|
جهان تك قطبى آمريكايى يا جهان چندقطبى اروپايى
مهرى حقانى سرانجام پس از هفته ها مقدمه چينى و سفر وزيران امور خارجه و دفاع آمريكا به اروپا، سفر جورج بوش، يكشنبه شب با ورود به «بروكسل» (پايتخت بلژيك)، مقر ناتو و اتحاديه اروپا آغاز شد. تور ۵ روزه سفر بوش به اروپا كه نخستين سفر خارجى او در آغاز دور دوم كارى او پس از پيروزى نوامبر گذشته به شمار مى رود، ديدار و مذاكره با بيش از ۱۲ رهبر اروپايى را در بر خواهد داشت. زمانبندى ديدارها و صرف غذا با هر يك از سران اروپايى و يا انتخاب شهرها و مكانها، هر يك دربرگيرنده پيام و نشانه اى سمبليك است. گذشته از آنكه انتخاب اروپا به عنوان نخستين سفر دور دوم رياست جمهورى بوش، نشان دهنده اهميت بازيابى و تجديد روابط دو متحد قديمى در دو سوى آتلانتيك به شمار مى رود. درحالى كه بيشترين زمان اين سفر در بروكسل، مقر ناتو و در پى شركت در اجلاس ناتو مى گذرد، ۲۵۰۰ مأمور پليس امنيت اين اجلاس را تأمين مى كنند كه هزار نفر بيش از تعداد مشخص سالهاى گذشته در نظر گرفته شده است. جدا از آنكه ۲۵۰ مأمور مخفى آمريكايى نيز بر حفظ نظم در اين شهر نظارت دارند. نخستين روز رسمى ديدار بوش از اروپا، پس از ديدار با مقامات بلژيكى با صرف شام با «ژاك شيراك» رئيس جمهورى فرانسه به پايان رسيد. بوش پيش از اين يادآور شده بود كه ديدار او با شيراك به تلخى گذشته نخواهد بود. چنانكه گفت: «من از اختلاف نظرهايمان بر سر جنگ آگاهم، اما حالا زمان آن رسيده است كه هر يك از ما اختلافاتمان را به كنارى بگذاريم و اصل را بر كار كردن با همديگر قرار دهيم» ، هرچند به نظر مى رسد كه موضع رئيس جمهورى فرانسه نيز در دور دوم آغاز به كار همتاى آمريكايى خود، چرخش قابل توجهى داشته است. تجربه يك دور مخالفت شديد با جنگ عراق براى فرانسه در حكم از دست دادن سهم اين كشور در آرايش جديد خاورميانه به شمار مى رود. با اين حال، شيراك همچنان از عبارت ديپلماتيك «جهان چندقطبى» در برابر بوش سخن مى گويد. به نظر مى رسد فرانسه در انتخاب موضع نرم تر در برابر جهان آمريكايى خود، محتاطانه پيش مى رود. همچنانكه چندى پيش، وزير دفاع فرانسه يادآور شد: «اينكه ما همديگر را دوست داريم، يك چيز اساسى است، اما آيا هر چيزى فراموش شده است؟» با اين حال، آمريكا و اروپا متحدان قديمى، اما رنجيده خاطرى هستند كه گويا اين بار ترجيح داده اند در انتخاب واژگان ديالوگ خود احتياط بيشترى به خرج دهند. بوش در تمام اين مدت، موضع اصلى خود را در برابر باقيمانده تأكيد اروپا بر جهان چندقطبى بر پشتيبانى از جهان آزاد قرار داده است. عضو ديگر جبهه مخالف آمريكا، يعنى آلمان نيز در اين سفر جايگاه ويژه خود را دارد. بوش پس از بروكسل به آلمان خواهد رفت. «گرهارد شرودر» صدراعظم آلمان ترجيح داده است رنجش خاطر متحد ۵۶ ساله خود را جبران كند، بويژه آنكه سخن قبلى خود در آستانه جنگ عراق تحت عنوان «اين يك مسير شوم است» را چندى پيش تكذيب كرد و در برابر، وزير دفاع آمريكا نيز در سفر ماه گذشته خود به كنفرانس امنيتى مونيخ، از گفتن واژه اروپاى پير، پرهيز كرد. تا به حال، لحن بوش از فراخوان دوستان قديمى خود به نوعى ائتلاف يكپارچه خبر مى دهد. چنانكه در آغاز سفر تأكيد كرد: هيچ قدرتى در روى زمين نمى تواند بين ما جدايى اندازد؛ موضعى كه تحت عنوان «عشق دوباره» در روزنامه هاى اروپايى ارزيابى شد. از سوى ديگر، لفظ بوش تحت عنوان روشن نگهداشتن چراغ آزادى در خاورميانه از اهداف سياسى اين چرخش دوباره خبر مى دهد، كسب حمايت دوباره اروپا نه تنها بر سر مسأله عراق، بلكه اداره دولت جديد افغانستان با مشاركت نيروهاى ناتو و تلاش براى توافقات جديد صلح فلسطين و اسرائيل را نيز در بر مى گيرد. در همين حال، سفر بوش به پايتختهاى اروپايى، واكنش شهروندان اروپا را هم در پى خواهد داشت. هرچند در نظرسنجى هاى انجام شده، بوش چهره محبوبى در اروپا نبوده است، اما به نظر مى رسد انتخابات اخير عراق و موفقيت آمريكا در برگزارى آن، ديدگاه اروپاييان را دچار يك شوك غير منتظره كرده است. با اين حال، از چند روز پيش از سفر، گروههاى مختلف طرفدار صلح، حقوق بشر و محيط زيست به بروكسل سفر و تظاهراتى را عليه او برگزار كردند. آنان علت اعتراض خود را تأثيرگذارى بر ديدگاههاى سران اروپايى مى دانند. آنها از اين مى ترسند كه بين ديدگاه مردم و رهبرانشان نوعى فاصله به وجود بيايد.در عين حال، قرار است كه تظاهرات گسترده اى در دهها شهر آلمان نيز برگزار شود.با اين همه، بوش طى سفر خود در آلمان در يك ميزگرد عمومى با شهروندان آلمانى شركت خواهد كرد. در هر حال، چرخش دو متحد و دوست قديمى (اروپا و آمريكا) در دو سوى آتلانتيك، در حقيقت خبر از چرخش بر سر منافع رودررو و متقابل هر دو سو مى دهد. ۳ دليل اصلى براى سفر بوش را دلايل سياسى، اقتصادى و هم حمايت مادى مورد نياز هر دو سو تشكيل مى دهد. ناتو يادگار اتحاد نظامى با آمريكاست و هم اينك، سمبل متقاعد شدن هر دو طرف بر سر اداره نظامى و سياسى جهان جديد به شمار مى رود، جهانى كه اروپاييان معتقدند بايد چندقطبى باشد. تجربه اصرار قدرتهاى اروپايى بر جهان چندقطبى، از زبان دبيركل ناتو به اين صراحت گفته مى شود كه «آيا يك جهان امن بدون مشاركت كامل آمريكا ممكن است؟ من فكر مى كنم جوابش منفى است و اين همان كاراكتر خاص ناتو است» ؛ كاراكترى كه آمريكا نيز بر آن تأكيد دارد. هرچند كه قائل بر اين امر است كه بهتر است اروپاييان نقش برادر بزرگتر را براى آن كشور پذيرا شوند.
|