شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۳ - ۱۶ محرم ۱۴۲۶
Sat, Feb 26, 2005
فرهنگ و پايدارى
۳۰۶۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
آرشيو
سينماى جنگ در جشنواره بيست و سوم فيلم فجر
پرداخت غيرمستقيم به مقوله جنگ
202731.jpg
ب . مهران

جشنواره فيلم فجر دوره بيست و سوم خود را نيز پشت سر گذاشت . در اين جشنواره كه معمولاً آثار برگزيده از محصولات يك ساله سينماى ايران به نمايش در مى آيد ۳۵ فيلم در سه بخش مسابقه ، ميهمان و خارج از مسابقه حضور داشتند .
امسال هم مثل سالهاى پيش ، آثارى در ژانر (گونه ) هاى مختلف به نمايش درآمد كه در مجموع ۵ فيلم به سينماى جنگ ، دفاع مقدس و حاشيه جنگ پرداخته بود.
در نگاهى دقيق تر به اين ۵ اثر مى توان گفت فيلم هاى «جايى براى زندگى» ساخته محمد بزرگ نيا ، «طبل بزرگ زير پاى چپ» به كارگردانى كاظم معصومى ، «پيك نيك در ميدان جنگ» از سيد رحيم حسينى با موضوع جنگ ايران و عراق ، «جنگ كودكانه» ساخته ابوالقاسم طالبى براساس مسائل حاشيه جنگ آمريكا عليه عراق و «گيلانه» ساخته مشترك رخشان بنى اعتماد و محسن عبدالوهاب با موضوع حاشيه جنگ تحميلى عراق عليه ايران توليد شده بود .
در اين گزارش نگاهى اجمالى به فيلم هاى ياد شده مى اندازيم.
گيلانه، تأثير ويرانگرى جنگ
«گيلانه» آخرين ساخته رخشان بنى اعتماد كه اولين فيلم وى با موضوع جنگ است، سال پيش به عنوان يكى از اپيزودهاى فيلم «روايت سه گانه» و با نام «ننه گيلانه» به نمايش درآمد و به شدت مورد استقبال منتقدان ، تماشاگران و هيأت داوران قرار گرفت . اين موقعيت ، بنى اعتماد را بر آن داشت تا فيلم خود را از «روايت سه گانه» جدا كرده ، با افزودن بخشى به ابتداى فيلم آن را به عنوان اثرى مستقل آماده كند . فيلم جديد با نام «گيلانه» در بخش خارج از مسابقه (بنا به خواسته كارگردان) به نمايش درآمد.
«گيلانه» كه به زندگى يك خانواده محروم در شمال كشور مى پردازد ، داستان مادرى است كه على رغم پيرى اش از فرزند جانبازاش نگهدارى مى كند و در آستانه عيد نوروز در انتظار دخترى است كه هر سال از راهى دور به ديدن آنها مى آيد .
فيلم ، روايت مصائب ننه گيلانه است كه اميدوارانه از پسرش نگهدارى مى كند تا روزى داماد شود . بنى اعتماد رنج ها و مشكلات اين خانواده روستايى را در امتداد روزهايى كه جنگ به پايان رسيده به خوبى به تصوير مى كشد . نمايش لحظات دشوار ، اما اميدوارانه اين خانواده دو نفره از نقاط قوت فيلم است ، گرچه پايان اميدواركننده و خوشى را نمى توان در آن سراغ گرفت . همچنين بخش اول فيلم كه اخيراً ساخته شده ـ گرچه تصاوير و فضاى روشنى از روزهاى شروع جنگ تحميلى به دست مى دهد ـ چندان در بخش دوم به كار نمى آيد و روايتى جداگانه از فيلم است . با همه اين مسائل «گيلانه» اثرى انسانى و تأثير گذار درباره جنگ است ، جنگى كه ويرانگرى اش تا پشت پرچين هاى يك روستاى دور افتاده نيز چنگ انداخته است.
