چهارشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۳ - ۱۳ محرم ۱۴۲۶
Wed, Feb 23, 2005
مهرگان
۳۰۶۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
آرشيو
درباره احمد منزوى
درميان
كهنسالى نسخ!
احمد منزوى متولد ۱۳۰۲ سامره
فرزند آقا بزرگ تهرانى نگارنده اعلام الشيعه
تحصيل علوم ابتدايى در سامره و نجف
بازگشت به ايران و ورود به دانشگاه
اخذ ليسانس رشته الهيات از دانشكده معقول و منقول ،۱۳۲۷تدريس درانزلى تا۱۳۲۹
سفر به پاكستان؛ افغانستان و هندوستان و اقامت در پاكستان و تحقيق درباب نسخ فارسى در مركز تحقيقات فارسى ايران و پاكستان ۱۳۵۶
همكارى با «مركز دايرة المعارف بزرگ اسلامى» از سال۱۳۶۹ تاكنون
برخى از آثار تأليفى و تصحيحى او عبارت است از: مصفى المقال فى مصنفى علم الرجال (تصحيح)، فهرست كتابخانه مجلس شوراى ملى (مجلدهاى ۱۱ تا ۱۶)، الذريعه الى تصانيف الشيعه (ويرايش و چاپ در ۸جلد)، فهرست كتابخانه و موزه ملى ملك (مجلدهاى ۱ تا ۹)، فهرست نسخه هاى فارسى (مجلد ۱ تا ۶)، ادبيات فارسى بر مبناى تأليف استورى (تحرير و تنظيم و تحشيه ۲مجلد)، فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه گنج بخش (۴جلد، پاكستان)، سعدى بر مبناى نسخه هاى خطى پاكستان، فهرست مشترك نسخه هاى خطى پاكستان، فهرستواره كتابهاى فارسى (۴جلد) و...
202437.jpg
رامين سيار: در جهان اسلام توجه به مسائل كتاب شناسى، نشأت گرفته از اعتقادات مسلمانان به قرآن مجيد است و همين علاقه و اعتقاد قلبى مسلمانان به كتاب آسمانى سبب شد كه تيمناًً و تبركاً به نسخه پردازى از قرآن مجيد و ساير متون دينى دست زنند و با گذشت زمان از ساير متون نيز دست نوشته ها تهيه شود و از بركت تهيه نسخه هاى خطى، هنرهاى ديگر چون: تذهيب، تجليد، خطاطى، خوشنويسى و كاغذگرى و... پديد آمد و بعدها در جهان اسلام به عنوان هنرى اصيل و ماندگار شناخته شد.
اگرچه استنساخ نسخه ها اوايل در مساجد، خانقاه ها و مراكز آموزشى شروع شد اما هرگز در انحصار عده اى معدود قرار نگرفت؛ با رواج كاغذ در ايران كه از نيمه قرن دوم هجرى قمرى شروع گرديد و به نوشته «بارتولد» از طريق چين به خراسان وارد شد و سپس در جهان اسلام مورد استفاده قرار گرفت،اين انحصار نيز ازميان رفت .
اهميت كار نسخه پردازان زمانى بيشتر ملموس مى شود كه بدانيم همين نسخه هاى خطى است كه هزاران مسائل ناگفته را بازگو مى كنند و با زنده كردن هر دست نوشته اى نكات تازه اى مطرح مى شودو اينجاست كه مى توان دريافت كه چرا غربيان براى مسائل نسخه شناسى و كتاب شناسى اهميت ويژه اى قائل اند و چرا «گوستاو فلوگل» اتريشى اثر بى نظير «الفهرست» را احيا مى كند و يا «استورى» در تهيه فهرست نسخه هاى خطى فارسى تلاش خستگى ناپذيرى را به جان مى خرد.
در اين ميان و در عرصه كتاب شناسى و نسخه شناسى كمتر كسى است كه با نام و آثار استاد احمد منزوى آشنا نباشد. او در سال۱۳۰۲ در سامره به دنيا آمد. درباره خانواده اش مى گويد: من در خانواده اى روحانى زاده شدم. پدرم، حاج شيخ آقابزرگ تهرانى، نگارنده دايرة المعارف بزرگ كتابشناسى «الذريعه الى تصانيف الشيعه» و «طبقات اعلام الشيعه» است (كه نه ايشان و نه كارهايشان نياز به تعريف بنده ندارد) و مادرم مريم خانم، دختر آقاسيد احمد دماوندى، كه از روحانيون روزگار خودبود و فرزندان ايشان با نام خانوادگى «آريان» در ايران و تهران پراكنده هستند.
پدرم، در كنار مشروطه خواهان بود. پس از آنكه مشروطيت در مسير دلخواه ايشان قرار نگرفت، به كار نگارش «ذريعه» و «طبقات» پرداختند و شهر سامره را (كه دور از هر غوغايى بود) برگزيده، در انزوا به كار تحقيق پرداختند.
من در اين شهر چشم به جهان گشودم و تا ده دوازده سالگى در آنجا بودم. پدرم در سال۱۳۵۴ق‎/ ۱۳۱۴ ش براى آغاز به كار چاپ ذريعه به نجف رفته و من با خانواده راهى اين شهر شدم. كلاس ششم ابتدايى را در مدرسه علومى ايرانيان در شهر نجف گذراندم. ضمن تحصيل در يك دوزندگى به شاگردى مى پرداختم. ادبيات فارسى را نزد عمويم (حاج محمد ابراهيم بهشتى پور) و «جامع المقدمات» را نزد شاگردان پدر آموختم. پس از مراجعت به ايران تحصيلات خود را در دانشكده معقول و منقول ادامه دادم و در سال۱۳۲۷ فارغ التحصيل گرديدم و سپس دو سال در انزلى به تدريس مشغول شدم.
در انزلى احمدمنزوى با يكى از همكارانش به نام« خديجه جاويدى »ازدواج مى كند و از اين ازدواج دو دختر به نامهاى نسرين (زويا) و شورا برايش بازمى ماند كه هر دو حالا مهندس هستند و اهل علم و فضل.
با اين همه احمدمنزوى سفرش در انزلى چندان طول نكشيد. چرا كه با رويداد ۱۵بهمن ۱۳۲۷ مصادف شد و پس از چندى زندان كوتاه مدت، به تهران برگشت.
احمد منزوى در كمال مناعت از اساتيد خود نام مى برد. مى گويد:« استادان گران سنگم در دانشكده نياز به معرفى ندارند. بل براى تفاخر، از ايشان نام مى برم: استاد بديع الزمان فروزانفر، دكتر غلامحسين صديقى، استاد احمد بهمنيار، استاد سيد محمد مشكات، استاد فاضل تونى، استاد سيدمحمد باقر سبزوارى، استاد محمدتقى مدرس رضوى، دكتر على اكبر فياض، استاد راشد و... جزو آنان بودند. »
البته نخستين استاد احمد منزوى در زمينه كتاب شناسى پدرش بود كه« دو سه سالى پس از انتقال از سامره به نجف ايشان به چاپ ذريعه پرداختند و اين ناچيز، به هنگام غياب برادر بزرگم (دكتر على نقى منزوى)، در كنار ايشان نشسته، در غلط گيرى چاپ، در ظاهر يارى ايشان مى كردم و در واقع مرا به آموزش عملى اين رشته واداشته بودند و بدين گونه به كار كتاب شناسى كشانده شدم و آموزشهاى نخستين را در محضر ايشان فراگرفتم. »
احمد منزوى با آمدنش به تهران نزد استادان فن نسخه شناسى و كتاب شناسى از جمله برادرش مى رود كه به فهرست كتابخانه مركزى دانشگاه تهران مى پرداخت و كار هميشگى ايشان تحقيق و چاپ« ذريعه » بود و نيز نزد« محمد تقى دانش پژوه »و ايرج افشار مى رود و با نظارت اين دو، سه كار عمده را انجام مى دهد: فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه شخصى استاد دكتر مفتاح، فهرست كتابخانه ملى ملك و فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه مجلس شوراى ملى.
202347.jpg
منزوى درباره فعاليتهايش در تهران مى گويد:« چاپ چند مجلد ذريعه بود و فهرست هايى از كتابخانه مجلس و ملك و از همه مهمتر نگارش و چاپ ۶مجلد «فهرست نسخه هاى خطى فارسى» ، نسخه هايى كه عمدتاً در ايران وجود داشت و يا فيلم آن در ايران بود. اين فهرست از سوى «مركز فرهنگى R.C.D» در سالهاى ۱۳۴۸ ۱۳۵۳ چاپ و منتشر شده است كه در برگيرنده نزديك به پنجاه هزار نسخه است. »
او مى گويد: اينجاست كه احساس كردم براى فراهم ساختن« فهرست مشترك از همه نسخه هاى فارسى »لازم است سفرى به شبه قاره هند كنم. در پاييز ۱۳۵۶ سفرم را به پاكستان؛ افغانستان و هند آغاز كردم. سفرم با هزينه شخصى بود و از راه زمين، از زاهدان به كويته و از آنجا به ديگر شهرهاى پاكستان رفتم و پيش از اقامت در پاكستان سفرى ۴۵روزه به افغانستان داشتم.»
احمد منزوى در برگشت به پاكستان، از سوى دولت وقت در «مركز تحقيقات فارسى ايران و پاكستان» گمارده مى شود و به كارتحقيق در نسخه هاى خطى فارسى مى پردازد و نزديك به شانزده سال در پاكستان و هند به سر مى برد و تا پايان سال۱۳۶۹ به علت كهولت سن و بيماريهاى پياپى به تهران بازمى گردد.
درباره اين ۱۶ سال مى گويد: حاصل كارم در پاكستان، نگارش و چاپ ۴جلد فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه گنج بخش (۱۳۵۷۱۳۶۱) بود كه تنها، نسخه هاى فارسى را دربرمى گيرد و فهرست نسخه هاى عربى موجود درآن كتابخانه را نيز فراهم ساخته و ماشين شده، در انبار كتابخانه گنج بخش باقى گذاشتم.
ديگر كارم در اين دوره، نگارش و چاپ «سعدى بر مبناى نسخه هاى خطى پاكستان» است، كه به مناسبت هشتصدمين سالگرد زايش سعدى در سال ۱۳۶۳ چاپ شده است.
كاراصلى من درآن دوره، نگارش و چاپ چهارده مجلد «فهرست مشترك نسخه هاى خطى فارسى پاكستان »(مجلدهاى ۱۱۳ در سال هاى ۱۳۶۲۱۳۷۰ به علاوه مجلد چهاردهم، چاپ ۱۳۷۵) كه روى هم مشخصات پيرامون ۵۲هزار نسخه هاى فارسى را دربردارد.
كار ديگرم در پاكستان، پايه گذارى نگارش« فهرستواره كتاب هاى فارسى»است، كه تاكنون پنج جلد آن به وسيله انجمن آثار و مفاخر فرهنگى منتشر شده و چاپ بقيه مجلدات آن درتهران، در« مركز دايرة المعارف بزرگ اسلامى »دنبال مى شود.
خودش دراين باره مى گويد: درمدت اقامتم در پاكستان، سفرى به هند كردم و پايه» فهرست مشترك نسخه هاى خطى فارسى »در هند را با كمك استادان هندى نهادم، كه در پى برگشتم آن كار نيز راكدماند.
ولى ازاين سفر نيز دست خالى برنگشتم؛ چرا كه «فهرست نسخه هاى خطى فارسى دركتابخانه هاى عمومى و آرشيو« پيتاله »در پنجاب هند را به جايى رساندم كه بعدها به كوشش رايزنى فرهنگى ايران در هند، توسط سيدباقر ابطحى چاپ شده است.
كارديگر احمد منزوى درهند، نظارت بركار دانشجويان ايرانى و استادان هندى، بر نگارش فهرست هايى از كتابخانه هاى هند بود، كه يك مجلد ضخيم آن را براى بازبينى با خود به تهران آورد. اين مجلد فهرست نسخ خطى« كتابخانه ناصريه لكهنو»است؛ كه هنوز چاپ نشده است.
او پس از بازگشت به ايران در زمستان سال ۱۳۶۹ به« مركز دايره المعارف بزرگ اسلامى »رفت و« طرح »فهرستواره« كه در پاكستان نيمه كاره رها كرده بود را به سيدكاظم بجنوردى مدير اين مركز ارائه كرد و او درعوض طرح »دايرة المعارف كتاب شناسى جهان اسلام« را به احمد منزوى پيشنهاد مى دهد و بالاخره »دوطرف پذيرفتيم كه طرح فهرستواره كتاب هاى فارسى را به عنوان جزئى از آن طرح دنبال كنيم و چنين شد و اكنون با كمك هاى فنى و مالى دايرة المعارف اين طرح درحال اجراست و تاكنون ۸ جلد آن چاپ شده است.
منزوى دراين مركز گذشته از پرداختن به فهرستواره و پاسخگويى به مراجعان بخش فهرست نويسى، به دو كار ديگر نيز مى پردازد.
اول: فهرست نويسى از نسخه هاى خطى موجود دركتابخانه ها.
دوم: فهرست نويسى از نسخه هاى عكسى اين كتابخانه.
احمدمنزوى درباره آينده فهرست نويسى درايران مى گويد: داستان هاى دلخراشى ازشاگردى و استادى برايتان دارم. بدروزگارى است. احساس عقيمى مى كنم ؛ زمانه، مناسب پرورش شاگرد نيست. انگيزه اى براى تحقيق نمانده است. هنگامى كه شاگردى علاقه مند با سواد، دوستدار تحقيق در فرهنگ ايران هم پس از طى هفت«عقبه »موفق شود به استخدام درآيد، با كمى كنجكاوى به حقوق دريافتى استادش، درخواهديافت اين حقوق براى پرداخت كرايه خانه اى يك اتاقه حتى بسنده نيست.
در گذشته، من با حقوق معلمى خانه مى خريدم، با حق التأليف هر عنوان كتاب پنج تومان، سال به سال زندگى ام بهبود مى يافت. كسانى كه دوستدار ايران وفرهنگ ايرانى بودند و جوياى نان و نام، كه حق هر انسانى است، مجال كار در زمينه فرهنگ دلخواه خود را داشتند. بد روزگارى است،ارزش ها دگرگون شده است.
نزديك به چهل سال است در اين زمينه كارمى كنم. ولى درزمينه پرورش شاگردان عقيم مانده ام. البته درميانه دهه پنجم و ششم اين سده به موفقيت هايى رسيدم و يا نزديك شدم. در پاكستان موفق به كشت و پرورش دو نهال شدم: دكتر«سيدعارف نوشاهى »و خانم« دكترانجم حميد ». سيدعارف نوشاهى اكنون يكى از شخصيت هاى شناخته شده در فهرست نگارى و كتاب شناسى در پاكستان است؛ او ديگر استاد من است و نه شاگردم.»
آنچه مسلم است احمدمنزوى از محققان سختكوش و پرتلاشى هستند كه با قناعت و فروتنى و بى هيچ ادعا به اميد شناساندن آثار فرهنگى ايران، غم دورى از وطن را به جان خريده، خانه و كاشانه را رهاكرده و با اشتياق تمام به بررسى فهرست ها و نسخه ها پرداخته و روزهاى خوش زندگى اش را در به ثمررساندن آثار گرانسنگ خود سپرى كرده است و اگر امروز مى توان به نسخه اى دست يافت و يا شناسايى كرد بايد يادمان باشد كه مديون او هستيم كه عاشقانه حاصل مطالعات خود را كه نتيجه رنج ها و مرارت هاى به جان خريده ساليان دراز است به جامعه علمى و آيندگان عرضه داشته است.
احمد منزوى با پيروجوان؛ عارف و عامى مى جوشد، متواضع، صميمى و خوش برخورد است و هنوز به رغم كهولت سن، پرتوان و فعال و به مفهوم واقعى كلمه يك پژوهشگر و كتاب شناس توانمند است و درجمع آورى اطلاعات مربوط به نسخه شناسى و كتابشناسى سختكوش است. عمرش دراز و تلاشش جاودان!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |