|
تغيير چهره شهر تهران در سال ۸۴
دست و رويت را بشوى «تهران بانو» !
|
|
|
مهرداد مشايخى
لوله هاى ظرفشويى آشپزخانه گرفته است و بايد هرچه زودتر ترتيب تعميرش را بدهد و گرنه آب تمام قلمروى فرمانروايى اش را فرا مى گيرد و تمام كمك هاى بشردوستانه هم نمى تواند سرزمينش را نجات دهد. قلمرو اسمى است كه همسرش روى آشپزخانه گذاشته است، البته طورى كه به گوش دوستان فمينيست زن نرسد. قلمرو اش حالا دچار آشفتگى شده و شير آب ظرفشويى هم نافرمانى مى كند، آب همه ظرفشويى را گرفته است و هرچه زودتر بايد به اين وضع آشفته سروسامانى بدهد. آگهى هاى روزنامه اولين گزينه براى پيدا كردن شماره تلفن يك لوله بازكنى و تعميرات شيرآلات است. كمى جلوتر از كيوسك روزنامه فروشى گروهى كارگر مشغول نصب داربستى فلزى و زمخت و بستن آن به درختان كنار جدول هستند تا پرده اى چيزى نصب كنند. يك لحظه اين كج سليقگى حال و روز قلمرواش را از يادش مى برد، به در و ديوار كوچه و خيابان نگاهى مى اندازد: كثيف و سياه است، رنگ باخته است و بى روح. با خودش مى گويد كه اگر اينجا جزوى از قلمرواش بود به همه اين مردان بى سليقه و پر ادعا مى فهماند كه شهر هم به تزئينات چشم نواز احتياج دارد، درست مثل اتاق پذيرايى، مثل گوشه آشپزخانه، مثل در و ديوار اتاق خواب بچه ها، مى فهماند كه اگر كمى ذوق و سليقه زنان را داشتند شهرى مى ساختند زيباتر و چشم نوازتر از اين شهر، يا دست كم قابل تحمل تر اينكه هر روز مى بينيم. حالا ديگر دور برداشته و انرژى گرفته است، ياد دوران دانشجويى اش افتاده است و استاد معمارى اش كه با حرفهايش در مورد تزئينات در و ديوار و بناها و ميادين شهر كلى وقت تلف كرده بود، البته به نظر دانشجويان آن موقع. كليد را كه به قفل در مى اندازد و بيشتر حرص مى خورد، روى در پر است از برچسب هاى تبليغاتى لوله بازكنى و تعميرات شير آب و ...، آن وقت او بيست دقيقه است كه خانه و زندگى را با آن وضعيت رها كرده است به دنبال آگهى هاى روزنامه، تا به پاى تلفن برسد در ذهنش هزار بار به دنبال راهى براى پاك كردن آن برچسب ها از روى در مى گردد اما... نه قلمروى شهر بماند براى همانها كه مى خواهند تميزش كنند و زيبا، بماند براى مردان كه همه راه حل هاى مشكلات را در دايره المعارف ذهن خود مى جويند. اينجا جاى تبليغ نيست هرچقدر هم تعلق خاطر شهروندى در او ريشه داشته باشد نمى تواند بپذيرد كه اين شهر هم خانه اوست، جايى است مثل آن چهارديوارى نقلى كه با خوش سليقگى و هماهنگى رنگها اشيا تزئين شده است. آشفتگى بصرى در و ديوارهاى دود گرفته و رنگ و رورفته، پياده روهاى باريك و عابربران و فضاهاى بى روحى كه هيچ انگيزه اى براى تأمل به عابران نمى دهند، از تهران بانوى خوش پوش زمان پدربزرگها و مادربزرگهاى او حالا پير بد قواره اى ساخته كه با هزار عينك زيبا بينى هم نمى تواند تحمل اش كند. شايد اين سرنوشت آينده همه شهرهاى روبه گسترش ايران باشد اما فرق تهران با بقيه شهرها اين است كه اين شهرى كه به سرعت در حال انبساط است عنوان پايتختى ايران را يدك مى كشد و براى تميز و چشم نواز شدن به چيزى بيش از باران هاى فصلى و برف هاى بى وفاى زمستانى نياز دارد. در و ديوار فروريخته بناهاى قديمى شهر مثل پيرزنانى كه جاى سالك هاى قديمى روى صورتشان مانده است تنها افسوس را به دل عابران مى اندازد و حسرت روزهاى جوانى اين بناها را، در عين حال سازمان زيباسازى شهردارى تهران هم مى گويد كه اين سازمان براى عمل به وظايف اش، يعنى مرمت بناهاى هويتى و تاريخى و زيبا كردن شهر به امكانات و اختيارات بيشترى نياز دارد، امكاناتى فراتر از آنچه در اختيار شهردارى تهران گذاشته شده است. لابد به همين دليل هم هست كه آنها در زيباسازى بايد فعلاً فكر خود را مشغول برنامه هاى پراكنده شان براى قابل تحمل تر كردن شهر بكنند. آن برچسب هاى رنگى سمج روى درهاى منازل كه يادتان هست، چندماهى است كه ديگر از آنها خبرى نيست. يك روز پايتخت نشينان چشمشان را كه باز كردند ديدند صدها رفتگر با آب و كاردك به جان آن برچسب هاى تبليغاتى افتاده اند تا شهروندان ديگر فكر نكنند كه اختيار درهاى منازلشان را هم ندراند. اگر كارها بر وفق مراد پيش برود شايد سال ۸۴ تغييرات بيشترى را بر چهره «تهران بانو» ببينيم! اينكه داربست هاى فلزى و پرده هايى كه با سليقه هاى متناوب روى آنها نصب مى شوند جلوه شهر را از اينكه هست زشت تر مى كنند به ذهن مسؤول زيبا كردن شهر هم رسيده است و پس از كش و قوس هاى فراوان براى دراختيار گرفتن تبليغات در محيط هاى شهرى توسط سازمان زيباسازى شهردارى حالا آنها به فكر آن افتاده اند كه جايگزينى براى اين داربست هاى زمخت ساخته شود به راحتى قابل نصب است. البته نتيجه استفاده از اين جايگزينى در شهر را بايد سال آينده ديد و اينكه آيا سليقه طراحان شهردارى با شهروندان همخوانى دارد يا نه. ابوالقاسم وحدتى اصل، مديرعامل سازمان زيباسازى مى گويد كه اگر اين ابزار تبليغات و همچنين تابلوها و بيلبوردها درست و اصولى نصب و نورپردازى شوند به جاى اين آشفتگى به زيبايى شهر هم كمك مى كنند. دست و رويت را بشوى قانونى در پايتخت يكى از كشورهاى آسياى ميانه هست كه رانندگان را مجبور مى كند قبل از ورود به شهر اتومبيل كثيف شان را بشويند. البته اين مسؤولان براى دادن امكانات به راننده ها هم فكرى كرده اند، به آنها درپاركينگ هاى حاشيه شهر آب پاشها وپارچه اى براى شستن ماشين مى دهند تا بهانه اى نماند! البته اين راه حل ابتدايى تنها درآن پايتخت خلوت وكم جمعيت كارايى دارد وبراى شهرهاى بزرگ بيشتر به يك شوخى مى ماند. اما چيزى شبيه اين قانون، در شكل و شمايلى عملى تر دربرخى از شهرهاى اروپايى ساكنان شهر را وادار مى كند، ديوارهاى دود وغبار گرفته خانه ها وبناهايشان را هرازچند گاهى بشويند ودر و پنجره هايشان را رنگ بزنند. كسى درتهران نمى تواند مالكان بناها را به اين كار وادار كند، اما شايد كارى كه براى زيبا و تميز كردن خيابان ولى عصر تهران آغاز شده است سال آينده اين خيابان را زيباتر از امروز كند. اين طولانى ترين خيابان درهمه شهرهاى ايران، از ميدان راه آهن درحال شسته شدن است ودرآن روزهايى كه تهرانى ها مشغول خانه تكانى آخر سال هستند اين شست و شوى در وديوار به سمت تجريش پيش مى رود تا حال و هواى سال نو به خيابان ولى عصر هم سرك بكشد. شايد نو شدن ودگرگونى را در اشكال ديگرى هم درچهره خيابان ولى عصر ببينيم، طراحى مبلمان شهرى كه جاى خالى اش در تهران و بيشتر شهرهاى بزرگ خالى است، درميدان ولى عصر تجربه مى شود. وحدتى مى گويد: «به دنبال اين هستيم كه مبلمان خيابان ولى عصر را به عنوان يك خيابان شاخص ازاول تعريف كنيم. ايستگاههاى اتوبوس را متحدالشكل مى كنيم ونيمكت هايى را درجايى از پياده رو تعبيه مى كنيم.» دستى است كه مى دانيم دير به سر شهر كشيده مى شود، اما بهتر است توى ذوق شهر و آدمهايش نزنيم همين را هم غنيمت بدانيم. ضمن اينكه ايده عملى نشده ديگرى كه شايد درسال ۸۴ چهره شهر را عوض كند، فكرى است كه بايد شر ساختمانهاى نيمه كاره را كم كند. درقوانين شهرى قانونى هست كه مالكان ساختمانهاى نيمه كاره را وادار مى كند روى اين ساختمانها را بپوشانند و قانون ديگرى هم هست كه شهردارى را موظف مى كند ساختمان نيمه كاره را بسازد و پولش را از مالك بگيرد، اما مديرعامل زيباسازى شهر تهران مى گويد كه اين قوانين نياز به احيا دارد. ساختمانهاى نيمه كاره چشم انداز شهر را از جنوب تا شمال آبله گون كرده اندو گويا سال ۸۴ وقت آن است كه فكرى به حالشان بشود. رنگ هاى ميهمانى شبانه چه كسى مى تواند انتظار داشته باشد شهر را خانه خودمان بدانيم آن هم درحالى كه رغبت نمى كنيم شبها درآن قدم بزنيم. تنها تزئين شبانه، نور مغازه ها و ريسه هاى رنگى ميادين در شبهاى انگشت شمار جشن و عيد درطول سال است و بناهايى كه در نور روز كمى زيبايى و چشم نوازى دارند درتاريكى شب بيشتر به هيولايى عظيم و سياه مى مانند. بازى با نورهاى رنگى تجربه شده ترين راه زيبا كردن بناهاى شاخص شهر وقابل تحمل تر كردن در و ديوار اين خانه در شبهاست . اين كار در تهران با نور پردازى مساجد شروع شده است وقرار است به نورپردازى همه بناهاى شاخص تر ختم شود، تا آنجا كه مديران دولتى هم مجبور به نورپردازى ساختمان اداراتشان شوند. اما شايد لازم باشد بازى نور به ديواره بزرگراهها هم كشيده شود. ديواره سيمانى بزرگراه ها كه با وجود ماندن به حال خود حسى جز كسالت والبته خشونت را به بيننده منتقل نمى كنند هم اگر روى رنگهاى شاد و زنده را به خود ببينند جلوه ديگرى پيدا مى كنند. اين كار البته حالا هم انجام مى شود ونقاشى ها وطرحهاى ماندگار با كاشى درسال جديد اين ديوارها را تزئين مى كنند نورپردازى اين ديوارها هم به ايده نقاشى هاى ماندگار اضافه شود ديگر تنها تصاوير جذاب بزرگراه ها درشب را تابلوهاى تبليغاتى تشكيل نمى دهند. ورود فقط با پاى پياده اگر همه طرحها براى زيبا وجذاب كردن تهران يك ايده فصلى باشد، اين يك آرزوى دست يافتنى است. آرزويى كه كمى مى تواند تهران را در ظاهر شبيه پايتخت هاى دوست داشتنى دنيا كند. آرزوى داشتن خيابانهايى كه اتومبيل ها حقى براى اشغال آنها ندارند. جايى كه استفاده از فضا ومبلمان وتزئينات شهرى تنها با پاى پياده مجاز است . درتحقق اين آرزو هرچند فعلاً درخيابان لاله زار ممكن نيست، اما خيابان كوچك تر وجمع و جور ترى براى الگوسازى درنظر گرفته شده است. خيابان باغ سپه سالار با چندين بناى قديمى و زيبا وفروشگاههاى كفش پر رونق اولين انتخاب زيباسازى تهران براى پياده كردن اين ايده است تا سال آينده، وقتى پروژه آماده كردن اين خيابان براى تبديل شدن به يك خيابان پياده تمام شد، عابران قدم زدن آسوده واستفاده از فضاهاى مرمت شده را دراولين خيابان پياده شهر تجربه مى كنند. دراين برنامه كف اين خيابان از نوساخته شده ، چند بناى تاريخى مرمت وتبديل به فضاى عمومى مى شوند، براى نشست رهگذران نيمكت هايى تعبيه مى شود و براى زيبا كردن دكور مغازه ها الگوهايى به كسبه پيشنهاد مى شود. وحدتى هم اميدوار است با تبديل شدن اين خيابان به خيابان پياده ، زمينه ترغيب اهالى خيابانهاى مشابه براى بستن آن خيابانها به روى ماشين ها به وجود آيد. ضمن اينكه مرمت بناهاى تاريخى شهر هم هرچند به كندى اما به هر حال دنبال مى شود . مثل برنامه ريزى براى مرمت كوچه مروى با آن ساختمانهاى قديمى ونوستالوژيك اش ، يا سردر بازار تهران درسبزه ميدان با ابهت يك نماد اقتصاد شهرى . آسايشى شبيه آنچه درخانه داريم اين زمستان كه بگذرد ، بهار نقطه آغازيست براى يك انتظار كشنده . حتماً همه شما روزى تجربه اش كرده ايد و وقتى پيدايش نكرده ايد به زمين وزمان لعنت فرستاده ايد، با عذاب خود را به خانه رسانده ايد وبدون سلام به اهل خانه با عجله يكراست سراغ توالت منزل رفته ايد! اما خب لابد اين عذاب براى لذت بردن از اين چارديوارى هاى تازه ساز درگوشه و كنار تهران لازم بوده است. ساخت سرويس هاى بهداشتى با امكانات جديد حدود دو ماه است كه درپايتخت شروع شده است و رهگذران مى توانند اميدوار باشند كه تا آخر سال نتيجه آن را ببينند. ضمن اينكه مديران زيباسازى شهر برنامه هايى را هم براى ايجاد تغييرات در وسائل بازى بچه ها درنظر گرفته اند، تغييراتى كه ضمن تنوع بخشى به اين وسائل ، امنيت آنها را هم بيشتر مى كند.
|