جايى براى زندگى ، آشفتگى در روايت
«جايى براى زندگى» چهارمين ساخته محمد بزرگ نياست . اين كارگردان كه به ساخت فيلمهاى دريايى مشهور است براى نخستين بار به شكلى مستقيم به سراغ مقوله جنگ تحميلى ايران و عراق رفته است .
اين فيلم داستان يك خانواده سنتى را روايت مى كند كه در منطقه اى مرزى به كار پرورش ماهى مشغول اند . در روزهاى آغازين جنگ ، مردم منطقه را ترك مى كنند، اما «عيدى محمد» بزرگ خانواده در خانه اش مى ماند و در حالى كه اعضاى خانواده به قصد ترك منطقه از هم جدا مى شوند به دست نيروهاى عراقى مى افتد، با ورود نيروهاى ارتشى، دشمن عقب نشينى مى كند و عيدى محمد على رغم آزادى در آنجا مى ماند تا به رزمندگان خدمت كند.
فيلم «جايى براى زندگى» با آغازى مناسب همراه است ، اما با شليك اولين موشك به خانه عيدى محمد، فيلم روايت يكدست خود را از دست مى دهد و در گير و دار تعريف چند قصه مختلف دچار آشفتگى در روايت مى شود ، به ويژه اينكه سه داستان از پنج داستان فيلم نيمه تمام رها مى شود تا تماشاگر دست خالى از سينما بيرون بيايد . فيلم بزرگ نيا گرچه از بازيگران حرفه اى و طراحى صحنه مناسبى بهره مى برد، اما بزرگترين ضعف فيلم ، فيلمنامه آشفته آن است ، در ساختار فيلم نيز تأثير اين آشفتگى ديده مى شود و به همين دليل خيلى زود از حافظه تماشاگر بيرون مى رود.
طبل بزرگ زير پاى چپ يك اثر ضدجنگ
پس از عملياتى جنگى ، نيروهاى خسته دو جبهه نبرد از فرط تشنگى با مرگ دست به گريبان مى شوند، اين در حالى است كه حوضچه آبى در بين آنها قرار دارد و عاملى براى رويارويى بدون اسلحه نيروها مى شود .
اين خلاصه داستان «طبل بزرگ زير پاى چپ» هفتمين ساخته كاظم معصومى است . در فيلم معصومى چندان خبرى از انفجارهاى عظيم و سياهى لشكر و تيراندازى نيست و درگيرى دو طرف محملى است كه به مسائل درونى آدمها نظرى بيندازيم. آب كه نيروهاى ارتش دو طرف جنگ ايران و عراق را در يك منطقه محدود از هم جدا كرده باعث مى شود آنها گاهى دست از تيراندازى بكشند و به خاطر آب مقابل هم قرار گيرند، اما افسر ايرانى با قواعد جنگى با موضوع برخورد و به نيروى دشمن تيراندازى مى كند.
او كه دچار عذاب وجدان شده به خاكريز دشمن مى رود تا مورد تيراندازى واقع شود ، اما وقتى به آن سوى خاكريز مى رسد با تنها نيروى عراقى كه كشته شده مواجه مى شود .
فيلم معصومى جنگ را دستمايه اى قرار مى دهد تا روابط بين آدمها را بررسى كند ، اگرچه در اين تلاش تا حدى موفق مى شود، اما ريتم كند و ضعف در گره افكنى و نداشتن درام قوى ، فيلم را به اثرى خسته كننده تبديل كرده است .
طنزى ديگر در حوزه سينماى دفاع مقدس
پيك نيك در ميدان جنگ دومين ساخته سيد رحيم حسينى ، بعد از «نوروز» فيلمى با مضمون طنز در حوزه سينماى دفاع مقدس به شمار مى آيد .
سهراب چوپان ساده دل روستايى كه مسؤول نگهدارى احشام در جبهه است بر اثر يك اشتباه سر از خط مقدم در مى آورد و مشكلاتى را براى رزمندگان ايجاد مى كند ، او در نهايت با كمك برادرش كه فرمانده آنجاست توانايى خود را نشان مى دهد و در خط مقدم جبهه مى ماند .
فيلم حسينى گرچه از بازيها ، ساختار و حتى روايت يكدستى برخوردار نيست ، اما بزرگترين ويژگى اش را به عدم نمايش خشونت و تلخى جنگ وامدار است. در واقع در فيلم «پيك نيك در ميدان جنگ» عنصر طنز و شوخى به كمك سازنده مى آيد تا تصوير خشنى از جنگ ارائه نكند ، در فيلم هرگز با كشته شدن كسى مواجه نيستيم و به جاى آن با روحيه شاد، لطيف و ساده رزمندگان روبه رو مى شويم. به نظر مى رسد فيلم حسينى با نگاهى دوباره به فيلم و تدوين مجدد مى تواند به فيلمى بهتر تبديل شود ، اثرى طنز آميز در موقعيت جنگ، كه بعد از «ليلى با من است» مشابه آن را در سينما نديده ايم.
جنگ آمريكا عليه عراق
فيلم «جنگ كودكانه» ساخته ابوالقاسم طالبى اثر ديگرى است كه جنگ را در مرزهاى عراق مورد توجه قرار داده است . فيلم «جنگ كودكانه» داستان على ، پسر ۱۲ ساله اى است كه پس از حمله آمريكا به عراق ، همه اعضاى خانواده اش را از دست مى دهد . او براى پيدا كردن برادر يك ساله اش به طرف مرز ايران حركت و پس از مشكلات زياد او را پيدا مى كند ، اما در نگهدارى او با مشكلاتى مواجه مى شود و در اين مسير زنى به كمك او مى آيد تا برادرش را نگهدارى كنند . فيلم طالبى البته موضوع تازه اى دارد ، اما ريتم كشدار فيلم و نداشتن يك فيلمنامه جذاب «جنگ كودكانه» را به اثرى خسته كننده تبديل كرده است .
«تنهايى باد» سومين ساخته وحيد موسائيان نيز مسائل عراق را از زاويه ديگرى بررسى مى كند . اين فيلم به واقعه نسل كشى رژيم عراق در سال ۱۹۸۸ مى پردازد كه ۱۸۴ هزار نفر از كردهاى شمال عراق ربوده شده اند . در سال ۱۹۹۱ بعد از آزادى كردستان ، «هانا» از طرف سازمان ملل متحد مأموريت يافته تا درباره اين گمشدگان تحقيق كند . او در مسير با انبوهى از شناسنامه ها و اوراق هويت بدون صاحب روبه رو مى شود و در اين سرنوشت غمناك خود را مى يابد.نگاهى به اين چند فيلم ، اين نكته را به ذهن مى رساند كه در جشنواره امسال شاهد فيلمى با قواعد و ويژگى هاى سينماى دفاع مقدس نبوده ايم ، در حقيقت بسيارى از فيلمسازان عرصه جنگ و دفاع مقدس به تجربه كردن در ساير ژانرها روى آورده اند و برخى نيز امسال فيلمى را به جشنواره ارائه نكرده اند . امسال برخلاف سال گذشته كه دو فيلم پرهزينه و عظيم (در قواره سينماى ايران ) «دوئل» و «مزرعه پدرى» به نمايش درآمد فيلمى با موضوع جنگ و دفاع مقدس به نمايش در نيامد. فيلمسازانى نظير رسول ملاقلى پور، ابراهيم حاتمى كيا، عزيزالله حميد نژاد، مجتبى راعى، شهريار بحرانى و ... به ظاهر به ساخت آثار غيرجنگى روى آورده اند يا حداقل كم كار شده اند و اين مسأله اى است كه بايد آن را با ديدى دقيق تر بررسى كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |