كامبيز توانا*
كنفرانس باسابقه و سنتى مونيخ چند هفته پيش در اين شهر قديمى و سنتى ايالت باوارياى آلمان برگزار شد. تب و تاب شروع اين كنفرانس بسيار بالا بود، چرا كه دو سال پيش و در همين كنفرانس بود كه مناقشه جدى بين آلمان و آمريكا بر سر جنگ عراق رخ داد و دونالد رامسفلد، وزير دفاع آمريكا اروپايى ها را «اروپاى قديم» خواند. از رامسفلد دعوت شده بود، اما او دعوت را رد كرده و به جاى آن معاون نومحافظه كار خود، پل ولفوويتز را راهى كرده بود. در تمامى برنامه هاى اعلام شده نام پل ولفوويتز به چشم مى خورد، ولى درست يك روز مانده به برگزارى كنفرانس اعلام شد كه به احتمال زياد رامسفلد شركت مى كند و ولفوويتز نمى آيد. خبر ديگر اين بود كه «گرهارد شرودر» صدراعظم آلمان به دليل آنفلوانزاى شديد از حضور در مراسم عذر خواست و به جاى آن متن سخنرانى خود را فرستاد تا وزير دفاع آلمان قرائت كند. رامسفلد با انرژى زياد در كنفرانسى حاضر شد كه ۴۰ سال سابقه برگزارى هر ساله دارد و آلمانها به برگزارى آن افتخار مى كنند. پس از شوخى با حضار نشان داد كه آمده است تا دوره جديد روابط آمريكا و اروپا را آغاز كند و ناهماهنگى ها را به چالش بكشد. رامسفلد در اين كنفرانس تأكيد كرد كه باز هم معتقد است همكارى و اتحاد هدف است و نه مقصد مأموريت. او از اروپا خواست اگر بار ديگر آمريكا قصد عملكرد بين المللى داشت، ابتدا همراه شود و سپس به هدف نگاه كند و نه برعكس كه البته اين نوع نگاه هنوز منتقدان جدى در اروپا دارد و سياستمداران با سابقه اروپايى حاضر نيستند به همين راحتى روند قديمى خود را عوض كنند.
رهبران اروپايى درحالى در مونيخ گردهم آمدند كه بر سر نقش سازمان ملل و امنيت خاورميانه به گفت و گو بنشينند، ولى دغدغه اصلى آنها ناتو بود. پيمان آتلانتيك شمالى نيز اين روزها تغييرات و اصلاحات جدى به خود مى بيند و اروپا علاقه دارد قدرت اجرايى بيشترى به آن دهد و به اصطلاح، آن را سياسى تر كند. رامسفلد نيز صحبت هاى خود را با مبحث ناتو آغاز كرد و گفت: «حدود ۴۰ سال پيش من نماينده آمريكا در ناتو بودم و ۳۰ سال از آن موقع و دوران خدمت من در ناتو مى گذرد. از همين رو مى خواهم به چند نكته خاص و نظر شخصى خود درباره اين سازمان بپردازم.»
رامسفلد از جمله شخصيتهايى است كه با افزايش قدرت ناتو بسيار موافق است و براى آن تلاش مى كند، چرا كه حداقل نقش مثبت ناتو در افغانستان را از نزديك تجربه كرده است.
موضع رامسفلد درباره ناتو
رامسفلد با ذكر علاقه شخصى خود به ناتو در مطلع سخنان خود گفت: «از زمانى كه با ناتو كار كردم، همواره اين سخن مطرح بود كه روزى ناتو از هم خواهد پاشيد و كارايى خود را از دست خواهد داد. خوشبختانه اين اتفاق نيفتاد و امروز ما بايد به درك اين نقطه برسيم كه براى حفظ امنيت به مواضع و همكارى هاى مشترك نيازمنديم.»
اين درحالى است كه ناتو در سال گذشته هفت عضو جديد به خانواده خود افزوده و در يك دهه اخير دو حضور شاخص و فعال داشته است. يكى در جنگ بالكان و ديگرى در افغانستان كه هنوز ادامه دارد. رامسفلد كه براى توجيه جنگ عراق و قبولاندن اشتباه اروپايى ها به شكل غير مستقيم سخن مى گفت، در ادامه چنين عنوان كرد: «مردم عراق درحالى پاى صندوقهاى رأى حاضر شدند كه هنوز پوسترها «اگر رأى دهى، خواهى مرد» در شهرها به چشم مى خورد.»
رامسفلد سعى داشت به اروپايى ها بفهماند كه اختلاف بر سر عراق نبايد ديگر بين آمريكا و اروپا تازه بماند و بهتر است آن را به فراموشى بسپارند. سابقه اختلاف در ناتو طولانى است و حداقل در ۴۰ سال گذشته چندين بار رخ داده است. در سال ۱۹۶۲ و در طراحى برنامه دفاع موشكى، اختلاف نظر جدى بين سران ناتو پيش آمد. در سالهاى پايانى دهه ۱۹۶۰ بود كه فرانسه تصميم به خروج از ناتو گرفت كه در آن زمان مى توانست به اضمحلال و از هم پاشيدن پيمان آتلانتيك شمالى منتهى شود و در سالهاى ۱۹۸۰ بر سر نصب و انتقال موشكهاى بالستيك بار ديگر اين اختلاف نمايان شد و البته آخرين آن بر سر جنگ عراق بود. رامسفلد به اروپايى ها اعلام كرد كه اگر آمريكا در ناتو نباشد، امكان تهديد جدى اروپا وجود دارد و به عنوان مثال به سالهاى ۱۹۷۰ اشاره كرد كه سناى آمريكا رأى به تخليه نيروهاى آمريكايى از اروپا و در اوج جنگ سرد داد و گفت: «فكرش را بكنيد كه اگر آن زمان اين اتفاق رخ مى داد، چه در انتظار اروپا بود.» رامسفلد توجه سران اروپا را به اين نكته جلب كرد كه در حال حاضر افراط گرايان دشمن اصلى غرب به شمار مى روند و براى مثال به حملات نيويورك، واشنگتن، استانبول، مادريد، بسلان، بالى و غيره اشاره كرد و غير مستقيم به آنها فهماند كه اگر قرار است اختلاف بين اروپا و آمريكا فراموش شود، بهتر است از اين به بعد هرچه آمريكا گفت ابتدا آنها همراهى خود را اعلام كنند و پس از آن به دنبال چگونگى انجام مأموريت باشند. اين درحالى است كه رايس پيش از رامسفلد به اروپا آمده و راههاى ديگر را پيشنهاد داده بود، اما وزير دفاع آمريكا به راههاى پيشنهادى رايس اهميت نمى دهد و خود نيز بر آن تأكيد دارد و هرگونه عملكرد ديپلماتيك را رد مى كند. وى در ادامه سخنرانى خود گفت «: افراط گرايان از دنيايى متمدن نمى آيند كه بشود با آنها بر سر قرارداد صلح گفت و گو و مذاكره كرد و به جاى آن با چهره اى توتاليتر به ميدان مى آيند.»
حمله به متحدين
رامسفلد در مونيخ موضع سختى گرفت و حتى به كشورهاى دنباله رو آمريكا كه به خاطر خوش خدمتى خود مورد تقدير قرار مى گيرند نيز خرده گرفت. پاكستان كه همواره در خدمت سياست آمريكا است نيز از اين انتقاد دور نماند. رامسفلد با اشاره به اين كه در حال حاضر بحث عدم گسترش سلاحهاى كشتارجمعى دغدغه اصلى در منطقه است، اعلام كرد كه بايد با شبكه هاى قاچاق تسليحات اتمى مقابله كرد و به طور مستقيم گفت: «ما وظيفه داريم با اين شبكه ها مقابله كنيم و شبكه اى مانند آنچه زير نظر شخصى بدنام به نام عبدالقديرخان اداره مى شود را از كار بيندازيم.»
يك ديپلمات غربى در رابطه با اين صحبت رامسفلد و اين تناقض كه پاكستانى ها عبدالقديرخان را قهرمان ملى مى دانند، گفت: «اين طور نيست و در پاكستان عبدالقديرخان دردسرهاى زيادى درست كرده و هيچ كس از او راضى نيست، اما چاره ديگرى نيز در ميان نيست و پاكستان مجبور است به لحاظ استراتژيك مدافع عبدالقديرخان باشد، اما دانشمند طمعكار پاكستانى تا به حال خبط و خطاهاى زيادى داشته كه باعث شرمسارى است.»
رامسفلد در سخنان خود در برخى مواقع و در حال ذكر صفت «افراط گرايان» سعى كرد كه اسلامگرايان را نيز با آن پيوند دهد كه با واكنش وزير خارجه مصر مواجه شد. ابوغيث در سخنانى گفت: «افراط گرا لفظى كافى است و نبايد آن را به اسلامگرايان پيوند داد، چرا كه اين گونه تصور مى شود كه هر اسلامگرايى، راديكال است.»
سياست امنيتى آمريكا
از صحبتهاى رامسفلد چنين بر مى آيد كه آمريكا از يكه تازى خود در دوره اول رياست جمهورى جورج دبليو بوش به دوره اى ديگر رسيده و حالا در دور دوم سعى دارد يك ارتش متحد را شكل دهد كه به فرمان آمريكا عمل كنند. حتى رامسفلد اينگونه آلمانها را به تمسخر گرفت كه از موسيقى آلمان براى آنها مثال زد و گفت كه شايد با موسيقى واگنر موافق نباشيد، اما حقايقى در موسيقى او نهفته است. آلمانها در كنفرانس مونيخ نتوانستند هيچ پرسشى نثار رامسفلد كرده و از او جواب بگيرند. رامسفلد اهميت نمى داد كه رايس به تازگى به اروپا رفته و سياستهاى ديپلماتيك خود را شرح داده است. او به اين مى انديشيد كه بوش قرار است به اروپا رود و بهتر است اروپا از حالا بداند كه با چه آمريكايى روبرو است و پس از آن بود كه بوش به بروكسل رفت و در مقر اصلى اجلاس اتحاديه اروپا به ايراد سخنرانى پرداخت و گفت كه اهداف خود را از پيش طراحى كرده و اروپا بهتر است در اين راه با آمريكا همگام شود. اين كه چگونه مى توان اروپا را با اين حركت آمريكايى همراه كرد، همان چيزى است كه خاوير سولانا، مسؤول سياست خارجى اتحاديه اروپا اين روزها به شدت روى آن متمركز شده است. رامسفلد در مونيخ حتى حاضر نشد پاسخى مناسب و قطعى به پرسشهاى گوناگونى كه درباره ايران و مذاكرات با اروپا مطرح مى شد، بدهد. فقط در يك مقطع گفت: «با تمام احترام به ايران، فكر نمى كنم از اين مذاكرات نتيجه مثبتى به دست آيد.» قطعاً رامسفلد با اين تفكر پيش مى آيد، چرا كه اگر عكس آن رخ دهد، آن زمان آمريكا كار بسيار سختى خواهد داشت و اين همان مسأله اى است كه اروپا منتظر است آمريكا را به آن نقطه برساند. در صورت هرگونه توافق نهايى اروپا و ايران، كار سخت براى آمريكا باقى مى ماند كه چگونه تحريم هاى خود را نقض كند و سعى كند با تغيير رويه، حقوق مشروع ايران را به رسميت بشناسد و اين چالشى است كه آمريكا نمى خواهد با آن دست به گريبان شود.
***
* قابل توجه اينكه با وجود اهميت چنين كنفرانسى، كامبيز توانا تنها خبرنگار ايرانى حاضر در كنفرانس مونيخ بوده است.