جمعه ۷ اسفند ۱۳۸۳ - ۱۵ محرم ۱۴۲۶
Fri, Feb 25, 2005
افق
۳۰۶۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
اجتماعى
سينما
گزارش
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
ورزشى
اوقات شرعى
فكر
ارتباطات
كتاب و كتابخوانى
افق
ضميمه ۱
آرشيو
اولى ها
نگاهى به ۵۰ سال فعاليت
world press photo
موسيقى‎/ نگاهى به آخرين دوره اهداى جوايز گرمى
اولى ها
افسونگر، نخستين اقتباس از فيلمى خارجى
على علائى
در ۲۶ اسفند ماه سال ۱۳۳۱ سينماهاى ديانا و هماى تهران شاهد نمايش فيلمى به نام «افسونگر» بودند كه توسط دكتر اسماعيل كوشان و براساس فيلمنامه اى نوشته سيامك ياسمى ساخته شده بود. اما اين برنامه نوروزى سال ۱۳۳۲ سينماى ايران نخستين فيلم ايرانى است كه داستان آن از يك فيلم خارجى اقتباس شده است. سيامك ياسمى فيلمنامه افسونگر را از روى يك فيلم ايتاليايى به نام «خشم» ساخته گوفردو الساندرينى و محصول سال ۱۹۴۶ نوشته بود.
در فيلم افسونگر، عبدالله و بهرام دوستان ناصر شوهر فروغ هستند كه مدتى است او را ترك كرده است. در مراسم جشن تولد دختر فروغ پزشكى همراه اين دوست كه با ديدن عكس ناصر خبر از بسترى بودن ناصر در بيمارستان اعصاب چهرازى مى دهد. ناصر گذشته اش را مرور مى كند. او در يك شركت مقاطعه كارى مشغول به كار است. مقاطعه كار از همسر اولش دخترى به نام فروغ دارد و با همسر دومش شوكت زندگى مى كند. ناصر به فروغ علاقه مند مى شود اما مقاطعه كار براثر سوء تفاهمى به ناصر بدگمان مى شود و او و فروغ را از خانه بيرون مى كند. آن دو ازدواج كرده و فروغ در كاباره به كار خوانندگى مشغول مى شود. شوكت همسرش را با خوراندن تعدادى قرص به قتل مى رساند و سعى مى كند به ناصر نزديك شده و فروغ را نسبت به او بدگمان كند. اما به دست مباشرش كشته مى شود و پليس ناصر را به زندان مى اندازد. با تلاش عبدالله مباشر اعتراف مى كند و ناصر آزاد مى شود اما به فروغ بدگمان شده و خانه را ترك مى كند. او پس از يك سال آوارگى گذرش به بيمارستان چهرازى مى افتد و همانجا از حال مى رود. فلاش بك فيلم در اينجا به پايان مى رسد و در زمان حال پزشك به عبدالله و بهرام مى گويد كه بهبودى بيمار در گرو يك هيجان روحى است. پس ترتيبى مى دهد تا هنگامى كه ناصر به خانه اش وارد مى شود فروغ شروع به خواندن كند و ناصر با پايان يافتن آواز فروغ سلامتى اش را باز مى يابد.
عنايت الله خمين فيلمبردار افسونگر بود و محمود كوشان آن را تدوين كرد. مهدى خالدى نيز آهنگهاى فيلم را با حضور نوازندگانى چون بزرگ لشگرى، گرگين زاده، جواد لشگرى، قاسم نيكپوو اصغر قادرى ساخت. اشعار ترانه ها را ميرناصر شريفى سرود و دلكش كه خود در نقش فروغ بازى مى كرد آن را خواند. ژاله علو، ناصر ملك مطيعى، عزت الله وثوق و كورش كوشان از ديگر بازيگران فيلم بودند. حميد خواجه نصيرى سازنده تيتراژ فيلم بود كه برخلاف فيلم هاى رايج آن دوره كه اسامى فيلم و عوامل آن را روى يك تكه مقواى سياه مى نوشتند، عناوين را روى برگ هاى آلبومى  نوشت كه دستى آن را ورق مى زد و در گوشه راست كادر نيز نورافشانى مى كردند. خواجه نصيرى نقاشى را نزد محمود اوليا و مسيو بازيل آموخته بود.
با آنكه عمده فيلم از نگاه ناصر روايت مى شود اما در صحنه هايى كه او حضور نداشت مثل قتل مقاطعه كار، توسط همسرش ماجرا روايت مى شود. صدايى نيز برخى از صحنه هاى فيلم را توضيح مى داد.
افسونگر كه فيلمبردارى آن از بيست و پنجم آبان ماه ۱۳۳۱ و به تهيه كنندگى پارس فيلم شروع شده بود با مدت زمان ۱۱۰ دقيقه به نمايش عمومى در آمد و مورد استقبال وسيع مردم واقع شد و تقريباً نزديك به فيلم ولگرد ركورد دار فروش آن سالها، فروخت كه بسيارى فروش اين فيلم را نيز چون فيلم مادر و شرمسار ناشى از حضور و محبوبيت دلكش دانستند. نكته جالب توجه اين است كه در تيتراژ فيلم بلافاصله پس از نام فيلم آمده بود: «شاهكار دلكش».
نگاهى به ۵۰ سال فعاليت
world press photo
عكس هايى كه به يادمى مانند
202704.jpg
ترجمه: چنگيز محمود زاده
امسال، هندى ها جايزه بهترين عكس خبرى جهان (world press photo) را با جايزه اى معادل ۱۰ هزار يورو به خانه خود بردند.
«آركوداتا» عكاس هندى خبرگزارى رويترز با عكسى از بازماندگان فاجعه سونامى موفق شد معتبرترين جايزه عكاسى خبرى دنيا را به دست بياورد.
گويا عكاس هاى كشورهايى كه شاهد وقوع فاجعه هاى انسانى عظيم هستند از شانس بيشترى براى كسب اين جايزه برخوردارند؛ چنانكه سال گذشته «عطاكناره» از ايران با عكسى از زلزله بم توانست همين جايزه را نصيب خود كند.
البته، جوهر و ذات عكاسى خبرى نيز نمى تواند از اين محور چندان دور باشد.
اين مسابقه غير از جايزه نخست، شامل ۵۹ جايزه ديگر مى شود كه در ۱۰ رشته و به نفرات اول تا سوم براى تك عكس وگزارش تصويرى اهدامى شود. امسال عكاس هايى ازكشورهاى آرژانتين، استراليا، اتريش، بنگلادش، برزيل، چين، دانمارك، فرانسه، آلمان، ايرلند، ايتاليا، مكزيك، نروژ، پرو، پورتوريكو، سنگال، آفريقاى جنوبى، اسپانيا، سوئد، هلند، انگلستان و آمريكا جوايز ديگر اين مسابقه بين المللى را به دست آوردند.
بهترين عكس خبرى جهان، در ابتدا با همين بخش مسابقه كه براى همه شناخته شده است كار خود را آغازكرد و به تدريج فعاليت هاى نمايشگاهى نيز به آن اضافه شد.
اما بخش اصلى و محورى آن، هنوز به مسابقه عكاسى بازمى گردد.
اين مسابقه بين المللى كه نمونه مشابهى براى آن وجودندارد با پشت سرگذاشتن ساليان دراز به محلى براى نمايش فعاليت عكاس هاى خبرى در سطح بين المللى تبديل شده است. تحول و توسعه عكاسى خبرى و شيوه هاى انتقال اخبار به مخاطبان نيز دراين مسابقه، مجال بررسى پيدامى كند. world press photo كه اكنون به يك بنياد تبديل شده، مؤسسه اى مستقل و غيرانتفاعى است كه مركز آن در آمستردام قراردارد و در سال ۱۹۵۵ پايه گذارى شده است.
البته از آن روز اول جوايز اين مسابقه به تصاوير فجايع عظيم انسانى مثل زلزله، سيل يا جنگ اهدا نمى شد.
براى اولين بار اين جايزه به عكسى از يك موتورسوار درحال سقوط در مسابقه موتورسيكلت رانى تعلق گرفت. پس از آن، هرسال اين مسابقه تكرار و يك عكس انتخاب شد. با گذشت زمان، تعدادى از تصاوير برگزيده اين مسابقه به تصاويرى به يادماندنى در ذهن جهانيان تبديل شدند كه احتمالاً شما هم آنها را به خاطر مى آوريد.
دختربچه ويتنامى برهنه اى كه پس از يك حمله با بمب هاى ناپالم درحال فرار است، راهبى بودايى كه خود را به آتش كشيده و يكى از تظاهرات كنندگان ميدان تيان آن من چين كه به تنهايى درمقابل تانك ها ايستاده است ازجمله اين عكس ها محسوب مى شوند.
اما تمام داستان اين جايزه از زمانى شروع شد كه اعضاى اتحاديه عكاسان خبرى هلند (NVF) تصميم گرفتند مسابقه اى در داخل كشور خود را به مسابقه اى بين المللى تبديل كنند. اين اتفاق در بيست و پنجمين سالگرد NVF انجام شد و كارهاى لازم براى يك رويداد جهانى به سرعت صورت گرفت. هرچند جايزه مذكور از ابتدا داراى اين همه شاخه نبود اما از همان ابتدا بخش هاى مختلف شكل دهنده عكاسى خبرى، مورد توجه برگزاركنندگان بود و با گسترده تر شدن فعاليت عكاس هاى خبرى، اين جايزه نيز داراى بخش هاى مختلفى شد.
همان طور كه گفته شد، مسابقه عكاسى هسته اصلى فعاليت هاى اين بنياد را تشكيل مى دهد اما از همان روزهاى اوليه، عملكرد آموزشى و شكل دادن به همكاريهاى بين المللى نيز مورد توجه بود.
نخستين واكنش نسبت به جايزه بهترين عكس خبرى جهان در روزنامه هاى محلى و با بحث درباره طبيعت اين حرفه ايجاد شد و پس از آن ، چنين بحث هايى به شكل جديدترى دنبال شد. آرام آرام، رويدادهاى سياسى نيز به مسابقه راه يافتند و در دوران جنگ سرد اين مسابقه به محلى براى رقابت بين آمريكاييها و روسها تبديل شد.
در دهه ۱۹۶۰ ميلادى بنياد جداگانه اى در زيرمجموعه بنياد world press photo برگزارى مسابقه را بر عهده گرفت و در سالهاى ۱۹۷۰ ميلادى نيز به آرامى بر وسعت و گستردگى فعاليت آن افزوده شد.
يك دهه پس از آن، نمايشگاه آثار برگزيده به كشورهاى بيشترى سفر كرد و هر سال تعداد داوطلبان حضور در مسابقه افزايش يافت. به دليل گسترده شدن مسابقه و نيازهاى مالى براى برپايى آن، در سال۱۹۸۷ اولين حامى مالى نيز براى ادامه اين مسابقه، كار خود را آغاز كرد. در همين دوران، فعاليت عكاس هاى هلندى براى ارتباط بيشتر با كشورهايى كه عكاسى پيشرفته اى نداشتند و آموزش به عكاسان آن كشورها آغاز شد.
در سال،۱۹۹۰ نخستين همايش عكاسى خبرى از سوى world press photo در بوداپست برگزار شد و پس از آن نيز به شكل سالانه ادامه پيدا كرد. چهار سال بعد نيز اولين مستركلاس اين رشته براى آموزش به استعدادهاى جوان عكاسى در آمستردام برپا شد كه تا امروز نيز كار خود را هر سال ادامه مى دهد.
فرم هاى شركت در اين مسابقه، اكتبر هر سال منتشر مى شود و عكاس هاى سراسر دنيا تا ماه ژانويه براى شركت در آن بدون پرداخت هيچ وجهى، فرصت دارند. كار داورى آثار را ۱۳ داور كه همگى از عكاسان، اديتورهاى عكس و نمايندگان خبرگزارى ها هستند در ماه فوريه به عهده دارند و در آوريل نيز جوايز به برگزيدگان اهدا مى شود. جوايز اين دوره از مسابقه نيز در روزهاى ۲۳ و ۲۴ آوريل سال جارى ميلادى (چهارم و پنجم ارديبهشت سال آينده) در پنجاهمين سالگرد اين مسابقه در آمستردام اهدا خواهد شد. پس از آن نيز نمايشگاه آثار برگزيده كار خود را آغاز مى كند؛ نمايشگاهى كه در طول سال در كشورهاى بسيارى در سراسر دنيا به نمايش گذاشته مى شود.
موسيقى‎/ نگاهى به آخرين دوره اهداى جوايز گرمى
رى چارلز هم
عاقبت به خير شد
ترجمه: رضا بايگان
رى چارلز هم بالاخره عاقبت به خير شد و پس از مرگش در سال گذشته ميلادى، در چهل و هفتمين دوره از جوايز گرمى هشت جايزه بدست آورد. چارلز با اين همه جايزه اى كه نصيبش شد به غير از افتخار تازه اى كه به افتخارات پيشين خود اضافه كرد، اعتراض منتقدان دوره قبلى اين جوايز را نيز متوقف كرد، چرا كه سال گذشته، بيشترين جوايز نصيب گروه ها و خواننده هاى هيپ هاپ شد و صداى بيشتر منتقدان درآمد.
اينكه اگر چارلز زنده بود آيا باز هم اين تعداد جايزه را بدست مى آورد، بماند اما به هرحال با اين اتفاق، رويداد تازه اى در بازار موسيقى قابل پيش بينى است و احتمال فروش آلبوم هاى موسيقى سول رشد تازه اى پيدا خواهد كرد. آخرين آلبوم چارلز با نام Genius Loves Company كه تاكنون بيش از دو ميليون نسخه به فروش رفته است نيز در روزهاى آينده فروش بيشترى خواهد داشت. اين آلبوم در چهل و هفتمين دوره گرمى عنوان بهترين آلبوم سال و بهترين آلبوم آواز پاپ را به دست آورد. ترانه اى كه چارلز در اين آلبوم همراه با جونز اجرا كرده بود و Here we Go again نام داشت نيز جوايز بهترين ترانه سال و بهترين هم آوازى پاپ را به دست آورد.
بعد از اين خواننده فقيد سياه پوست، برندگانى كه بيشترين جوايز اين مسابقه سالانه را به خود اختصاص دادند، عبارت بودند از آليشيا كيز ستاره موسيقى B&R با چهار جايزه و يوتو، آشر، نورا جونز و كانى وست هر كدام با سه جايزه.
بريتنى اسپيرز هم آرزو به دل نماند و بالاخره امسال، اولين جايزه گرمى خود را به دست آورد. بيل كلينتون، رئيس جمهور پيشين ايالات متحده نيز با نسخه صوتى كتاب «زندگى من» دومين جايزه گرمى خود را كسب كرد.
در ميان خوانندگان موسيقى راك نيز، هنرمندان قديمى يك بار ديگر به صدر بازگشتند و بروس اسپرينگستين جايزه بهترين اجراى آواز تك خوانى راك را با Code of silence، يوتو جايزه بهترين اجراى آواز گروهى راك را با Vertige و گرين دى جايزه بهترين آلبوم راك را با American Idiot به دست آورد. اين آلبوم گرين دى بيشتر بر مسائل سياسى اين روزها تأكيد داشت و بيلى جو آرمسترانگ، خواننده گروه در هنگام دريافت جايزه در جمله اى دو پهلو گفت: «راك ان رول مى تواند در زمانى واحد هم خطرناك و هم سرگرم كننده باشد.»
شايد بتوان بدشانس ترين هنرمند اين مسابقه را كانى وست ناميد كه در ۱۰ رشته، نامزد دريافت جايزه بود اما فقط سه جايزه را به دست آورد.
بينندگان تلويزيون گرمى
اما امسال، اتفاق تازه اى نيز براى برگزاركنندگان جايزه گرمى روى داد و تعداد بينندگان تلويزيونى اين مسابقه در آمريكا، كاهش چشمگيرى داشت و به پايين ترين ميزان خود در طول ۱۰ سال گذشته رسيد.
براساس آمار منتشر شده، نزديك به ۱۸‎/۸ ميليون نفر در آمريكا اين برنامه را از شبكه CBS نگاه كردند كه كاهشى نزديك به ۲۸ درصد را نسبت به سال گذشته نشان مى دهد.
جالب اينجاست كه نمايش كمدى Desperate House wives با وجود اجراى زنده برنامه از سوى آشر و جيمز براون در اهداى جوايز گرمى، بينندگان بيشترى را به خود جلب كرد.
مركز تحقيقات رسانه اى نيلسن اعلام كرد كه حتى پس از پايان آن برنامه نيز، عده بسيار كمى كانال تلويزيون خود را براى ديدن اهداى جوايز گرمى تغيير دادند. براساس اعلام اين مركز، امسال دومين دوره كم تماشاگر اين مراسم از زمانى است كه مركز نيلسن تعداد مخاطبان آن را اندازه مى گيرد.
به گفته كارشناسان، چنين كاهشى در ميان تعداد تماشاگران تلويزيون به دليل كم شدن اجراهاى زنده خوانندگان مختلف در طول برگزارى مراسم سالانه گرمى و تأكيد بيشتر آن بر اهداى جوايز صورت گرفته است.
البته اين وضعيت در ديگر برنامه هاى اهداى جوايز نيز وجود دارد و روز به روز از تعداد بينندگان تلويزيونى چنين برنامه هايى كاسته مى شود.
در پاييز ،۲۰۰۴ مراسم اهداى جوايز «امى» كمترين بينندگان تلويزيونى خود تا به امروز را داشت و در ماه ژانويه نيز اهداى جايزه «گولدن گلاب» كمترين مخاطبان خود از سال ۱۹۹۶ كه پخش تلويزيونى آن از سرگرفته شد را مقابل تلويزيون ها نشاند و نزديك به ۱۰ ميليون نفر از بينندگان سال گذشته خود را از دست داد.
در نوامبر گذشته نيز، بينندگان اهداى جايزه موسيقى آمريكا از ۴۸ ميليون نفر به ۱۲‎/۹ ميليون نفر كاهش يافت.
اما همچنان پربيننده ترين مراسم اهداى جايزه تا به امروز به اهداى جوايز اسكار در سال ۱۹۹۸ و حضور فيلم تايتانيك مربوط مى شود كه نزديك به ۵۵ ميليون نفر به تماشاى آن برنامه از تلويزيون هاى خود نشستند.

|   صفحه اول   |   سياسى   |   اجتماعى   |   سينما   |   گزارش   |   ويژه ۱   |   ويژه ۲   | 
|   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   ورزشى   | 
|   اوقات شرعى   |   فكر   |   ارتباطات   |   كتاب و كتابخوانى   |   افق   |   ضميمه ۱   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |