|
|
|
نفوذعاطفى وفكرى عاشورا
|
|
|
عليرضا قصرى «من در اين مبارزه ، حرف تازه اى براى مردم كشورم بر زبان نياوردم بلكه خود نيز به راه و روش حسين بن على اقتدا كردم.» اين سخنان را نه يك مبارز شيعى مذهب و نه حتى يك مسلمان بلكه يك آزادى خواه غيرمسلمان بر زبان آورده است ؛ گاندى رهبر مبارزات آزاديخواهانه مردم هند. او و بسيارى ديگر از انسانهاى عدالت خواهى كه دنيا را بدون پليدى و ظلم و مملو از نور اخلاق مى خواهند، جملات و عباراتى از اين دست ، بسيار بر زبان آورده اند؛ «اقتدا به حسين ابن على» . و «عبرت آموزى از قيام عاشورا» . رد پاى اين تأثيرپذيرى را مى توان در خارج از مرزهاى جامعه شيعى ، در ميان اهل تسنن و حتى غيرمسلمانان جست وجو كرد. مرور عشق ورزى و اراداتى كه مسيحيان مقيم تهران به اصحاب امام حسين (ع) ابراز مى كنند و يا تعابيرى كه بزرگان اهل سنت در بزرگى روح حسين ابن على و قيام او به كار برده اند ، مصاديقى است كه گستره نفوذ عاطفى و فكرى عاشوراى حسينى را نشان مى دهد. « امروزه محرم از سوى مردمان جوامع مختلف اسلامى به شدت مورد تكريم قرار مى گيرد و نمونه هايى نظير احترام عميق مردم سوريه به بارگاه حضرت زينب (س) يا رأس الحسين و عظمت و شكوهى كه مسلمانان پاكستان براى قيام حسينى قائلند، اين واقعيت را ثابت مى كند كه عاشورا و محرم همانند خون در رگهاى تاريخ اسلام جريان دارد. اين عبارت ، تعبيرى است كه مجيد انصارى در بيان ميزان تأثيرگذارى عاشوراى حسينى در جوامع مختلف اسلامى كه اظهار مى دارد.« اين نفوذ معنوى البته در جامعه ايران رنگ و بويى متفاوت به خود مى گيرد و ردايى ايرانى به تن مى كند به گونه اى كه معاون رئيس جمهورى با استناد به برخى آمار و اطلاعات رسمى، از فرهنگ حسينى و شيعى به عنوان يكى از تأثيرگذارترين محورهاى فرهنگى در ساختار اجتماعى ايران ياد مى كند. انصارى به عنوان مثال مى گويد: «انتخاب اسم براى فرزندان يكى از مقاطع زندگى هر پدر و مادر ايرانى است كه به وضوح مى توان تأثير اعتقادات و باورهاى قبلى ايرانيان را در آن مشاهده كرد. از زمانى كه صدور شناسنامه در ايران آغاز شده است ، پيوسته نامهاى اهل بيت خاندان عصمت و طهارت ، بيشترين آمار را به خود اختصاص داده است و در حال حاضر نيز براساس آمار رسمى ، بيش از ۳ ميليون ايرانى نام محمد و با اندكى تفاوت صدها هزارايرانى به ترتيب نامهاى على ، فاطمه ، حسن ، حسين و مهدى را برگزيده اند.» انصارى ادامه مى دهد: «براساس نظرسنجى وتحقيقى كه پيش از محرم امسال صورت گرفت، حداقل ۹۰ درصد از جوانان اين جامعه آمارى ، نسبت به محرم و شركت در مراسم عزادارى امام حسين (ع) ابراز تمايل كرده بودند. اما صرف نظر از اطلاعات و آمارى كه مربوط به احساس فعلى ايرانيان نسبت به عاشوراى حسينى است. نگاهى به تاريخ كشورمان نيز آشكارا حكايت از عشق وافر مردم ايران به امام حسين (ع) دارد به گونه اى كه حتى در مقاطعى نظير دوران حكومت رضاخان كه با برپايى مجالس عزادارى مبارزه مى شد، مردم به طور خودجوش و پنهانى، مراسم عزادارى برپا مى كردند. در واقع فرهنگ عاشورايى تبديل به بخشى از هويت جامعه ايران شده است و گويى از اين جامعه تفكيك ناپذير است.» اما موفقيت عاشورا به لحاظ جامعه شناختى در كدام بخش از اطلس اجتماعى ايران است؟ اين سؤالى است كه در پاسخ به آن غالب كارشناسان بدون كوچكترين ترديدى، فرهنگ عمومى ايرانيان را نشان مى دهند. دكتر عمادافروغ، جامعه شناس و رئيس كميسيون فرهنگى مجلس شوراى اسلامى مى گويد: «عاشورا و محرم، بخشى از« فرهنگ عمومى »و« زيست جهانى» مردم ايران است. در واقع عاشورا، جزء ذخيره هاى شناختى ايرانيان است كه جنبه قطعى و يقينى دارد يعنى براى مردم،«يقين آور»تلقى مى شود. فرهنگ عاشورا جزء ته نشين شده ها و جزء زندگى روزمره هر ايرانى است. حادثه عاشورا، بخشى از حافظ تاريخى مثبت جامعه ايران است كه هر سال با برپايى مراسم، اين حافظه تقويت مى شود و تداوم مى يابد.» اينكه چرا عاشوراى حسينى تا اين حد در اعماق باورها و احساسات ايرانيان نفوذ دارد، سؤالى است كه پاسخ آن را بايد تا حد زيادى در خود حادثه عاشورا جست وجو كنيم. حادثه عاشورا، يك واقعه عظيم است. يك تراژدى منحصر به فرد است و از همه مهمتر اينكه زنده و زايا است. به اين معنا كه هر سال، درست مثل سال قبل، همان شور و هيجان در دلهاى مردم زنده مى شود، آنها را به اوج احساسات مى رساند و در آخر به گونه اى با آنها خداحافظى مى كند كه انتظارش را براى سال بعد و سالهاى بعدى نيز مى كشند. زنده بودن عاشورا، ريشه در عظمت ابعاد مختلف آن دارد، يك مرد الهى، با علم بر اينكه كشته خواهد شد و خانواده اش به اسارت خبيث ترين مردمان روزگار خواهند رفت، براى زنده كردن راه و رسم خداپرستى و ترويج اخلاقيات در جامعه، قيام مى كند و دشوارترين مسير را براى به دست آوردن ماندگارترين محصول اجتماعى انتخاب مى كند. جان خود و عزيزترين كسانش را در معرض قرار مى دهد تا جامعه را اصلاح كند اين اوج صداقت يك رفتار اجتماعى و نهايت خلوص يك روح خداپرست است و مردم ايران اين واقعيت را به خوبى درك مى كنند. در واقع از نگاه فرهنگ ايرانيان، سخن امام حسين (ع) همان سخنى است كه از دل برآمده و لاجرم بر دل نشسته است. قرنهاى متمادى است كه بر دل نشسته و تا اعماق وجود مردم نفوذ كرده است. در ريشه يابى علل گرايش شديد مردم ايران به عاشوراى حسينى به رويدادهاى مسلم تاريخى نيز استناد مى شود. به گفته دكتر افروغ، ريشه اين گرايش تا حدى برمى گردد به نسبتى كه ايرانيان با خاندان اهل بيت برقرار كرده اند. عشق آنها به امامت حضرت على (ع) آن زمان كه مشاهده كردند ايشان در زمان خلافتشان چگونه با مساوات با عرب و عجم برخورد كردند، اين عشق به ائمه پس از امام على نيز انتقال يافت. دكتر طه هاشمى معاون سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى نيز به همين ريشه هاى تاريخى اشاره مى كند؛ او مى گويد: «بى بى شهربانو، دختر