پنجشنبه ۶ اسفند ۱۳۸۳ - ۱۴ محرم ۱۴۲۶
Thu, Feb 24, 2005
فرهنگ و انديشه
۳۰۶۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
كتاب انديشه
اصلاح و توضيح
مقاله جان هيك تحت عنوان «خدا كيست و چيست» كه در سه قسمت طى روزهاى دوشنبه، سه شنبه و چهارشنبه گذشته در همين صفحه به چاپ رسيد با كمال تأسف حاوى خطايى در خصوص نام مترجم مقاله مزبور بود كه بدين وسيله اصلاح مى شود. مترجم اين مقاله آقاى على صباغى بوده است كه برحسب خطاى دوستانى كه مقاله را در اختيار «فرهنگ و انديشه» قرار داده اند به اشتباه نام مسعود خيرخواه به عنوان مترجم درج شده بود. گروه انديشه با اينكه منشأ اين خطا نبوده است از آقاى على صباغى و خوانندگان ارجمند عذرخواهى مى كند.
خاتمى
وعرفى شدن حاكمان
202449.jpg
ناصر قبادزاده
عرفى سازى حكومت در مقام يكى از پيامدهاى مدرنيته در غرب، دوشادوش رنسانس و عقب نشينى كليسا از حوزه سياست به طور اخص و از حوزه اجتماعى به صورت اعم تحقق پيدا كرد. با گذشت زمان همين پديده همراه با ساير تحولات فكرى و ابزارى شالوده هاى شكل گيرى نظامهاى دموكراتيك در غرب را بنيان نهاد كه سؤال و انتقاد از ساكنان كاخهاى حكومت دارى در پايتختهاى اروپا و بعدها آمريكا و تعداد انگشت شمارى از سرزمينهاى شرق يكى از هزاران پيامدهاى انباشتى آن بود. در بحث از توسعه سياسى و خصوصاً متجددسازى جامعه ايرانى نيز عموماً توجه خاصى به اين موضع شده است۱ و ارتباط، نقش، تأثيرگذارى و اهميت دين و آموزه هاى دينى در حوزه سياسى در دوران هاى متعدد تاريخى قبل و بعد از اسلام از محورهاى توجه تحليلگران بوده است؛ چنانچه برخى با استفاده از نقش كيش و آيين در حكومتهاى ايران در فصول تاريخى متعدد، مدعى نقش اين نوع حكومت در توسعه نيافتگى حوزه سياست در ايران شده اند.
نگاهى تاريخى به اين موضوع جداى از نوع تأثيرگذارى آن بر توسعه يافتگى با توسعه نيافتگى كشورمان يك واقعيت را نشان مى دهد و آن اين كه ايجاد قدسيت براى ساكنان عرصه حكومت يكى از پيامدهاى عينى حضور و نقش كيش و آيين در قلمرو ملك دارى بوده است. تعدد حضور عناوينى همچون ظل الله، قبله عالم، اعليحضرت قدرقدرت، كيوان رفعت، سليمان حشمت، سكندر شوكت، دارامنزلت، كسرى معدلت، آيه رحمت، حضرت رب عزت، مظهر فيوضات ربانى، مصدر عنايات يزدانى، ناصر دين مبين (براى ناصرالدين شاه) ناشر آثار رب العالمين، السلطان بن سلطان۲ و... در متون تاريخى ـ سياسى اين سرزمين گواهى بر اين مدعاست. البته اين كه پيامدهاى حاشيه امنيتى زمامداران كه ناشى از اين قدوسيت مجازى بوده است، دست آنها را در انجام دادن بسيارى از اقدامات نه چندان تأمين كننده منافع ملى باز گذاشته، نياز چندانى به توضيح ندارد. اصل خطاپذيرى تمامى انسانها به جز چهارده معصوم از يكسو و تجربه تاريخى خطاهاى عمدى و سهوى حاكمان در طول تاريخ ايران و حتى در طول تاريخ كوتاه مدت حيات جمهورى اسلامى ضرورت برنامه ريزى براى ايجاد پديده اى به نام «عرفى شدن حاكمان» را مطرح مى سازد. اين پديده وجوه متمايزه جدى با عرفى سازى حكومت در مفهوم غربى آن دارد و در واقع اشخاص و نه ساختارها را به عنوان سيبل توجه خود قرار مى دهد و از اين رهگذر، يك حاشيه امنيتى نيز براى خود ساختار فراهم مى كند. مورد نقد و انتقاد قرار گرفتن اقدامات حاكمان و نه ساختار حكومتى براى ناكامى ها و عدم موفقيت ها، اولين زاييده اين پديده خواهد بود و به سهم خود قدمى نيز در راستاى عينى تر كردن حساب و كتاب حاكمان و حكومت شوندگان برخواهد داشت؛ چرا كه در وضعيت قدسى بودن حاكمان، تنزه و قدوسيت ساختار در خدمت عدم سنجش اعمال احتمالاً همراه با خطا و اشتباه حاكمان قرار مى گيرد كه بى شك تأثيرات خود را بر رژيم حقيقت آن ساختار به تعبير فوكو بر جاى خواهد گذاشت.
