سه شنبه ۴ اسفند ۱۳۸۳ - ۱۲ محرم ۱۴۲۶
Tue, Feb 22, 2005
ويژه ۱
۳۰۶۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
آرشيو
ترس زنانه
نفقه زن
(بخش دوم و پايانى)
ترس زنانه
بهاره راد
يك زن هميشه از اينكه مرد زندگى اش را از دست بدهد در هراس است. با وجود اينكه عوامل زيادى ممكن است در جدايى يك زوج دخيل باشد، اما يك زن بيش از هر چيز از اينكه مرد زندگى اش را به زن ديگرى ببازد، بيم دارد.
زن با دستان گرمش با قوت قلبى زياد گوشى تلفن را در اشتياق شنيدن صداى نامزدش مى فشارد. شماره مى گيرد. اندكى انتظار و شماره معكوس بوقها آغاز مى شود.
بوق سوم هم مى خورد كسى گوشى را بر نمى دارد. دستها سست مى شود و دل مى لرزد ومغز. مغزندا مى دهد: «او كجاست؟»
بوق چهارم هم مى خورد: «چرا بر نمى دارد؟»
بوق پنجم، «شماره انداز دارند، نكند از روى عمد پاسخ مرا نمى دهد؟»
بوق ششم، اين آخرين بوق بود. گوشى را مى گذارد و در حاليكه ابروهاى زيبايش در هم فرو رفته است، با نگرانى مى گويد: «يعنى چه كسى در كنارش بود كه نتوانست در مقابلش با من صحبت كند... شايد يك خانم!»
اين دل آشوبى است، كه جز يك مرد هيچ كس نمى تواند از حرارت سوزناكش بكاهد.
هواى ملسى است. پارك خلوت است. صداى خش خش برگها، شيطنت درون قلبهارا قلقلك مى دهد. چشمان درشت يك زن به مردى كه دوستش دارد خيره شده است . دنيا زيباست...
ناگهان صداى خنده يك دسته دختر به گوش مى رسد. صدا نزديك تر مى شود. دخترها دور مى شوند، اما... اما نگاه مرد هنوز به آنها خيره شده است!
مغز زن ندا مى دهد، دنيا زشت است...
واقعاً شگفت انگيز است. چرخش نگاه يك مرد، دنيا را براى يك زن تيره و تباه مى كند.
زن ديگرى در چهارمين سالگرد ازدواجش بى صبرانه منتظر بازگشت شوهرش از اداره است.
براى آخرين بار خود را در آينه نگاه مى كند و لبخند مى زند.
شمعهاى روى ميز را روشن مى كند و به سوى پنجره مى رود و چشم به راه مى دوزد.
ناگهان پيغامى را بر تلفن همراهش دريافت مى كند.
«عزيزم من جلسه دارم، دير مى آيم.»
زن با چهره اى گرفته به خود مى گويد: «او نيامد.» «باز امشب هم نيامد» . «تقصير من است كه براى اينكه درآمد بيشترى داشته باشد اجازه دادم كه با دخترخاله اش شريك شود.»
«آخر چرا!؟ من كه خوب مى دانستم كه پدر و مادر آن دو قبلاً بساط ازدواجشان را چيده بودند...»
شمعها خاموش مى شود. دنيا تاريك است..
درجايى ديگر چراغ ياهو منسجر پسرى روشن مى شود. دخترى در اين سوى كامپيوتر به وجد مى آيد.
- «سلام» ،
- «سلام» ،
- «خوبى»
- «خوبم مرسى» .
اين سلسله تا اندك زمانى ادامه دارد، اما ناگهان سرعتش به صفر مى رسد. دخترك مى گويد: «كجايى؟» «دينگ» «باكى چت مى كنى؟»
نگاههاى دختر به مانيتور خيره مى ماند و ناگهان پيغامى از جانب پسر مى آيد: «اينترنتم قطع شده بود...»
دخترك از اينترنت خارج مى شود. با خود مى گويد: «دروغ مى گفت. حتماً دوست تازه اى پيدا كرده بود. يك دوست دختر تازه!»
كلنجارى است بين چند نقطه نظر كه آيا اين ترس به دليل آگاهى زنان از سستى اراده مردان در مقابل ظاهر زيبارويان ناشى مى شود يا نه همه مردها اين گونه نيستند و اين ترس به دليل انحرافات كوچك و بزرگ بعضى از مرد ها است.
شايد هم ريشه در عشق دارد. عشق واژه اى است كه مفهومش را گم كرده است.
مفهوم عشق اعتماد بود، صداقت بود، قوت بود.
اما از آن وقت كه مفهوم عشق رفت، شك آمد.
صداقت رفت، دروغ آمد.
قوت رفت و ترس جايگزين شد.
عرف ملاك جامعه است
نفقه زن
(بخش دوم و پايانى)
202233.jpg
بنابر آنچه گذشت، نفقه در عقد دائم بر عهده زوج است، ملاك و ضابطه در نفقه عرف است و مواردى كه در قانون ذكر شده است، از باب تمثيل است. شرط استحقاق نفقه نيز تمكين زن است و در صورتى كه بين طرفين در تمكين اختلاف باشد و شوهر ادعا كند كه زن تمكين نكرده و زن مدعى تمكين باشد، چون عدم تمكين امرى عدمى است و امور عدمى قابل اثبات نيستند، زن بايد تمكين خود را براى دادگاه ثابت كند، اداره حقوقى قوه قضاييه نيز در نظريه مشورتى ۷‎/۳۸۳۸ مورخ ۱۳۷۸‎/۱۰‎/۱۳ اين نظريه را اعلام كرده است. چنانچه زن با عذر موجه تمكين نكند و مرد نفقه وى را نپردازد، عمل مرد جرم و قابل مجازات است و زن مى تواند مطالبه نفقه را نيز بكند. مسأله اى كه مبتلا به بسيارى از زوجين مى باشد، اين است كه گاه مرد در منزل پدر خود زندگى مى كند و زن حاضر به زندگى در منزل پدر وى نيست و زن ادعاى ترك انفاق نسبت به مسكن را مطرح مى نمايد، بايد گفت در اين مسأله بايد عرف محل و وضعيت متعارف زن و امثال وى و نيز توانايى مالى مرد را درنظر گرفت. اداره حقوقى قوه قضاييه در نظريه شماره ۷‎/۲۸۳۶ ـ ۱۳۷۱‎/۴‎/۲۲ مى گويد: «بهانه زن به اين كه در خانه پدر و مادر شوهر حاضر به سكونت نيست، از موانع مشروع مذكور در ماده ۱۱۰۸ قانون مدنى نيست تا به استناد آن تمكين نكند، بلكه اگر زوجه مدعى آن است كه زندگى در خانه پدر و مادرشوهر براى وى مخاطره آميز يا موجب عسر و حرج و غير قابل تحمل است و به اين جهت خواهان منزل مستقلى است، براى اجراى نظر خود بايد به دادگاه مراجعه و دادگاه پس از رسيدگى، مسكن مناسب را تشخيص و بر اين اساس اتخاذ تصميم مى نمايد» در واقع تكليف چنين زنى آن است كه به تمكين خود و سكونت در خانه مذكور ادامه دهد، اما براى استيفاى حق خود كه همانا برخوردارى از سكونت در منزل مستقل و قابل تحمل است، از دادگاه درخواست صدور حكم نمايد و چنانچه سكونت وى در منزل پدر و مادر شوهر متضمن ضرر مالى، جانى يا شرافتى براى وى نباشد و موجب عسر و حرج وى نيز نباشد، مع ذالك آن منزل را ترك كند، مستحق نفقه نخواهد بود.
پس از مشخص شدن نفقه و شرايط آن، لازم به ذكر است كه در صورتى كه مردى نفقه زن خود را پرداخت نكند، مطابق ماده ۱۱۱۱ قانون مدنى ايران زن مى تواند از طريق تقديم دادخواست مطالبه نفقه كند، دادگاه نيز ابتدا زوجيت را احراز مى نمايد و سپس با درنظر گرفتن شرايط طرفين و عرف و عنداللزوم جلب نظر كارشناس ميزان نفقه را تعيين و مرد را محكوم و ملزم به پرداخت آن مى نمايد. اگر مرد محكوم به پرداخت نفقه شود و نتواند بپردازد، يا اجباراً پرداخت نفقه نيز ممكن نباشد و يا اصولاً قادر به پرداخت نفقه نباشد، مطابق ماده ۱۱۲۹ قانون مدنى در صورت تقاضاى زن، دادگاه حكم به طلاق مى دهد. علاوه بر اين، ترك انفاق جرم است و زن علاوه بر تقديم دادخواست مى تواند در اجراى ماده ۶۴۲ قانون مجازات اسلامى تقاضاى مجازات شوهر را بنمايد. ماده مذكور مى گويد «هر كس با داشتن استطاعت مالى نفقه زن خود را در صورت تمكين ندهد يا از تأديه نفقه ساير اشخاص واجب النفقه امتناع نمايد، دادگاه او را از سه ماه تا يك سال حبس محكوم مى نمايد».
عنصر مادى بزه ترك انفاق عبارت از امتناع از پرداخت نفقه مى باشد كه به صورت ترك فعل متجلى مى گردد. ترك انفاق از جمله جرايم مستمر است كه عنصر مادى آن در طول زمان جريان دارد. به عبارت ديگر از زمان عدم پرداخت نفقه تا زمانى كه اين عدم پرداخت ادامه داشته باشد، بزه ترك انفاق در حال انجام است. عنصر معنوى ترك انفاق نيز اين است كه مرد در عدم پرداخت نفقه متعمد باشد و در صورتى كه در اثر حادثه اى مرد از خانواده اش دور بماند و دسترسى به خانواده خود نداشته باشد و نتواند مخارج را به آنان برساند نمى توان او را تعقيب كرد. به هر صورت بايد مرد استطاعت مالى داشته باشد و زن نيز تمكين داشته و با اين وجود نفقه را پرداخت نكرده باشد. نفقه تكليف شرعى و قانونى مرد و قائم به خود وى مى باشد و به محض خوددارى مرد از پرداخت نفقه محقق مى شود هر چند آن مرد فرد ديگرى را جاى خود گذاشته باشد و وى را موظف به پرداخت نفقه كرده باشد.(۱۳) اگر مرد برخى از مصاديق نفقه را فراهم كرده باشد اما برخى ديگر را مهيا نكرده باشد مثلاً مخارج خوراك و پوشاك را بپردازد اما مسكن را فراهم نكند مسؤوليت كيفرى وى همچنان باقى است چرا كه لفظ نفقه ظهور در معناى كامل و صحيح خود را دارد (۱۴) و چنانچه حتى يكى از مصاديق نفقه را نپردازد عنوان ترك انفاق صدق مى كند. در ماده ۶۴۲ قانون مجازات اسلامى استطاعت مالى شوهر ذكر شده است و مرجع تعقيب بايد احراز كند كه مرد با داشتن استطاعت مالى نفقه را نپرداخته است. شعبه دوم ديوان عالى كشور در حكم شماره ۲۹۲۱ مى گويد: «در ماده ۲۱۴ قانون مجازات عمومى [ماده ۶۴۲ قانون مجازات اسلامى] تصريح شده است شرط تحقق جرم ترك انفاق استطاعت و تمكن كسى است كه قانوناً نفقه بر عهده او قرار گرفته و اصولاً اجزا و عناصر تشكيل دهنده جرم بايد در نظر دادگاه محرز شود و خلاصه وقتى عمل جرم است كه خوددارى متهم از تأديه نفقه با استطاعت محرز شود.» اگر مرد مدعى عدم استطاعت مالى باشد چون امور عدمى قابل اثبات نمى باشند مطابق قاعده «نافى را نفى كافى است» شاكى و مرجع تعقيب بايد استطاعت وى را ثابت نمايند. شرط ديگر تمكين زن است چنانچه زن بدون عذر موجه تمكين نكرده باشد حق شكايت كيفرى ندارد. هيأت عمومى ديوان عالى كشور در رأى وحدت رويه شماره ۶۳۳ مورخ ۱۳۷۸‎/۲‎/۱۴ چنين آورده است: «... گرچه طبق ماده ۱۰۸۵ قانون مدنى مادام كه مهريه زوجه تسليم نشده، در صورت حال بودن مهر، زن مى تواند از ايفاى وظايفى كه در مقابل شوهر دارد امتناع كند و اين امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود لكن مقررات اين ماده صرفاً به رابطه حقوقى زوجه و عدم سقوط حق مطالبه نفقه زن مربوط است و از نقطه نظر جزايى با لحاظ مدلول ماده ۶۴۲ قانون مجازات اسلامى (تعزيرات و مجازات هاى بازدارنده) مصوب ۱۳۷۵‎/۳‎/۲ مجلس شوراى اسلامى كه به موجب آن حكم به مجازات شوهر به علت امتناع از تأديه نفقه زن به تمكين زن منوط شده است و با وصف امتناع زوجه از تمكين ولو به اعتذار استفاده از اختيار حاصله از مقررات ماده (۱۰۸۵) قانون مدنى حكم به مجازات شوهر نخواهد شد.»
قاضى كيفرى در مقام رسيدگى به شكوائيه ترك انفاق بايد ابتدا از طرفين در خصوص وجود رابطه زوجيت به نحو دائم تحقيق كند در صورت قبول طرفين بايد استطاعت مالى مرد و تمكين زن را نيز احراز نمايد و در صورت فقدان يكى از عناصر مذكور تعقيب متهم با اشكال مواجه خواهد شد البته همانطور كه گذشت چنانچه زن با داشتن عذر موجه تمكين ننمايد حق شكايت كيفرى وى باقى است. در صورتى كه بين طرفين در اصل زوجيت اختلاف نظر باشد و مثلاً مرد ادعا كند زن رابطه همسرى با وى ندارد بايد قرار اناطه صادر نمايد و مدعى ظرف يك ماه در خصوص اثبات زوجيت دادخواست لازم را تقديم كرده و گواهى آن را به مرجع رسيدگى به شكايت كيفرى تقديم نمايد و چنانچه متعاقباً مشخص شود كه مرد برخلاف حق و واقع زوجيت خود با زن را انكار كرده است مطابق ماده ۱ قانون راجع به انكار زوجيت مصوب ۱۳۱۱ به حبس از يازده روز الى دو ماه حبس و پانصد تا هزار ريال جزاى نقدى يا هر دو مجازات با در نظر گرفتن قانون نحوه وصول درآمدهاى دولت و مصرف آن درموارد معين محكوم مى شود.
شكايت كيفرى نافى حق مطالبه نفقه از طريق دادخواست نيست و زن مى تواند تحت عنوان ضرر و زيان ناشى از جرم توأم با پرونده كيفرى از دادگاه بخواهد نفقه ايام گذشته وى را نيز بپردازد در صورت ورشكستگى مرد مطابق ماده ۱۲۰۶ قانون مدنى طلب زن طلب ممتاز است و برمطالبات تمامى طلبكاران مقدم است و در صورت فوت شوهر چنانچه در ايام حيات نفقه را نپرداخته باشد مطابق بند ماده ۸۶۹ قانون مدنى نفقه زن نيز جزو ديون است و پس از تأمين هزينه كفن و دفن ميت نسبت به پرداخت آن مطابق مواد ۲۲۵ و ۲۲۶ قانون امور حسبى بايد پرداخت شود. نفقه ايام آينده قابل مطالبه نمى باشد يعنى زن نمى تواند پيشاپيش نفقه را از مرد براى روزهاى آينده بخواهد دليل آن اين است كه چون شرط استحقاق نفقه تمكين است و چون نسبت به ايام آينده معلوم نيست كه شرط مذكور محقق شود يا خير لذا نمى تواند آن را مطالبه كند جرم ترك انفاق قابل گذشت است و در صورت گذشت شاكى قرار موقوفى تعقيب صادر مى گردد.
پى نوشت
۱۳) دكتر گلدوزيان، ايرج، حقوق جزاى عمومى جلد سوم ص ۱۲۹
۱۴) زراعت، عباس، شرح قانون مجازات اسلامى، ص ۱۸۳
فرخزاد جهانى


|   شناسنامه   |   آرشيو   |