يزدگرد، همسر امام حسين و مادر امام سجاد(ع) است و اين واقعيت تاريخى، نوعى احساس قرابت ميان ايرانيان با امام حسين (ع) پديد آورده است.» شمارى از كارشناسان نيز احساس نزديكى ايرانيان با مذهبى كه امام حسين(ع) مظهر و مفاد آن به شمار مى آيد را بى ارتباط با فرهنگ دينى كهن ايران زمين نمى دانند. ايرانيان هرگز بت پرست نبوده اند و تنديس نداشتند، يكتاپرستى آنها نيز صرفاً شخصى و اخلاقى نبوده بلكه ابعاد سياسى و اجتماعى داشته و پيوسته با نگاهى سلسله مراتبى توأم شده است. طبعاً چنين نگاهى به نگرشى دينى والهى كه امام حسين(ع) مروج آن بوده و در آن توحيد، همسو با ولايت و امامت است، همخوانى بيشترى دارد. اين قرابت در كنار حس عدالتخواهى نهفته در جامعه ايران از رفتار آزاديخواهانه امام حسين (ع)، اسطوره اى جاودانه در فرهنگ ايرانيان ساخته است. حجت الاسلام مجيد انصارى در تحليل علل گرايش تاريخى مردم ايران به امام حسين (ع) اين گرايش را به همان دلايلى ذكر مى كند كه ايرانيان مذهب تشيع را برگزيدند. او مى گويد: برخلاف اينكه تصور مى شود ايرانيان در برابر شمشير عربها تسليم شدند. بايد گفت ايرانى ها با هشيارى و با اتكا به تمدنى كه داشتند از اسلام استقبال كردند. آنها در مخالفت با تسلط نخبگان دربارى در زمان ساسانيان به اسلام روى آوردند. ولى اسلام را با تفسيرى كه اهل بيت ارائه مى دادند پذيرفتند . از نگاه مردم ايران مكتب اهل بيت حاوى هر آن چيزى بود كه مى توانست تضمين عدالت اجتماعى و آزادگى باشد و رمز گرايش شديد مردم ايران به حركت امام حسين را نيز بايد در همين مسأله جست و جو كرد . هر چند كه عمق باورهاى حسينى در دلهاى مردم ايران، نقطه اشتراك و وجه تشابه بسيارى از ايرانيان است اما اين باورها و به تبع آن رفتارهاى ناشى از اين باورها در ميان لايه هاى مختلف اجتماعى بسيار متفاوت است . اين تفاوت برداشت و تنوع رفتارى نيز آنچنان آشكار است كه براى يافتن آن نيازمند جست و جو نيستيم در بسيارى از هيأتهاى مذهبى در سراسر ايران ، اشعارى را در رثاى امام حسين (ع) و خاندان ايشان مى خوانند و براى حوادثى در عاشورا مى گريند كه به باور محققانى همچون شهيد مطهرى از جعليات مسلم تاريخى است . عماد افروغ اين تنوع فكرى و رفتارى را اينگونه تعبير مى كند: « شيوه هاى عزادارى در جامعه ايران ، متناسب با جايگاه اجتماعى افراد ، متفاوت است . نوع عزادارى كه طبقات پايين برگزار مى كنند ، متفاوت از طبقات روشنفكر جامعه است . اين تفاوت ، البته از نوع تفاوت گرايش اجتماعى پلوراليسم معرفتى نيست بلكه مثل حوضى است كه هر كس ظرف خود را در آن مى زند و سهم خود را مى برد . هر چند كه ممكن است تحليل لايه هاى مختلف اجتماعى از حادثه عاشورا ، متفاوت و ناتمام باشد ولى طبيعى است كه اين روشنفكران هستند كه راجع به اصل واقعه عاشورا و پيامدهاى آن به داورى مى نشينند و طبعاً برخى باز تعريفهاى عاشورا نسبت به برخى ديگر ارجح است. »
|
|
|
|
|