تجربه بيش از دو دهه حكومت جمهورى اسلامى به صورت عينى از يك منظر از موضوع مطرح شده حكايت دارد. در دوران بعد از انقلاب اسلامى، اگرچه تلاش شد كه از افراد متعهد استفاده شود، اما برخى اقدامات در سطوح مختلف تا آنجا تأثيرگذار بوده است كه هنوز بحث از درست و غلط، كارآمد و ناكارآمد و يا حتى مشروع و نامشروع بودن ساختار مطرح مى شود و اين درحالى است كه «در بسيارى از كشورها اگر بحث كارآمدى مطرح است... به اين مسأله بر مى گردد كه اين افرادى كه در رأس كار هستند... كارآمد هستند يا نيستند. يعنى مشروعيت به اشخاص بر مى گردد، به سيستم بر نمى گردد. يعنى هيچ كس نسبت به سيستم حكومتى كشور ترديد نمى كند، مى گويند اين چند نفر مسؤول نالايق اند و اين افراد بايد تعويض شوند.» ۳
ازسوى ديگر، از بارزترين ويژگى هاى آقاى خاتمى نوآورى وبدعت هاى كارآمد (فراتر ازبحث مثبت يا منفى بودن آنها ) بود كه موفقيت هايى را براى او به ويژه درانتخابات رياست جمهورى دوم خرداد ۱۳۷۶ رقم زد.درواقع، آقاى خاتمى با نوآورى هاى خود درحوزه گفتمان سياسى كه به صورت صريح وضمنى حوزه هاى ديگر را نيز دربرمى گرفت، توانست نظر بسيارى را كه ازوضع موجود چندان راضى نبودند، جلب كند. بدعت هاى كارآمد آقاى خاتمى شيوه رفتار با مخاطبان، انتخاب مخاطبان، نحوه سخن گفتن با آنها، گزينش واژه ها و مكان ها وزمان ها براى ارتباط گيرى با مخاطبان وحتى نحوه پوشش ونگاه كردن و چهره آرايى را در بر مى گرفت. ادعا مى شود كه اقدامات نوين خود آقاى خاتمى درمدت تبليغات انتخاباتى وهمچنين درقامت يك رئيس جمهور از يك طرف ونيز انتقادها ودرمواقعى شيوه وحجم حملاتى كه به ايشان دردوران هاى انتخاباتى وهمچنين دوران رياست جمهورى اش گرديد از ديگر سو، عرفى تر شدن مقام رئيس جمهور درايران را به دنبال داشت. اثرات اين موضوع را مى توان درنوع سؤال كردن ومخاطب قراردادن رئيس جمهور چه به صورت حضورى وچه به صورت غير مستقيم مشاهده كرد تا آنجا كه خود آقاى خاتمى مطرح مى كنند: رئيس جمهورهاى دنيا را نمى دانم، اما درايران هيچ مسؤولى نيست كه به اندازه من مورد انتقاد واقع شده باشد.
لذا رويكردهاى نوين شخص خاتمى دركنار اقدامات رقبايش درانتقاد از وى و در مواردى حمله به ايشان تغيير نسبى نوع روابط مقام رئيس جمهور با طبقات مختلف مردم را موجب شد كه در صورت تداوم و تبديل شدن به يك سنت رايج و جارى مى تواند در نگاهى خوشبينانه به عرفى شدن بخش و سطح قابل توجهى از حاكمان منجر شود يا در انتظارى حداقلى بستر پيدايش پديده يادشده را فراهم نمايد.
آخرين مورد، از اين سرى رويكردها و ارتباط رئيس جمهور خاتمى با مخاطبان خود كه بهانه و انگيزه نگارش اين مطلب را موجب شد، پاسخ ها و شيوه هاى پاسخگويى ايشان به سؤالات در جلسه نمايندگان قشرهاى مختلف جوانان و دانشجويان بود.
اين نوع جملات و گفتمانى از اين دست ميان جوانان و رئيس جمهور داراى ويژگى قابل تأمل غيركليشه اى و غيررسمى بودن است. در واقع، رئيس جمهور با اين شيوه پاسخگويى از جايگاه برتريت تاريخى مقام سياسى در مقابل مخاطبان پايين آمده و در يك نشيمن هم سطح مخاطب يا در واقع، پرسشگر خود را مورد خطاب قرار داد. به عبارتى ديگر رئيس جمهور رابطه «سخنران - شنونده» رايج و سنتى  بين مقامات سياسى با مردم را به رابطه «پرسشگر و پاسخگو» تغيير داده و از برخورد از يك موضع برتر براى زدن حرف نهايى خوددارى كرد.
«تداوم» شيوه ياد شده ضرورى است، چرا كه تجربه تاريخى ايران زمين نشان از آن دارد كه در موارد و مقاطع زمانى مكرر پديده هايى شكل گرفته اند كه غيرقابل برگشت تصور مى شده اند، اما همين پديده ها در شرايط زمانى و مكانى متفاوت به راحتى از بين رفته اند، از جمله تجربه چندين بار پيدايش فضاى باز سياسى و مطبوعاتى در يكصد سال گذشته. از اين رو، تداوم اين شيوه مى تواند احتمال ماندگارى آن را بالا ببرد.
همچنين روابط انسان ها با يكديگر و نوع ارتباط گيرى آنها نه تنها از طريق گفت وگو و كلمات، بلكه در يك بستر وسيعى از نمادها و سمبل ها شكل مى گيرد. از اين رو، اين شيوه بايد به حوزه هايى وسيع تر از گفتار و ارتباط هاى رايج «گسترش» داده شود و در واقع، نهادينه شدن آن با ايجاد تغييراتى در سيماى كلى نخبگان سياسى و عادى سازى آنها ميسر خواهد شد. توضيح بيشتر اين كه قدوسيت كم و بيش ساكنان حوزه سياست «دورى از ابهام و تقدس» را ايجاد كرده است. قدوسيت از يك طرف، باعث مى شود كه مقام هاى سياسى رفتار، گفتار، پوشش، واژه ها و نمادهاى كليشه اى داشته باشند و از طرف ديگر، همين وضعيت غيرعادى بودن و ابهام جنبه هاى عادى تر و غيررسمى تر شخصيت مقامات سياسى براى توده را به دنبال مى آورد ضمن اين كه خود اين ابهام نيز مجدداً قدوسيت مقام  سياسى را تقويت مى كند و نهايتاً دورى بين «قدوسيت» و «ابهام» ايجاد مى شود كه حاصل آن افزايش فاصله حاكمان و حكومت شوندگان خواهد بود. اين دگر بودن نيز در زمان هايى در قامت محبوبيت غيرطبيعى و مبتنى بر يك سرى داده هاى كلى و مبهم و در زمان هايى ديگر در قالب منفوريت غيرطبيعى و نديده گرفتن حتى كوچكترين موارد مثبت و قابل قبول تجلى پيدا مى كند.
كلام آخر، اين كه برنامه ريزى و اقدام آقاى خاتمى در مدت باقيمانده از دوران رياست جمهورى مى تواند حلقه كارآمد ديگرى بر نوآورى هاى ايشان اضافه كند و علاوه بر تأثيرگذارى بر ميزان محبوبيت شان، زمينه ساز بسترى براى دست كارى قدوسيت و دگر بودن (در معناى مطلق مثبت يا منفى) مقامات سياسى و نهايتاً حركت درجهت عرفى شدن حاكمان شود.
توضيحات:
۱- براى اطلاعات بيشتر ن. ك: عباس ميلانى، تجدد و تجددستيزى در ايران: مجموعه مقالات كاظم علمدارى، چرا ايران عقب ماند و غرب پيش رفت؟
۲ - برگرفته از فيلمنامه ناصرالدين شاه آكتور سينما.
۳ - حسن روحانى، «درآمدى بر مشروعيت و كارآمدى» مجله راهبرد، نشريه مركز تحقيقات استراتژيك. شماره ،۱۸ زمستان ،۱۳۷۹ ص ۲۸.
كتاب انديشه
فرهنگ اصطلاحات عرفانى ابن عربى
202461.jpg
دكتر گل بابا سعيدى
انتشارات شفيعى
آنگاه كه بشر خواست با توسل به انديشه فراتر از عالم حس گام بردارد و با گذار از عالم نمود به اسرار طبيعت آگاه شود، جويندگان حقيقت بر آن شدند كه با الهام از نيروى لايزال الهى و سير و سلوك طريقت به ارائه مكتب خاصى با معيارهاى ارزنده عالى انسانى اهتمام ورزند. و اين نوع مكتب فكرى را كه ره آورد عالى تفكر انسانى است، «عرفان» ناميدند كه از طريق مريد و مرادى و معناى خاصى ارادت و يا ادراك و اشراق و وصول به معنى كمال كه نتيجه ارادت است، حاصل مى شود.
يكى از چهره هاى درخشان عرفان كه لوح دلش از ياد يار نقش بسته، ابوبكر محمدبن على مشهور به محى الدين ابن عربى است. به گواه عرفا، اين عالم صوفى تمام عمر خود را صرف درك حقيقت و معرف و خوض در بحر مواج وحدت هستى نموده و از هرچه جز حق رسته، و توانسته است با انديشه هاى والاى خود ، جهان عرفان و تصوف را به بهترين وجه ارائه دهد.
«فرهنگ اصطلاحات عرفانى ابن عربى» در واقع تأمل و نگرشى است به انديشه هاى عميق ابن عربى درمباحث و موضوعات مختلف عرفانى ، كلامى، فلسفى، فقهى و مذهبى . اين اثر تنها يك فرهنگ ساده نيست كه با تعريف لفظى و شرح مختصرى بسنده شود، با آنكه براى بعضى از واژه ها به شرح بيشترى نياز نيست و با ذكر اجمالى موضوع، خواننده مطلب را درك خواهد نمود، ولى در بعضى از موضوعات عرفانى و مذهبى و علمى ديگر چون ابليس، نور ، خلقت ، ولايت ، نبوت و امثال آنها كه به شرح بيشترى نياز است، از كتب و رسائل ابن عربى استفاده شده است.
نويسنده اين اثر، دكتر گل بابا سعيدى، دانش آموخته فلسفه و حكمت اسلامى است كه تأليف و ترجمه هاى متعددى درحوزه فلسفه، منطق و عرفان دارد، «شجره الكون» نوشته محى الدين ابن عربى ، «اصطلاحات صوفيه» تأليف عبدالرزاق كاشانى، «انسان كامل و قطب» اثر محى الدين ابن عربى، «حجاب هستى» شامل چهار رساله الهى محى الدين ابن عربى و «ترجمان الاشواق محى الدين ابن عربى» از جمله آثار دكتر سعيدى است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |