|
گفت وگو با مجتبى خسروتاج معاون وزير بازرگانى
واردات خودرو سياستى كه موفق نبود
|
|
|
سال ۱۳۷۸ براى خودروسازان كشور، سال بسيار پرالتهابى بود. در اين سال دولت در لايحه بودجه خود واردات خودرو به ميزان ۱۰ درصد توليد داخل، كه درآن زمان ۳۰ هزار دستگاه مى شد، مطرح و از تصويب مجلس پنجم گذرانده بود. اين پيشنهاد كه جار و جنجال هاى زيادى روى آن صورت گرفته بود با لابى ها و رايزنى هاى خودروسازان تا سال جارى مسكوت گذاشته شد. در سال جارى دولت از محل درآمد واردات خودرو مبلغ ۶۴۰ ميلياردتومان را پيش بينى كرده بود كه تقريباً ۱۰۰ درصد آن محقق نشد. از اين رو اين محل درآمدى را در لايحه بودجه سال ۱۳۸۴ حدود ۹۳ درصد كاهش داد و آن را به ۵۰ ميلياردتومان رساند. ازطرف ديگر كميسيون تلفيق پيشنهاد واردات ۳۰ هزار دستگاه خودرو را به ۱۳۰ هزار دستگاه افزايش داد كه بدين ترتيب برآورد مى شود كه اين رديف درآمدى به ۲۰۰ ميلياردتومان افزايش يافته باشد. حال اينكه اين درآمد و اين واردات در سال آينده تحقق مى پذيرد يا نمى پذيرد مسأله اى است كه طى نيمه اول سال آينده روشن خواهد شد. اما اينكه به چه دليل واردات خودرو در سال جارى روى نداد و موانع پيش روى آن چه بود، محور بخش اول مصاحبه «ايران» با مجتبى خسروتاج «معاون وزير بازرگانى و رئيس سازمان توسعه و تجارت در امور توسعه صادرات» است كه مى خوانيد: جناب خسروتاج، چرا دولت پيش بينى درآمد خود از محل واردات خودرو را از ۶۴۰ميلياردتومان در سال۸۳ به كمتر از ۵۰ميليارد تومان در سال۸۴ كاهش داد؟ شايد به اين دليل كه فكر مى كرده با مجموعه شرايطى كه امروز در كشور داريم، سياست واردات خودرو، سياست خيلى مفيدى نخواهد بود و بايد پيش بينى مان از درآمدهاى اين بخش كمتر باشد. فكر نمى كنيد نوعى عقب نشينى درمقابل خودروسازان داخلى باشد؟ من فكر نمى كنم. اينكه همه اينها را متوجه خودروسازان كنيم، به نظر من واقعيت ندارد. وزراى ما هم تحليل و تشخيص دارند كه كدام كالا در چه سطحى نياز به حمايت دارد. اينكه فكر كنيم همه اينها كار خودروسازان داخلى است، شخصاً اين تحليل را قبول ندارم. چرا على رغم تمام اميدواريهايى كه در ابتداى امسال وجود داشت و باعث شد رقم بلندپروازانه ۶۴۰ميليارد تومان در بودجه سال۸۳ پيش بينى شود، واردات خودرو آنگونه كه انتظار مى رفت، محقق نشد؟ ببينيد، اول اينكه: به دليل حجم سرمايه گذاريهايى كه صنايع قطعات يدكى در كشور انجام شده و به دليل آثار وسيعى كه اين صنعت از بعد اشتغال زايى دارد، برخورد با اين صنعت و اين كالا در بخش واردات بايد برخورد سنجيده اى باشد. از همين رو در بين صاحب نظران اقتصادى تقريباً دو ديدگاه را مى بينند، ديدگاهى كه معتقد است سرمايه گذارى زيادى در اين صنعت صورت گرفته و بايد در بحث واردات، به اين صنعت توجه كرد و ديدگاه ديگر كه معتقد است اين صنعت بيش از ۲۵سال است كه از پوشش حمايتى كافى برخوردار است و نيازمند اين است كه فضاى رقابتى برايش ايجاد كنيم. ما به عنوان سازمانى كه دنبال صادرات و توسعه صادرات هستيم، معتقديم بنگاهها و شركتهاى توليدى در فضاى رقابتى مى توانند كيفيت توليدات خود را ارتقا دهند. در فضاى رقابتى است كه مى توانند بفهمند تا چه اندازه كالايشان خريدار دارد. به همين دليل توصيه مان به همه بنگاههاى توليدى و صنعتى در كشور اين است كه اگر فكر مى كنند توان صادراتى دارند، اگر علاقه مند به برنامه ريزى براى صادرات هستند، حتماً بايد در بازار داخل، رقابت را تجربه كنند. نمى توانند بدون تجربه رقابت در بازار داخلى، صحبت از صادرات كنند. براى اينكه امروز ما يك ديوار بلند حقوق ورودى داريم كه در جهت حمايت از اين صنايع به كار برده مى شود. اگر بنگاههاى ما با اين ديوار حقوقى بلند، قدرت رقابت در بازار داخل را نداشته باشند، چطور مى توانند با كالاهاى مشابه خارجى در عرصه بين المللى رقابت كنند؟ در بازارهاى جهانى از اين تعرفه ها و سودهاى بازرگانى و حقوق گمركى بالا خبرى نيست. به همين دليل معتقديم صنايع صادراتى پايدار، صنايعى هستند كه از رقابت در بازار داخل هراسى ندارند و مى توانند در بازار داخل اين تمرين را بكنند. اگر به وضعيت صنايع داخل نگاه كنيم، آن بخش از صنايع كه كمتر نگران رقابت در بازار داخل بوده اند، امروز در صحنه بين المللى موفق تر هستند. نكته اى از طرف شركتهاى توليدى، صادراتى مطرح مى شود كه جاى تعمق دارد و نمى توان از كنار آن سرسرى گذشت، اين است كه فضاى رقابتى را بايد به همان شكلى كه در كشورهاى ديگر فراهم است، در داخل كشور فراهم كرد. اين حرف، درست و منطقى است. به همين دليل ما هم با بنگاههاى توليدى همزبان هستيم و با آنها همدردى مى كنيم كه در فضاى رقابتى ما بايد فضاى كسب كار فراهم باشد همان طور كه براى رقباى ما مهياست. اين فضاى كسب كار چه هست؟ امنيت توليد، امنيت سرمايه گذارى، نرخ پايين سود بانكى، تورم پايين، قانون كار مناسب است. بنابراين زمانى كه صحبت از فضاى رقابتى مى شود، بنگاههاى توليدى، صادراتى مى گويند فضاى رقابتى را فقط با واردات نمى توان به وجود آورد. بلكه بايد در كنار واردرات به ساير عواملى كه در ايجاد فضاى رقابتى مؤثر است، توجه شود. ما هم در جايگاه سازمان توسعه تجارت با اين نظر موافق هستيم. اگر امروز بنگاه صادراتى ما به تكنولوژى نياز دارد و درخارج از كشور منابع ارزان قيمتى وجوددارد كه ما اجازه نمى دهيم از آنها استفاده كند، همه اين محدوديت ها، مانعى براى ايجاد فضاى رقابتى است. بنابراين ما نمى توانيم خيلى بدون ضابطه صحبت از واردات كنيم، صحبت از فضاى رقابت بكنيم، اما به اين عواملى كه من اشاره كردم توجه نكنيم. ما دراين زمينه سعى داريم پابه پاى صادركنندگان و توليدكنندگان، عوامل مؤثر در فضاى كسب و كاررا مهياكنيم. اما مشخصاً درمورد خودرو و اينكه چرا عملى نشد، به نظرمن در درجه اول به سود بازرگانى خودرو برمى گردد، سود ۱۳۰درصدى كه براى واردات خودرو تعيين شد. اين به اين معنى نيست كه ما دنبال سود پايين تر نبوديم. سود بازرگانى براى كليه كالاها در يك جمعى متشكل از نمايندگان حداقل ۶ تا ۷ نهاد و سازمان تعيين مى شود. تعيين تكليف نه توسط وزارت بازرگانى است و نه وزارت صنايع. جمعى كه سال گذشته در مورد سودبازرگانى واردات خودرو صحبت كرده، ۱۳۰درصد را تعيين كرده است. البته اول ۱۴۶درصد بود كه به ۱۳۰درصد كاهش پيداكرد. ولى به هرحال عدم استقبال ازواردات خودرو، بخشى اش به دليل بالابودن سود بازرگانى بود و آنچه كه تا امروز ثبت سفارش شده، خودروهاى بسيارلوكس براى مصرف كنندگان خاص است. با اين سود بازرگانى، خودروهاى پايين قيمت و ارزان ثبت سفارش نشده است. اين هدفى بود كه دنبال شد و سودبازرگانى در سطحى تعيين شد كه امكان ورود خودروهاى با قيمت پايين غيراقتصادى باشد. بله. به هرحال اين از ديد جهانى پسنديده است، يعنى امروز روابط تجارت بين المللى براساس تعرفه تنظيم شده است نه براساس موانع غيرتعرفه اى. درمورد ميزان سودبازرگانى، گرايش به سمت كاهش نرخ هست اما به هرحال وجوددارد. همين كه تنها نظام وارداتى كشور را از نظام غيرتعرفه اى به سمت تعرفه اى ببريد، خودش يك اقدام مثبت درجهت روان سازى تجارت است. ممكن است يك نفر بخواهد با بالاترين سود بازرگانى هم كه شده، يك خودرو در چارچوب ضوابط دولت واردكشور كند، حداقل اش اين است كه نظام تعرفه اى براى اينگونه مشتريان زمينه را فراهم مى كند. نكته دوم، ضوابطى است كه به عنوان ضوابط فنى سرراه واردات خودرو مطرح است. براى استاندارد خودروى وارداتى حداقل ۵۲نوع استاندارد مطرح شده است كه خودروى وارداتى بايد اين استانداردها را رعايت كند. در بخش محيط زيست ازهمان ابتدا سازمان حفاظت از محيط زيست اعلام كرد كه اگر خودروهاى وارداتى گواهى يورو۲ داشته باشند، از نظر زيست محيطى مشكلى ندارند. سازمان بهينه سازى مصرف سوخت هم ليست مفصلى را ازانواع و اقسام خودروهاى اروپايى و آسيايى كه مشكل سوختى ندارد، اعلام كرد. مشكلى كه در ضوابط فنى وجوددارد در دو زمينه است. يكى در بحث فشار به واردكنندگان براى اينكه حتماً بايد نمايندگى خدمات پس از فروش داشته باشند و يكى هم اخذ مجوزهاى استانداردكه بايد آن ۵۲ استاندارد را رعايت كنند. از بعد نمايندگى خدمات پس از فروش، چون اين سود بازرگانى انگيزه آنچنانى براى اينكه اينها فكركنند مى توانند خودروى زيادى واردكنند، ايجادنمى كند، استقبال زيادى براى تأسيس نمايندگى خدمات پس از فروش دركشور صورت نگرفت. چرا كه سرمايه گذارى براى راه اندازى خدمات پس از فروش متأثر از حجم واردات است. واردكننده نگاه مى كند كه با اين سود بازرگانى چقدرمى تواند خودرو واردكند، حجم بازار چقدراست، باتوجه به اين ميزان آيا راه اندازى نمايندگى خدمات پس از فروش توجيه دارد يا ندارد. درمورد استاندارد نيز ما همواره از مؤسسه استاندارد خواسته ايم ليست خودروهاى استاندارد اروپايى را مشخص كند. به هرحال امروز خيلى از خودروهاى اروپايى و آسيايى استانداردهايشان از نظر رعايت ضوابط فنى مشخص است و نيازى نيست كه متقاضيان را مورد به مورد راهى مؤسسه استاندارد كنيم. اگر مى توانستيم ليستى از خودروهايى كه امروز در سطح اروپا و آسيا استفاده مى شوند و داراى استانداردهاى فنى هستند داشته باشيم، يك قدم به جلو بود و براى متقاضيان كار را راحت تر مى كرد. نكته سومى كه باعث عدم تحقق واردات خودرو شد و به نظر من به اندازه دو مورد اول اهميت دارد، اين بود كه ما افرادى را كه مى خواستند به صورت فردى، خودروى سوارى وارد كنند را هم مشمول همين ضوابط كرديم. يعنى براى خودرويى هم كه آنها مى خواهند وارد كنند، بايد خدمات پس از فروش وجود داشته باشد . البته اين يك بحث كلان ملى است كه آيا دولت نبايد از خدمات پس از فروش خودروى وارداتى مطمئن شود ، اگر خودروى وارداتى نياز به تعمير و قطعات يدكى داشت نبايد تعميرگاههايى وجود داشته باشد كه اين خدمات را ارايه دهد؟ خيلى از متقاضيان مى گويند كه خودرو مال ماست ، اگر اين خدمات هم وجود نداشته باشد، به خود ما برمى گردد. ولى اين خودرو فروخته مى شود و دست به دست مى شود . در تمام كشورها اين طور است ، رسالت دولت به خصوص بخش بازرگانى اين است كه زمينه واردات و يا ضوابط واردات را به نحوى تعيين كند كه اين خودروها فردا به خاطر كوچكترين عيبى متوقف نشوند . معتقدم اگر مى توانستيم در بخش خودروهاى سوارى ، به خودروهاى با يك سال يا دو سال كار كرد مجوز واردات دهيم، اهداف واردات محقق مى شد . امروز خودروى سوارى بالاى ۲۵ سال كاركرد در كشور زياد است . خودرو با يك يا دو سال كار ، خودروى فرسوده تلقى نمى شود ، مستعمل هست اما فرسوده نيست . در عين حال چون دست دوم است قيمت اش بسيار پايين است ، بنابراين مى تواند با قيمت هاى رقابتى وارد كشور شده و قيمت خودروهاى ساخت داخل را دستخوش تغيير كند . پيشنهاد را در كميسيون ماده يك مطرح كرديم اما در جايى كه بايد ، تصويب نشد . اين پيشنهاد با چه استدلالى رد شد؟ به هر حال خودروسازان داخلى سرمايه گذارى كرده و اشتغال ايجاد كرده اند . طبيعى است كه با واردات خودرو مخالفت مى كنند. شما از زبان آنها جز مخالفت چيزى نمى شنويد . اگر هم موافقتى مى شود، درظاهر است . نمى خواهند رقيبى برايشان پيدا شود، اين طبيعت هر صنعت انحصارى است . اين وظيفه دولت است كه اين جايگاه انحصارى را به مرور زمان، با افزايش ظرفيت ها و قدرت رقابت داخلى از بين ببرد . ما نبايد از خودروساز داخلى بخواهيم كه با واردات موافقت كند . استدلال اصلى كه در مخالفت با اين پيشنهاد مطرح شد ، بعد اين صنعت و سرمايه گذارى انجام شده در آن بود.استدلالهايى هم خود واحدهاى صنعتى در مورد برنامه هاى آينده شان مطرح مى كنند، اينكه در چند سال آينده مى توانند ضعف هاى اين صنعت را برطرف كنند، چه پروژه هايى دارند چه سرمايه گذارى هايى مى خواهند بكنند . اينها در مجموع باعث شده كه تصميم گيرى در اين به خصوص محتاطانه باشد و با شتاب صورت نگيرد. با توجه به اين روند فكر مى كنيد طى چند سال آينده ، مجالى براى ايجاد فضاى رقابت در اين صنعت به وجود بيايد؟ بايستى ديدگاهى كه معتقد است اين فضاى رقابتى بايد ايجاد شود، به ديدگاه مخالفش بچربد . تا زمانى كه اين ديدگاه نچربد، خب ، حركت جلو نمى رود . در بودجه سال ۸۴ پيش بينى دولت براى واردات خودرو ۳۰ هزار دستگاه بود كه در كميسيون تلفيق مجلس به ۱۳۰ هزار خودرو افزايش يافت . در چنين شرايطى اين هدف محقق خواهد شد يا خير؟ از چه ابزارهايى براى تحقق آن استفاده خواهيد كرد ؟ ما واردات كشور را با ابزارهاى بازرگانى مى توانيم تنظيم كنيم. اين ابزارها ، سود بازرگانى و حقوقى است كه براى كالا تعيين مى شود . موانع غيرتعرفه اى را هم بايد برداريم. اگر سياستى در رابطه با ضوابط فنى هست، اين سياست ها به گمركات كشور ديكته و ابلاغ شود . واردكنندگان به صورت موردى به دستگاههايى كه وظيفه كنترل كيفى دارند، مراجعه نكنند . مراجعه موردى به دستگاهها را براى تجارت كشور مناسب نمى بينيم. معتقديم هر ضابطه فنى ، زيست محيطى و كيفى بايد به گمركات ابلاغ شود و همه واردكنندگان بدانند كه اگر فلان كالا را بخواهند وارد كشور كنند، مقررات در آن بخش چيست . اين ها ابزارها در بخش بازرگانى است و سعى مى كنيم اين سياست ها را شفاف كرده و دنبال كنيم الآن بازار واردات، بازار خاصى است و اگر قرار باشد در سطح وسيعى كه مجلس پيش بينى كرده واردات داشته باشيم ، بايد سود بازرگانى در حدى تعيين شود كه واردات خودروهاى ارزان قيمت هم صرفه اقتصادى داشته باشد . در عين حال اگر جمعى كه در مورد سود بازرگانى تصميم گيرى مى كند، (با اين استدلال كه همان اندازه كه واردات مطرح است حمايت از توليد داخلى هم مهم است ) تشخيص اش اين باشد كه سود بازرگانى خودرو از يك درصدى نبايد پايين تر بيايد، خب ، كمتر نخواهد شد و در همان سطح باقى خواهد ماند . پيشنهاد وزارت بازرگانى براى سود بازرگانى در سال ۸۴ چند د رصد است؟ پيشنهاد ما، پيشنهاد تغيير بوده و در جلسه كميسيون ماده يك مطرح شده تغيير هم داده شده است . منتها رقم واقعى اش را پس از تصويب در هيأت وزيران در ابتداى سال ۸۴ به اطلاع واردكنندگان خواهيم رساند . مصوبه كميسيون در حدى است كه واردات را دو سال آينده تكانى بدهد؟ ما كه نمى دانيم دولت چه تصميمى مى گيرد.
|