|
|
|
|
|
اخلاق در خانواده
|
|
|
|
در مطب روانكاو
|
|
|
|
هفت روش براى مقابله با خشونت عليه كودكان
|
|
|
|
مطب
|
|
|
|
|
|
|
درمان جديد در بيماران ديابتى
در ۷۰درصد بيماران ديابتى، مغز آسيب مى بيند و اين آسيب ديدگى به اعصاب پا صدمه مى زند و راه رفتن را براى اين بيماران مشكل مى كند، اما درمان جديدى براى اين بيماران كشف شده است كه به آنها كمك مى كند تا راه بروند و اين مشكل آنها را كم كم بر طرف مى كند. «باب ماهونى» يكى از بيماران ديابتى است كه اين بيمارى در او اختلالات عصبى ايجاد كرده و اين اختلالات باعث آسيب ديدگى درپاى چپش شده است. او مى گويد: «من فكر مى كنم كه يكنفر يك گلوله بزرگ يا كوه يخ را وارد پاى من كرده است و پاى من هيچ گونه حسى ندارد. اما در حال حاضر با استفاده از اين مسكن درمانى (درمان تسكين دهند) تفاوتهايى را احساس مى كنم. بعد از ۴۰ دقيقه درمان تسكين دهنده دوباره عصبهاى از كار افتاده پايم به كار افتاد و مى توانم راه بروم و حالا هر دوپايم بطور طبيعى كار مى كنند. حال ببينيم مسكن درمانى چيست؟ يك شيوه درمانى است كه با استفاده از تاباندن اشعه مادون قرمز به منطقه اى كه دچار مشكل است، عصب از كار افتاده را به كار مى اندازد. نحوه كار اينگونه است كه اين اشعه يك انرژى را از خود ساطع مى كند كه مى توانند ۴۰۰ درصد گردش خون در آن منطقه را افزايش دهد و بالاببرد و با اين كار عصب از كار افتاده دوباره حيات پيدا مى كند و شروع به كار مى كند و سالم مى شود. دكتر « آلن گليير» متخصص اين روش درمانى مى گويد: «ما در تحقيقات خود متوجه شديم كه ۱۲ جلسه اين درمان مى تواند تا ۴۶ درصد درد بيمار را كاهش دهد و تا ۷۰درصد نيز توازن ميان اندام او برقرار كند و از كار افتادگى بعضى از اعضا را ترميم كند. اما مطالعات و آزمايشات ما نشان داد كه اثر اين درمان كوتاه مدت است و حال سؤال اصلى و موضوع اصلى تحقيق ما اينست كه چطور مى توان نتيجه اين درمان را طولانى مدت كرد؟ مسأله اصلى اين است كه اگر ما بتوانيم سنسورهاى ثانوى را كه دچار اختلالات عصبى مى شود كاهش دهيم، مى توانيم مشكلاتى را كه براى پا به وجود مى آيد براى تمام طول عمر كاهش دهيم يا به طور كلى از بين ببريم. اما ما هنوز نمى دانيم كه چطور مى توانيم اينكار را انجام دهيم. «نانتى كار» يكى ديگر از بيماران ديابتى مى گويد: من تابستان سال گذشته براى درمان پايم به اين مركز در «نيوتن» مراجعه كردم و خوب شدم و هر چند ماهى كه دوباره درد به سراغم مى آمد و پايم از كار مى افتاد دوباره بر مى گشتم و چند جلسه تحت درمان قرار مى گرفتم و به جرأت مى توانم بگويم اين بهترين راه و شيوه است. زيرا من همه راهها و شيوه هاى درمانى را قبلاً امتحان كرده ام. حتى از «مديتيشن» Meditation نيز استفاده كردم و الان اصلاً براى راه رفتن از عصا استفاده نمى كنم و حتى گاهى در جنگل و پارك مى دوم و هر وقت كه احساس كمى ضعف كنم دوباره به اين مركز رجوع مى كنم. هزينه اين درمان را نيز بيمه پرداخت مى كند و ما هر دفعه فقط ويزيت ورود به اين مركز را پرداخت مى كنيم. حتى اگر مايل باشيم مى توانيد از بسته بنديهاى مخصوص منزل خريدارى كنيد و خودتان در منزل خود را تحت درمان قرار دهيد.
|
|
|
|
|
نيايش جمعه
اللهم العن أول ظالم ظلم حق محمد وال محمد وآخر تابع له على ذلك اللهم العن العصابة التى جاهدت الحسين وشايعت وبايعت وتابعت على قتله اللهم العنهم جميعا السلام عليك يا أبا عبد الله وعلى الأرواح التى حلت بفنائك عليك منى سلام الله أبداً ما بقيت وبقى الليل والنهار ولا جعله الله آخر العهد منى لزيارتكم السلام على الحسين وعلى على ابن الحسين وعلى أولاد الحسين وعلى أصحاب الحسين اللهم خص أنت أول ظالم باللعن منى وابدأ به أولا ثم اللعن الثانى والثالث والرابع اللهم العن يزيد خامسا والعن عبيد الله ابن زياد وابن مرجانه وعمر ابن سعد وشمرا وال أبى سفيان وال زياد وال مروان إلى يوم القيامة خدايا لعنت نما نخستين ستمگرى كه ستم كرد در حق محمد و خاندان محمدو آخرين كسى كه او را در اين ظلم و ستم پيروى كرد .خدايا لعنت كن گروهى را كه پيكار كردند با حسين و همراهى كردند و پيمان بستند و از هم پيروى كردند براى كشتن او. خدايا لعنت كن همه آنها را. درود بر تو اى اباعبدالله و بر روانهايى كه بر آستانت فرود آمدند. از جانب من سلام خدا بر تو، هميشه تا من زنده ام و تا شب و روز برپاست و خداوند اين زيارت را آخرين بار زيارت من از شما قرار ندهد و بر على بن الحسين و بر فرزندان حسين و بر ياران حسين. خدايا مخصوص گردان تو اولين ستمگر را به لعنت من و آغاز كن بدان لعن اولى را و سپس دومى و سومى و چهارمى. خدايا لعنت يزيد را در مرتبه پنجم و لعنت كن عبيدالله بن زياد پسر مرجانه را، عمر بن سعد و شمر و دودمان ابوسفيان و دودمان زياد و دودمان مروان تا روز قيامت. فرازى از زيارت عاشورا
|
|
|
|
|
اخلاق در خانواده
نقشهاى وارونه زن و مرد(۲)
احساس خستگى مفرط و يكنواختى در زندگى و همين طور بروز مشكلات متعدد در زندگى تمايل به صحبت كردن را در زن ها كم مى كند و رفته رفته آنان توان حل مشكلات روزانه خود را از دست مى دهند و بدون اينكه خود بخواهند به سمت عدم تعادل پيش مى روند. علايم زير نشان دهنده عدم تعادل در زنان است: ۱- احساس مسؤوليت غير اصولى براى حل مشكلات خانواده و كار مفرط ۲- تمايل به اينكه همسرشان پرحرفى كند ۳- احساس خستگى بسيار و در نتيجه پرخورى تمام اين واكنش ها به علت مشاهده نكردن حمايت مورد نياز از روحيه زنانه مى باشد. بنابراين يك زن احساس مى كند كه مجبور است از روحيه ظريف زنانه خوددارى كند و به سمت رفتار مردانه گرايش پيدا كند او فكر مى كند با اين كار مى تواند توجه همسرش را به خود جلب كند و باعث حمايت او شود اما نتيجه برعكس مى شود. مردها بايد به كمبودهاى همسر خود در اين زمينه توجه كنند و يا حمايت هاى بى دريغ خود حس زنانگى را در آن ها تقويت كنند . در چنين شرايطى يك مرد بايد با تمام وجود همسرش را درك كند و متوجه باشد كه ممكن است همسرش به كمى استراحت و تنها ماندن احتياج داشته باشد تا آمادگى و تعادل لازم را براى زندگى به دست آورد. حسين نجاتى برگرفته از كتاب: عشق، زندگى
|
|
|
|
|
در مطب روانكاو
دروغگويى در كودكان و شيوه هاى حل اين رفتار
دكتر شيرين نوروى (روانشناس از آمريكا) خانم دكتر چرا بچه ها گاهى دروغ مى گويند و در اين مواقع ما بايد چطور با چنين مشكلى برخورد كنيم؟ دروغ گفتن كودكان دلايل بسيار متفاوتى دارد. در ميان كودكان كم سن و سال تر، دروغ گويى معنايى مشابه آنچه بزرگترها مى شناسند ندارد بلكه بيشتر جنبه خيالبافى دارد ، بنابراين قصد آنها هرگز فريب دادن ديگران نيست. اما عمده ترين دليل دروغ گفتن از سوى كودكان در سنين بالاتر، فشار بزرگترها به آنان براى گفتن جزئيات دقيق يك ماجرا است. اين تحت فشار قراردادن كودكان را وادار به گفتن دروغ مى كند واز اينجا كودكان دروغگويى را ياد مى گيرند؛ چرا كه دروغ گفتن آنها را از تنبيه شدن باز مى دارد و آنها اين نكته را به تجربه و بر اثر رفتار غلط بزرگترها آموخته اند. پس او براى گريز از تنبيه شدن و مجازات، دروغ تحويل مى دهد. در حقيقت ريشه اغلب دروغها به دليل احساس ناامنى و وحشت از مجازات و تنبيه است، بنابراين چنانچه كودك به خاطر راستگويى درباره اتفاقى ناخوشايند يا ناشايست، از سوى والدين و يا بزرگترها تنبيه نشود، به دروغ گفتن پناه نمى آورد. هرچه كودك بزرگتر مى شود، از مسؤوليت اخلاقى بيشترى برخوردار شده و چون دروغگويى وجدانش را مى آزارد، لذا از دروغ گفتن بيشتر پرهيز مى كند. آيا دروغ گفتن، يك شكل كلى است يا از نظر علم روانشناسى مى توان انواعى براى آن قايل شد؟ خير، يك شكل كلى براى آن نمى توان در نظر گرفت بلكه بايد گفت آنچه كه ما به آن دروغگويى كودكان اطلاق مى كنيم، بسته به سن و موقعيت و شرايطى كه او در آن قرار دارد، متغير است و بنابراين نمى توان هر نوع گفته خلاف واقع از سوى كودك را به عنوان دروغگويى در معنايى كه بزرگترها از آن استنباط مى كنند، قلمداد كرد. اشكال مهم دروغگويى در كودكان را به صورت زير مى توان دسته بندى كرد: ۱ ـ دروغ بى معنى و پوچ ، كه كودك صرفاً براى جلب توجه والدين و بزرگترها بيان مى كند. زمانى كه كودك، توجه مثبت سايرين مثل همسالان و بخصوص والدين خود را دريافت نمى كند، با دروغگويى و بزرگ جلوه دادن خود سعى در گرفتن اين توجه خواهد كرد. فراموش نكنيد كه براى بچه ها، گرفتن و جلب توجه حتى از نوع منفى آن از سوى بزرگترها و ديگران، بهتر از فقدان هرگونه توجهى از سوى آنان است. ۲ ـ دروغهاى خيالبافانه، كه مخصوص كودكان كم سن و سالتر و خيال پرداز است. اين نوع خيالبافى ها و دروغ و غيرواقعى بودن آنها را هرگز نبايد به روى آنها آورد و به عبارتى به جاى هرگونه توجه و تمركز، بايد از كنار آنها گذشت. ۳ ـ دروغ بازى؛اين نوع شبيه نوع قبلى يعنى دروغهاى خيالبافانه است كه با آن كودكان حوادث تخيلى يا بازيهاى خود را سعى دارند به ديگران بباورانند. ۴ـ دروغ مبهم؛ كه كودك وقتى ناتوان از ابراز احساسات و افكار خويش است، با سر هم بندى و به هم چسباندن جملاتى سعى در بيان آن احساسات دارد؛ اما بزرگترها تصور مى كنند كه او در حال دروغگويى است. ۵ ـ دروغ انتقامجويانه؛ كه از نفرت و خشم كودك ناشى مى شود. ۶ ـ دروغ محدود و ساختگى؛ كه اغلب از ترس تنبيه و تهديد و توهين والدين و يا مربيان و بزرگترها صورت مى گيرد. ۷ ـ دروغ خودخواهانه؛ كه حساب شده است و جهت فريب دادن ديگران صورت مى گيرد و معمولاً براى به دست آوردن يك چيز يا وضعيت مطلوب از سوى كودك ابراز مى شود. ۸ ـ دروغ مصلحتى؛ كودكان اين نوع دروغگويى را به حساب خودشان براى مراقبت از دوستى كه در يك وضعيت مشكل قرار دارد و تحت فشار است بيان مى كنند. ۹ ـ دروغ عادتى يا عادت شده؛ اين نوع دروغها به دليل نتيجه گرفتن هاى قبلى از دروغهايى است كه پيش از اين ابراز شده و به عنوان يك الگوى رفتارى در دسترس اوست و برايش كاركرد داشته است. بهترين روش براى پرهيز دادن كودكان از دروغ گفتن به غير از شناسايى دلايل و ريشه هاى اين رفتار و تصحيح آنها چه نوع عملكردى است؟ والدين بايد از همان سنين اوليه با ظرافت و هوشيارى متوجه اين رفتار از سوى كودك خود باشند. اگر از همان دوران اوليه، كودك را به خاطر دروغگويى اش مورد طعن و مخالفت و يا استهزا و تنبيه قرار ندهيد بلكه با آرامش، مهربانى و صبورى با او در اين باره صحبت كنيد، او نيز به تدريج از اين نوع رفتار دست برمى دارد؛ ضمن آنكه بايد برخورد والدين به گونه اى باشد كه به كودك احساس شرم و يا گناه تلقين نكنند بلكه زمينه هاى بروز رفتار را از ميان بردارند. والدين با هوش بايد كودك خود را نه با دعوا و مشاجره و تنبيه بلكه با بيان مثالهاى خنده دار و شاد، از عواقب نامطبوع دروغگويى آگاه كنند. او با هدايت و رهبرى صحيح از سوى پدر و مادر، خود را از دروغگويى بى نياز ديده و لذا اين عمل را به عنوان يك الگوى رفتارى به كلى از دست خواهد داد. چرا كه راههاى بهترى براى جلب توجه خويش و يا بيان و ابراز احساسات و عواطف اش پيدا مى كند. به بيان ديگر او كم كم مى آموزد و در خود آن را تثبيت مى كند كه نه از ترس تنبيه و قانون و يا مجازات به هر شكل اجتماعى يا مذهبى بلكه به دليل كنترل از درون و وجدان فردى اش، از دروغ گفتن پرهيز كند.
|
|
|
|
|
هفت روش براى مقابله با خشونت عليه كودكان
به جاى تنبيه
|
|
|
نوشته : كاترين كولز ترجمه : فرح شيلاندرى
پژوهشها، تنبيه كودكان هنگام مطابق ميل نبودن و يا نادرستى اعمالشان براى والدين را تأييد مى كند. اما اين والدين گاه نمى دانند بجاى تنبيه چه بايد بكنند. آخرين تحقيقات به عمل آمده توسط دكتر «مورى استراوس» در «آزمايشگاه پژوهشهاى خانواده» تأييد مى كند كه تنبيه به كودكان ياد مى دهد براى حل مشكلات خود به زور و خشونت متوسل شوند. اين كار فقط خشونت را به كودكان مى آموزد، يعنى همان چيزى كه جامعة ما و همه جوامع نسبت به آن اينقدر حساس و نگران هستند. اين پژوهش نشان مى دهد كودكانى كه معمولا «تنبيه مى شوند، عزت نفس كمتر و افسردگى بيشترى احساس مى كنند و در بزرگسالى، مشاغلى با درآمد كمتر را مى پذيرند. بنابراين، به جاى تنبيه چه بايد كرد؟ ۱. اول اينكه، هرگاه دچار احساس خشم شديد و خواستيد كودكتان را تنبيه كنيد، درصورت امكان، محل را ترك كنيد. سعى كنيد آرام باشيد و خونسردى خودرا بازيابيد. در اين لحظه آرام اغلب مى توانيد جايگزين يا راه حل بهترى براى برخورد با مسأله پيدا كنيد. اكثر والدين به دليل فشار زيادى كه در لحظه اول در خود احساس مى كنند قادر به يافتن راه حل مناسب نيستند. معمولاً كارهاى ديگرى همزمان اتفاق مى افتد مثلاً هنگامى غذا روى اجاق مى سوزد، بچه ها باهم دعوا مى كنند، تلفن زنگ مى زند و در همان لحظه، يكى از بچه ها قوطى كنسرو را به زمين مى اندازد و همه جا را كثيف مى كند... اگر نمى توانيد موقعيت را ترك كنيد، به صورت ذهنى يك گام به عقب برگرديد و تا ۱۰ بشماريد. ۲. به خودتان وقت بيشترى براى استراحت و تجديد قوا بدهيد. پدر و مادرها وقتى به تنبيه و خشونت متوسل مى شوند كه عجله دارند يا به شدت خسته هستند. پس بهتر است زمانى را براى استراحت، ورزش، كتاب خواندن، قدم زدن يا عبادت اختصاص دهيد. ۳. مهربان و درعين حال جدى باشيد. يكى ديگر از موقعيتهاى خشنى كه والدين تمايل به تنبيه كودك پيدا مى كنند وقتى است كه بچه به درخواستهاى پى در پى يا مكرر آنان گوش نمى كند و سرانجام او را تنبيه مى كنند تا رفتار مناسب را به او يادآور شوند. يكى از راه حلهاى عملى در اين مواقع آن است كه هم سطح كودك قرار بگيريد، چشم در چشم او بدوزيد، آرام او را لمس كنيد، و با جملاتى كوتاه، مهربانانه اما جدى از او بخواهيد كارى را كه گفته ايد انجام دهد. مثلا» به او بگوييد «ازت مى خوام آرام و بى صدا بازى كنى.» ۴. چند انتخاب پيش پاى او بگذاريد. اگر كودك فقط يك راه براى انتخاب داشته باشد، معمولا ً ماجرا به تنبيه و عصبانيت ختم مى شود. مثلاً، وقتى بچه به جاى اينكه غذايش را بخورد، با آن بازى مى كند، به او بگوييد «يا دست از بازى كردن با غذايت بردار يا اينكه برو به اتاقت.» درصورتى كه بچه به بازى كردن با غذا ادامه دهد، با مهربانى و درعين حال جديت به او كمك كنيد از پشت ميز غذا بلند شود. بعد به او بگوييد «هر وقت براى غذا خوردن آماده شدى برگرد و پشت ميز غذا بنشين.» ۵. از نتايج منطقى استفاده كنيد. نتايج و پى آمدهايى كه ارتباطى منطقى با رفتار كودك دارند، مسؤوليت پذيرى را به او مى آموزند. مثلاً، كودك شما شيشه پنجره همسايه را مى شكند و شما او را تنبيه بدنى مى كنيد. او از اين ماجرا چه درسى مى گيرد؟ او ياد مى گيرد ديگر هرگز اين كار را تكرار نكند. اما همچنين ياد مى گيرد اشتباهات خود را نيز پنهان كند يا آن را به گردن ديگرى بياندازد، دروغ بگويد، يا اينكه كارى كند كه مچش گرفته نشود. ممكن است به اين نتيجه برسد كه بچه بدى است يا نسبت به والدين خود احساس عصبانيت يا انتقام جويى پيدا كند. هنگامى كه كودكى را تنبيه مى كنيد، ممكن است مطابق ميل شما رفتار كند چون مى ترسد بازهم تنبيه شود. اما آيا دوست داريد كودكتان فقط به خاطر اينكه از شما مى ترسد آن كار را تكرار نكند، يا به خاطر احترامى كه برايتان قائل است؟ حالا، وضعيت قبلى را با موقعيت كودكى مقايسه كنيد كه شيشة پنجره همسايه را شكسته و پدر و مادرش با لحنى مهربان اما جدى به او مى گويند «مى بينم كه شيشه پنجره همسايه را شكسته اى، براى جبران اين كار چه مى كنى؟» كودك تصميم مى گيرد براى جبران خطاى خود براى همسايه كارى انجام دهد مثلاً چندبار ماشين او را بشويد تا هزينه آن به اندازه شيشه ا ى برسد كه شكسته، يا كارى از اين قبيل. در اين موقعيت كودك چه چيزى را ياد مى گيرد؟ او مى آموزد كه اشتباه، بخشِ غيرقابل انكار زندگى است، و خود اشتباه چندان مهم نيست بلكه پذيرفتن مسؤوليت و جبران آن مهم است. تمركز اصلى از اشتباهِ صورت گرفته برداشته مى شود و متوجه مسؤوليت پذيرى و جبران آن مى گردد. كودك نسبت به والدين خود احساس عصبانيت و انتقام جويى پيدا نمى كند و مهم تر از همه اينكه عزت نفس كودك آسيبى نمى بيند. ۶. سكوت كنيد. بچه هايى كه زبان درازى مى كنند يا به تندى جواب والدين خود را مى دهند، پدر و مادر خود را تحريك به استفاده از خشونت مى كنند. در اين صورت، خونسردى خود را حفظ كنيد و فقط به او بگوييد «من به اتاق خودم مى روم. هر وقت احساس كردى كه مى توانى مؤدبانه و با احترام صحبت كنى، پيش من بيا.» ۷. وقتى كودك به لوازم يا اشيايى دست مى زند كه اجازه دست زدن به آنها را ندارد و به تذكرهاى شما هم اعتنا نمى كند، عصبانى نشويد. به جاى آن كه با پرخاش يا عصبانيت دست او را بكشيد، آرام او را از زمين بلند كنيد و به اتاق ديگرى ببريد. يك اسباب بازى يا چيز ديگر به او بدهيد تا توجه او را از اشياى قبلى منحرف كند و به او بگوييد «بعداً مى توانى آن را امتحان كنى. » ممكن است مجبور شويد چند بار اين كار را تكرار كنيد. عصبانيت و تنبيه يكى از راههاى آشكارِ آموزش خشونت در جامعه است. اين كار به عزت نفس كودك آسيب مى زند و سبب مى شود كودك سر به طغيان بگذارد و ديگر با شما همكارى نكند. موقعيت خانواده اى را تجسم كنيد كه مى دانند چگونه با هم همكارى كنند و مسائل خود را با استفاده از قوه خلاقيت خود حل مى كنند، بدون اينكه زور و خشونت را به كار گيرند. جايگزينهاى تنبيه، بى شمارند، و نتيجه آن اين است كه شما آرام تر رفتار خواهيد كرد و احساس امنيت و پشتيبانى بيشترى خواهيد داشت.
|
|
|
|
|
مطب
جلوگيرى از بيماريهاى قلبى در افراد سرطانى
افرادى كه به سرطان مبتلا هستند و تحت شيمى درمانى و درمانهاى مربوط به سرطان قرار دارند بيشتر در معرض بروز مشكلات و بيماريهاى قلبى قرار دارند. در حال حاضر پزشكان و محققان در تلاشند تا راهى پيدا كنند كه بتوانند از بروز بيماريهاى قلبى در اين افراد جلوگيرى كنند كه البته احتمال بروز اين بيماريها در خانمها بيشتر از آقايان است. در اينجا خانواده اى را براى شما مثال مى زنيم كه با اين بيمارى دست و پنجه نرم كرده اند. در ابتدا «كارن» كه مادر ۷ فرزند در شهر بوستون آمريكا است به سرطان خون مبتلا شده بود. كارن وقتى از بيمارى خود مطلع شد به پزشك خود گفت: تنها نگرانى من فرزندانم هستند و بعد از من چه كسى از آنها مراقبت خواهد كرد. پزشكان با داروهاى قوى شيمى درمانى سعى كردند او را نجات دهند و درست زمانى كه وى در حال بهبودى بود، پسرش «سين» به سرطان خون مبتلا شد و شوهرش «بيل» نيز دچار سرطان ريه شد كه بيل در عرض چند ماه جان خود را در اثر اين بيمارى از دست داد و حتى توان مقاومت در برابر شيمى درمانى را نداشت. «كارن» مى گويد: من هميشه معتقدم خداوند هر دردى به انسان مى دهد، توان مقابله و تحمل آن را نيز مى دهد و با اين تفكر توانستم اين شرايط سخت را تحمل كنم. اما اين خانواده نمى دانست كه تازه مشكلات اساسى بيمارى مادر (كارن) در راه است و دشمن بزرگى در كمين سلامتى بازيافته مادر است. كارن ادامه مى دهد، يك شب احساس كردم قادر به تنفس نيستم و تا وقتى كه روى تخت ننشسته بودم، نتوانستم نفس بكشم و وقتى حالم كمى بهتر شد متوجه شدم كه قوزك پايم ورم كرده است و چون خودم قبلاً پرستار بخش قلب بودم، فورى متوجه شدم كه مشكل از قلبم است. شيمى درمانى با اينكه زندگى كارن را نجات داده بود، اما باعث بروز بيمارى قلبى در وى شده بود و قلبش را ضعيف كرده بود، نه تنهاكارن بلكه اكثر خانمهايى كه تحت شيمى درمانى قرار دارند يا داشته اند، پس از اتمام دوران به ناراحتى ها و مشكلات قلبى دچار مى شوند و اين از اثرات و عوارض اين داروها است. دكتر «فيگ هرچنر» پزشك معالج كارن مى گويد: ۹۰ درصد بيماران من خانمهايى هستند كه از سرطان جان سالم به در برده اند، اما بدليل اينكه خانمها حساس تر از آقايان هستند، عوارض وخيم و بدشيمى درمانى و اشعه درمانى روى آنها اثرگذار است و عواقب بدى به جاى مى گذارد. وى در ادامه مى گويد: من و همكاران در حال تحقيق و بررسى راهكارهايى هستيم كه با استفاده از تكنيك هاى اشعه و راديويى و دارويى جديدتر، از عوارض بد و بيماريهاى قلبى جلوگيرى بعمل آوريم. كارن خيلى خوش شانس بود كه زود متوجه بيمارى قلبى خود شد، درست است كه ما فقط يكسال ديگر توانستيم او را زنده نگه داريم اما او به خاطر هر يك روزى كه بيشتر پيش فرزندانش و در كنار آنها بود، از خدا و ما قدردانى كرد و هر يك روز برايش همانند يكسال بود. بيمارى قلبى نيز به اندازه سرطان مى تواند خطرناك و ناراحت كننده باشد. زيرا زندگى پراسترسى خواهيد داشت، اگر قلبتان به خوبى كار نكند قلب ما بايد به خوبى كار كند و شما براحتى قادر به تنفس باشيد، زيرا در غير اينصورت هر روز بايد منتظر مرگ خود باشيد. اما اميدواريم كه تحقيقات مانتيجه بخش باشد و بزودى بتوانيم اين مشكل عمده را حل كنيم يا حداقل كمى آنها را كاهش دهيم.
|
|
|
|
|
بخنديد تا زندگى طولانى داشته باشيد
ترجمه: سهيلا عابدينى دكتر پل مك گى كه به مدت ۲۰ سال به مطالعه تأثير خنده بر سلامتى پرداخته است معتقد است: يك خنده شيرين نه تنها روحيه شما را بهتر مى كند بلكه ممكن است واقعاً به طول عمر شما هم بيفزايد. تحقيقات پزشكى نشان داده است خنده تأثير مهمى بر سيستم ايمنى بدن دارد و كمك مى كند سيستم ايمنى براى مقابله با بيمارى ها تقويت و ترميم شود. خنده فشار خون را پايين مى آورد: فشار خون در حين خنده بالا مى رود و وقتى خنده تمام مى شود تا خط مبنا پايين مى آيد. اين افت فشار خون موقتى است. اما اين امر نشان مى دهد كه خنده دائمى به پايين ماندن فشار خون كمك مى كند. خنده ورزشى براى قلب: يك نمايش كمدى جايگزين زمانى كه روى دستگاه مى دويد نيست اما خنده براى قلب شما يك ورزش كوتاه محسوب مى شود. ضربان قلب ۲۰ تا ۳۰ ثانيه پس از خنديدن افزايش مى يابد و به مدت ۳ تا ۵ دقيقه بعد بالا باقى مى ماند. خنده فشار روانى را كاهش مى دهد: خنده سطح هورمون هاى استرس زاى خون را پايين مى آورد و به انسان آرامش مى بخشد كه در واقع هدف تمام تكنيك هاى مربوط به پايين آوردن فشار روانى همين امر است.
|
|
|
|