پنجشنبه ۶ اسفند ۱۳۸۳ - ۱۴ محرم ۱۴۲۶
Thu, Feb 24, 2005
گفت و گو
۳۰۶۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
گفت وگو با تام كروز و استيون اسپيلبرگ درباره آخرين فيلم مشتركشان «جنگ دنياها»
مارتين اسكورسيزى، كلينت ايستوود
گفت وگو با تام كروز و استيون اسپيلبرگ درباره آخرين فيلم مشتركشان «جنگ دنياها»
واقعى ترين فيلمم را خواهم ساخت
202542.jpg
ترجمه: امير نورى زاده

استيون اسپيلبرگ و تام كروز بدون شك دو تن از مطرح ترين افراد سينماى امروز جهان محسوب مى شوند كه چند سال پيش سرانجام در اقتباسى از رمان فيليپ ديك به نام گزارش اقليت (Minority Report) با يكديگر همكارى داشتند و اخيراً برداشت سينمايى از رمان كلاسيك اچ جى ولز به نام جنگ دنياها را براى همكارى دوم درنظر گرفته اند. در اين فيلم كه براساس فيلمنامه اى از ديويد كوئپ ساخته مى شود، علاوه بر تام كروز، داكوتافانينگ و تيم رابينز نيز حضور دارند. اسپيلبرگ و كروز در خلال فيلمبردارى اين فيلم كه اكران آن در ژوئن ۲۰۰۵ خواهد بود، گفت وگوى مفصلى را پيرامون فيلم ودلايل همكارى مجددشان انجام داده اند.
| گروه فرهنگ وهنر
اين داستان بارها روايت شده است. دليل ساخت فيلم در اين زمان چيست؟
اسپيلبرگ: اگر من امكانات فعلى را در اختيار داشتم، دوازده سال قبل اين فيلم را مى ساختم. البته دليل قضيه اين نيست كه من ناگهان دوازده سال پيش به اين داستان علاقه مند شدم بلكه در مزايده اى آخرين نسخه برنامه راديويى جنگ دنياها را كه توسط پليس معدوم نشده بود خريدارى كردم چون پس از پخش برنامه و جنجالهاى پيرامون آن پليس تقريباً تمام نسخه هاى متن برنامه را نابود كرد و فقط يك نسخه از آن در منزل هاوارد كخ بود چرا كه كخ به همراه اورسون ولز آن را نوشته بود و در زمان اجراى برنامه در راديو توسط اورسون ولز در ساختمان مركورى تياتر نبود بلكه مايل ها آن طرف تر در نيوجرسى حضور داشت. بنابراين زمانى كه آخرين نسخه اين برنامه راديويى را خريدارى كردم با دقت زياد آن را خواندم. رمان اصلى را بارها خوانده بودم كه اولين مرتبه به سال ۱۹۶۶ بود. پس از خريدارى متن برنامه، به اين فكر افتادم كه فيلمى براساس آن بسازم هرچند كه در طول آن سالها چند فيلم كه به نوعى از ايده و لز الهام گرفته بودند از جمله روز استقلال اكران شده بود. اين مسأله باعث شد مدتى براى ساخت اين فيلم مردد باشم ولى سرانجام تصميم خودم را گرفتم. از سوى ديگر پس از فيلم گزارش اقليت (Minority Report) مى خواستم فيلم ديگرى با تام كروز كار كنم بعد با تام تماس گرفتم و از او پرسيدم كه آيا تمايل به اين پروژه دارد...
كروز: من هم قرار ملاقاتى گذاشتم كه فكر مى كنم در اواسط فيلمبردارى اگر مى توانى مرا بگير بود و استيون به من گفت كه سه ايده براى همكارى دارد...
اسپيلبرگ: من هر سه را پشت سر هم مطرح كردم.
كروز: و من از شنيدن جنگ دنياهاهيجان زده شدم و كار از همان زمان آغاز شد.
دو پروژه ديگر چه بود؟
كروز: ارزش اشاره كردن ندارند!
اسپيلبرگ: يكى از آنها وسترن بود.
در شرايط فعلى به اعتقاد شما آيا فيلمهاى علمى تخيلى همچنان جاذبه دارند؟
اسپيلبرگ: من احترام خاصى براى كتاب ولز قائل هستم ولى نه تا اين حد كه فيلم رادر فضاى دهه ۱۸۹۰ بسازم چون نمى خواهم جنگ دنياها يك فيلم علمى ـ تخيلى دوره ويكتوريايى باشد. آنچه براى من اهميت دارد اين است كه پس از حادثه ۱۱سپتامبر همه ما نگاه بدبينانه اى به آينده داريم و همين مسأله به من اين تصور را القا كرد كه جنگ دنياها در عين سرگرم كننده بودن از يك داستان احساسى واقع گرايانه نيز برخوردار است كه براى تماشاچى سينما در اين روزها معناى خاصى خواهد داشت.
آيا به دليل محدوديتهاى زمانى ناچار به تغيير برنامه فيلمبردارى شديد؟
اسپيلبرگ: قطعاً ناچار به اجراى اين مسأله بوديم چون بايستى سكانس هاى اصلى افكت هاى تصويرى را ابتدا مى گرفتيم تا متخصصان در ILM كار خود را هرچه زودتر شروع كنند و البته مشكل و مانع اصلى كار، سرماى هوا در ماه فوريه بود. ما برف نمى خواستيم ولى يك روز درگير بارش سنگين برف بوديم و سه روز بعد آثار برف از همه جا پاك شده بود بنابراين بايستى صدها هزار دلار ديگر هم خرج مى شد تا در تصاوير ما در محدوده اى به وسعت ۵۰هكتار برف خيابانها و مزارع را بپوشاند. در فيلم حدود ۴۰۰شات ديجيتالى وجود دارد كه نياز به جلوه هاى تصويرى دارد و از طرفى هم فيلم بايستى براى اكران ۲۹ ژوئن آماده شود به همين خاطر اين فيلم فشرده ترين كار من در ده سال اخير بود.
كروز: فكر مى كنم هيچ كس ديگر از عهده اين فيلم برنمى آمد. استيون گرچه در كارش دقيق است ولى سرعت خاصى را در پيشبرد كارهايش حفظ مى كند و براى يك هنرپيشه هم كار كردن با او لذت بخش است چون او در كارش بسيار دقيق است و البته به هنرپيشگانش هم اعتماد كامل دارد.
اسپيلبرگ : اما بايد اشاره كنم كه اگر ما از همكارى ديويد كوئپ بهره نمى برديم ، همه چيز اين قدر به سرعت پيش نمى رفت. هميشه در روند فيلمسازى لحظاتى وجود دارند كه شما با تمام وجود به دنبال به نتيجه رساندن طرحى هستيد همان طور كه من مى خواستم اينديانا جونز ۴ را بسازم ولى تهيه كنندگان به اندازه من فيلمنامه را دوست نداشتند و به همين خاطر على رغم اصرارهاى من فيلم ساخته نشد و شايد اگر نسخه جديدى از فيلمنامه اينديانا جونز ۴ به موقع آماده مى شد، همه چيز تمام شده بود هرچند كه من اميدوارم تا ۱۸ ماه بعد تلاش ديگرى براى ساخت آن داشته باشم. در مورد اين فيلم هم اگر ديويد كوئپ فيلمنامه نهايى را به موقع آماده نكرده بود ، هنوز در مرحله پيش توليد جنگ دنياها به سر مى برديم.
تام ، چه چيزى توجهت را به اين فيلم جلب كرد؟
كروز : در درجه اول قصه فيلم، چون جنگ دنياها كتابى بود كه من واقعاً از مطالعه آن لذت بردم و شخصيت ها و تمامى اجزاى آن جالب بود.
اسپيلبرگ : و تام نقش يك پدر را ايفا مى كند...
كروز: بله من نقش يك پدر را ايفا مى كنم! چقدر از داستان را قرار است لو بدهيم؟شايد همه آن را (مى خندد) بازى در نقش پدر براى من در زندگى بسيار مهم است.
چه بخشهايى از فيلم تازه و چه بخشهايى وفادار به متن خواهد بود؟
اسپيلبرگ : خب در نگاه اول خود شما بايد فيلم را ببينيد تا پاسخ دقيق اين سؤال را پيدا كنيد ولى از نقطه نظر من نمى توان توصيف دقيقى از فيلم داشت چرا كه جنگ دنياها فيلمى به شدت شخصى است در باره خانواده اى كه اعضاى آن تلاش در بناى آن و در كنار هم بودن دارند ولى سلسله وقايع دهشتناكى در پيرامون آنها رخ مى دهد كه مانع اين مسأله مى شود.
گرچه نسخه سينمايى جرج پال، يك اثر كلاسيك محسوب مى شود ولى اين روزها بسيارى دل خوشى از پايان آن ندارند. آيا شما پايان خاصى براى فيلمتان در نظر گرفته ايد؟
اسپيلبرگ : فيلم پايان ديگرى دارد كه البته چندان با كتاب اصلى تفاوت ندارد و تصور مى كنم تركيب قابل قبولى از يك ذهنيت تازه و پايان كلاسيك باشد.
