جمعه ۷ اسفند ۱۳۸۳ - ۱۵ محرم ۱۴۲۶
Fri, Feb 25, 2005
سياسى
۳۰۶۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
اجتماعى
سينما
گزارش
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
ورزشى
اوقات شرعى
فكر
ارتباطات
كتاب و كتابخوانى
افق
ضميمه ۱
آرشيو
يادداشت
هفته اى كه گذشت
گزارش تحليلى هفته
درباره آخرين تحولات در كانديداهاى جناح راست
يادداشت
آمريكا، تروريسم و اعراب
سايمون هندرسون *
پس از حملات يازدهم سپتامبر، عربستان سعودى نشان داد كه ديگر نمى تواند خواسته هاى آمريكا در منطقه خليج فارس را برآورده كند.خاندان آل سعود كه با بن لادن و شبكه القاعده گره خورده است،به تدريج روابط ديپلماتيك خود را با آمريكاكاهش داد وبا جنگ افغانستان و عراق مخالفت كرد. آمريكا در عوض يك بازى ديگر را پيش گرفت و در حالى كه سعى مى كرد با ديگر دولت هاى محافظه كارو بسته عرب رابطه گسترده تر برقرار كند، در ظاهر اين طور نشان مى داد كه رابطه خوبى با رياض دارد. همين سياست به آمريكا كمك كرد كه در جنگ عراق با مشكل عمده از سوى اعراب مواجه نشود. در غير اين صورت امكان نداشت كه آمريكا بتواند عراق را هدف قرار دهد و آمريكا با توافق هاى انفرادى توانست نقشه خود را اجرا كند.عربستان نمى توانست ابتكار عمل را در دست گيرد چرا كه قطر، بحرين، كويت، عمان و امارات متحده از پيش خود را تسليم آمريكا كرده بودند كه زياد هم دور از انتظار نبود. اين كشورها از سال ۱۹۹۱ و جنگ آزادسازى كويت خود را به آمريكا سپرده بودند. جنگ ايران و عراق و پس از آن اشغال كويت باعث شد آمريكا امكان حضور در منطقه را به دست آورد و با حمله به عراق آن را كامل كند. هر چند دليل اصلى حضور آمريكا و ادامه حضور آن وجود دوسوم ذخاير نفت دنيا در اين منطقه است. شش كشور عربى محافظه كار و فاقد دموكراسى به تنهايى نيمى از ذخاير نفت دنيا را در اختيار دارند. هر چند آمريكا به تمامى اين نفت نياز ندارد وديگر كشورها بيشتر به آن محتاج هستند اما در اين نقطه كليدى آمريكا مى تواند بر قيمت نفت اثر بگذارد كه تأثير مستقيم آن بر بازار داخلى و اقتصاد داخلى بسيارى از كشورها است.
اعراب در حال حاضر از قدرت ايران به وحشت افتاده اند. وضعيت امنيتى در اين كشور به مراتب از كشورهاى آنها بيشتر است. قدرت دفاعى و سلاح موشكى ايران قدرتمند است و اين ترس باعث شده اعراب بيشتر به دامان آمريكا گرايش پيدا كنند. هر چند اعراب در ابتداى حمله عراق مخالفت هايى نيز داشتند اما تك تك توانستند به توافق با آمريكا دست پيدا كنند تا حداقل آنها به مشكل عراق و يا عربستان دچار نشوند. آمريكا نيز اين را خوب درك كرده كه حتى در قرن بيستم تاريخ درستى از وجود اعراب در دست نيست. تمام آنها قبايل و خانواده هايى بودند كه بر نفت نشسته و از فروش آن زندگى خود را مى گذراندند. از همين روست كه اعراب هر طور كه باشد سعى خواهند كرد تا حمايت آمريكا را جلب كنند تا به عاقبت عراق دچار نشوند. آمريكا در عين اين كه به اعراب روى خوش نشان مى دهد، فشار دموكراسى را به آنها تحميل كرده و يعنى باعث مى شود تفوق اعراب زيادتر شود. كويت، بحرين و امارات پيش از اين تصميم خود را گرفته اند كه هر طور شده آمريكا را در منطقه حفظ كنند اما قطر و عمان هنوز به تصميم قطعى نرسيده اند. ازسوى ديگر آمريكا از همه بيشتر به ثبات در منطقه مى انديشد. قطر و عمان در اين ميان با برقرارى رابطه با اسرائيل حساب خود را از ديگر دولت هاى عرب جدا كرده اند. از اين روست كه آمريكا در رويه جديد خود راه تازه اى را پيش خواهد گرفت. براى بحث اسرائيل وامنيت منطقه، آمريكا سعى مى كند شوراى همكارى خليج فارس را منحل كرده و به جاى آن به طور تكى با اعراب به مذاكره ديپلماتيك بپردازد. البته مذاكره اى كه چاشنى نظامى آمريكا در آن حرف اول را مى زند. آمريكا به لحاظ ديپلماتيك اينطور به اعراب القا مى كند كه بايد از ايران دورى كرده و از اين كشور و قدرت آن بترسند و از سوى ديگر به عنوان راه حل نيروهاى نظامى خود را پيشنهاد مى كند و به تدريج تغييرات سياسى را نيز به آنها تحميل مى كند. اين روند باعث مى شود اعراب بدون آمريكا هويت نداشته باشند و اين نقطه پيروزى بزرگ آمريكا خواهد بود.
* محقق مركز واشينگتن انستيتو
در لندن است.
آمريكا
و سياستهاى جديد امنيتى
كامبيز توانا*
كنفرانس باسابقه و سنتى مونيخ چند هفته پيش در اين شهر قديمى و سنتى ايالت باوارياى آلمان برگزار شد. تب و تاب شروع اين كنفرانس بسيار بالا بود، چرا كه دو سال پيش و در همين كنفرانس بود كه مناقشه جدى بين آلمان و آمريكا بر سر جنگ عراق رخ داد و دونالد رامسفلد، وزير دفاع آمريكا اروپايى ها را «اروپاى قديم» خواند. از رامسفلد دعوت شده بود، اما او دعوت را رد كرده و به جاى آن معاون نومحافظه كار خود، پل  ولفوويتز را راهى كرده بود. در تمامى برنامه هاى اعلام شده نام پل ولفوويتز به چشم مى خورد، ولى درست يك روز مانده به برگزارى كنفرانس اعلام شد كه به احتمال زياد رامسفلد شركت مى كند و ولفوويتز نمى آيد. خبر ديگر اين بود كه «گرهارد شرودر» صدراعظم آلمان به دليل آنفلوانزاى شديد از حضور در مراسم عذر خواست و به جاى آن متن سخنرانى خود را فرستاد تا وزير دفاع آلمان قرائت كند. رامسفلد با انرژى زياد در كنفرانسى حاضر شد كه ۴۰ سال سابقه برگزارى هر ساله دارد و آلمانها به برگزارى آن افتخار مى كنند. پس از شوخى با حضار نشان داد كه آمده است تا دوره جديد روابط آمريكا و اروپا را آغاز كند و ناهماهنگى ها را به چالش بكشد. رامسفلد در اين كنفرانس تأكيد كرد كه باز هم معتقد است همكارى و اتحاد هدف است و نه مقصد مأموريت. او از اروپا خواست اگر بار ديگر آمريكا قصد عملكرد بين المللى داشت، ابتدا همراه شود و سپس به هدف نگاه كند و نه برعكس كه البته اين نوع نگاه هنوز منتقدان جدى در اروپا دارد و سياستمداران با سابقه اروپايى حاضر نيستند به همين راحتى روند قديمى خود را عوض كنند.
رهبران اروپايى درحالى در مونيخ گردهم آمدند كه بر سر نقش سازمان ملل و امنيت خاورميانه به گفت و گو بنشينند، ولى دغدغه اصلى آنها ناتو بود. پيمان آتلانتيك شمالى نيز اين روزها تغييرات و اصلاحات جدى به خود مى بيند و اروپا علاقه دارد قدرت اجرايى بيشترى به آن دهد و به اصطلاح، آن را سياسى تر كند. رامسفلد نيز صحبت هاى خود را با مبحث ناتو آغاز كرد و گفت: «حدود ۴۰ سال پيش من نماينده آمريكا در ناتو بودم و ۳۰ سال از آن موقع و دوران خدمت من در ناتو مى گذرد. از همين رو مى خواهم به چند نكته خاص و نظر شخصى خود درباره اين سازمان بپردازم.»
رامسفلد از جمله شخصيتهايى است كه با افزايش قدرت ناتو بسيار موافق است و براى آن تلاش مى كند، چرا كه حداقل نقش مثبت ناتو در افغانستان را از نزديك تجربه كرده است.
موضع رامسفلد درباره ناتو
رامسفلد با ذكر علاقه شخصى خود به ناتو در مطلع سخنان خود گفت: «از زمانى كه با ناتو كار كردم، همواره اين سخن مطرح بود كه روزى ناتو از هم خواهد پاشيد و كارايى خود را از دست خواهد داد. خوشبختانه اين اتفاق نيفتاد و امروز ما بايد به درك اين نقطه برسيم كه براى حفظ امنيت به مواضع و همكارى هاى مشترك نيازمنديم.»
202665.jpg
اين درحالى است كه ناتو در سال گذشته هفت عضو جديد به خانواده خود افزوده و در يك دهه اخير دو حضور شاخص و فعال داشته است. يكى در جنگ بالكان و ديگرى در افغانستان كه هنوز ادامه دارد. رامسفلد كه براى توجيه جنگ عراق و قبولاندن اشتباه اروپايى ها به شكل غير مستقيم سخن مى گفت، در ادامه چنين عنوان كرد: «مردم عراق درحالى پاى صندوقهاى رأى حاضر شدند كه هنوز پوسترها «اگر رأى دهى، خواهى مرد» در شهرها به چشم مى خورد.»
رامسفلد سعى داشت به اروپايى ها بفهماند كه اختلاف بر سر عراق نبايد ديگر بين آمريكا و اروپا تازه بماند و بهتر است آن را به فراموشى بسپارند. سابقه اختلاف در ناتو طولانى است و حداقل در ۴۰ سال گذشته چندين بار رخ داده است. در سال ۱۹۶۲ و در طراحى برنامه دفاع موشكى، اختلاف نظر جدى بين سران ناتو پيش آمد. در سالهاى پايانى دهه ۱۹۶۰ بود كه فرانسه تصميم به خروج از ناتو گرفت كه در آن زمان مى توانست به اضمحلال و از هم پاشيدن پيمان آتلانتيك شمالى منتهى شود و در سالهاى ۱۹۸۰ بر سر نصب و انتقال موشكهاى بالستيك بار ديگر اين اختلاف نمايان شد و البته آخرين آن بر سر جنگ عراق بود. رامسفلد به اروپايى ها اعلام كرد كه اگر آمريكا در ناتو نباشد، امكان تهديد جدى اروپا وجود دارد و به عنوان مثال به سالهاى ۱۹۷۰ اشاره كرد كه سناى آمريكا رأى به تخليه نيروهاى آمريكايى از اروپا و در اوج جنگ سرد داد و گفت: «فكرش را بكنيد كه اگر آن زمان اين اتفاق رخ مى داد، چه در انتظار اروپا بود.» رامسفلد توجه سران اروپا را به اين نكته جلب كرد كه در حال حاضر افراط گرايان دشمن اصلى غرب به شمار مى روند و براى مثال به حملات نيويورك، واشنگتن، استانبول، مادريد، بسلان، بالى و غيره اشاره كرد و غير مستقيم به آنها فهماند كه اگر قرار است اختلاف بين اروپا و آمريكا فراموش شود، بهتر است از اين به بعد هرچه آمريكا گفت ابتدا آنها همراهى خود را اعلام كنند و پس از آن به دنبال چگونگى انجام مأموريت باشند. اين درحالى است كه رايس پيش از رامسفلد به اروپا آمده و راههاى ديگر را پيشنهاد داده بود، اما وزير دفاع آمريكا به راههاى پيشنهادى رايس اهميت نمى دهد و خود نيز بر آن تأكيد دارد و هرگونه عملكرد ديپلماتيك را رد مى كند. وى در ادامه سخنرانى خود گفت «: افراط گرايان از دنيايى متمدن نمى آيند كه بشود با آنها بر سر قرارداد صلح گفت و گو و مذاكره كرد و به جاى آن با چهره اى توتاليتر به ميدان مى آيند.»
حمله به متحدين
رامسفلد در مونيخ موضع سختى گرفت و حتى به كشورهاى دنباله رو آمريكا كه به خاطر خوش خدمتى خود مورد تقدير قرار مى گيرند نيز خرده گرفت. پاكستان كه همواره در خدمت سياست آمريكا است نيز از اين انتقاد دور نماند. رامسفلد با اشاره به اين كه در حال حاضر بحث عدم گسترش سلاحهاى كشتارجمعى دغدغه اصلى در منطقه است، اعلام كرد كه بايد با شبكه هاى قاچاق تسليحات اتمى مقابله كرد و به طور مستقيم گفت: «ما وظيفه داريم با اين شبكه ها مقابله كنيم و شبكه اى مانند آنچه زير نظر شخصى بدنام به نام عبدالقديرخان اداره مى شود را از كار بيندازيم.»
يك ديپلمات غربى در رابطه با اين صحبت رامسفلد و اين تناقض كه پاكستانى ها عبدالقديرخان را قهرمان ملى مى دانند، گفت: «اين طور نيست و در پاكستان عبدالقديرخان دردسرهاى زيادى درست كرده و هيچ كس از او راضى نيست، اما چاره ديگرى نيز در ميان نيست و پاكستان مجبور است به لحاظ استراتژيك مدافع عبدالقديرخان باشد، اما دانشمند طمعكار پاكستانى تا به حال خبط و خطاهاى زيادى داشته كه باعث شرمسارى است.»
رامسفلد در سخنان خود در برخى مواقع و در حال ذكر صفت «افراط گرايان» سعى كرد كه اسلامگرايان را نيز با آن پيوند دهد كه با واكنش وزير خارجه مصر مواجه شد. ابوغيث در سخنانى گفت: «افراط گرا لفظى كافى است و نبايد آن را به اسلامگرايان پيوند داد، چرا كه اين گونه تصور مى شود كه هر اسلامگرايى، راديكال است.»
سياست امنيتى آمريكا
از صحبتهاى رامسفلد چنين بر مى آيد كه آمريكا از يكه تازى خود در دوره اول رياست جمهورى جورج دبليو بوش به دوره اى ديگر رسيده و حالا در دور دوم سعى دارد يك ارتش متحد را شكل دهد كه به فرمان آمريكا عمل كنند. حتى رامسفلد اينگونه آلمانها را به تمسخر گرفت كه از موسيقى آلمان براى آنها مثال زد و گفت كه شايد با موسيقى واگنر موافق نباشيد، اما حقايقى در موسيقى او نهفته است. آلمانها در كنفرانس مونيخ نتوانستند هيچ پرسشى نثار رامسفلد كرده و از او جواب بگيرند. رامسفلد اهميت نمى داد كه رايس به تازگى به اروپا رفته و سياستهاى ديپلماتيك خود را شرح داده است. او به اين مى انديشيد كه بوش قرار است به اروپا رود و بهتر است اروپا از حالا بداند كه با چه آمريكايى روبرو است و پس از آن بود كه بوش به بروكسل رفت و در مقر اصلى اجلاس اتحاديه اروپا به ايراد سخنرانى پرداخت و گفت كه اهداف خود را از پيش طراحى كرده و اروپا بهتر است در اين راه با آمريكا همگام شود. اين كه چگونه مى توان اروپا را با اين حركت آمريكايى همراه كرد، همان چيزى است كه خاوير سولانا، مسؤول سياست خارجى اتحاديه اروپا اين روزها به شدت روى آن متمركز شده است. رامسفلد در مونيخ حتى حاضر نشد پاسخى مناسب و قطعى به پرسشهاى گوناگونى كه درباره ايران و مذاكرات با اروپا مطرح مى شد، بدهد. فقط در يك مقطع گفت: «با تمام احترام به ايران، فكر نمى كنم از اين مذاكرات نتيجه مثبتى به دست آيد.» قطعاً رامسفلد با اين تفكر پيش مى آيد، چرا كه اگر عكس آن رخ دهد، آن زمان آمريكا كار بسيار سختى خواهد داشت و اين همان مسأله اى است كه اروپا منتظر است آمريكا را به آن نقطه برساند. در صورت هرگونه توافق نهايى اروپا و ايران، كار سخت براى آمريكا باقى مى ماند كه چگونه تحريم هاى خود را نقض كند و سعى كند با تغيير رويه، حقوق مشروع ايران را به رسميت بشناسد و اين چالشى است كه آمريكا نمى خواهد با آن دست به گريبان شود.
***
* قابل توجه اينكه با وجود اهميت چنين كنفرانسى، كامبيز توانا تنها خبرنگار ايرانى حاضر در كنفرانس مونيخ بوده است.
هفته اى كه گذشت
خبرسازى العالم و رويترز
در حالى كه ايران در اين هفته به مراسم سوگوارى سالار شهيدان مشغول بوده يك خبر كوتاه ولى عجيب باعث شد تا حداقل ۲۵۰ منبع خبرى در سرتاسر دنيا اين خبر را نقل كنند و تأثير آن به حدى بود كه بر بازار بورس وال استريت نيز اثر گذاشت و قيمت دلار و طلا را نيز تكان داد. قضيه اين بود كه شبكه العالم كه پيش از اين نيز سابقه ارسال اخبار غير دقيق را نيز دارد، بار ديگر اين خبط را مرتكب شد و خبر داد كه به تأسيسات نيروگاه هسته اى بوشهر حمله شده و حتى انفجارى نيز رخ داده است. رويترز نيز به سرعت اين خبر را نقل كرد كه البته شيوع اين خبر باعث تشويش اذهان عمومى نيز شد. دكتر محمد سعيدى معاونت بين الملل سازمان انرژى اتمى به سرعت خبر را تكذيب كرد و على آقا محمدى، دبير كميته سياست گذارى تبليغات شورايعالى امنيت ملى ايران نيز اعلام كرد كه صداى انفجار مربوط به عمليات سد سازى در كوههاى ديلم است. همين قضيه باعث شد كه مطبوعات غربى سروصداى زيادى به پا كرده و به اين سمت روند كه ايران در خطر قرار دارد. به سرعت تمامى اخبار كذب، رد شد و مشخص شد كه بوشهر و نيروگاه ارزشمند آن در امنيت كامل است. حتى دكتر رمضان زاده سخنگوى دولت در جلسه هفتگى خود اعلام كرد كه منبع اين خبر قابل پيگيرى است.
اما رمضان زاده به اين مسأله بسنده نكرد و گفت كه به لحاظ مشكلات امنيتى مسأله را به طور جدى پيگيرى مى كند. حتى وزير اطلاعات اعلام كرده كه درست نيست يك منبع خبرى منتسب به جمهورى اسلامى چنين اخبارى را منتشر كند و بدون هيچ گونه تأييد يا تكذيب خبر اين چنين جريانى به راه اندازد. از آن بدتر نقش جهت دارانه خبرگزارى معروفى چون «رويترز» است كه با تمام داعيه و ادعاى حرفه اى بودن و رقابت با آسوشيتد پرس، هنوز بدون تأييد اين خبر را مستقيماً روى تلكس خود قرار مى دهد. غير حرفه اى بودن خبرپراكنى اين چنينى در حالى مشخص و معلوم مى شود كه خبرگزارى هاى بزرگى چون آسوشيتد پرس و رويترز بر روى اعتبار خود سرمايه گذارى و كار مى كنند. براى مثال خبرگزارى بزرگى مثل آسوشيتد پرس حدود ۱۵۰ سال سابقه كار دارد و امروزه در تمامى كشورهاى دنيا صاحب دفتر است ولى در تمام اين سالها تا به حال يك خبر آنها تكذيب نشده است. چنين جريانى از سوى خبرگزارى رويترز هيچ تعبيرى به جز بر هم زدن امنيت ملى كشور و تشويش اذهان عمومى ندارد و از سوى شبكه تلويزيونى العالم، مصداق بارز آماتوريسم و يا جريان سازى است كه در هر دو حالت هيچ يك از اين دو خبرگزارى را نبايد به همين حال رها كرد و به سادگى از كنار آن گذشت. تشويش اوليه اى كه اين خبر به راه انداخته بود را مى شد در زمان انتشار در ميان مردم مشاهده كرد. به هر حال ما در كشورى زندگى مى كنيم كه تجربه هشت سال جنگ دارد و هنوز فوبياى موشك باران تهران و يا بمباران شهرهاى مرزى و نقاط حساس مانند پالايشگاه ها به قوت خود باقى است. به ياد داريم كه اتهام تشويش اذهان عمومى و اقدام عليه امنيت ملى در يك دوره گريبان بسيارى از روزنامه نگاران و نويسندگان را گرفت كه شايد منصفانه نبوده اما در حال حاضر اين اقدام را مى توان با اطمينان مصداق بارز چنين اتهام وسيعى دانست كه مصاديق آن هنوز بارز و مشخص نيست. از آن جايى كه جرم بايد تعريف مشخصى داشته باشد تا براى آن مجازات تعريف شود و اصل تناسب جرم و مجازات نيز رعايت شود، اتهام و جرمى چون اقدام عليه امنيت ملى و يا تشويش اذهان عمومى تعريف مشخصى ندارد اما مى توان گفت كه در خبر اعلام شده، هر دوى اين جرم ها اتفاق افتاده است. بى اختيار اين قضيه و شبكه العالم يادآور اقدام سنجيده عبدالله ناصرى، مدير عامل ايرنا است كه چندى پيش در يك نامه دستور داد كه از اخبار شبكه تلويزيونى العالم در خبرگزارى جمهورى اسلامى استفاده نشود و چه واكنشهايى به همراه داشت و چه مقاومت جانانه اى از سوى ناصرى رخ داد. به هر حال يك شبكه تلويزيونى يا يك خبرگزارى با چنين طيفى از مخاطب احساس مسؤوليت سنگينى دارند و اگر هنوز به اين درك و شعور نرسيده باشند كه عملكرد حرفه اى داشته باشند، اگر كار نكنند بهتر است چرا كه در حال حاضر و با اين اوضاع منطقه، به قطع مى توان گفت كه چنين چيزى، آخرين چيزى است كه ما به  آن نياز داريم.
اما در حوزه بين الملل اين هفته جورج بوش راهى اروپا شد تا به آنها بفهماند كه بهتر است روند گذشته را فراموش كرده و از اين به بعد بيشتر با آمريكا همراه شوند. ذهنيت آمريكا نيز اين است كه با سرمايه گذارى بر انتخابات آمريكا به اروپا نشان دهد كه در مخالفت با آمريكا مرتكب اشتباه شده است اما به نظر مى رسد كه اروپا كمتر به انعطاف روى خوش نشان دهد همان طور كه شد و در بار ديگر تأكيد كرد كه آلمان در بازسازى عراق كمك مى كند اما هرگز نيروى نظامى رهسپار اين كشور نخواهد شد.
گزارش تحليلى هفته
درباره آخرين تحولات در كانديداهاى جناح راست
اصولگرايان متحول مى شوند!
رحيم پارسا

آنچه كه شايد نبايد پيش مى آمد ، اتفاق افتاد. اصولگرايان بازى درون جناحى خود را براى معرفى كانديدايى نهايى جهت حضور در عرصه انتخابات رياست جمهورى به وقت اضافه كشاندند و در اين وقت اضافه صحنه بازى را نيز دگرگون كردند . آنها اكنون نه تنها كانديداهايى جديد را به عرصه انتخابات وارد كرده اند كه تركيب كميته داوران شوراى هماهنگى نيز كاملاً دگرگون شده است . جالب آنجاست كه اگر چه در هفته هاى گذشته اصولگرايان كميته داوران در شوراى هماهنگى را كميته اى منتخب مى خواندند كه نماينده گروههاى حاضر در اين جبهه است، تركيب اعضاى جديد گروه، صورتى انتخابى را به نمايش نمى گذارند . در روزهاى گذشته روزنامه كيهان نيز با انتشار گزارشى مدعى شد كه تغيير تركيب كميته داوران شوراى هماهنگى بنابر نظر و توصيه برخى بزرگان نظام صورت پذيرفته است و بدين ترتيب چنين واقعيتى جدى تر از سطح يك گمانه زنى مطرح شد . اكنون حداد عادل و محمدباقر قاليباف و حتى مطابق برخى اخبار مهدى چمران به پنج كانديداى اصولگرايان اضافه شده اند و بر صندليهاى كميته داورى نيز مطابق با گزارشى كه سايت بازتاب ، نزديك به محسن رضايى، منتشر كرده حداد عادل، مهدى چمران، مرتضى نبوى، مصطفى پورمحمدى ، محمد حسن رحيميان و حسين شريعتمدارى تكيه زده اند ؛ شخصيتهايى كه اگر چه در جبهه راست شناخته شده هستند اما چندان همگام و همسوى با تشكل هاى سنتى در اين جبهه به نظر نمى آيند . برخى از گزارشها همچنانكه نويسنده سايت خبرى آفتاب نيز چند روز پيشتر مدعى شده بود حاكى از آن است كه ناطق نورى رئيس كميته منتخب شوراى هماهنگى پس از تلاشهاى فراوان براى معرفى كانديداى نهايى در نهايت به صورت قهر فعاليت در اين شورا را ترك گفته بود . لاريجانى نيز اگر چه در هر سخنرانى و گفت وگويى به طرح نام آباد گران مى پرداخت و سعى مى كرد سرنوشت سياسى خود را به اين جريان نوساخته گره بزند در نهايت با توبيخ آبادگران روبرو شد . او از دولت اميد به عنوان دولت آبادگران سخن مى گفت و تأكيد داشت كه مديران آينده كشور بايد مديران بسيجى و نه مديران خوبى باشند . اما سرانجام نتوانست رأى حسين فدايى دبير كل جمعيت ايثارگران و نماينده اصلى آبادگران در كميته منتخب شوراى هماهنگى را با خود همراه كند .
بزرگان آبادگر همچنين نارضايتى خود نسبت به استفاده اين كانديداى رياست جمهورى از تابلوى سياسى آبادگران را اعلام كرده بودند و گفته بودند كه در انديشه كانديداى ديگرى هستند .
بدين ترتيب همچنانكه گفته شد در بازى درون جناحى جبهه راست دونفر با بداقبالى مواجه شدند، يكى ناطق نورى و ديگرى على لاريجانى. ناطق نورى اگر هشت سال پيشتر از به دست گرفتن سكان هدايت قوه مجريه ناكام مانده بود اكنون در هدايت اصولگرايان ناكام به نظر مى رسيد. همچنانكه روزنامه كيهان نيز تأكيدكرد كه اعضاى كميته منتخب اگرچه شخصيتهايى قابل احترام بودند نمى توانستند گروههاى اصولگرا را نمايندگى كنند.
على لاريجانى نيز كه خود را تا يك قدمى جاى گرفتن درجايگاه كانديداى نهايى جبهه راست نزديك مى ديد، اكنون با دو حريف تازه روبه رو گشته است.
اما تغيير تركيب شوراى هماهنگى و اضافه شدن كانديداهاى جديد هم گويى نتوانسته است گره از كار فروبسته اصولگرايان بگشايد. در روزهاى گذشته سايت خبرى تا انتخابات نهم، نزديك به محمدباقر قاليباف، خبر ازآن داد كه آبادگران از شوراى هماهنگى خارج شده است و قصد دارد گردهمايى انتخاباتى خود را در مهديه تهران برگزارنمايد.
اين سايت خبرى همچنين مدعى شد كه مهدى چمران رئيس آبادگر شوراى شهر تهران و مسؤول انجمن اسلامى مهندسين بسيجى تهران، در جلسات كميته ياورى جديد شوراى هماهنگى حضور نمى يابد.
بدين ترتيب گروه تازه تشكيل آبادگران اكنون گويى قصدكرده است راه خود را از اصولگرايان سنتى جداكند و اعتبار سياسى خود را به نام خود خرج كند.
با اين حال بسيارى از تحليلگران سياسى براين عقيده اند كه آبادگران اكنون دچار يك اشتباه محاسباتى شده اند. آنها اگرچه به ظاهر در جايگاهى مستقل از جناح راست اعلام موجوديت و فعاليت سياسى خود را همزمان با انتخابات شوراها آغازكردند اما پيروزيهاى خود را مرهون تلاشهاى بزرگان اصولگرا نيز بوده اند، چرا كه آنان با پشتگرمى آراى سنتى اين جبهه و توصيه هاى تكليف مدار بزرگان اصولگرا بود كه توانستند موفقيتهايى را در بازى سياست نصيب خود كنند و با جداكردن راه خود از جناح راست و عدم برخوردارى از رأى سنتى اين جناح چه بسا درموقعيت بدى قراربگيرند. فرزندان اصولگرا اكنون در آستانه اعلام استقلال زودهنگام از خانواده خود قرارگرفته اند و خود متكى بر توان و عنوان خود راهى به پيروزى مى جويند. اكنون در كميته جديد داوران شوراى هماهنگى نه حدادعادل يك اصولگراى سنتى است و نه مهدى چمران. نه مصطفى پور محمدى يك محافظه كار شناخته شده به عنوان شخصى سياسى است و نه حسين شريعتمدارى.
آنها اگرچه همگى سياستمدارانى راست نشين هستند اما با برخوردارى از نگاهى راديكال نزديكى بيشترى را با جريان آبادگران دارند.
با اين حال آبادگران گويى به بيشتر از اين مى انديشند و تمايلاتى حداكثرى تر از اين دارند.
البته شايد به خوبى مى دانند كه شوراى هماهنگى اى كه با ۵ كانديدا به اجماع نرسيد با هفت يا هشت كانديدا هيچ وقت به اجماع نخواهدرسيدو كميته منتخبى را كه ناطق نورى نتوانست جمع كند، به احتمال حدادعادل نيز جمع نخواهدكرد.
گويى در شوراى هماهنگى ديگر خبرى نيست و هركسى بايد به دنبال متاع خود در اين بازى باشد. اين واقعيتى است كه آبادگران سعى دارند آن را به همراهان خود درگروههاى اصولگرا بفهمانند. قاعده مشترك ازميان رفته  است.

|   صفحه اول   |   سياسى   |   اجتماعى   |   سينما   |   گزارش   |   ويژه ۱   |   ويژه ۲   | 
|   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   ورزشى   | 
|   اوقات شرعى   |   فكر   |   ارتباطات   |   كتاب و كتابخوانى   |   افق   |   ضميمه ۱   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |