جمعه ۷ اسفند ۱۳۸۳ - ۱۵ محرم ۱۴۲۶
Fri, Feb 25, 2005
ورزشى
۳۰۶۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
اجتماعى
سينما
گزارش
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
ورزشى
اوقات شرعى
فكر
ارتباطات
كتاب و كتابخوانى
افق
ضميمه ۱
آرشيو
گزارش حاشيه
امروز بعدازظهر، دربى استقلال و پرسپوليس
گزارش حاشيه
بازيكنان عراقى در فوتبال ايران
رضا خسروى
هفته نوزدهم رقابت هاى فوتبال ليگ برتر در حالى از روز شنبه آغاز خواهد شد كه تيم هاى شركت كننده در ليگ چهارم پس از سه هفته استراحت خود را براى ماراتن پايانى آماده كرده اند. ليگ چهارم نسبت به دوره هاى گذشته تفاوت هاى بسيارى داشت كه در ميان اين تفاوت هاى حضور بيشتر بازيكنان خارجى چشمگيرتر بود. در حاليكه در ادوار گذشته ليگ برتر كمتر شاهد حضور بازيكنان خارجى بوديم اما با آغاز ليگ چهارم تمايل باشگاه ها براى جذب بازيكنان خارجى بيشتر شد و اكثر تيم هايى كه توانايى مالى خوبى داشتند اقدام به جذب چند بازيكن خارجى كردند. البته اين موضوع تنها در فوتبال صادق نبود و ساير رشته هاى ورزشى از جمله كشتى و بسكتبال نيز اقدام به جذب مردان مورد نظر خود از كشورهاى خارجى كردند در اين بين فوتبال عموميت بيشترى داشت و اكثر تيم هاى ليگ برترى از وجود بازيكنان خارجى استفاده كردند. استقلال تهران كه فصل گذشته جايگاه شايسته اى داشت اما نتوانست عنوان قهرمانى را از آن خود كند جورج توپالوويچ دروازه بان صربستانى خود را به خدمت گرفت و آگوستين گيلائورى را نيز به جمع مردان خط دفاعى خود اضافه كرد.
اين دو در طول هجده هفته گذشته از بهترين بازيكنان تيمشان بودند. خصوصاً گيلائورى كه توانست جاى ثابتى در تركيب استقلال پيدا كند و در تمام بازيهايى كه مصدوم و محروم نبود به طور ثابت بازى كرد. رقيب ديرينه استقلال نيز كه فصل قبل از وجود ساشا ايليچ و عيسى ترائوره استفاده مى كرد اين فصل با جدايى آنها به سمت سه خارجى ديگر رفت. اما پرسپوليس در خريدن اين بازيكنان به هيچ وجه موفق نبود و آنها نتوانستند خواسته هاى كادر فنى و مسؤولان باشگاه را برآورده كنند. ايلياپرسكى، سامبوچى جو ونيكولفسكى سه بازيكن خارجى فصل جارى پرسپوليس هستند كه تاكنون نتوانسته اند حتى نيمى از انتظارات باشگاه و هواداران اين باشگاه را برآورده كنند. 
پرسكى در ابتداى فصل بازيكن ثابت پرسپوليس بود اما با بازگشت على انصاريان او به يك بازيكن نيمكت نشين تبديل شد و در برخى ديدارها بين پنج تا ده دقيقه آن هم براى حفظ نتيجه به ميدان مى رود. سامبوچى جو به عنوان مهاجمى كه آمده بود تا مشكل گلزنى پرسپوليس را حل كند و جانشين شايسته اى براى على دايى باشد در طول هجده هفته گذشته تنها يك گل براى پرسپوليس به ثمر رساند. سامبوچى جو در اكثر ديدارهاى پرسپوليس يك مهاجم نيمكت نشين بوده و كمتر فرصت بازى پيدا كرده است. هر وقت هم به ميدان آمده نتوانسته انتظارات را برآورده كند. نيكولفسكى دروازه بان تيم ملى مقدونيه نيز كه در اواسط نيمه فصل به جمع مردان پرسپوليس افزوده شد تا به حال حتى يك دقيقه هم براى اين تيم به ميدان نرفته است و مسؤولان باشگاه پرسپوليس هزينه اى بى مورد را براى او پرداخت كرده اند.
اين دروازه بان در حالى جذب پرسپوليس شد كه محمد محمدى، فرشيد كريمى و داود فنايى هر سه درآمادگى خوبى قرار داشتند. پاس تهران تنها عيسى ترائوره را به خدمت گرفت.
پيكان و سايپا تا هفته هجدهم از بازيكن خارجى استفاده نكردند و تيم هاى شهرستانى نيز خريدهايى انجام دادند كه به هيچ وجه نتوانستند گره اى از مشكلات تيمشان را حل كنند.
صباباترى نيز سه بازيكن خارجى كه عمدتاً آذربايجانى بودند به خدمت گرفت اما آنها هم نتوانستند آن طور باشند كه كادر فنى حساب مى كرد.
اصلاً در آغاز رقابت هاى اين فصل تيم هاى ليگ برتر به سمت بازيكنان صربستانى و گرجستانى رفتند و كمتر شاهد حضور بازيكنانى از كشورهاى ديگر هستيم. 
  در اين بين با آغاز فصل نقل و انتقالات نيمه فصل دوم زمزمه هايى در مورد حضور بازيكنان عراقى در تيم هاى ليگ برتر ايران به گوش رسيد. اين در حالى بود كه از چند سال پيش استقلال اهواز از وجود عبدالوهاب ابوالهيل هافبك تيم ملى عراق استفاده مى كرد و نمايش قابل قبول او در دو فصل گذشته باعث شده بود كه على شفيعى زاده مجدداً دو بازيكن عراقى ديگر را به جمع مردانش اضافه كند. باسم عباس و پس از او حوار و محمد دو بازيكن عراقى هستند كه هنوز فرصت چندانى براى حضور در ميدان پيدا نكرده اند اما اين اميدوارى را دارند كه در ادامه رقابت هاى ليگ بتوانند براى استقلال اهواز به ميدان بروند. در تعطيلات سه هفته گذشته ليگ برتر چند تيم ديگر به سراغ بازيكنان عراقى رفته اند و تيم هايى مثل سايپا، برق شيراز، پاس و پيكان توانسته اند با اين بازيكنان به توافق برسند. اين در حاليست كه در سال هاى اخير كمتر پيش مى آيد كه تيم هاى ليگ ايران به سراغ بازيكنان عراقى بروند. در سال هاى نه چندان دور مهند المهدى مهاجم عراقى در تركيب تيم صنعت نفت آبادان در ليگ ايران به ميدان رفت و حتى عنوان بهترين گلزن ليگ را هم به خود اختصاص داد اما پس از آن شاهد حضور بازيكن جديد نبوديم. البته يكى از دلايل عدم جذب بازيكنان عراقى در چند سال گذشته مى تواند تأثير جنگ دو كشور در دهه شصت باشد كه اجازه مراودات ورزشى را به طرفين نمى داد اما با سرنگونى حكومت صدام و روى كارآمدن حزب ها و نهادهاى جديد فضاى ورزشى عراق نيز دچار دگرگونى شد و از همين رو زمينه ساز حضور بازيكنان اين كشور در فوتبال كشورمان شد. 
يكى ديگر از دلايل جذب اين بازيكنان قيمت مناسب و پايين آنهاست كه نسبت به بازيكنان ايرانى هزينه هاى كمترى براى باشگاه ها دارد. اما نمى توان اين نگرانى را از نظر دور داشت كه اين روند در آينده اى نه چندان دور به فوتبال ما كه مملو از استعدادهاى بكر و نهفته است تأثير منفى بگذارد و شايد سبب نوعى سرخوردگى در بين بازيكنان داخلى شود و البته شايد هم بتواند با ايجاد انگيزه زمينه ساز موفقيت فوتباليست هاى ايرانى هم شود.
سهام پرسپوليس و بازار بورس
حس خوب براى فرار از بحران
202689.jpg
زمانى نه خيلى دور و نه خيلى نزديك پول، حرف اول فوتبال نبود. حرف اول را عشق مى زد و محبوبيت. شهرت هم خريدار بيشترى نسبت به پول داشت. در آن ايام از دل آن همه تيم فوتبال، اسم پرسپوليس به وضوح شنيده مى شد و اسم استقلال.
بقيه اگرچه معروف بودند، اما محبوب نبودند. هرچه بود به اين دو تيم و رنگ قرمز و آبى ختم مى شد. البته در آن ايام پول هم حرف هايى براى گفتن داشت. اما همه چيز فوتبال در اين كلمه ۳ حرفى ختم نمى شد.
باشگاه پرسپوليس آن زمان به پول هايى متكى بود كه سازمان هاى متولى، براى حيات اين تيم تأمين مى كردند. همچنين در برخى مواقع على پروين براى افزايش روحيه بازيكنان اين تيم، به پول هايى رجوع مى كرد كه حاصل جمع آورى خودجوش مردمى بود.
اما گردونه زمان كم كم نقش پول را در فوتبال ايران پررنگ تر كرد. كار به جايى رسيد كه اگر پولى در كار نبود پيشرفت كردن تبديل به يك امر محال مى شد. در همين ايام بود كه پرسپوليس زير پوشش وزارت معادن و فلزات رفت و طعم خرج كردن پول زياد را چشيد. حاصل اين خرج زياد كسب قهرمانى هاى پياپى، به واسطه كاهش نيازهاى مادى بازيكنان و در نتيجه رسيدن ذهن به آرامش خاطر و كشيده شدن پاى آنها به قلب فوتبال دنيا بود. و اين يعنى ثمره يك سرمايه گذارى بزرگ. اينجا بود كه داستان سهام پرسپوليس شكل گرفت. ورود مردان تجارى به عرصه ورزش باعث شد تا بحث سهام پرسپوليس و ارزشگذارى روى آن تبديل به بحث روز شود.
البته آنهايى كه داستان ورزش را دنبال مى كنند به خوبى مطلع داستان جنگ سهام در باشگاه پرسپوليس هستند و خوب مى دانند چطور بحث سهام اين باشگاه تبديل به سوژه مجادله مردان بزرگ اين تيم با سازمان تربيت بدنى شد.
نيازى به دادن توضيح بيشتر در اين مورد نيست. بعد از اينكه سازمان تربيت بدنى متوجه شد در جريان درگيرى سهام خواهان پرسپوليس، شعبه ۳۰۳ دادگاه قضايى رأى را به نفع بنياد هنرمندان سوره وابسته به حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى صادر كرد و ۷۰ درصد سهام باشگاه پرسپوليس را از آن اين بنياد دانست، به واسطه دولتى بودن باشگاه خواستار بازگشت اين اموال دولتى به نزد خود شد و به عنوان شخص ثالث وارد دعواى سهام شد.
اين دعوا ماهها به طول انجاميد و پرونده سهام از اين شعبه به آن شعبه قضايى ارجاع شد و بالاخره پرونده در شعبه ۳۴ دادگاه تجديدنظر با صدور رأى به سود سازمان تربيت بدنى مختومه اعلام گرديد. پرسپوليس وقتى به سازمان رسيد، تشكيلات تازه اى پيدا كرد و تحت نظارت مستقيم سازمان به كارش ادامه داد. اما از آنجا كه سازمان تربيت بدنى به واسطه رديف بودجه مشخصى كه در اختيار داشت نمى توانست تأمين كننده نيازهاى مالى پرسپوليس به تنهايى باشد. بودجه كم و اختصاص آن به مؤسسات و فدراسيون هاى وابسته همه چيز را به ضرر پرسپوليس نشان مى داد. در همان ايام مأموريت رئيس سازمان تربيت بدنى به مديريت وقت باشگاه (اكبر غمخوار) اين بود كه بحث ورود سهام پرسپوليس به سازمان بورس در دستور كار باشگاه و مديريت آن قرار بگيرد. از ابتدا ورود افراد دولتى با سمت هاى كليدى در دستگاه دولت همچون سيد حميد پورمحمد معاون وزير اقتصاد و دارايى، سيدضياءالدين شجاعى برهان معاون وزير بازرگانى و جليل سازگارنژاد و مشاور وزير بازرگانى و نماينده مردم شيراز در مجلس شوراى اسلامى در هيأت مديره باشگاه پرسپوليس به خاطر پيگيرى كردن همين بحث مهم اقتصادى در باشگاه پرسپوليس بود. اين پيگيرى در زمان غمخوار بسيار كند، اما در زمان حضور خطيب در سمت مديرعاملى باشگاه پرسپوليس بسيار تندتر پيگيرى شد.
اولين مشكلى كه پيش روى سرخپوشان پايتخت قرار داشت اين بود كه در قوانين اقتصادى كشور، شركت ها مى توانند در بحث سهام وارد شوند و دستورالعملى براى ورود مؤسسات در اين پروژه اقتصادى وجود نداشت. در سال ۷۰ عباس انصارى فرد مديرعامل وقت پرسپوليس اين باشگاه را مؤسسه اعلام كرد و از آن پس پرسپوليس به مؤسسه فرهنگى ورزشى پرسپوليس تغيير نام داد.
اولين برنامه اى كه مديريت باشگاه پرسپوليس در دستور كار خود قرار دادند ثبت مؤسسه در اداره ثبت شركت ها بود. اما قانونى براى اين كار وجود نداشت. حتى در قوانين شرايط تبديل مؤسسه به شركت يافت نمى شد. به همين خاطر بخش حقوقى و اقتصادى سازمان تربيت بدنى به همراه پورمحمد رئيس هيأت مديره باشگاه پرسپوليس در دوره دوم مديريت اين باشگاه رايزنى هايى را براى حل اين مسأله با سازمان ثبت اسناد و املاك كشور آغاز كردند.
درنهايت آنچه كه اتفاق افتاد اين بود كه قوه مجريه، قوه قضاييه را مجاب مى كند كه اين انتقال مى تواند امكان پذير باشد. پرسپوليسى ها وقتى اين مشكل را از پيش رو برداشتند توانستند به كمك سازمان ثبت اسناد و املاك كشور، اداره ثبت شركت ها را وادار كنند كه اين انتقال را به رسميت بشناسد و كار ثبت شركت پرسپوليس را به پايان برساند. اين امر حدوداً دو ماه قبل صورت گرفت و آگهى ثبت شركت در روزنامه رسمى كشور به چاپ رسيد.
هرچند زمان براى پرسپوليس بحران زده به واسطه نبود نقدينگى و وجود بدهى هاى فراوان بسيار حائز اهميت بود، اما مراحل تغيير اساسنامه و رايزنيها با اداره ثبت اسناد و املاك و ثبت در اداره ثبت شركتها زمان فراوانى را از پرسپوليس گرفت. در ميانه راه پرسپوليسيها متوجه شدند به علت سودده نبودن شركت هاى دولتى قادر به حضور در بازار بورس نيستند مگر آنكه پرونده در هيأت عالى واگذارى مورد تأييد مقامات دولتى قرار بگيرد. آنها مى دانستند چنانچه هيأت عالى واگذارى پرونده آنها داراى صلاحيت براى ورود به بازار بورس تشخيص دهد، هيأت دولت نيز پرونده را تأييد كرده و آن را به سازمان خصوصى سازى ارائه خواهد داد تا ميزان سهم ارائه شده و قيمت پايه سهام مشخص شود. اما حضور اوليه پرونده در هيأت عالى واگذارى به خاطر مشكل ثبت با جواب مثبت روبرو نشد تا زمان باز هم براى پرسپوليس به كندى پيش برود.
اما پرسپوليس كم كم به پايان اين راه طولانى مى رسد. به زودى پرونده در هيأت عالى واگذارى مورد بررسى قرار گرفته و بقيه مراحل راه چندانى در پيش نخواهد داشت.
گفته مى شود به احتمال فراوان بعد از تأييد هيأت عالى واگذارى و هيأت دولت، سازمان خصوصى سازى كه شخص پورمحمد رئيس هيأت مديره پرسپوليس در آن فعال است طى مزايده اى ميزان سهام، افرادى كه توانايى خريد سهام را دارند و ارزش سهام مشخص مى شود. البته سؤالاتى هم در اين مورد مطرح مى شود. گفته مى شود بخشى از مسؤولان سازمان تربيت بدنى و باشگاه پرسپوليس به دنبال خريد اين سهام هستند. بايد ديد اگر چنين اتفاقى بيفتد آيا مزايده نهايى شكل واقعى خواهد داشت و يا شرايط به گونه اى ديگر تغيير خواهد كرد.
البته گفته مى شود شركتهايى به دنبال خريد سهام هستند كه باز هم افراد وابسته به سازمان و پرسپوليس در آن فعال مى باشند. به هرحال پرسپوليس با طى كردن اين راه سخت به آنجايى رسيده است كه مى توان نامش را حس خوب فرار از بحران ناميد. البته بايد باز هم منتظر نتايج اقدامات دور باشيم.
دورتموند در بحران
اينگونه به نظر مى رسد كه در حال حاضر هيچ چيز بر وفق مراد تيم دورتموند قهرمان ۶ دوره بوندس ليگا نيست، چه در داخل زمين چمن و چه در خارج از آن.
دورتموند كه در سال ۱۹۹۷ به مقام قهرمانى جام باشگاههاى اروپا دست يافت، اعلام كرد ۱۳۴‎/۷ ميليون يورو بدهى دارد و ممكن است در اواسط سال ۲۰۰۶ به طور كامل ورشكسته بشود.
دو روز پس از اعلام اين خبر، تيم دورتموند در زمين چمن با نتيجه ۵ بر صفر مغلوب بايرن مونيخ شد.
فصل پيش نيز دورتموند در مكان ششم جدول رده بندى بوندس ليگا قرار گرفت، به همين دليل تيم بوخوم، رقيب هميشگى دورتموند به جاى اين تيم روانه جام يوفا شد و دورتموند از حضور در رقابتهاى اروپايى باز ماند.
در واقع همين ناكامى (حضور نيافتن در رقابتهاى اروپايى) باعث نمايان شدن مشكلات مالى اين تيم در فصل جارى شده است.
دورتموند كه تنها باشگاه آلمانى حاضر در بورس است، از مدتى قبل با مشكلات مالى مواجه بود، اما با حضور در رقابتهاى جام باشگاههاى اروپا، بدهى هاى كلان خود را جبران مى كرد و با درآمد حاصل از شركت در رقابتهاى اروپايى، حقوقهاى سرسام آور بازيكنانش را پرداخت مى كرد.
با آنكه حاميان مالى اين تيم حاضر شده اند با سرمايه گذارى بيشتر از ورشكستگى اين تيم جلوگيرى بكنند، اما مشكلات اين باشگاه آلمانى بسيار فراتر از اين است.
اين باشگاه بايد پيش از جام جهانى ،۲۰۰۶ به توسعه ورزشگاه وست فالن بپردازد و ظرفيت آن را به ۸۰ هزار نفر برساند. براى اينكه ۶ بازى جام جهانى در وست فالن برگزار مى شود، بايد صندلى هاى جديد و ورودهاى الكترونيكى در اين ورزشگاه نصب بشود.
حتى اگر هزينه توسعه ورزشگاه وست فالن هم تأمين بشود، آنگاه سازمان ليگ آلمان بايد عملكرد مالى اين باشگاه را در فصل قبل تأييد كند، در غير اين صورت، دورتموند حق حضور در بوندس ليگا را نخواهد داشت.
البته اگر باشگاه دورتموند صورت حسابهاى مالى غير واقعى ارائه كند و سازمان ليگ آن را تأييد كند، آنگاه مسؤولان باشگاه اينتراخت فرانكفورت فرياد اعتراض سر خواهند داد.
در صورتى كه عملكرد مالى دورتموند در فصل قبل تأييد نمى شد، آنگاه فرانكفورت به رقابتهاى دسته دوم سقوط نمى كرد و در بوندس ليگا يك باقى مى ماند.
به هرحال به نظر مى رسد كه مشكلات دورتموند خارج از زمين فوتبال، روى روح و روان بازيكنان اين تيم تأثير منفى گذاشته باشد، چون اگر غير از اين بود، دورتموند با ۵ گل مغلوب بايرن مونيخ نمى شد.
كريستين ورنز كاپيتان دورتموند مى گويد: تمركز كردن در شرايط موجود براى بازيكنان بسيار دشوار است، با توجه به اينكه مربى اين تيم بارها تهديد به كناره گيرى كرده، بعيد است شرايط فنى اين تيم در زمين چمن نيز در روزهاى آينده بهبود يابد.
امروز بعدازظهر، دربى استقلال و پرسپوليس
در انتظار يك مساوى ديگر
امير بهادرى نژاد
ديدار سنتى تيم هاى استقلال و پرسپوليس امروز جمعه در ورزشگاه آزادى برگزارمى شود كه بعيد است اين بازى هم مانند بازى رفت اين دو تيم كه با نتيجه كسالت آور صفر برصفر به پايان رسيد، چنگى به دل بزند. آنچه در چندبازى اخير اين دو تيم پرطرفدار رخ داده، تماشاگران را به نوعى نسبت به عملكرد تيم هاى محبوبشان بدبين كرده است.
اين دو تيم از مهرماه سال ۱۳۷۸ تاكنون ۱۱بازى با يكديگر انجام داده اند كه ۷ بازى به نتيجه مساوى به پايان رسيده است و به همين دليل پيش بينى نتيجه اى به غير از نتيجه مساوى در بازى امروز نيز كمى غيرمنطقى به نظرمى رسد.
202620.jpg
اما به چه دليل اغلب بازيهاى اين دو تيم به ديدارهاى كسالت آور تبديل مى شود؟ اولاً مربيان هر دو تيم از شكست هراس دارند چون طرفدارانش حاضرند در برابر تمام تيم هاى حاضر در ليگ شكست بخورند اما در اين بازى حيثيتى پيروز بشوند. به همين دليل اين ترس از شكست و استرس هاى پيرامون آن را به صورت غيرمستقيم به بازيكنان داخل ميدان انتقال مى دهند.
مربيانى كه با هدف شكست نخوردن تيم خود را با شيوه اى تدافعى به ميدان مى فرستند و دستور بازى بسته را مى دهند، به سرنوشت اين ديدار قفل مى زنند.
از سوى ديگر برگزارى جلسات توجيهى پيش از بازى براى بازيكنان اين دو تيم باعث مى شود كه آنها محتاط تر در ميدان حاضر بشوند.
همچنين اگر به اين مجموعه محتاط، يك داور پرسوت و سختگير نيز افزوده بشود، گره هاى آن را كورتر مى كند. اين بار ايوانف روسى قضاوت اين بازى را برعهده دارد و تنها اميدواريم كه او نيز مانند داور بازى رفت از همان ثانيه اول براى حفظ بازى و آرام كردن جو سوت خود را به صدا درنياورد.
در حال حاضر شرايط در جدول رده بندى به گونه اى است كه پرسپوليس و استقلال هريك در صورت شكست خوردن از حريف، از كورس قهرمان جا خواهندماند و بعيد است كه تيم ناكام اين بازى به گردپاى فولاد برسد. البته شايد حضور بازيكنان پرتحرك و با انگيزه اى چون مهرداد اولادى در پرسپوليس و رضاعنايتى در استقلال معادلات اين بازى را بهم بزند.
متأسفانه هر چه تلاش مى كنيم نمى توانيم به ارائه يك بازى تماشاگر پسند ازسوى دو تيم اميدوار باشيم هرچند كه آرزو مى كنيم، اين پيش بينى ها بعدازظهر روز جمعه غلط ازآب دربيايد.
در پنجاه و هفت ديدار گذشته دو تيم، ۱۸ پيروزى براى استقلال، ۱۵ برد براى پرسپوليس ثبت شده و ۲۴بازى نيز به تساوى انجاميده است. اين دو تيم در حالى پنجاه و هشتمين ديدار خود در ورزشگاه آزادى تهران را برگزارخواهندكرد كه در پايان هفته نوزدهم ليگ برتر فوتبال باشگاههاى ايران، تيم پرسپوليس با كسب ۳۷ امتياز در رده سوم و تيم استقلال تهران با ۳۳امتياز در رده چهارم پس از دو تيم فولاد خوزستان و ذوب آهن اصفهان قرارگرفتند.
بازى رفت اين دو تيم در اول آبان ماه امسال و از هفته ششم ليگ برتر فوتبال با نتيجه مساوى صفر بر صفر به پايان رسيد.
ديدار برگشت را كه ساعت ۱۵ روز جمعه هفتم اسفندماه در ورزشگاه آزادى تهران برگزار مى شود، والنتين ايوانف داور صاحب نام روسيه به همراه دو هموطن خود قضاوت خواهدكرد.

|   صفحه اول   |   سياسى   |   اجتماعى   |   سينما   |   گزارش   |   ويژه ۱   |   ويژه ۲   | 
|   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   ورزشى   | 
|   اوقات شرعى   |   فكر   |   ارتباطات   |   كتاب و كتابخوانى   |   افق   |   ضميمه ۱   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |