|
درباره مهدى صباغ زاده و «صبحانه براى دو نفر»
|
|
|
|
باشگاه
|
|
|
|
|
|
سينماى جوان
|
|
|
|
|
درباره مهدى صباغ زاده و «صبحانه براى دو نفر»
عشق كافى نيست
|
|
|
سعيد مروتى
«صبحانه براى دو نفر» بيش از هر چيز نشانه يك كوشش است . كوششى براى بازگشت به روزهاى اوج سازنده اش . روزهايى كه صباغ زاده «خانه خلوت» و «مهاجران» را ساخته بود . استفاده از اصغر عبداللهى و عليرضا زرين دست (كه سهم قابل ملاحظه اى در توفيق خانه خلوت داشتند) حضور خسرو شكيبايى و اين كه بازهم كاراكتر محورى فيلم يك نويسنده است ، همگى نشان از عزم راسخ صباغ زاده براى ساخت فيلمى حيثيتى دارد . «صبحانه براى دو نفر» برخلاف چند فيلم آخر صباغ زاده نه براى جلب نظر تماشاگر عام ، كه براى مخاطب فرهيخته و خاص ساخته شده است . فيلمى فرهنگى و جمع و جور كه براى كسى كه آخرين ساخته هايش فيلم هايى از جنس «عشق كافى نيست؟» ، «بدلكاران» ، «مارال» و «بانوى كوچك» بوده اند يك امتياز به شمار مى آيد. \ \ \ در دهه پنجاه جوانان علاقه مند به سينما زير چتر حمايتى سينماى آزاد به فيلمسازى روى آوردند . فيلم هايى كوتاه كه در قطع ۸ ميليمترى ساخته مى شدند. بچه هاى سينماى آزاد راهى به سينماى حرفه اى آن سال ها نداشتند . سينمايى كه وجه غالبش را محصولات فيلم فارسى تشكيل مى دادند و محصولات سينماى آزاد هيچ نسبتى با سينماى فارسى برقرار نمى كرد . در ميان جوانانى كه در سينماى آزاد فيلم مى ساختند چند نفر چهره شدند . جوانانى چون كيانوش عيارى ، مجيد جوانمرد، عبدالله باكيده، مهرداد تدين، بهنام جعفرى ، داريوش ارجمند، ناصر غلامرضايى و مهدى صباغ زاده. صباغ زاده در سينماى آزاد مشهد با ساخت فيلم هايى مثل «معلم من» و «آوار شب» نشان داد كه جوانى خوش قريحه و مستعد است . وقتى انقلاب اسلامى پيروز و بساط سينماى فارسى برچيده شد، نسل تازه اى به سينما آمد . نسلى جوان كه با آرمان خواهى پا به حيطه سينماى حرفه اى گذاشت . در ميان فيلمسازان سينما آزاد صباغ زاده اولين نفرى بود كه موفق شد فيلم بلند بسازد . او چند سال زودتر از ديگر دوستانش اين امكان را پيدا كرد پشت دوربين ۳۵ ميليمترى بايستد و فيلمسازى در سينماى حرفه اى را تجربه كند . در ميان فيلمسازان تازه نفسى كه به ميدان آمده بودند ، بچه هاى سينماى آزاد موجه ترين چهره ها بودند . چهره هايى كه خيلى ها آتيه سينماى ايران را در گرو حركت آنها مى دانستند . \ \ \ در آن سالها صباغ زاده «آفتاب نشين ها» را در شرايطى مقابل دوربين برد كه سينماى ايران هنوز در بلاتكليفى به سر مى برد. بسيارى از اعضاى گروه سازنده «آفتاب نشين ها» مانند صباغ زاده ، اولين تجربه حرفه اى شان را انجام مى دادند . فريدون جيرانى (فيلمنامه نويس و دستيار كارگردان) ، غلامرضا موسوى (تهيه كننده ) ، همايون پايور (فيلمبردار)، بيژن امكانيان (بازيگر ) و رخشان بنى اعتماد (منشى صحنه) كه همگى در سال هاى بعد جزو چهره هاى شاخص سينماى ايران شدند در آفتاب نشين ها طعم نخستين تجربه حرفه اى شان را مى چشيدند . حضور گروهى جوان تازه نفس در كنار چهره هايى چون على نصيريان و حسين پرورش (كه شهره به بازى در فيلم هاى متفاوت و خارج از جريان اصلى بودند) نشان از ظهور سينمايى داشت كه هرچه بود قرار نبود خاطره سينماى فارسى را تداعى كند. «آفتاب نشين ها» فيلمى به رسم روز بود. فيلمى دهقانى كه قرار بود به افشاى جنايات رژيم گذشته بپردازد . آفتاب نشين ها با همه ضعف هايش ، جايگاه صباغ زاده را به عنوان فيلمسازى حرفه اى در سينماى ايران تثبيت كرد . \ \ \ دو سال بعد از آفتاب نشين ها صباغ زاده «پرونده» را براى بخش فرهنگى بنياد مستضعفان ساخت . پرونده هم مانند آفتاب نشين ها به ظلمى كه فئودال ها به روستاييان مى كردند، مى پرداخت . با اين تفاوت كه صباغ زاده اين بار تأكيد بيشترى به حادثه پردازى داشت . پرونده نسبت به ساخته اول صباغ زاده سر و شكل حرفه اى ترى داشت و در گيشه هم با توفيق بيشترى روبرو شد . \ \ \ پس از پرونده ، صباغ زاده «سناتور» را با همان تيمى كه آفتاب نشين ها را كار كرده بود، ساخت . سناتور اولين فيلم پرمخاطب سينماى ايران بود كه حول محور قاچاق مواد مخدر ساخته شده بود. \ \ \ صباغ زاده پس از ساخت سه فيلم حادثه پردازانه درباره جنايات عمال رژيم طاغوت، در چهارمين فيلمش به سراغ مضمونى ملودرام رفت . گمشده در روزهايى ساخته شد كه تب ملودرام هاى خانوادگى سينماى ايران را فرا گرفته بود ، البته گمشده را هم بايد جزو آغازگران اين جريان ناميد . فيلمى ساده و جمع و جور كه با تماشاگر آن سالها ارتباط خوبى هم برقرار كرد . پرونده اولين فيلم صباغ زاده است كه در آن جداى از روايت سر راست داستان كوشش هايى براى بعد دادن به شخصيت ها و رسيدن به تصاويرى سينمايى به چشم مى خورد . فيلم برخلاف ساختارهاى قبلى صباغ زاده مورد توجه مردم قرار نمى گيرد و در گيشه شكست مى خورد. صباغ زاده پس از چند فيلم شهرى با «سال هاى خاكستر» دوباره به فضاى روستا بازمى گردد . \ \ \ و «بازى تمام شد»حكايت از بازگشت صباغ زاده به سينماى حادثه پرداز داشت. اما ساخت «جست وجو در جزيره» ازسوى منتقدان يك گام به پيش در سينماى صباغ زاده قلمداد شد. فيلمى كه يك گام او را از مرحله فتو رمان سازى به سوى سينما پيش مى برد. صباغ زاده نقش محورى فيلمش را به خسروشكيبايى مى دهد. بازيگرى كه پس از «هامون» مطرح ترين ستاره بازيگر سينماى ايران شده بود. «جست وجو در جزيره» با تمام ضعف هايش گامى به پيش بود. \ \ \ تجربه يك دهه حضور فعالانه در سينماى ايران و ساخت هشت فيلم بلند سينمايى و طى مسيرى كه با همه فراز و نشيب هايش روبه رشد قلمداد مى شد به «خانه خلوت» انجاميد. فيلمى كه هنوز هم از آن به عنوان بهترين فيلم صباغ زاده نام برده مى شود. فيلمنامه اصغر عبداللهى، فيلمبردارى عليرضا زرين دست، حضور بازيگرانى چون عزت الله انتظامى، نيكوخردمند، طراحى صحنه ايرج رامين فر و دركل تيم خوبى كه صباغ زاده در «خانه خلوت» گردهم آورده بود؛ دركنار كارگردانى درست و درك شده اش ؛ مرتفع ترين قله را در كارنامه سينمايى او رقم زد. \ \ \ « مهاجران» حاصل ستايش هايى است كه منتقدان از «خانه خلوت» به عمل آوردند. صباغ زاده با «مهاجران» سعى كرد از سطح فيلمسازان بدنه سينماى ايران فاصله گرفته و به سينماگران نخبه بپيوندد. «مهاجران» فيلم بدى ازكار درنيامد ولى برخلاف «خانه خلوت» موردتوجه منتقدان قرارنگرفت. شكست فيلم درگيشه موجب شد تا صباغ زاده درحالى كه همه تلاشش را براى ساخت فيلمى خوب كرده بود، شكستى همه جانبه را تجربه كند. \ \ \ « روزهاى خوب زندگى» قرار بود هم مانند «خانه خلوت» به كام منتقدان خوش آيد و هم تماشاگر عام را جلب كند. «روزهاى خوب زندگى» براساس فيلمنامه اى از منيرو روانى پور ساخته شد ولى درواقع عبداللهى و جيرانى فيلمنامه را براساس «بانوى زيباى من» بازنويسى كردند. مايه عاشقانه فيلم دركنار استفاده از چهره هاى جديد درنقش هاى محورى از نقاط تمايز «روزهاى خوب زندگى» با ديگر ساخته هاى صباغ زاده بود. صباغ زاده پس از سال ها بارديگر به سينماى ملودرام بازگشته بود. « روزهاى خوب زندگى» پايان بخش يك دوران دركارنامه صباغ زاده است. تا «روزها... » او به عنوان فيلمسازى حرفه اى كه از ساخت فيلم هايى در ژانرهاى متفاوت ابايى ندارد تثبيت شده بود. پركارترين فيلمساز نسل پس ازانقلاب كه در سينماى ميانه چهره اى تقريباً موفق به شمارمى آمد. \ \ \ سينماى ايران در نيمه دوم دهه هفتاد تغييرات گسترده اى كرد. برخى از فيلمسازان نتوانستند خود را با اين تغييرات وفق دهند و به همين خاطر فيد شدند. صباغ زاده مدتى به تلويزيون رفت و يكى دو مجموعه نازل هم درآنجا ساخت و بعد شرايط برايش به گونه اى رقم خورد كه مجبور به ساخت فيلمى در اندازه هاى «بدلكاران» شد. فيلمى چنان نازل و پيش پا افتاده كه حتى در اندازه سياه مشق هاى اوليه سازنده اش هم نبود. صباغ زاده پس از «بدلكاران» فيلم هاى «عشق كافى نيست؟»، «مارال» و «بانوى كوچك» را ساخت كه فيلم هايى ضعيف ازكار درآمدند. «مارال» و «بانوى كوچك»به تبعيت از تحولات اجتماعى و موج هايى كه در سينماى ايران به راه افتاده بود، مقابل دوربين رفتند. «مارال» از عشق در سنين پيرى مى گفت «بانوى كوچك» تحت تأثير سينماى موسوم به «دختر پسرى» ساخته شده بود. درميان ساخته هاى اين سال هاى صباغ زاده «مارال»تا اندازه اى با توفيق در گيشه مواجه شد (هرچند منتقدان آن را دوست نداشتند) و مابقى هيچ نكته مثبتى نداشتند. مهدى صباغ زاده كه در دهه ۶۰ نام خود را به عنوان فيلمسازى مسلط به ابزار جاانداخته بود دراواخر دهه هفتاد، فيلم هايى ساخت كه به هيچ عنوان قابل دفاع نبودند. \ \ \ حالا ديگر «خانه خلوت» به خاطره اى دست نيافتنى تبديل شده بود. كوشش صباغ زاده در «صبحانه براى دو نفر» براى ساختن فيلمى خوب و فرهنگى آن هم پس از يك دوره نزولى نسبتاً طولانى قابل تحسين است. كاملاً مشخص است كه او در «صبحانه ...» سعى داشته موفقيت «خانه خلوت» را تكراركند. باز هم اصغر عبداللهى، بازهم عليرضا زرين دست و بازهم داستان نويسنده اى قديمى، با اين تفاوت كه اين بار عزت الله انتظامى جاى خود را به خسرو شكيبايى داده است. با اين همه «صبحانه... » فاصله زيادى با خانه خلوت دارد و متأسفانه فيلم خوبى نيست. گرچه نمى توان اين نكته را كتمان كرد كه «صبحانه...» با تمام ضعف هايش يكى از بهترين فيلم هاى سال هاى اخير صباغ زاده است. فيلم هرچه باشد از جنس« بدلكاران»، «عشق كافى نيست» و«بانوى كوچك» نيست. اما براى ساختن فيلمى خوب به چيزهايى بيشتر از يكى دو ايده تك خطى جذاب نياز است و وقتى اين ايده ها هم درست پرورانده نشوند نه از بازيگر توانايى چون خسرو شكيبايى كارى برمى آيد و نه از فيلمبردارى خوب زرين دست كه تصاويرش مهمترين ويژگى «صبحانه...» است. \ \ \ صباغ زاده با داشتن ۱۶ فيلم بلند در كارنامه، يكى از پركارترين فيلمسازان پس ازانقلاب سينماى ايران است. براى او كه فيلمسازى حرفه اى است اين كه لااقل ۱۰سال است هيچ فيلم خوبى نساخته كمى نااميدكننده است. البته «صبحانه براى دو نفر» با اين كه فيلم خوبى نيست، اين اميدوارى را به وجود مى آورد كه او سرانجام به راهى كه سال ها بود گمش كرده، بازگردد. او پس از دو دهه فعاليت در سينماى ايران بايد اين نكته را بداند كه براى ساختن فيلمى خوب، تنها عشق كافى نيست.
|
|
|
|
|
باشگاه
مشت زنى
مسؤولان و خبرگزارى ها اصرار زيادى دارند كه بگويند اكران پايان سال پررونق است و فيلم ها در اسفندماه هم مى فروشند اما جدول فروش و بيش از آن، سردرسينماهايى كه فيلم هاى اكران ۲ و۳نمايش مى دهند نشان مى دهد كه شكل سنتى اكران اسفندماه ادامه دارد. از آخرين آمارهاى اعلام شده فروش اما اگر بشنويد حكايت از آن دارد كه دوئل پرفروش ترين فيلم زمستان و فيلم سوم امسال در فروش پس از مارمولك و كما بوده است. رقم اعلام شده براى دوئل در تهران حدود ۶۲۰ ميليون تومان است كه به اين ترتيب به نظر مى رسد فيلم احمدرضا درويش با يك فروش ۶۵۰ ميليونى به كارش خاتمه دهد. پس از اين فيلم هم خوابگاه دختران قرار دارد كه در اكران طولانى مدتش مرز ۴۳۰ ميليون را گذرانده و به رقمى پيش بينى ناپذير رسيده تا ثابت شود صحرا فيلمى ها فقط كمدى هاى پرفروش نمى سازند. بله برون هم با اين روند احتمالاً به مرز ۴۰۰ ميليون مى رسد كه رقمى فوق العاده براى اين ساخته لاله زارى داود موثقى است. يك رقم غيرقابل پيش بينى ديگر هم در اكران زمستان ثبت شده كه متعلق به قدمگاه است. فيلم محمدمهدى عسگرپور تاكنون حدود ۱۰۰ ميليون تومان فروخته است كه يك گام بلند براى گروه تازه تأسيس آسمان باز محسوب مى شود. اما شكست هاى مطلق متعلق به سه فيلم وعده ديدار، هيام و خداحافظ رفيق است كه اين آخرى در يك ماه نمايش تنها ۱۱ ميليون فروخته و از فروش جايگزينش يعنى صبحانه اى براى دو نفر هنوز آمارى ارائه نشده است. در آنسوى آب ها اما همه پيش بينى ها باطل شد و با بازى ويل اسميت به صدرنشينى اش ادامه داد تا كنستانتين با بازى كيانو ريوز در يك نقش ماتريكسى ديگر حتى براى هفته اول هم نتواند صدرنشينى را مزمزه كند. البته رقابت ميان اسميت و ريوز ميليمترى بوده و يك ميليون و نيم اختلاف در فروش ۳۲ فيلم اسميت سبب شده او برصدرجدول تكيه زند. اين هفته متعلق به تازه واردها بود. اكران سه فيلم تازه ديگر جدول را كاملا دگرگون كرد. پس از كنستانتين، فيلم سوم درام كودكانه دلايل وين ديكسى است كه با اختلافى حدوداً ۲۰ ميليونى با فيلم دوم، در جاى سوم نشسته و فيلم چهارم هم فرزند نقاب يك كمدى اكشن ديگر است كه با ۷ ميليون دلار در جاى چهارم قرارگرفته است. باقى رتبه ها متعلق به فيلم هاى اسكارى اين روزهاست و با اعطاى مجسمه طلايى به يكى از اين فيلم ها بى شك شاهد صعود آن به پله هاى بالاتر هم خواهيم بود.
|
|
|
|
|
۲۱ گرم خبر
شايعه ها درباره اكران نوروزى حكايت از نمايش قطعى يكى دو فيلم چون گل يخ به كارگردانى كيومرث پوراحمد و شاخه گلى براى عروس به كارگردانى قدرت الله صلح ميرزايى دارد. فيلم هايى كه اتفاقاً پس از مدت ها حال و هوايى مناسب اين روزها دارند. برخى شايعات تأييد نشده هم از احتمال نمايش فيلمهايى چون عروس فرارى، مجردها و ازدواج صورتى حكايت دارد كه باز اين فيلمها هم در چنين حال و هوايى هستند. پيش تر گفته مى شد به رنگ ارغوان برنامه نوروزى گروه سينماقدس است كه با مسائل پيش آمده براى اين فيلم پيش از جشنواره اين احتمال كاملاً كمرنگ شده است. در آمريكا هم يكى دو روزى پيش از اسكار ديگر همه توجهات به آن سوست. آخرين جايزه اتحاديه ها و انجمن ها هم جايزه انجمن فيلمنامه نويسان آمريكا بود كه تنديس بهترين فيلمنامه اريژينال را به درخشش ابدى يك ذهن پاك و تنديس بهترين فيلمنامه اقتباسى را به راه هاى يك طرفه اعطا كردند، جوايزى كه احتمال تكرارشان در مراسم ساليانه اسكار خيلى زياد است
|
|
|
|
|
سينماى جوان
خداحافظ ارنستو يك آرزوى قديمى
|
|
|
مرجان رياحى «خداحافظ ارنستو» مستند بلندى درباره زندگى، عقايد و مبارزه هاى ارنستو چه گواراست. پويان شاهرخى كارگردان اين فيلم حدود سه سال وقت صرف ساخت آن كرده است. صحنه هايى از اين فيلم در كوبا مى گذرد و به نظر مى رسد پرداختن به اين موضوع يك دغدغه قديمى براى كارگردان بوده است: «چه گوارا محبوبترين شخصيت زندگى من بوده و هست . تصوير چه گوارا از كودكى در برابر چشمان من بوده و همواره در محيط خانواده بحث هاى مفصلى راجع به اين قهرمان اسطوره اى وجود داشت . از زمانى كه من به شكل پيگير سينما را دنبال كردم و وارد دانشگاه شدم ، دوست داشتم تا فرصتى پيش بيايد و من بتوانم يك كار تصويرى در مورد چه گوارا انجام دهم . اوايل سال ۸۰ به شكل جدى مشغول كار روى اين طرح مستند شدم. تحقيقات اين طرح و تكميل شدنش بيش از ۲ سال طول كشيد و من در اين زمان بيش از هزاران صفحه مطلب و منبع از چه گوارا، انديشه هاى اقتصادى، سياسى، رفتار اجتماعى و روابط خانوادگى و . . . درباره او جمع آورى كردم» . بخشى از اطلاعاتى كه فيلم به تماشاگر منتقل مى كند از طريق مصاحبه با خانواده چه گواراست و به نظر مى رسد جلب نظر آنها براى حاضر شدن مقابل دوربين كار چندان آسانى نبوده است: «خانواده چه گوارا به دليل شرايط ويژه اى كه دارند، در برابر هر رسانه اى ظاهر نمى شوند. البته در گفت و گوهايى كه با آنها داشتم ، دلايلشان براى اين كار منطقى و مورد قبول بود . ما از تهران و از طريق سفارت كوبا رايزنى هاى گسترده اى را با خانواده چه گوارا آغاز كرديم تا بتوانيم آنها را راضى به حضور در مقابل دوربين كنيم ، از طريق همين گفت و گوها توانستم اطمينان آنها را به اين پروژه جلب كنم . بعد از حضور در كوبا نيز تلاشم اين بود كه رابطه دوستانه اى را با» كاميلو «پسر چه گوارا برقرار كنم كه خوشبختانه موفق شدم و آنها نيز با اطمينان مقابل دوربين ما حاضر شدند . البته» آلئيدا مارچ «همسر چه گوارا شرايط خاصى دارد ، او از زمان مرگ چه گوارا در سال ۱۹۶۷ تا به حال كلمه اى حرف نزده است ، شما حتى يك جمله نمى توانيد به نقل از او در يك روزنامه ، فيلم يا هر چيز ديگرى پيدا كنيد». در «خداحافظ ارنستو» تصاوير آرشيوى از «چه» ديده مى شود كه ، مراكزى مثل آرشيو فيلم دانشگاه بوستون ، شبكه History فرانسه ، شبكه TVE اسپانيا ، آرشيو فيلم ايكاك (مركز سينمايى كوبا) و آرشيو فيلم Mundo Latino (كوبا) در تهيه آن ها با گروه سازنده همكارى كرده اند. موسيقى فيلم هم از ميان ۶۵۰ قطعه درباره چه گوارا انتخاب شده است. اين مستند قرار است نمايش عمومى هم داشته باشد: «تهيه كننده فيلم كه مؤسسه فرانسوى Cut Shot است از ابتدا تصميم به اكران فيلم در اروپا داشت . از اين جهت بلافاصله بعد از آماده شدن فيلم به ما اطلاع دادند كه فيلم را در سراسر اروپا اكران مى كنند ، در گام اول خداحافظ ارنستو در فرانسه، سوئد، نروژ، اسپانيا و ايتاليا اكران مى شود . البته اين فيلم يك تور نمايش هم در ايالت هاى آمريكا خواهد داشت كه اين از همه چيز براى من با ارزش تر است، چون تا حدى به رسوايى سياست هاى كثيف آمريكا و نابودى تلاش ۴۰ ساله اش براى خدشه دار كردن چهره چه گوارا مى انجامد. در ايران هم اگر موفق به اكران عمومى نشويم ، قطعاً فيلم تا قبل از سال جديد به شكل CD و DVD روانه بازار خواهد شد . البته خداحافظ ارنستو در يك نمايش ويژه در كوبا براى خانواده و همرزمان چه گوارا و همچنين رهبران سياسى و نظامى كوبا پخش خواهد شد».
|
|
|
|