|
گفت وگو با سيداحمد وكيليان، نويسنده
هويت بخشى عاشورا
(بخش دوم و پايانى)
|
|
|
يوسف ناصرى در نخستين بخش از گفت وگو، آداب و رسوم عزادارى در ماه محرم مورد بررسى قرار گرفت. واپسين بخش از گفت وگو به دو جنبه از عزادارى در ماه محرم يعنى جنبه فلسفى و جنبه بازتابى اختصاص دارد كه درپى مى آيد. در حال حاضر هم اين رسم تشرف به كسوت سقايى پابرجاست؟ بله؛ هنوز هم بسيارى از خانواده هاى معتقد و پايبند به اصول مذهبى به اين كار اقدام مى كنند. شما در اول بحث گفتيد كه نبايد عزادارى ماه محرم را صرفاً به جنبه فلسفى و تحليلى آن قيام تقليل دهيم. بهتر است كمى توضيح دهيد. ما در مسأله عزادارى ماه محرم با دوجنبه رو به رو هستيم. يكى جنبه اى كه فلسفه قيام امام حسين (ع) را بيان مى كند و ديگرى جنبه بازتابى موضوع است كه بايد بر برگزارى مراسم نمود پيدا كند و به همين خاطر هر ساله مراسم بزرگداشت گرفته مى شود. به عبارتى هر مراسمى در ميان هر ملتى يك جنبه باطنى دارد و يك جنبه ظاهرى. شما اگر بخواهيد مسلمان معتقد باشيد، بايد اصول ظاهر را رعايت كنيد و در ايام عاشورا ظاهر و قيافه شما طورى باشد كه نشان دهد مسلمان واقعى هستيد. مسأله بررسى فلسفه قيام عاشورا چيز ديگرى است. امام حسين (ع) براى احقاق حق و به خاطر قوام بخشيدن به دين پيامبر خدا جان خود را فدا كرد تا يزيد و يزيديان به اهداف پليد خودشان نرسند. حال ما مى خواهيم مردم را با دل و جان و جسم با اين موضوع آشنا كنيم، درك اين موضوع نياز به تظاهر و مراسمى دارد كه به صورت نمايشى در معرض ديد قرار بگيرد. در ميان اقوام ديگر هم، وقتى مى خواهند مسائل باطنى خود را به صورت نمايش جلوه دهند، مراسم هاى بسيار مفصلى برگزار مى شود كه نمونه آن را مى توان كارناوال هايى در دين مسيحيت نام برد. به هر حال در نظر بگيريد، وقتى كه پدر خانواده از دست مى رود، براى بزرگداشت او چندين مراسم برپا مى كنند و تا مدتها به ياد او خواهند بود و براى او طلب مغفرت خواهند كرد. اولاد آن پدر در چنين حالتى مى خواهند نشان بدهند كه ياد پدر خود را گرامى مى دارند و بدين صورت افتخار مى كنند كه از تبار پدر متوفى خود هستند. در جنبه كلى تر، وقتى امام و پيشواى شيعيان در راه ترويج دين اسلام به شهادت رسيده، ما حداقل مى توانيم با برپايى مراسم عزادارى ارادت خود را نسبت به آن امام نشان دهيم. اگر برپايى اينگونه مراسم هاى سوگوارى نبود، در كوران حوادث متعددى كه در ۱۴قرن گذشته رخ داده، در حال حاضر، فقط نامى از امام حسين (ع) بر جاى مى ماند. ما بايد سعى كنيم كه حالت تعادل بين اين دووجه را پيدا كنيم كه البته اين كار نيازمند همت بزرگان واشخاص فهيم دارد. از يك طرف هم نبايد ناديده بگيريم كه اين مردم هستند كه حكومتها را به دنبال خودشان مى كشانند و هيچ دولتى به مردم دستور نداده كه مردم، عزادارى كنند. حتى در دوران ممنوع شدن عزادارى در دوره سلطنت رضاشاه، مردم در پستوى خانه خود مراسم عزادارى را به صورت جمع و جورتر برگزار مى كردند. اگر ما در حال حاضر كه عصر ارتباطات است نتوانيم مراسم عزادارى را به شكل بهترى به نسل جديد آموزش دهيم ، فرزندان ما مجذوب فرهنگهاى ديگر خواهند شد . در اين ميانه شايد قصور و كم كارى ما باعث شده كه توجه كودكان و جوانان ما به سمت فرهنگهاى ديگر سوق پيدا كند ولى كسانى هستند كه مى توانند با بيانى شيوا ، افكار و انديشه هاى مذهبى ما را به گوش نسل امروز برسانند . در وضعيت كنونى، وسايل مختلفى مثل تلويزيون ، هنر، سينما، ماهواره و ... در دسترس هست و مى توان به صورت قابل قبول و جذابى باورهاى مذهبى را به افراد كم سن و سال تر انتقال داد . در دوره صفوى كه نقاشى پشت شيشه و قهوه خانه اى از اروپا به ايران مى آيد ، كسانى بودند كه مراسم عزادارى امام حسين (ع) را با همين نقاشى پشت شيشه و قهوه خانه اى به بهترين شكل در كشور ما ترسيم كردند . الآن هم اگر هنر در خدمت فرهنگ ما قرار نگيرد ، فرهنگ ما تاب مقاومت در برابر فرهنگهاى ديگر نخواهد داشت . ما اگر هر يك از اين دو جنبه را حذف كنيم ، ديگرى ناقص و نارسا خواهد شد . تعزيه هم يك هنر است و اگر از فلسفه قيام امام حسين (ع) كنار گذاشته شود ، تجلى آن در عرصه زندگى انسانها نقص پيدا مى كند . يعنى اگر جنبه هاى مختلف هنرى در خدمت بزرگترين نمايش و همايش هنرى مذهبى جهان يعنى مراسم عاشورا قرار نگيرد ، ما نمى توانيم در مقابل فرهنگهاى ديگر كه پشتوانه مالى گسترده دارند ، ايستادگى كنيم. به چه دليل معتقديد كه مراسم عزادارى محرم و خصوصاً عاشورا بزرگترين همايش و نمايش هنرى جهان است ؟ چون وسيع ترين و بزرگترين آيينى است كه در كنار مراسم حج برگزار مى شود و در اديان ديگر چنين گستردگى در مراسم هايشان ديده نمى شود . در كجاى جهان، آحاد يك ملت به مدت ۱۰ شب در خدمت آداب و رسوم خاصى هستند . به همين دليل ديگر از روى حسادت به بخشهايى از مراسم ما انتقاد وارد مى كنند . من نمى گويم ديگران حق چنين انتقادى ندارند ولى ما بايد تشخيص دهيم كه كدام جنبه مراسم عزادارى از حد معقول تجاوز كرده و بايد به آن سامان مجدد دهيم. ما مى توانيم بخشهايى از اين مراسم را كه نه تنها مفيد نبوده بلكه مضر هم هست ، حذف كنيم. بعد از سقوط رژيم بعثى صدام حسين، مراسم عزادارى اربعين با شور و هيجان خاصى در ميان شيعيان عراق برگزار شد . در همان زمان يكى از مجلات چاپ اروپا، تصوير بزرگى را به چاپ رسانده بود كه پدرى ، گردن پسرش را گرفته بود و با قمه بر سر پسرش ضربه وارد مى كرد تا خون جارى شود . چاپ چنين تصويرى به چه هدفى صورت مى گيرد؟ ما طبق آيه قرآن هم داريم انسان نسبت به چيزى كه منع مى شود ، حريص مى گردد . به هر حال ، صدام حدود ۳ دهه بر مردم عراق حكومت كرد و اجازه نمى داد كه شيعيان مراسم عزادارى محرم را به جاى بياورند . بنابراين در مردم ، عطشى به وجود آمده بود كه با سقوط حكومت ، آنها براى رفع عطش خود، گويى خود را در رودخانه انداختند و در اثر حدت و شدت استبداد به برخى كارهاى ناشايست روى آوردند. مردم عراق ، عاشق اين بودند كه ساعتى سينه بزنند و به ياد امام حسين (ع) اشك بريزند و عاشقانه عزادارى كنند . هر ملتى هم كه ۳۰ سال از كارى منع شود مثل يك آدم گرسنه كه بعد از مدتى غذايى را مى بيند به غذا حمله مى كند . الآن وضعيت عراق ، يك وضعيت عادى نيست . عراقى ها براى ساليان متمادى در خفقان زندگى مى كردند و بعد از سقوط رژيم بعثى، در اولين فرصت نشان دادند كه حاضرند در عزادارى دست به انجام هر كارى بزنند . به اعتقاد من ، بايد حدود ۱۰ سال بگذرد تا مردم عراق به حالت متعادل و مطلوب نزديك شوند . اگر غربى ها مى گويند فلان كار شما علامت عقب ماندگى شما هست ، ما نبايد فوراً آن كار را انجام ندهيم . ما اين توان را داريم كه تعقل كنيم و ببينيم كه كدام عمل درست است يا نه؟ اگر اقدامى از حد معقول آن فراتر رفته مى توان آن را اصلاح كرد . منتهى ما نبايد مسائل اعتقادى را دكانى قرار دهيم و از احساسات عميق قلبى مردم سوءاستفاده كنيم. اگر سوءاستفاده اى نسبت به قضيه عزادارى مى شود، اين موضوع هيچ ربطى به اصل فلسفه قيام عاشورا ندارد . من معتقدم كه علما و فرهيختگان جامعه ما بايد بنشينند و صحت و سقم برخى مراسم ها را تأييد كنند و پيشنهادات مفيد و سازنده خود را به مردم ارائه دهند . عزادارى مردم در ايام محرم ، برخاسته از خواسته باطنى مردم است و با دستور و الزام نمى توان آن را تغيير داد . من اميدوارم كه در هر كارى از افراط و تفريط بپرهيزيم و تعادل لازم را رعايت كنيم. چون در صورت عدم تعادل دچار دردسر خواهيم شد. ميرزا تقى خان ( امير كبير) صدر اعظم مقتدر ايران در دوران صدارتش ( ۳۰ ۱۲۲۶ ش ) مى خواست رسم قمه زنى را از ميان بردارد ولى فرصت اين كار را نيافت . با اينگونه رسم هاى تحريفى و غلط انداز چگونه مى توان به نحوى سازنده برخورد كرد و جلوه هاى مثبت را تقويت نمود ؟ عادت ناصحيحى كه در خون و جان فرد رسوخ كرده به راحتى از بين نمى رود . اما ما مى توانيم با بسترسازى و فرهنگسازى درست و مناسب ، الگوهاى بهتر را جايگزين چنين رسومى كنيم. عادت غلط را از طريق ارائه عادت خوب مى توان از بين مردم زدود . برخى از مردم شناسان معتقدند نمى توان آيين هايى همچون تعزيه را در فضاى كنونى ترويج دهيم. شما در اين موضوع چگونه اظهار نظر مى كنيد ؟ من دقيقاً نمى دانم كه دوره ترويج تعزيه گذشته يا نه ولى مى دانم كه اين آيين ها را مى توان به صورت مدرن ترى حفظ كرد . ناگفته نماند كه تعزيه هاى ما فقط شامل عزادارى نيست . تعزيه هاى شاد، مانند خلقت آدم هم وجود دارد و حتى بخشى از موسيقى ما به وسيله تعزيه محفوظ مانده است . ما مى توانيم مانند ملتهاى ديگر از جمله ژاپنى ها از ابزارهاى مدرن استفاده كنيم و باعث شويم بچه ها نسبت به آيين هاى جامعه خود رغبت نشان دهند . بدين طريق مى توانيم با اين روشهاى روزآمد، كارايى آداب و رسوم جامعه مان را بالا ببريم و با انجام تغييرات لازم ، سعى در حفاظت آنها نماييم. البته نبايد تصور كرد كه با تحكم و اظهارنظر شخصى مى توان اين تغييرات را به وجود آورد . ما بايد ببينيم كه كداميك از آداب و مراسم هاى ما مى تواند به بقاى ما در آينده كمك كند و كداميك بايد از بين برود . هر رسمى مثل انسان به دنيا مى آيد، رشد مى كند و فرتوت و پير مى شود. اما مى توان برخى از مراسم ها را تجديد و بازسازى كرد . متأسفانه الآن بچه هاى ما حتى اسم بازى هاى محلى خود را فراموش كرده اند و در اكثر جاها به دنبال يك توپ فوتبال مى دوند كه آن هم پديده اى غربى است . ما بايد قبول كنيم زندگى آپارتمان نشينى شرايط خاص خود را مى طلبد ولى از سوى ديگر هم بايد تلاش كنيم كه آداب و رسوم و بازى هاى محلى خود را به شكلى مدرن درآوريم. چون همه چيز را نمى شود به شكل هزار سال پيش آن اجرا كرد . در ايام محرم، از ميزان جرايم به شدت كاسته مى شود و اين هم از تعلق خاطر مذهبى مردم نشأت مى گيرد. چگونه مى توان اين تقليل يافتن جرم توسط افراد را به روزهاى معمولى سال تعميم داد؟ مردم به خاطر اعتقادى كه به امام حسين (ع) و ياران او دارند سعى مى كنند مرتكب خطا نشوند ولى تعميم اين به ايام ديگر سال نياز به فرهنگسازى دارد و تحقق چنين امرى نياز به كار فرهنگى عظيمى دارد و با حرف و شعار عملى نمى شود . اگر ارتكاب افراد به خطا و گناه، ناشى از نياز خاصى باشد ، بايستى آن نياز را برطرف كرد و اوضاع به گونه اى شود كه اگر فرد مرتكب خطايى مى شود صرفاً به خاطر مشكل روانى آن فرد خاص مربوط باشد كه آن هم قابل درمان خواهد بود.
|