۱ علم ديگر به نيت يازده معصوم را به استقبال علم پيامبر مى برند و شور و غلغله اى برپا مى شود و مردم در پاى اين علم ها به عزادارى مى پردازند. اگر اينگونه مراسم و آيين ها از بين بروند، بسيارى از خاطرات جمعى ما به فراموشى سپرده خواهدشد. نمود عينى تر برپايى چنين آيين هايى بر زندگى و اعتقادات افراد چگونه است؟ مردم با اجراى چنين آيين هاى به ياد امام خود مى افتد و قيام و اهداف ايشان را مورد توجه قرار مى دهند. در روستاى چالشتر بختيارى، وقتى كه مردم جمع مى شوند، بعد از بستن «علم» ، آن را همراه با خواندن اشعارى به در خانه هاى تازه عروس ها و تازه دامادها مى برند. تازه داماد به بيرون از خانه مى آيد، علم را مى بوسد و به داخل خانه مى برد. در پايان هم، داماد هديه اى را به علمدار مى دهد. مردم آن ناحيه اعتقاد دارند كه علم متعلق به امام حسين (ع) است و باعث دوام و بقاى ازدواج آنها خواهد شد.در روستاهاى شمال كشور نيز، علم ها را به در خانه ها مى برند و صاحب هر خانه هم از كندو گندم يا برنج خود چيزى را نذر مى كند و به علمدار و ديگران مى دهد. چون معتقدند با دادن مقدارى گندم يا برنج، انبار برنج يا گندم آنها بركت دار مى شود. در برخى مناطق كشور هم اين اعتقاد هست كه اگر مريضى در خانه بسترى شده، علم را ببيند، سلامتى خود را به دست مى آورد و يا مردم علم را به سر قبور شهدا ومتوفيان مى برند. چون معتقدند خداوند به خاطر علم امام حسين (ع) ، لغزش ها و گناهان آنها را مى آمرزد. در يكى از روستاهاى اردبيل، باغداران ، نهالى را به نام نامى امام حسين (ع) در باغ خود غرس مى كنند و عقيده دارند كه با بودن آن نهال، باغ آنها پر بركت خواهد شد. بعد از گذشت چند سال وبا تناور شدن نهالى كه به اسم امام حسين (ع) كاشته شده، مردم مى آيند و آن درخت را قطع مى كنند و براى مراسم علم بندان آماده مى كنند و در واقع، هر سال يك علم جديد مى سازند و علم سال قبل را قطعه قطعه كرده و در حسينيه دفن مى كنند. چنين اعتقاداتى سبب دوام و بقاى جامعه مى شود و اميد به خوبيها در دل مردم گسترش پيدا مى كند و همچنين ياد امام حسين (ع) و عشق به ايشان در دل و جان مردم تعميق پيدا مى كند. در مناطق ديگر كشور هم مراسم هاى ديگرى وجود دارد. به عنوان مثال در دزفول و شوشتر، اتاقك هايى به اسم «شيدانه» براى هر يك از شهداى كربلا درست مى كنند وكسانى كه نذرى دارند، نذرها را به كسى كه در شيدانه نشسته مى دهند و معتقدند با اين كار مشكلات و حوائج آنها رفع و يا برآورده مى شود. در مناطق مركزى وشرقى كشور هم، مراسم «كرب زنى» يا سنگ زنى برگزار مى شود و معمولاً عزاداران كه جوانان هستند، دو قطعه سنگ را به دست گرفته وبا ريتم و آهنگ خاصى توأم با خواندن نوحه به هم مى كوبند و شور و هيجان خاصى برپا مى كنند. تفسير آن هم چنين است كه آنها در واقع مى گويند اگر چه ما در كربلا نبوديم تا جان خود را نثار كنيم ولى با اين سنگها خود را سنگسار مى كنيم و به اين صورت آنها علاقه و ارادت خود را نسبت به امام خود نشان مى دهند. اين كار از نظر نمايشى و اعتقادى بسيار قابل توجه است. در حال حاضر هم، سازمان علمى ، هنرى و فرهنگى ملل متحد (يونسكو) تصميم گرفته مراسم «تعزيه» را كه يك هنر شيعى و ايرانى است به عنوان يكى از رسم هاى مذهبى و عقيدتى جهان به ثبت برساند. منشأ اوليه برگزارى اين آيين هاى عزادارى به كجا بر مى گردد؟ در اين زمينه، نظريات متفاوتى مطرح شده است. برخى معتقدند كه در قرون اوليه بعد از ظهور اسلام، عضد الدوله در زمانى كه از ايران به بغداد مقر خلافت عباسيان لشكر كشى كرد و آنجا را به تصرف در آورد، دستور داد شهر را تعطيل كنند و مردم به سينه زنى بپردازند و ايام محرم را پاس بدارند.نظر ديگرى هم هست كه مى گويد اين مراسم، نشأت گرفته از ايران عهد باستان و در حقيقت مراسم سنتى و قديمى ايرانيان بوده است كه به خاطر ريخته شدن خون سياوش، شخصيت اسطوره اى پاك و منزه ايرانى بر پا شده.سياوش به دستور افراسياب(حاكم آسياى ميانه) به قتل رسيد و مردم به ياد سياوش به تعزيت و عزادارى اقدام مى كردند. برخى هم عقيده دارند مراسم عزادارى در فرهنگ مردم ايران بوده و بعد از ظهور اسلام و بروز واقعه عاشوراى حسينى، به دوره جديد منتقل شده و مردم در سالگرد شهادت امام حسين (ع) به عزادارى پرداخته و مى پردازند و بدين صورت ياد امام خود را زنده نگه مى دارند. تأثيرات برگزارى آيين هاى عزادارى ماه محرم در جامعه ما در برگيرنده چه مواردى است؟ مهمترين تأثير آن، موضوع هويت بخشى است. هر قوم و گروهى به يكسرى آداب و مراسم پايبند است و از آن هويت كسب مى كند. يكى از پارامترها وعوامل هويت بخشى هم، آيين هاى عزادارى ماه محرم است كه اگر اين آيين ها از بين برود، تعادل جهان تشيع به هم مى خورد. به چه صورت اين تعادل به هم مى خورد؟ هر كار و عملى نياز به مقدمه و ابزار خاص خود دارد تا به صورتى به مرحله اى برسد كه آن كار تظاهر يابد و جلوه دهد. مثلاً نماز هم تشريفات خاص خود را دارد كه بايد به جاى آورده شود. اگر عزيزى را از دست مى دهيد، به سوگ مى نشينيم و عزادارى مى كنيم. همينطور هم، امام حسين(ع) نيز كه با خون خود اسلام را آبيارى كرده و با ظلم و فساد مبارزه كرده است. ايشان به قدرى عظمت دارد كه مردم علاقه مندند در سالگرد شهادتش عزادارى كنند. ممكن است اجراى مراسم عزادارى اين امام در طول تاريخ با مخالفت حكام زمان مواجه شده باشد ولى هيچ وقت از بين نرفته و در همان مواقع كه سختگيرى شده هم، مردم آن را در خفا زنده نگه مى داشتند. آزادگان ايرانى ما نيز كه زمانى در بيدادگاههاى رژيم بعث عراق زندانى بودند، به صورت مخفى و به دور از ديد نظاميان بعثى، مراسم عزادارى ماه محرم را برپا كرده بودند. برپا كردن اين آيين ها نشانه اين است كه ملت ما زنده است و به فرهنگ و علايق مذهبى خود اهميت مى دهد. ما بايستى اين اقدامات را به رخ ديگران بكشيم و در معرض ديد ديگران بگذاريم البته نبايد فراموش كرد كه در يك مراسم به اين گستردگى، تحريفات و كارهاى ناشايست نيز انجام بشود و مثلاً خودزنى و آزار و اذيت رساندن به جسم هم بروز پيدا كند كه در چنين حالتى علماى دين و جامعه شناسان ما بايد با يكديگر مشورت بكنند تا مراسم از حد تعادل لازم خود تجاوز نكند. به اين دليل كه هر چه از حد خود تجاوز كند، به دور از منطق است. برگزارى آيين هاى سوگوارى چه اثرگذاريهاى ديگر هم دارد؟ يكى ديگر از تأثيرات آن، اين است كه ما با حفظ هويت خود، در برابر فرهنگهاى ديگر پادزهرى مى سازيم و با اتكاى با اين آداب و سنن هست كه به نام ايرانى مسلمان شيعه شناخته مى شويم. تأثير ديگر اين است كه اگر ما اين آداب و رسوم را از دست بدهيم و صرفاً آداب و رسوم ديگران را به عاريت بگيريم، در دهكده جهانى امتيازى به دست نخواهيم آورد و صرفاً به يك مصرف كننده تبديل خواهيم شد. علاوه بر موارد فوق، برپايى اين آيين ها، روى حالات وعادات ما تأثير گذاشته و منيت و تكبر كسانى را كه در عزادارى شركت كرده انداز بين خواهد برد. در اين عزاداريهاست كه مى بينيم افراد ثروتمند در كنار فقيرترين قشر جامعه براى گرفتن ظرف كوچكى از غذا كه به اسم امام حسين (ع) طبخ شده قرار مى گيرند و خواستار برآورده شدن حوائج خود هستند. كسى كه اميدش از ديگران قطع شده، وقتى به خدا و معصومين متوسل مى شود، آرامش روحى كسب مى كند. اين اميد است كه فرد را در مقابل مشكلات مقاوم مى سازد و در مقابل ظلم وستم به ايستادگى وادار مى كند. اگر اين اميد از بين برود، شاهرگ حيات فرد هم قطع مى شود. چه تعبيرى از نذرهايى كه در اين ايام توسط مردم ارائه مى شود مى توان به دست داد؟ البته اين نذرها در روزگار قبل از ظهور اسلام در ايران و در ميان ملتهاى ديگر وجود داشته است و قربانى دادن بخش از اعتقادات مردم به حساب مى آمده. اما به خاطر عظمت روح پرفتوح امام حسين (ع) و يارانش، مردم معتقدند با دادن نذر، بسيارى از نيازهاى آنها برطرف مى شود. به تعبيرى ديگر مردم با دادن اين نذرها مى گويند درست است كه ما در راه امام خود نتوانستيم جان خود را نثار كنيم ولى حاضريم كه امكانات مادى خود را در راه آن امام بذل و بخشش كنيم و به ياد آن حماسه بزرگ باشيم. البته همه اين نذرها مادى نيست، بلكه نذرهاى معنوى هم ديده مى شود. مثلاً برخى نذر مى كنند كه اگر حاجت آنها برآورده شود، در روز عاشورا، علم امام حسين (ع) را به دوش بكشند و يا نذر مى كنند كه سقاى ابوالفضل شوند و به كسوت سقايى درآيند كه آن هم تشريفات و آداب خاص خودش را دارد. حتى در برخى از مناطق كشور، عمل سقايى به صورت امرى موروثى درآمده. در اكثر مناطق كشور و از جمله در كاشان مثلاً پدر و مادر يك كودك كه مريض شده نذر مى كنند كه با بهبود وضع مزاجى او، به كسوت سقايى تشرف يابد و چنين تشرفى با حضور باباى سقاها و يا هيأت سقايان عملى مى شود و آن كودك سقاى امام حسين (ع) و يا ابوالفضل مى شود و با آداب خاصى، لباس سقايى را به تن كودك مى كنند و آن كودك تا آخر عمر در روزهاى عاشورا و ايام خاص ديگر به صورت داوطلبانه مردم را سيراب مى كند.
|