چه كسى مى گفت عصر معجزه ها به پايان رسيده است؟ چه كسى بود كه مى گفت حالا ديگر عصر عقل است، عصر دل نيست. حالا ديگر آدمها چرتكه هايشان را درمى آورند، خط مى كشند و مى گويند تو آن طرف، من اين طرف...
شايد چنين باشد، شايد روزها و شبهايمان را در اين انديشه سپرى مى كنيم كه تو مال كجايى و من مال كجا؟ تو شبهايت را با چه انديشه اى مى گذرانى و من چگونه سپرى مى كنم؟ شايد هنوز خيلى ها ديروزشان را به رخ مى كشند، شايد خيلى ها پز فردايشان را مى دهند، شايد، شايد و هزار شايد و اما...
اما عصر معجزه ها تمام نشده. ما هنوز در اقيانوس معجزه شناوريم. گيرم اين معجزه ديگر آن دست از گريبان درآمده درخشنده نباشد، گيرم حرف زدن آن طفل در گهواره نباشد، گيرم ديگر كسى نتواند ماه را دوپاره كند...
اما چنين است ما در عصر معجزه زندگى مى كنيم. تا محرم هست معجزه هم هست. معجزه با هم بودن، با هم شدن، يكى شدن...
ايران در روزهايى كه گذشت رنگ حسينى داشت. رنگى كه نمى توان آن را به هيچ تفكر و گرايش و عقيده اى نسبت داد. هر ايرانى هرجاى ايران بود در اين روزها دلش براى حسين تپيد. براى واقعه اى گريست كه تنها يك اتفاق ساده تاريخى نيست. آغاز يك تفكر است و جداى آن براى ما، هزار و سيصد و اندى اين طرف تر، رمز يكدلى، رمز يكى شدن، رمز وحدت ملى...
جوان ايرانى، در روزهايى كه گذشت، هرجا كه بود و هر جور كه بود دل به حسين داد و اين معجزه حسين است كه مى تواندهمه اختلافها را به كنار بگذارد و دلها را يكدل كند. صفحه امروز «ايران جوان» را به تصاويرى از حضور جوانان ايرانى در عزادارى سالار شهيدان اختصاص داده ايم. عكسهايى از همين حوالى، نه دير و نه دور...
اهل هر جا كه باشى اينجا خودت را مى بينى، در تصوير برادرت يا در چهره خواهرت. باور كن ما در عصر معجزه زندگى مى كنيم.
عكس : على منصورى