فضاى فيلم شما تا چه حد تيره خواهد بود؟
اسپيلبرگ : خب قطعاً فيلم من شبيه سربازان سفينه فضايى و يا روز استقلال نخواهد بود بلكه جنگ دنياها فوق واقع گرايانه ترين فيلم من تا به حال است و تمامى ارزشهايى را كه تماشاگر از يك فيلم جريان اصلى سينما انتظار دارد ، دارا خواهد بود. يادم مى آيد وقتى فيلم لورنس عربستان را براى اولين بار ديدم با خودم فكر مى كردم اين بزرگترين فيلم شخصى تاريخ است. البته من سعى ندارم فيلم خودم را با آن مقايسه كنم چون هرگز فيلمى به خوبى لورنس عربستان نساخته ام ولى نقاط مشترك متعددى بين فيلم من و لورنس عربستان وجود دارد.
كروز : من عاشق فيلمها هستم بدون توجه به آنكه دقت كنم فيلمها تاچه حد فضاى تيره دارند ولى به نظر من حتى در تيره ترين سكانس هاى فيلم هم مى توان شوخى هايى يافت. من دوران نوجوانى سختى را گذراندم ولى در همين دوران سخت هم شوخى هاى زيادى براى خنديدن به وجود مى آمد. اين خصوصيت در فيلمهاى استيون هميشه وجود داشته است.
اسپيلبرگ : وقتى كه فيلم آرواره ها را مى ساختم به خودم گفتم اگر شوخى هايى به شكل عمدى در فيلم نگنجانم ، تماشاچى احتمالاً در زمانهاى نامناسبى خواهد خنديد و اين به فيلم لطمه خواهد زد. در مورد اين فيلم هم احساس مشابهى داشتم.
استيون آيا در فيلم نقش كوتاهى نداريد؟
اسپيلبرگ : نه هرچند كه شايد اين خودش مى توانست شوخى خوبى با تماشاچى باشد.
چه مقدار از خشونت فيلم عينى و چه مقدار آن تخيلى خواهد بود؟
اسپيلبرگ : خب ، قطعاً موجودات بيگانه را در فيلم نشان مى دهيم ولى خشونت فيلم در حدى خواهد بود كه فيلم با درجه PG - B (مناسب براى افراد ۱۳ سال به بالا) اكران شود.
تام آيا مى توانى در مورد شخصيت خودت توضيح بدهى ؟
كروز : او پدرى است كه به عنوان مكانيك جرثقيل و وسايل باربرى در بندر كار مى كند اما در نسخه پال او يك دانشمند بود.
اسپيلبرگ : بله جين برى (قهرمان داستان) يك دانشمند بود ولى در كتاب ولز اين چنين نيست اما نكته اى كه من بايستى در مورد فيلم پال خاطرنشان شوم فضاى پرتنش و پرتعليقى بود كه او در فيلم خود به وجود آورد و تا قبل از او هيچ كس موفق به انجام آن نشده بود وحتى اين حس را به تماشاچى مى داد كه فيلم براساس يك حادثه واقعى ساخته شده است.
مارتين اسكورسيزى، كلينت ايستوود
دوئل دو غول سينما بر سر اسكار
202521.jpg
مترجم: شيلا ساسانى
در حالى كه روزشمارى براى جوايز اسكار به پايان خود نزديك مى شود و ديگر چيزى به برگزارى اين مراسم باشكوه سينمايى نمانده است اهالى سينما نيز بر شدت و ضعف گمانه زنى هاى خود افزوده اند. آيا «عزيز ميليون دلارى» ، درام پرخشونت اما عاطفى محور كلينت ايستوود حريف «هوانورد» مارتين اسكورسيزى كه روزهاى اوج قدرت ميلياردر آمريكايى «هاوارد هيوز» را به تصوير مى كشد، خواهد شد؟
تابه حال پيش نيامده كه اسكار شاهد رقابت اين دو حريف قدر سينماى آمريكا در دو شاخه مهم بهترين فيلم و بدترين كارگردانى باشد و اگر اسكورسيزى بازيگر مى بود دامنه اين رقابت به پاى اين حوزه هم كشيده مى شد.
امسال ايستوود ۷۴ساله و بازيگر كهنه كار فيلمهاى وسترن در گلچينى از شاخه هاى مختلف نامزد شده است كه از جمله آنها نامزدى در شاخه بهترين بازيگر مرد براى ايفاى نقش فرانكى دان در «عزيز ميليون دلارى» بوده است.
دو بازيگر ديگر همين فيلم «هيلارى سوانك» كه در شاخه بهترين بازيگر زن و مورگان فريمن كه در شاخه بهترين بازيگر مردنقش مكمل نامزدشده اندنيز از جمله شانس هاى خوب اسكار امسال هستند و حتى به گفته برخى منتقدان يك پله بالاتر از ساير رقباى خود در اين شاخه ها ايستاده اند. ايستوود تاكنون اسكار بهترين بازيگرى را نگرفته و امسال هم شانس زيادى براى پيروزى در اين شاخه را ندارد اگر چه بايد گفت كه بازى سينمايى او در طول همه اين سالها و در نقشهاى كلاسيكى همچون «هرى كثيف» واقعاً تحسين برانگيز بوده. در عوض به گفته اهالى سينما امسال بخت به احتمال زياد با جيمى فاكس خواهد بود كه براى بازى در نقش «رى» در فيلمى به همين نام درباره رى چارلز نامزد شده است.
ايستوود پيشتر دو اسكار بهترين فيلم و بهترين كارگردانى را به ارمغان برده است و حتى بسيارى معتقدند كه فيلم «رودخانه مرموز» او در مراسم اسكار سال گذشته مى بايست به جاى «ارباب حلقه ها: بازگشت پادشاه» اسكار بهترين فيلم را از آن خود مى كرد با اين حال انصاف و عدالت همواره مشخصه اسكار نبوده است و بسيارى از بزرگان سينما همچون آلفرد هيچكاك و ارسون ولز ناكام از دريافت اسكار بهترين كارگردانى دارفانى را وداع گفته اند.
يكى ازهمين بزرگان سينما كه خوشبختانه هنوز در قيد حيات است اما على رغم ساخت فيلمهاى درخشانى همچون «گاوخشمگين» ، «راننده تاكسى» و «رفقاى خوب» اسكار بهترين كارگردانى را نگرفته «مارتين اسكورسيزى» است.
براى اسكورسيزى ۶۲ساله، امسال سال سرنوشت ساز خواهدبود چرا كه او اين بار فيلمى ساخته كه ذائقه هاليوودى اسكار به آن عادت دارد.
همچون برندگان سابق اسكار «گلادياتور» ، «تايتانيك» و «بيمار انگليسى» فيلم «هوانورد» يك فيلم حماسى و قهرمان محور است و علاوه بر آن فيلمى است كه روزهاى پرشكوه و دوران طلايى هاليوود دهه ۳۰ و ۴۰ را به تصويرمى كشد.
اين فيلم در يازده شاخه نامزد شده است و اگر «عزيز ميليون دلارى» كلينت ايستوود از راه نمى رسيد پيروزى حتمى با او بود. درحالى كه «هوانورد» به بودجه كلان و ستارگان خوش چهره خود مى بالد و داستانى پرابهت دارد، «عزيز ميليون دلارى» در نقطه مقابل آن فيلمى دراماتيك با داستانى صميمى و تأثيربرانگيز است. تام انيل، منتقد سينمايى مى گويد: در رقابت اسكار، به نظرمى آيد «هوانورد» در پيشتاز باشد. «هوانورد» در بيشترين شاخه ها نامزد شده است و طى ۲۰ سال اخير در ۱۸ مورد اسكار بهترين فيلم نصيب فيلمى شده است كه در بيشترين شاخه ها نامزد شده بود. با اين حال «عزيز ميليون دلارى» دردانه منتقدان است. مردم نسبت به آن حس خاصى دارند و كلينت محبوب رأى دهندگان اسكار است.
منتقد مجله تايم «ريچارد شيكل» دوست هردو فيلمساز معروف يعنى اسكورسيزى و ايستوود نيز دو دل است.
او هردو فيلم را مى پسندد اما فكرمى كند درنهايت فيلم كم بودجه تر ، فيلم پربودجه تر را مغلوب خودكند.
او مى گويد: «اسكورسيزى فيلم خيلى خوبى ساخته. واقعاً تحت تأثير قهرمان محورى و موضوع حماسى آن قرارگرفتم و اعضاى آكادمى اسكار هم به اين خصوصيت احترام مى گذارند ولى حقيقت اين است كه عاشق فيلم كلينت ايستوودند و معمولاً در اسكار و رأى گيرى ها اين عشق است كه غالب مى شود.» او مى افزايد: «هوانورد قطعاً يك فيلم حماسى است اما نه آنقدر حماسى كه آمريكا بخواهد دلباخته آن شود. فيلم اسكورسيزى واقعاً با شكوه است اما شخصيت محورى آن فردى است كه درنهايت عقل خود را مى بازد، نه كسى كه مردم درباره او بگويند« هاوارد بيچاره »يا« هاوارد شجاع »درحالى كه فيلم ايستوود سرشار از شخصيتهايى دوست داشتنى است كه مى توان با تمام وجود به آنها عشق ورزيد.»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |