جمعه ۷ اسفند ۱۳۸۳ - ۱۵ محرم ۱۴۲۶
Fri, Feb 25, 2005
ضميمه ۱
۳۰۶۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
اجتماعى
سينما
گزارش
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
ورزشى
اوقات شرعى
فكر
ارتباطات
كتاب و كتابخوانى
افق
ضميمه ۱
آرشيو
نگاهى به وضعيت هنرهاى تجسمى
در پرداختن به مضامين دينى
روايتگران عاشورا
با زبان تصوير
فاطمه سپهوند
نقاشى مذهبى و پرداختن هنرمندان نقاش به موضوع هاى مرتبط با وقايع و رويدادهاى مذهبى، كار تازه اى دركشور ما نيست و ازتاريخى بسيار قديمى برخوردار است.
شايد روندى كه بيشتر در اذهان باقيمانده، نقاشى قهوه خانه اى باشد كه هنرمندان بسيارى در آن نقش داشتند و آثار بديعى نيز خلق كردند كه هنوز ازنظر هنرمندان و كارشناسان هنرى، آثارى ارزشمند قلمدادمى شوند.
اما دراين زمينه هنرى نيز جريان خلاقانه و منسجمى درداخل كشور وجودندارد و اتفاقاتى كه دراين حوزه روى مى دهد به ميل و گرايش خود هنرمندان بستگى دارد.
202635.jpg
البته در سال هاى اوليه انقلاب، عده اى از هنرمندان به اين سمت جذب شدند و آثار بسيارى نيز خلق شد. اما به دليل دنبال نشدن آن روند و ادامه حركت هاى فردى امكان شكل گيرى جريانى پويا و مدام، محقق نشد.
درحال حاضر نيز گرايش به اين جريان در ورطه اى تكرارى قرارگرفته است كه نمود آن در برخورد با واقعه عاشورا به چشم مى آيد.
هرچند نمى توان منكر اين حقيقت شد كه آثار تكنيكى و ارزشمندى نيز با اين محوريت خلق شده است كه بهترين نمونه براى آن آثار استاد محمود فرشچيان محسوب مى شود.
با اين وجود آنچه از آثار هنرمندان برمى آيد چيزى جز پديدآمدن قالب هايى محدود نيست كه متأسفانه به ورطه تكرار نيز درافتاده. اين شرايط در آثارى كه درمعرض ديد عموم قراردارند و جلوه گاه آنها، محيط هاى شهرى است با مشكلات بيشترى مواجهند. كافى است همين روزها به تصاويرى كه در شهرها و مقابل هيأت ها و تكايا نصب شده، نگاهى بيندازيد. واقعيت اين است كه آثار تازه و بديعى كه با نوآورى همراه باشند درميان آنها به چشم نمى آيد. چنين برخوردى با يكى از مهمترين رويدادهاى مذهبى و تاريخى كه تأثيرى شگرف و عميق بر ديدگاهها و جهان بينى مردمان اين مرز و بوم دارد شايد ناشى ازكم اهميت دانستن به تصوير كشاندن اين رويداد با ابزارهاى تصويرى باشد؛ چرا كه از نظر كتب تاريخى، آثار ادبى و بيان هاى شفاهى كه درباره واقعه عاشورا دركشور وجوددارد، فعاليت هاى چشمگير، دنباله دار و هدفمندى انجام شده است. اما يكى از مهمترين عواملى كه مى تواند عامه مردم را با جلوه اى ديگر از اين رويداد بزرگ آشناكند به فراموشى سپرده شده است.
شايد دليل ديگرى كه براى اين مسأله وجوددارد ناشى از ديدگاهى باشد كه متأسفانه درميان هنرمندان كشور وجود دارد و عامه مردم را داراى سطح ديد متناسب با آثار هنرى نمى دانند. اما درهرحال نمى توان از كوتاهى هايى كه دراين زمينه انجام شده است و تصويرگران واقعه عاشورا را به ورطه تكرار درانداخته چشم پوشى كرد و لزوم تدوين برنامه هاى طولانى مدت و هدفمند را ناديده گرفت.
بهترين نمونه براى نشان دادن تكرار دراين عرصه، گفته اصغر كفشچيان مقدم، هنرمند نقاش و استاد دانشگاه است كه مى گويد: «اگر به يك دانشجو يا نقاش بگوييم اثرى درارتباط با عاشورا خلق كن، بدنى بدون سر را در يك صحراى كويرى مى كشد، مى پرسيم اين چيست؟ مى گويد: امام حسين(ع) است كه شهيد شده، اما من مى گويم اين امام حسين(ع) نيست، بلكه بدنى بدون سر است! پس مفهومى كه عاشورا مى تواند براى من داشته باشد چيست؟ حتى اگر به اين مفهوم هم برسد، مى گويم تصويرسازى شده و شما چيزى غير از تصويرى كه قبلاً شايد بهترين آن در ذهن مردم وجود داشت، ارائه نكرديد.»
اين عضو هيأت علمى دانشگاه تهران دو نوع نگاه را در جامعه نسبت به هنر از هم متمايز مى كند: «يك نوع نگاه كه تكنيكى صرف است و زبان اكثريت هنرمندان تجسمى ايران شده است و نگاهى به آن سوى مرزها دارد. آنها تلاش مى كنند تا از اين كاروان جا نمانند. نوع ديگر نگاه به هنرمندانى برمى گردد كه گرچه تكنيك خود را از آن طرف وام مى گيرند، اما درباره آنها بايد باور كنيم اين افراد، ايرانى هستند و براساس فرهنگى كه بزرگ شده اند، خاطرات بومى، قومى و دينى در آنها وجود دارد كه از راههاى مختلف بروز پيدا مى كند و زمانى كه مسائلى مانند عاشورا و مضامين مذهبى در ذهنشان جايگاه بيشترى داشته باشد، به طور طبيعى در آثارشان نيز نمود پيدا مى كند.»
به اعتقاد كفشچيان مقدم اگر قرار باشد موضوعى در زمينه عاشورا و مضامين مذهبى كار شود، بايد هنرمندان را با اين فرهنگ بيشتر آشنا كنيم و در واقع شاخك هاى حساس هنرمندان را نسبت به اين موضوع حساس تر كنيم و زمينه اى فراهم كنيم تا هنرمند، خود درك كند كه تا چه اندازه حساسيت پرداختن به موضوعى مثل عاشورا در جامعه وجود دارد.
او تأكيد مى كند: «در چند سال نخست انقلاب، تمايل شديد به نگارگرى و گزينش اسليمى ها در نقاشى بود؛ اما ديديم كه پاسخگوى نيازها نبود. بنابراين اگر لازم است قالبى خاص براى آن مفاهيم پيدا كنيم، بايد هنرمندانى را از آغاز، تربيت كنيم.
شايد با در پيش گرفتن شيوه اى كه اين استاد دانشگاه مطرح مى كند، چاره اى نيز براى رفع معضل قطع ارتباط بين هنرمندان و عامه مردم پيدا شود. آن هم در شرايطى كه جامعه به سمت عام گزينى و انتخاب هاى ساده انگارانه در عرصه هاى هنرى تمايل پيدا كرده است. اما اين ايراد را نيز نمى توان به طور كامل بر گردن مردم دانست؛ چرا كه اگر مردم اين آثار را درك نمى كنند ناشى از آن است كه هيچ فعاليتى براى رشد نگاه مردم از طريق رسانه هاى عمومى براى آنها صورت نگرفته است.
اما چرا هنرمندان دست به نوآورى و به كارگيرى شيوه هاى جديد نمى زنند. كفشچيان مقدم، معتقد است مى توان از شيوه هاى نوين و نقاشى انتزاعى نيز براى بيان اين مفاهيم استفاده كرد و مى گويد: «هنرمند امروز ما نمى داند اگر يك كار آبستره در مورد عاشورا انجام دهد چه اتفاقى مى افتد؛ حتى مى ترسد نام عاشورا بر آن بگذارد. همه مضامينى كه به عاشورا ربط پيدا مى كنند، مضامينى عامه پسند نيست. از همين داستان هاى مكررى كه در ايام محرم گفته مى شود، هنرمندان مى توانند مفاهيم فلسفى و روشنفكرانه دريافت كنند. بايد به اين جنبه نيز توجه كنيم كه اگر هنرمندى، موضوع جديدى از عاشورا پيدا كرد و خواست در قالب تازه اى آن را ارائه كند، مانع خاصى براى او وجود نداشته باشد. اما اين نكته را نيز نبايد از نظر دور داشت كه نمايى كه هنرمندان ما كار مى كنند چه در زمينه تصويرسازى و چه در زمينه انتزاعى، هر دو متناسب با حال و روز جامعه و هنرمند امروز است. اگر بخواهيم قالب خاصى پيدا كنيم بايد هنرمندان خاصى پيدا كنيم كه دغدغه لازمشان را در مدت زمانى كافى، مطالعه كرده باشند و شايد از طريق متناسب با آن، مضامين خود را پيدا كنند. در غير اين صورت اگر بخواهيم به نگارگرى، نقاشى قهوه خانه اى ، سنت و عناصر قومى خودمان بازگرديم، مشخص نيست كه به اهدافمان دست پيدا كنيم. اما ديدگاه تمامى هنرمندان نقاش به اين شكل نيست و حتى عده اى از آنها، ديدگاهى كاملاً متفاوت دارند و قالب هاى انتزاعى را براى به تصوير كشاندن واقعه عاشورا مناسب نمى دانند. حسن ياقوتى، هنرمند نقاش و عضو گروه هنرهاى تجسمى حوزه هنرى يكى از اين افراد است كه اعتقاد دارد: «آثار مشابه با نقاشى قهوه خانه اى را براى زمان معاصر نمى پسندم اما نگاه انتزاعى و مدرن به مقوله عاشورا هم نگاه قشنگى نيست و شايد به نوعى از آن طرف بام افتادن باشد. عاشورا، نهايت تناسب در عالم است و همه چيز در اوج خود در آن تجلى پيدا مى كند؛ خشونت، مهربانى، عشق، تنفر، ظلم و عدالت در آن نمود دارد. هنرمند نيز كه با تناسب و فهم سروكار دارد به راحتى مى تواند از پس انتقال مفاهيم آن برآيد و كارى كند كه هم عامه با آن ارتباط برقرار كنند و هم خواصى كه سواد بصرى بيشترى دارند. اگر باور هنرمند با آن مفهوم و معنايى كه يك كار تجسمى است همراه شود و بعد با آن اتفاق زندگى كند، فهم خوب و درستى از آن ماجرا خواهد داشت.»
او درباره مشكل برقرار كردن ارتباط بين عامه مردم و آثار هنرى، هنرمندان را موظف به رعايت كردن سليقه عامه نمى داند: «تعهد به آرمان هاى توده مردم، ارزش است اما تعهد به سليقه عامه الزام نيست. بلكه بايد در جهت ارتقاى اين سليقه گام برداريم. به گونه اى كه نه شبيه روشنفكران كه توده مردم را نفى مى كنند باشيم و نه به آن شيوه كه هنرمند سعى كند به گونه اى تحول پيدا كند كه به عامه مردم زحمتى براى درك كار ندهد.»
ياقوتى درباره لزوم سازماندهى آثار تجسمى مرتبط با مفاهيم عاشورا معتقد است: «در كشورمان جايى را نداريم كه سياستگذارى مدون و بلندمدت فرهنگى هنرى بكند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى و صدا و سيما هر كدام كار خود را مى كنند و آموزش  و پرورش نيز راه خودش را دارد.»
سيدمهدى حسينى، نقاش و استاد دانشگاه حتى پا را از اين فراتر مى گذارد و مى گويد: «هيچ اشكالى ندارد كه نهادهاى دولتى به افرادى كه مى شناسند، سفارش دهند و سپس آثار خلق شده را جايى حفظ كنند تا بعدها (مثلاً بعد از ۲۰ سال) آنها را به نمايش درآورند.»
او نيز بر حركت هنرمندان، پيشاپيش عامه مردم تأكيد دارد تا به اين ترتيب، سواد بصرى جامعه نيز رشد پيدا كند: «هنرمند، همواره پيشتر از درك و سليقه عامه جاى دارد. او بايد كار خود را انجام دهد تا در درازمدت مورد توجه عموم قرار گيرد و به ارزشهاى آن پى برده شود. اگر بخواهيم دست روى دست بگذاريم كه بستر پذيرش عامه حاصل شود، هيچ اتفاقى نمى افتد. با به فعليت درآمدن چنين انديشه هايى، مخاطب نيز پيدا مى شود. به همين دليل نبايد از نبود مخاطب واهمه داشت. چنانكه برخى از آثار خلق شده در دوره قاجار در زمان خود بى ارزش تلقى مى شدند اما اكنون همان آثار از نظر زيباشناختى تاريخى و حتى مادى، ارزشمند شده اند.»
حسينى معتقد است: «اگر هنرمندى به واقع به ماجراى عاشورا اعتقاد داشته باشد مى تواند با دانش و خلاقيت، ابتدايى ترين نگاه دينى تا پيشروترين آن را در اثرش علمى كند. هر هنرمند با خلاقيت و اعتقاد مى تواند نگاهى نوگرا، نوانديشانه و متفكرپسند را در اين رابطه وارد كند.»
هرچند ديدگاههاى متفاوتى درباره سبك و شيوه پرداختن به مضامين مذهبى و به خصوص واقعه عاشورا در ميان هنرمندان كشور وجود دارد اما همين تفاوت ديدگاهها نشان مى دهد كه حركت اصولى هدفمند، بلندمدت و برنامه ريزى شده در اين زمينه وجود ندارد. اين ديدگاهها نيز بيش از هر چيز بر تجربيات و سلايق شخصى استوار است. در آينده نيز با دنبال كردن روند فعلى، نمى توان هيچ تحولى را در اين حوزه انتظار داشت، چرا كه برپايى چند نمايشگاه در زمانى خاص از هر سال و پرداخت كوتاه مدت به اين موضوع راه به جايى نمى برد.

|   صفحه اول   |   سياسى   |   اجتماعى   |   سينما   |   گزارش   |   ويژه ۱   |   ويژه ۲   | 
|   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   ورزشى   | 
|   اوقات شرعى   |   فكر   |   ارتباطات   |   كتاب و كتابخوانى   |   افق   |   ضميمه ۱   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |