|
نگاهى آمارى به وضعيت اكران ۸۴
در پس اسم ها
|
|
|
آزاده سهرابى اسم ها پشت هم رديف مى شوند؛ نام فيلم ها،كارگردان ها، تهيه كنندگان، مراكز خصوصى ودولتى. پس و پيش كردن آنها هم تغييرى در ماهيت اتفاقى كه درسينماى ايران مى افتد نمى دهد. بيست و سومين جشنواره فيلم فجر برگزار شد و حالا همه ما دورنمايى - نزديك به واقعيت - از سال جديد اكران فيلم ها براى خودمان يا ديگران ترسيم مى كنيم و اگر بپذيريم ۹۰ درصد اكران هر ساله را جشنواره همان سال رقم مى زند دور بعضى از اسم ها و روى بعضى ازآنها خط مى كشيم، جاى معدود گزينه هايى را خالى مى گذاريم؛ همان فيلم هايى كه به هر دليلى به جشنواره نرسيدند كه تعدادشان مثل هميشه زياد نيست. حالا يك ليست با حدود ۵۰ اسم داريم كه كمى خط خطى شده و از روى اين خط خطى ها، مى شود تحليل پيش رو را حدس زد: آيا سينماى ايران در بيست و سومين جشنواره فيلم فجر در توليد قدمى به جلو برداشته يا گامى به عقب؟ در تكنيك، محتوا، مخاطب يابى، تنوع مضمون، كارگردانى، بازيگرى، فيلمنامه نويسى، ارتقاى جايگاه و ... چطور؟ آيا سال ۸۴ سال خوبى براى سينماى ايران خواهد بود؟ سالى پر از تماشاگر، پر از نقدهاى اميدواركننده، پر از جوايز ارزنده؟ «اسم ها» مثل هميشه ما را به جايى نمى رساند: بابا عزيز، باغ هاى كندولوس، بشارت منجى، بيدار شو آرزو، بيد مجنون، پشت پرده مه، شكوفه هاى سنگى، جايى براى زندگى، آلبوم، غروب شد بيا، گيلانه، يك تكه نان و... حتى اسم هايى كه در نگاه اول عجيب و توجه برانگيز به نظر مى رسد، رستگارى در هشت و بيست دقيقه، زن زيادى، سالاد فصل، ديشب باباتو ديدم آيدا، ماهى ها عاشق مى شوند، نه «اسم ها» ما را به جايى نمى رساند. مثلاً چطور ممكن است از روى «اسم ها» بفهميم توليد فيلم در سالى كه دارد مى گذرد و محصولش را در جشنواره ديديم، بر اهل سينما چگونه گذشته، چند درصد تهيه كنندگان بخش خصوصى باز هم سرمايه شان را روى توليد فيلمى ريسك كردند، چند درصد نيامدند و چند درصد جا زدند؟ از كجا بفهميم هنوز سينماى ما به حضور سرمايه گذارى بخش دولتى وابسته است؟ از كجا بفهميم كدام فيلم به بازگشت سرمايه اش مى تواند اميد داشته باشد و كدام يك نه و اصلاً اين بازگشت سرمايه در سينماى امروز در كدام نقطه از اهميت ايستاده؟ مى بينيد. از روى اسم ها حتى نمى توان نام كارگردانش را حدس زد. اسم ها فقط يك واسطه اند براى نام بردن از فرزندانى كه ديگر به دنيا آمده اند. از اسم فيلم ها كه بگذريم به اسم كارگردان ها مى رسيم. اين بار اسم ها آشناترند: ايرج كريمى، كيانوش عيارى، مجيد مجيدى، محمد بزرگ نيا، رضا ميركريمى، رسول صدرعاملى، سيروس الوند، تهمينه ميلانى، فريدون جيرانى، كامبوزيا پرتوى، كمال تبريزى و... هر چند اين اسم ها به واسطه آشنايى شان كمتر گمراه مان مى كنند اما باز هم ما را چندان جلو نمى برند فقط با مرور آنها مى توانيم جاى خالى اسامى آشنايى را بگذاريم و بپرسيم چرا مهرجويى با وجود تجربه موفق ميهمان مامان، امسال فيلم نساخت و يا درويش پس از جنجال دوئل چه مى كند؟ و كيميايى؟ از روى اسامى كارگردان ها تا حدودى مى توان حال و هواى فيلم هاى توليدى را حدس زد. مثلاً پيش بينى كرد صدرعاملى همان راهى را ادامه داده كه در ترانه و كفش هاى كتانى پيموده، يا ايرج كريمى همان سبك فيلمسازى و روايت را دوباره تجربه كرده و يا تهمينه ميلانى باز هم فيلمى در محدوده حرف هايى كه پيش از اين زده ساخته و يا جيرانى و ... هر چند گاهى اين پيش بينى صد در صد جواب نمى دهد (مثلاً يك تكه نان و مارمولك از اين نمونه اند) اما ما را در مجموع زياد بيراه نمى برد اما باز هم نمى توان حدس زد اگر دو فيلم قبلى ايرج كريمى در گيشه موفق نبوده، حتى با وجود تكرار همان راه باغ هاى كندولوس به طور يقين در گيشه موفق نخواهد بود!و اينگونه آمارى از شكست ها و پيروزى هاى اكران سال ۸۴ را پيش بينى كنيم. (البته پيش بينى وضعيت سال ۸۴ سينماى اكران اصلاً غيرقابل پيش بينى نيست). اما از اسم ها كه بگذريم، اگر فيلم ها را در جشنواره نديده باشيم، نگاهى گذرا به مضمون و داستان چند خطى فيلمها نكات مهم ترى را بر ما عيان مى كند. مثلاً اينكه نزديك به ۳۰ درصد توليدات امسال فضايى روستايى دارند به اين معنا كه يكى از مشخصه هاى لوكيشن، مضمون، دغدغه، شخصيت اصلى و يا هر چهار مشخصه در ارتباط مستقيم با محدوده كوچكى به نام روستاست (البته بگذريم كه گاه مفاهيم بسيار بزرگى در همين محدوده كوچك مطرح مى شود) اين ۳۰ درصد، يك معناى ديگر هم براى توليدات ما دارد، اينكه از نظر توليدى (صرف هزينه و...) سينماى ما با اين انتخاب، چه چيز را ثابت مى كند؟ نكته ديگر با نگاهى گذرا به مضمون آثار ما را به اين نتيجه مى رساند كه تنها يك درصد فيلم هاى امسال در ژانر كمدى و باز هم همان يك درصد در ژانر تخيلى كودك و نوجوان تهيه و توليد شده. يا اينكه مضمون جنگ همچنان درصدى از سهم توليدات سالانه سينما را در اختيار دارد و امسال اين سهم چيزى در حدود ۲۰ درصد است و باقى آثارى عمدتاً تراژدى و گاه ملودرام خانوادگى، اجتماعى. حالا با كنار هم قرار دادن اسامى، تجربه هاى سال هاى گذشته سينماى ايران در برخورد با مخاطب و مضمون آثار مى توان به يكسرى نتايج رسيد اما نتيجه گيرى مهم هنوز مانده است. در اين بررسى ها يكسرى اسامى كه اتفاقاً از روى آنها مى توان يكراست به نتايجى رسيد گذشتيم «اسم تهيه كننده» . تقسيم توليد فيلم در سينماى ايران به دو بخش خصوصى و دولتى ساده تر مى كند. هر چند در توليد بسيارى از فيلم ها آوردن نام تهيه كننده به تنهايى ما را در يك تحليل دقيق از روند توليد در سينماى ايران قرار نمى دهدو بايد در پس نام آنها به دنبال سرمايه گذاران جدى و اسپانسرهاى مالى بگرديم اما در اين مجال از اين بخش چشم مى پوشيم و از روى همين اسامى مقابل نام تهيه كنندگان ليستى پيش رويمان قرار مى دهيم. در اكران ۸۴ به روال هر ساله با فيلم هايى روبرو خواهيم بود كه جلوى عنوان كارگردان و تهيه كننده با يك «اسم» روبرو هستيم. كيانوش عيارى، رضا ميركريمى، رسول صدرعاملى، محمدرضا اعلامى، سيروس الوند، عليرضا رسولى نژاد، كاظم معصومى كارگردان هايى هستند كه تهيه و توليد فيلم هايشان را خودشان به عهده گرفتند و به سرانجام رساندند. مجيد مجيدى و على زمانى عصمتى نيز دو كارگردان ديگرى هستند كه در تهيه فيلم هايشان نقشى بر عهده دارند و اينها همه يعنى به طور ميانگين ۲۵ درصد. عليرضا شجاع نورى (با تهيه ۲ فيلم)، محمد خزاعى (با تهيه ۲ فيلم)، غلامرضا موسوى (۲ فيلم)، محمدباقر آشتيانى، محمد نيك بين، سيدكمال طباطبايى، مسعود جعفرى جوزانى، امير سماواتى، بهروزهاشميان، سعيد سعدى، محمدرضا تخت كشيان، حسن كلامى، سيداحمد ميراعلايى، ناصر عنصرى، محسن على اكبرى، روح الله برادرى، محسن امير يوسفى، مرضيه برومند، سيدامير پروين حسينى، محمدرضا سرهنگى تهيه كنندگانى هستند كه در برخى موارد به تنهايى و گاه با مشاركت يك نهاد دولتى در تهيه آثار اكران ۸۴ سينماى ايران ايفاگر نقش هستند. اگر بخواهيم آمارى به اين «اسم ها» نگاه كنيم و با احتساب كارگردان - تهيه كننده ها بخش خصوصى به طور مستقل ۶۰ درصد (حداقل اسماً) در تهيه و توليد آثار ۸۴ اكران حضور دارندو ۲۰ درصد آثار با مشاركت بخش خصوصى و دولتى وكمتر از ۱۶ درصد سهم بخش دولتى به تنهايى خواهد بود. مراكزى مثل بنياد سينمايى فارابى، حوزه هنرى، صدا و سيما، سازمان توسعه سينمايى سوره و ... در نگاه اول زياد نبايد نگران باشيم. بخش خصوصى هنوز فعال است و تا مادامى كه بخش خصوصى در تهيه و توليد سينما نقش داشته باشد مى توانيم به حركت سينما بيشتر اميدوار باشيم اما چند نكته در جست وجو ميان اسامى و البته نقدها و تحليل هاى گوشه و كنار سينما در اين روزها هم حائز اهميت است. در ميان توليدات امسال كه به جشنواره رسيد و سال آينده به اكران در مى آيد جاى نام تهيه كنندگانى مثل مرتضى شايسته، حبيب الله كاسه ساز، حسن توكل نيا، سيدجمال ساراتيان، ايرج تقى پور، مجيد مدرسى، على معلم و ... خالى است. فكر مى كنم ديگر بايد اعتراف كنيم كه «اسم هايى» كه پشت هم رديف مى شوند ما را به هيچ جا نمى رساند پس و پيش كردن آنها هم تغييرى در ماهيت اتفاقى كه در سينماى ايران مى افتد نمى دهد. بيست و سومين جشنواره فيلم فجر برگزار شد و حالا همه ما از به دنبال هم رديف كردن «اسم ها» و خط خطى كردن ليستى كه از همين «اسم ها» تهيه كرده ايم و آمار گرفتن و درصدها را بالا و پايين كردن سعى مى كنيم دورنمايى نزديك به واقعيت از سال جديد اكران كه پيش روست به دست بياوريم. آيا سال ۸۴ سال خوبى براى سينماى ايران خواهد بود؟ سالى پر از تماشاگر، پر از نقدهاى اميدواركننده پر از جوايز ارزنده و آدم هايى كه مشتاق مى شوند به سرمايه گذاران سينما بپيوندند؟ از روى اسم ها هيچ نتيجه اى نمى توان گرفت. حتى با ديدن تمام فيلم ها. اتفاق بايد بيفتد تا ببينيم چه مى شود!
|